besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ

۱۰۱۳
پ

حرکت

1
موجودی که کمال مطلق است حرکت در او متصور است یا خیر؟
مصطفی ضرغامی
تاریخ : ۲۵ فروردين ۱۳۹۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ فروردين ۱۳۹۸
پاسخ: پیش از اینکه به این پرسش پاسخ دهیم بهتر است تعریفی از موضوع حرکت داشته باشیم. فلاسفه از دو نوع تغییر سخن می‌گویند: تغییر دفعی و تغییر تدریجی. تغییر دفعی، تغییری است که در «آن» رخ می‌دهد. در این‌گونه تغییر، ما شاهد زوال چیزی و حدوث چیز دیگری هستیم. برای مثال چوب بر اثر سوختن به خاکستر تبدیل می‌شود؛ از این جریان، به کون و فساد تعبیر شده. چیزی زایل و فاسد می‌شود و چیز دیگری در جای آن حادث و موجود می‌گردد؛ یعنی ماده صورتی را از دست می‌دهد و صورت دیگری را می‌پذیرد. اما نوع دیگر از تغییر، تدریجی است. موجودی رفته‏رفته از مبدأ دور و به مقصد نزدیک می‏ شود؛ این تغییر تدریجی را «حرکت» گویند. به‏عبارت کامل‏تر، حرکت زمانی مصداق پیدا می‏ کند که مبدئی برای حرکت باشد، موجودی از مبدئی به مقصدی روان شود تا به منتها که مطلوب (کمال ثانی) اوست برسد. اما پرسش اینجاست که اگر وجودی خود کمال مطلق باشد آیا حرکت برای او مصداق دارد؟
نظر اکثر فلاسفة اسلامی بر این است که حرکت از مختصات جسم و محدود به عالم مادی است. حرکت در جایی است که شیء دارای دو حیثیت بالقوّه و بالفعل باشد تا قوّة آن به فعلیت برسد؛ لذا تنها جسم است که مرکب از ماده و صورت و دارای حیثیت بالقوّه و بالفعل است. پس همین‏ جا پرسش شما پاسخ داده می‏شود و می‏ فهمیم خدای متعال با حرکت توصیف نمی‏ شود؛ بعلاوه حرکت و سکون همواره با هم و پشت سر هم واقع می‏ شوند. پس هر موجود که با حرکت توصیف شود، جایز است که با سکون نیز وصف شود. در حالی‏که این دو صفت، جزء اعراض حدث و صفات مخلوقات هستند و خداوند متعال از این دو منزه است.

پ

هدف از آفرینش

2
سلام،پسر ۲۲ ساله ای در مسائل عمیق فلسفی فرو رفته و اینکه هدف از آفرینش چیست و خدا از کجا آمده و اظهار میکند اگر میگویند این دنیا محل آزمایش و امتحان است چرا او را به اجبار به این دنیا آوردند و مورد امتحان قرار داده اند با خدا مشکل دارد وگله می کند و میگوید نا عدالتی است و...هیچ کوتاه نمی آید هر چه میگوییم درس و دانشگاه و همه چیز را رها کرده حاضر نیست رویه طبیعی زندگی را ادامه دهد و به عنوان مثال میگوید اگر من مهندس یا دکتر شوم به درد روح من نمیخورد پس بی فایده است قصد خودکشی دارد و میگوید تشنه ی حقیقتم به شدت احساس پوچی میکند و هیچ چیز این دنیا را نمیخواهد آشفته س و ارتباط اجتماعی حتی با خانواده ندارد به شدت گوشه نشینی میکند و ازصبح تا شب تنها کاری که میکند پشت لپتاب مینشیند و میگوید چه فرقی میکند عمرم چگونه بگذرد.راهنمایی بفرمایید چه میتوان کرد در قبال چنین افکاری؟
مهدیه علی پور
تاریخ : ۰۱ بهمن ۱۳۹۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۹ بهمن ۱۳۹۷
خانم مهدیه علی پور/باسلام
متن ارسالی شما دریافت شد.
پاسخی چندجمله ای برای حل مشکلات ایشان موثر واقع نمیشود زیرا حالات این فرد ناشی از ضعفهای جسمی و اعصاب و روان است که باید تشخیص داده و برطرف شود .
پیشنهاد می شود این فرد با مراجعه به متخصصین جسم و روان راهکارهای عملی مناسب دریافت کند .
پ

