noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 11

۷۹
۱۰۱۶
پ

تغییر خصوصیت در انسان

61
باعرض سلام و تبریک به مناسبت میلاد با سعادت امام حسن عسکری(ع) خدمت استاد محترم: استاد,از شما خواهش می کنم به دو سوال من پاسخ دهید:1-منظور از تغییر در آیه مبارکه"لا یغیر الله بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" چیست؟2-چه کار باید بکنم تا بتوانم شخصیتم یا یک خصوصیتم را تغییر دهم(یک تغییر پایدار و ماندنی)؟ با نهایت سپاس از شما
نرگس
تاریخ : ۰۶ اردیبهشت ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶
ممنون از اینکه میلاد مولانا و سیدنا و اصل اصل الولایه یعنی آنکه از عین اش، عینیت قائم(عج ا.. تعالی فرجه شریف) عین یافت، فرمودید ممنون و سپاسگذار هستیم اما جواب از این آیه مبارکه «ان ا...لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» ظاهر این آیه بعضی از مفسرین، دوران موسی و فرعون و طرفداران موسی و فرعون بهره وری نموده اند. از آن جمله یک «قبطی» یعنی طرفدار فرعون و دیگر از یاران موسی، هر دو کنار جوی آبی نشسته بودند، چون حضرت موسی نفرین کرده بود که آنهایی که در مسیر ضد من اند نعمت را برآنها عوض کن و آن شد. یعنی یک ظرف در اختیار هر دو تن بود، یکی از آنان ظرف را به آب نیل می زد، یا آب دگر، همینکه می خواست بنوشد به چهره خون مبدل می شد، و دیگر با همان ظرف از آن آب استفاده می کرد، آب به حال خود بود و عوض نمی گشت. این دو با یکدگر سخن گفتند. که چرا اینگونه است؟ آنکه طرفدار موسی بود به جواب درست برآمد: ای دوست آب یک آب است ولی نوشنده آب غیر آن است!! تو چون موسای حق را قبول نداری، آب به صورت خون می شود، طبق نفرین موسی که در متن قرآن موجود است. اما من که این را می نوشم و معتقدم بر موسای حق آب به حال خودش باقی است. خدای متعال تغییر نعمت نمی دهد، جز اینکه انسان خودش را عوض کند. یعنی اگر نعمتی خدای متعال به تو انسان داد، قدر آن نعمت را بدان که آن نعمت به شکل خون نشود و از تو هجرت نکند!!!! واقعاً این است. تو انسان هرگاه توفیقی در کمال یافتی قدر آن توفیق و کمال ات را نگه دار تا از تو دور نشود، و آن آرامش کمال و آرامش توفیق به صورت جزر و مد دریاها از بلا و شیون ها گردد، «ان ا... لا یغیر ما بقوم» خدا هیچگاه کسی را از او نعمت نمی گیرد بلکه خودش موجب سلب نعمت می شود. همه جهان باید بدانند هرگاه به توفیق نعمت رسیدند به شکرش بپردازند نه به نقص اش. و هر آنگاه به شکر نعمت پرداختند آن نعمت زیباتر و محکم تر و با وفاتر می شود و اما اگر به کفران نعمت یعنی به جای سپاس به عناد رفتند ، به جای سپاس به نادانی رفتند، به جای سپاس به عدم قدردانی اقدام نمودند، همان نعمت از آنها گرفته می شود و به صورت عذاب مبدل می گردد. این معنی «ان ا.... لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» می باشد جان مطلب این است: ای عزیز دانا! اگر نعمتی، نعمت استادی، نعمت کمالی، نعمت رحمتی، برایت دست داد محکم حفظ اش کن تا آن نعمت عالی و سرفراز بماند. و اگر محکم حفظ نکنی، به یقین بدان خود آن نعمت عوض خواهد گشت زیرا نعمت در برابر نقمت توان ماندن را ندارد. آفرین بر شما که این پرسش را نمودید. سراسر این آیه انسان ساز است.. کدام انسان؟ انسانی که غرق نعمت است آن نعمت را چندین برابر گرامی بدارد چه کند انسان عالی باشد؟ همین ها را مراعات کند. یعنی بهای نعمت را چندین برابر نهد، اگر نعمت یک پرو بالی روی سر انسانی افکند، این پر را با دررهای جانش حفظ کند نه اینکه مقداری از آن نعمت را گرفت این پرو بال بسوزاند!! آنجاست که از مرحله عالی انسانی بویی نخواهد برد. امکان دارد ظاهراً خویش را قانع کند، ولی سخت در اشتباه است. رحمت های تعالی مقام انسان از شکر نعمت است و بس. نمی دانم یافتید؟ نمی دانم دانستید؟ یا مانند دیگر تکررها از اشراق چشمت عبور کرد و طی شد؟ این خود هستی که باید بیابی اگر بخواهی؟ و اگر بخواهی بمانی و اگر نمانی نیابی!!
پ

