noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 9

۷۹
۱۰۱۶
پ

زندگی از نگاه قرآن

49
با سلام. مدرسه زندگی از نگاه قرآن چه ویژگی‌هایی دارد؟
زهرا
تاریخ : ۰۸ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ دی ۱۳۸۶
با تشکر از سوال زیبایتان. آری مدرسه محدود است و در مدرسه رشته های مختلف تدریس می شود و گاهی معلمش هست، و گاهی معلم نیست، اسمش معلم است!! و رشته هایش با تعداد انگشتان به پایان می رود و دوره دارد و دوره ابتدایی، دوره راهنمایی، دوره دبیرستانی، و دوره احیاناً پیش دانشگاهی، دیگر در بسته شد. آنکه این دوران را طی کرد، دربسته شد، دیگر او را به این مدرسه راهش نمی دهند. او یا فارغ است یا قاطع است و یا خارج است. در هر کدام از این دوران گامی نهد، منسلخ و جدای از این مدرسه گشت. پس کلمه مدرسه در یک حدی قابل تعیین و تعریف است. و اما مدرسه قرآن، مدرسه یعنی چه؟!! ابتدایی یعنی چه؟ دوره راهنمایی یعنی چه؟ دوره دبیرستانی یعنی چه؟ رشته های محدود یعنی چه؟ اینها برای نادانان است. اما اینگونه باید بفرمایید: جهان لایتنهی زندگی یعنی غرق شدن به دریاهای جفر و عمیق قرآن است و قرآن را نباید تشبیه به مدرسه کرد!! بسیار عظمتش فروکش می کند،‌ و شکوهش به بازی گرفته می گردد. هرگاه بخواهند از قرآن سخن بگویند، او را لاحد بدانند و او را لایتنهی بخوانند، نه او را به نام مدرسه!! در او جهان علوی نهفته است و در او جهان سفلی نهفته است، در او جهان شور نهفته است، در او جهان شوق غوطه ور است. در او دریاهای ادب موج می زند، و در او دریاهای انسان شناسی به موج اند، در او دریاهای حکمت به لرزشند، در او دریاهای فلسفه و عرفان تلألو دارند. چه کسی می تواند به این دریاها رود؟ اگر به اندازه بودِ ستارگان عمرش به درازا شود، و اگر به اندازه کهکشانها به قدرت جسمی پر گردد، نمی تواند به ژرفای یک آیه از آنکه «بسم الله الرحمن الرحیم، والعصر ان الانسان لفی خسر» راه یابد. او چطور جرات می کند عظمت قرآن را به نام یک مدرسه زندگی بنامد؟ اینگونه باید بگوید: آیا من، منی که دهها سال در حکمت؛ منی که صدها سال در ادب و فرهنگ؛ منی که علوم پایه چون ریاضی و دیگر را در حد اعلا فرا گرفتم، می توانم مغز و معنی این آیه را بیابم که می فرماید: «بسم الله الرحن الرحیم، لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» یعنی «برّها» چی اند؟ نیک ها چی اند؟ نیکی ها در جسم اند یا در جانند؟ محسوس اند یا معقولند؟ و اگر معقولند آیا در عقولند؟ یا در نفوسند؟ و اگر در نفوسند، آیا از انفاس قدسی اند؟ یا از انفس لوامه یا انفس اماره یا انفس صادقیه یا انفس لامعیه اند؟ و اگر درجهان جبروت اند، آیا این برهای جبروتی با ملکوتی یکسانند؟ آیا برهای ملکوتی با ناسوتی همرازند؟ آیا برها را با «ب ر» تکرار باید دریافت؟ یا در جان جانان جستجویش نمود؟ آیا این بر را از دید چشمان و گوشها و زبان و گلبولهای خونی و تنظیم استخوانهای تن پیدایش نمود؟ یا مجردات روحانی را از عالم ناسوت به عالم ملکوت و از عالم ملکوت به عالم جبروت و از عالم جبروت به عالم مثل الهیه و از عالم مثل الهیه به عالم ذرات و از عالم ذرات به جهان داد و گرفت باید جستجویش کرد؟ یا وقتی به این عوالم سری زد در گوشه ای بنشیند و دو دستش را به روی سرش بنهد و بگوید من ماند که «بر» یعنی چه؟ این یک معنی از دهها میلیون معنی قرآن کریم است. ای گوینده آگاه: آیا یافتی که قرآن را نمی توان مدرسه زندگی نام نهاد؟؟ زیرا معرف باید از معرف اجلی باشد. تو چگونه می توانی زندگی را بیابی که آن زندگی را در لمعات و لمعان قرآن تصور یابی؟ زیبا آن است اگر 30 سال در مکتب استاد به درس فلسفه و حکمت و عرفان و تفسیر قرآن به دو زانو نشستی یکی از اینها که نام بردی ادعا بفرمایی که می توان جز مدرسه زندگی قرارش داد؟ و اگر هیچکدام این سیر زندگی را ننمودی، زیبا آن است لب را از قرآن فروبندی که نکند مورد خشم آن یار عزیز قرار گیری!! پشه کی داند که این ملک از کی است؟ در بهاران زاید و مرگش دی است!! آری اگر هدف از مدرسه زندگی در قرآن، احکام و واجبات و مستحبات باشد آنها را به یقین از رسائل مراجع عالی مقام خواهی جست.
پ

نظریه تکامل در قرآن هست؟

50
آیا نظریه تکامل با قرآن مطابقت دارد؟
نرگس
تاریخ : ۰۸ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ دی ۱۳۸۶
تکامل در متن قرآن هست برای هر موجود.
پ