سپاس

3
با عرض سلام خدمت شما حضرت استاد.
در لابلای مطالب پر از عظمت کتاب نفس قدسی الهی، به حکایت حضرت ملاصدرا(اعلی ا...مقامه) و شاعری بنام متنبی، که انقلابی خاصه در حضرت صدرا ایجاد نمود برخوردم؛ و این جمله که اوج سپاسگزاری حضرت ملاصدرا (اعلی...مقامه) از استادیست که موجبات حیات معنوی ایشان را فراهم نمودند را دیدم که در لحظه لقاءاللهی اشان اینگونه بیان فرمودند:
ای معبود کمالم، میدانی با این شعرت چه غوغایی به من حوالت دادی؟!
چه قدرشناسانه، هم به زبان و هم در عمل خاک مزار ایشان را توتیای چشم نمود و نام و یادش را با خلق اثراتی انسان ساز، زنده نگاهداشت؛ آن هم فقط و فقط به جهت شعری که ایشان را متنبه نمود و وای بحال من و ما نوعی که در مقابل نابیت مطالب شما که چینش آنها در کنار هم بگونه ایست که از ساخت مبتدی آغاز و به تربیت متبحرین در امر اتمام می یابد، چه پاسخی بیابیم که در خور باشد!!!
حضرت استاد همانطور که همیشه می فرمایید وقتی دلی آماده باشد؛ و دم گرم و پتک بیانات عرفانی استاد، بر سندان قابلیت او فرود آید، نتیجه اش انقلابی گسترده و فراگیرست که او را در بر می گیرد و بشرط استمرار و مداومت و طی مراتب و منازل به آنچه سهمش هست میرسد. بحمدالله صحابه درسی شما در بطن این فیض و عنایت قرار گرفته اند و امید است در این ماه مبارک رمضان که میتواند ماه مقیاسی باشد که بفهمیم ازسال قبل تا امسال بگونه ای بودیم که بواسطه تاثیرنفَسِ حق حضرت شما، تغییراتی داشته باشیم یانه، سپاسی فوق هرسپاس به محضر شما داشته باشیم چرا که نهایت بی انصافیست اگر داشته های قبلی مان را داشته فرض کنیم زیرا واقعا آنچه از خیر دنیا وآخرت نصیمان گشته در لابلای درسهای الهی شما که نقل سینه به سینه است و برخاسته از اندیشه ایست که متوجه به حق بوده و به صورت نوای جان شما در مطالب ناب شما تجسم یافته و جان فلسفه و حکمت و عرفان را نمودار ساخته و موجبات هدایت انسانهایی را فراهم کرده که طالب و جویای حقند. حضرت استاد ممنونم بینهایت ممنونم که صحابه درسی و دانش آموخته های لجنه درسی پر برکتتان را از برکات خاصه حکمت متعالیه بهره مند فرمودید. امید که با پیاده کردن دروس جاندار و زنده شما در زندگی و همچنین با گرفتن گوشه کاری از کارهای کلاس، ممنونمان از زبان به عمل ارتقاء یابد. ممنون و ممنون و ممنون...
roya mohammady
تاریخ : ۰۱ خرداد ۱۳۹۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ خرداد ۱۳۹۷
پ

سپاس از استاد به مناسبت روز معلم

4
با عرض سلام به محضر حضرت استاد

خدا را بینهایت شکر که این توفیق نصیب شد تا عهدی را درک کنیم که حضرت استاد در آن به سیر فلسفه و حکمت و عرفان پرداخته و طالبین این وادی را شربی مدام از چشمه سار توحید و نبوت و ولایت و عصمت نصیب فرموده و مفتقران این وادی را از زلال علم فلسفه و آگاهی به گنجینه های الهی سیراب نموده و جایگاه واقعی و رفیعی که لایق اوست را به او نشان داده و میدهید و خواهید داد.

حضرت استاد مثل روز روشن است که نحوه آموزش و نظم شما فرا زمینی است و فقط و فقط خاصه یک استاد نحریر و فرزانه است.

حضرت استاد دلمان خوش است که در حد درک مان، با زبانی الکن و گفتاری ناقص، نه فقط این روز را بلکه توفیقات فوق العاده شما را در انجام رسالت نابتان تبریک عرض کنیم و بگوییم که از شما ممنونیم.بینهایت ممنونیم.
رویا محمدی
تاریخ : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷
پ

سپاس

5
خدایا سپاسگزاریم، شاکریم و ممنونیم که سینه ما را، تیررس آماج این درر غلتان قرار دادید آن هم در زمانی که از عهد حضرات معصومین بظاهر و باطن دور بوده و باور نداشتیم ما را در حریم و مهبط علمی و الهی که متبرک به وجود نگینی گرانبها از سلاله شریف آن بزرگوارن است قرار بدهی. در این لجنه درسی، هر روز که می¬گذرد بارش و فیضان و جلوه و نورانیت و نوآوری های این کلام الهی که مبدا و منشا آن طبق فرمایش حضرت استاد، نبوت و ولایت و عصمت است بیشتر و بیشتر شده و تحیری فزونتر را حاصل می نماید. چرا که از جهتی عجز و ناتوانی و از جهتی عزتمندی این مخلوق اعجاز آمیزِ حضرت باریتعالی، یعنی حضرت انسان و رسالتی که او را از قرب به بعد هبوط داده، بیشتر نمایان می گردد.
حضرت استاد، همان گونه که علم اجمالی را کسی می¬فهمد که فوق بر مجمل و مجمل منه باشد، ارزش و حق زحمات شما و سپاس از دروس و بیانات و تبیین و تفسیر و تحقیق و روشنگری های ناب و زحمات بی دریغ حضرت شما را، کسی می¬فهمد و می¬تواند بجا بیاورد که بفرموده حضرت شما 30 سال تلمذ خاضعانه ، با دیدی خیر و درک و حدسی عالی، به اوج علمی رسیده باشد که امید است تک تک صحابه درسی شما با عنایت فوق العاده شما، این روز را تجربه کنند الهی سلامت باشید و امیدواریم این ممنون دست و پا شکسته را از ما بپزیرید ان شاءالله
رویا محمدی
تاریخ : ۲۷ فروردين ۱۳۹۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۷
پ