عذاب

62
آیا زیاده گویی راجع به عذاب الهی موجب ایجاد ترس نمی شود و اگر چنین است آیا این ترس انسان را از عرفان واقعی دور نمی سازد؟ و آیا اعمالی که از ترس باشد دارای ارزش هست یا فاقد ارزش؟( البته با توجه به این که یکی از اساسی ترین استنباطها در این زمینه تاثیر ترس بر ادامه انجام گناه می باشد آیا باز هم انسانی که نیت فاعلی کاری داشته و از ترس آن را انجام نمی دهد یا می دهد اگر واجب باشد باز این کار نیز غیر اخلاقی نیست؟ از پاسخگویی بسیار زیبای حضرت استاد که خوشبختانه به هیچ فرقه و گرایشی آلوده نیست (رئالیسم) سپاسگزارم. از پرگویی (و احتیاتا نظر دادن) با اطلاعات خیلی کم عذرخواهی مجدد.
حسن از خمین
تاریخ : ۳۱ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۶
بحث شما به این سادگی قابل تعریف نیست، ما مراجعه به آیات قرآن می کنیم می بینیم آیات عذاب فراوانند باز مراجعه به آیات قرآن می کنیم می بینیم آیات رحمت فراوانند. چگونه این را باید بررسی کرد؟ آسوده شبی خواهد و خوش مهتابی!! باید مدتها زانو در مکتب استاد بزنند تا این دو امر به زیبایی برای آنها روشن گردد. و جایش در این چند سطر سایت نیست.
پ

نعمت

63
در آیه صراط الذین أنعمت علیهم منظور از نعمت چیست و حضرت حق به چه کسانی نعمت داده اند؟ ممنون از شما
هاجر تاج از تهران
تاریخ : ۲۱ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ فروردین ۱۳۸۶

اما در تفسیر نعمت و صراط، به این سادگی نمی توانیم شما را جواب گوییم. حداقل 2، 3 ساعت زمان لازم دارد که نعمتی که در صراط است که بسیاری از عرفای حق عصمت اللهی فاطمه را دانند یا دیگر از معصومین را، باید به تحقیق اش پرداخته شود.

پ

توضیح در آیه 79 سوره کهف

64
با عرض سلام و خسته نباشید می خواستم در مورد آیه 79 از سوره مبارکه کهف بپرسم آیا در اسلام کسی اجازه دارد نفر دیگری را که به خوی کفر یا طغیان است از بین ببرد؟ حتی اگر آن شخص عالم باشد؟ لطفا اگر ممکن است توضیح بدهید. با تشکر فراوان
اللهیاری
تاریخ : ۱۸ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ فروردین ۱۳۸۶
اینگونه سوالها را زیبا آن است که از هر شخصیتِ علمی، یعنی مجتهد عالی مقام که از او تقلید می نمایید، از محضر مبارک ایشان جویا گردید.
پ