کلمه الله

51
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند...سوالی داشتم در مورد مبحثی از تفسیر سوره ی مبارکه ی لقمان..که در مورد کلمه ی الله می باشد....اگر امکان دارد توضیح بدهید....با تشکر
شایلی از تهران
تاریخ : ۰۵ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ آذر ۱۳۸۶
ما الله را در رساله هامان مفصلا بحث کردیم از آن جمله در رساله سوره حمد موجود است. در صورتی که مایل باشید مراجعه شود تا به شما طی شرائطش داده بشود.
پ

اولی الالباب چه کسانی هستند؟

52
باسلام خدمت استاد گرامی : اولی الالباب از نظر قرآن چه کسانی هستند؟ لطفا آیاتی در این زمینه بیان کنید؟
مینا جبار زاده
تاریخ : ۱۸ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ آذر ۱۳۸۶
از اینکه صفات اولی الالباب را جویا شدید، همه اینها وابسته به بحث مهم تفسیر قرآن است. و بسیاری از آیه ها را لازم است به تفسیر مهمش بپردازند تا معنی این صفت رو آید. اما برای اینکه مقداری از مبنایش آگاهی یابید اولو به معنی صاحب. صاحب یعنی انسانی که در گفته اش ثابت، در عقیده اش ثابت، در دیدگاهش ثابت است. اینها را اولو نامند. و «الباب» جمع «لبّ» است، لب هم به معنی خرد و خردمندان و عقل ورزان. آنهایی که کارشان با شیوه های خرد در ارتباط است، نه با شیوه های احساس و موهومات. هر کس که هم در عقیده اش محکم و هم در روش و کارهایش با تفکر و خرد انجام شود، اینها عنوان اولی الباب را دارند. دیگر آیه های فراوانی در متن قرآن کریم است که آن جایش سایت نیست و اگر نیاز مبرم بر آن دارید طی شرائطی باید برای شما توضیح داده بشود.
پ

هدف از وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُکُم

53
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرانقدر: استاد سؤالی داشتم در مورد آیه 46سوره مبارکه انفال .می خواستم بدانم در این آیه منظور از "وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُکُم چیست؟چون احساس می کنم یک نکته روانشناسی دارد ولی من درست متوجه نمی شوم. همچنین می خواستم از زحمات صحابه درسی شما نیز تشکر کنم مخصوصا خانم زاهدی که ما را با شما و تحقیقات ناب شما و مکتب شما و منزل شما و برنامه های شما آشنا کردند.
نرگس
تاریخ : ۱۶ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ آبان ۱۳۸۶
ظاهر این آیه مزاح کردن، جدال نمودن و حرفهای بیهوده را ممنوع فرمود و آنچه از ظاهرش بهره گیری می‌شود، این است که در گفته‌ها به جدال نروید، به شوخی نپردازید که وقر و سنگینی شما نابود خواهد شد. اما به تفسیر این آیه نمی‌پردازیم، الا اینکه جدال تا چه حد نابودی شکوه را به همراه دارد؟ آیا آنکه اقدام به جدال می‌کند، یا آنکه جواب را از جدال می‌دهد؟ حق این است که بگوییم هم مقدِم در جدال و هم مجیب در جدال وقرشان و سنگینی شان و شکوهشان نابود خواهد گشت. اما کی؟ آنگاهی که جدالها بیهوده باشند، ولی اگر جدالها در جهت باشند، هیچگاه شکوه و وقر نابود نخواهد شد. اما رفتار مضحکانه، که همان شوخی‌های بی‌مورد و با مورد باشد، در صورتیکه فاحش گردد، یعنی از حد بگذرد، از حد متعارف به حد کثرت فرار رسد، هم وقر شوخی کننده و هم وقر گوش کننده نابود خواهد شد. یعنی آنکه اقدام به شوخی می‌کند، هر چقدر هم عظمت علمی و فرهنگی در او باشد، طبع سالم نمی‌پذیرد و رفتار او را از جرگه زیبایی‌ها به دائره زشتی‌ها تبدیل می‌نماید. لذاست پیامبر اسلام برای تنوع در محیطشان اقدام به نوعی این شوخی می‌فرمودند، آنهم بسیار اندک و مختصر. نوعی بیانشان بود که هم طرف تکانکی بخورد و هم به حقارت نرسد. مثلاً چندین دانه خرما در ظرفی موجود بود و هر کس تعدادی از آنها را میل نموده بود، یک عدد از آنها را حضرتش برمی‌داشتند، یا اضافه می‌نمودند، و وی را متوجه که شما بیشتر خرما میل کردید یا کمتر. این نهایت مزاح رسول‌ا... بوده. آنهم به افرادی که فوق‌العاده به حضرت نزدیک بوده‌اند، از نظر خون، از نظر محرمیت. اما از آنکه می‌گذشت، خیر، اقدام به مزاح و شوخی نمی‌کردند. پس مزاح گرایان و بذله گویان ریح و آبروی وقارشان در خطر است.
پ

سوره یاسین

54
با عرض سلام این که در سوره یاسین آمده است که ما هر که را عمر دراز دهیم به پیری در خلقتش بکاستیم آیا تعقل نمی کنید چیست؟
الهه
تاریخ : ۱۶ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ آبان ۱۳۸۶
این نیاز به تفسیر مفصلی دارد که سایت جای آن نیست. اگر مایلید به نحوی دگر در تماس تا به جواب برسید.
|<< << < ... 4  5  6  7  8  [9]  10  11  12  13  14  > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.