نزول قرآن

65
با سلام خدمت جناب حاج آقا موسوی: سوالاتی در رابطه با نزول قرآن داشتم 1) چرا خداوند کتاب قرآن را مانند کتاب تورات یکجا نازل نکرد؟ با توجه به اینکه از ابن عباس روایت شده که یهودیان و مشرکان از پیامبر سوال کردند: چرا قرآن مانند تورات یکجا نازل نشد؟ در پاسخ به این اعتراض قرآن صریحا آن را رد نمی کند بلکه در این مورد سکوت نموده و صرفاَ به بیان نزول تدریجی قران می پردازد. 2)درباره نزول قرآن و فرق بین (انزل ) و (تنزیل ) توضیح دهید. 73)منظور از نزول دفعی و تدریجی قرآن چیست‌؟
شوکا از تهران
تاریخ : ۰۸ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ فروردین ۱۳۸۶
پرسش تان پیرامون نزول قرآن، شما چه حق دارید در کیفیت نزول قرآن بحث کنید که «چرا؟». کلمه چرا را نباید تذکر دهید، باید بفرمایید اگر بخواهیم بفهمیم، چگونه بفهمیم؟ پس اصل سوالتان ناقص. آری همگان برآن نیستند که قرآن به تدریج آمد، بعضی برآنند در مدت 23 سال، نجم نجم بر رسول نازل شده. اما عقیده بسیاری از محققان و فلاسفه متأله برآن است که اول آفریده حق حضرت رسول بودی، و قرآن هم با رسول در همان جهان لایتنهی همراه بود. اینکه قرآن در عالم ناسوتی آمد، برای آن بود که احکام را از متن قرآن حضرت حق به جهانیان ارائه دهد، و الا عینیت قرآن با عینیت رسول ا.... میلیارد میلیارد سالیان پیش بوده و همراه بود. در فهم این عبارات باید تامل بشود! پاسخ به سوال دوم: «انزل» این هم لغوی است. «انزل» از بابت افعال (باب افعال کارش متعددی است)، «تنزیل» از باب تفعیل. «انزل» یکباره با جبر فرود آمد، «تنزیل» پذیرای فرود آمدن شد، که اینها باید در جای خود روشن گردد، نه به عنوان لغت. یعنی آیه هایی که مفهوم تنزیل دارند، توضیح داده شوند، تا بفهمند ورود قرآن در جهان ناسوت چگونه بوده؟ و آیاتی که حکایت از یکباره فرو آمدن را دارد نیز توضیح داده شود، تا لغت انزل و تنزیل با پیوست به آیات خود روشن گردد. و الا اگر لغوی معنی شود، نه مفهوم انزل و نه مفهوم تنزیل به خوبی روشن خواهد گشت. جواب از سوال سوم: تفاوت دفعی در قرآن، یعنی نزول یکباره بر قلب مقدس رسول ا...(ص) و تدریجی اندک اندک بر قلب حضرتش وارد. این لغوی است یعنی این جوابی که داده شد، لغوی است. اگر مایل به فهم کامل باشند، حداقل 10 جلسه هر جلسه 1 ساعت باید از استادی که در این زمینه متخصص باشد مطلب را فراگیرند.
پ

جفت انسان

66
آیا انسانها چندین جفت دارن آیا هر انسان با جفت واقعی خودش ازدواج می کند آیا انسان برای رسیدن به کمال کمبودی در روح خود که جزو وجود الهی خودش می باشد دارد که آن در وجود جفت خود می باشد و با ازدواج آن را دریافت می کند آیا این وجود الهی نداشته را فقط از جفت اصلی خود دریافت می کند یا از همه جفتهایش 3):عشق بین زن و مرد که از ظاهر و غریزه نباشد و چون بیشتر از پدیده های مادی دیگر جلوه الهی را در یکدیگر مشاهده کنند چه درجه ای از کمال را می آفریند. با تشکر پریسا حاجی زاده دانشجوی ترم دوم پزشکی
پریسا حاجی زاده از تهران
تاریخ : ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۵
موضوع جفت؛ ما نمی فهمیم هدف شما چیست؟ عبارتی هست که هرانسان سنخیت باید با همسر داشته باشد و آن همسر واقعی او در عالم جبروت (که همان جهان داد و گرفت باشد) یا عالم ذرات، به هم مرتبط شدند. اگر در جهان ناسوت که این جهان باشد، یکدیگر را یافتند، نسل آنها به کمال واقعی خواهد رسید و اگر در غیر آن باشد، آن کمال واقعی کمتر خواهد بود. و این به آن معنی نیست که اگر یابیده نشد به سعادت نرسد، نه. اگر لایق برای سعادت نباشد، نخواهد رسید. جواب از سوال 3: اتفاقاً این بهترین عشق الهی است که بین زن و مرد برای گذر یا اشباع عدد تناسلی نباشد. چون عشقی که از گذر یا برای غدد تناسلی باشد با نابود یا کم شدن غدد، عشق هم نابود می گردد. ولی عشقی که به منهای این پدیده باشد، دوام و بقایش اگر واقعی باشد، فراوان تر خواهد بود.
|<< << < ... 6  7  8  9  10  [11]  12  13  14  >

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.