تبعیض

6
با سلام خدمت آقای سید علی موسوی استاد فلسفه، حکمت و عرفان
می دانم که اکنون باید از شما سوالات علمی بپرسم ولی آنچه ذهن مرا به خود درگیر کرده است چیز دیگری است که استدعا دارم پاسخ بدهید.
استاد محترم چرا هر چقدر در هر اجتماعی که می روی دلسوزتر باشی برای آن فضا بی اهمیت تری!
و می بینی برای فردی که بیشتر مواظب خود و زندگی خودش است حتی در محیط کار حواسش به ایده آلها و چیدمان زندگی شخصی اش است که زیادی کم نشود، او را بیشتر از تو در کارها و امور می خوانند در حالی که تو هم آن قدر جنم داری که آن کار را انجام بدهی؟
مگر نه این است که باید وقتی وارد هر محیطی می شوی فضای خارج را پشت در بنهی و وارد شوی، زن و فرزند و آینده و ...
انگار فقط به آن محیط کاری و خواسته های آن تعلق داری حداقل تا پایان ساعت کاری که در آن فضا هستی.....
چرا کسانی که خودخواه ترند و خودپسندتر، کمتر برای کارهای محیط کار دلسوزی می کنند، چه حیف و میل ها که از هزینه ها و ابزارهای آن محل می کنند، ولی ...بله می دانم عالم محضر حق است ولی من در آن اجتماع کوچک مشغول کار هستم... به گونه ای خانه اول من، فکر اول من در زمانی حدود 9 ساعت از روز آنجا طی می شود
حتی بزرگی که در آن محیط کاری است هنگام انتخاب تو که داری این همه مراقبت و مواظبت می کنی را به راحتی کنار می گذارد و موقع اسم دادنها که می شود دیگری را می گزیند.
مدتی به مسئول بخش اعتراض کردم...
اولش گفت تو خیلی متوقع هستی ... واقعا چه توقعی؟
ولی آخرین بار گفت دلسوزانه بهت بگم .... سرتو بنداز پایین و آسته برو آسته بیا که همین را هم از دست می دهی.... هی حق حق نکن و زیادی هارت و پورت کنی این یه لقمه نان را هم از دست می دهی!
و الان من خفه شده ای هستم که با چشمان باز می بینم پاچه خواری، لبخند زدن به رئیس داشته باش ولی زیر کار قضیه هر چه هستی و هر که هستی...
واقعا چرا؟
رضا اوحدی
تاریخ : ۰۳ شهريور ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶
آری، وقتی انسان تجربة تلخی دربرخورد با اطرافیان داشته و دارد و ناکامی‌هایی در این مسیر برایش حاصل شده و می شود، ناخودآگاه روانی آزرده از اجتماع را برای او به ارمغان می آورد. در مرحلة دوم این تجربة تلخ فرضی را به عموم افراد اجتماع تعمیم می دهد و دنیا را تاریکی مطلق می بیند و به تبع آن اثرات سوء دیگر...
اما این را بدانید از آغاز خلقت بشر اولین سخن ملائک به حق همین بوده که: أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء؟! نوع بشر قبل از آنکه انسان باشد حیوانی ناطق است و خودنگر؛ موجودی که گویا همراه تپش قلب و گردش خون در پیکرش، میل و هوی او هم در تمامی افعالش سرک می کشد مگر آنکه از حیوانیت قدمی فراتر گذارد و بویی از انسانیت از او استشمام شود... این واقعیتی است که در این عالم حاکم است. اما چه باید کرد و چگونه باید زیست که تار و پود هستی انسان زخمی نشود؟
فلسفه و حکمت متعالیه که در محضر استاد آموخته ایم به ما می گوید: اولین و مهمترین موضوع در برخورد به بی عدالتی ها این است که انسان خود غنی باشد. چون هر چه خلأ درونی او بیشتر باشد، در برخورد به بی عدالتی ها و ناملایمات و کاستی های دیگران ضربة بیشتری خواهد خورد. اما اگر خود مملو از حکمت متعالیه باشد و علت و ریشة افعال مردم و انعکاس آن را به خوبی بداند، دیگر افراد را به اندازه ای که هستند می پذیرد نه بیشتر و تمام انتظارها را می بُرد... راهی نیست جز اینکه اگر احتمال تأثیر هست تذکر بدهیم ولی خویش را آلودة جدال نکنیم و بدانیم چنین بی عدالتی هایی حتی در همة زمان ها بوده و خواهد بود.
و چه خوب است در برابر ساعت هایی که انسان در برابر این بی عدالتی هاست حداقل ساعتی را برای علم و حکمت بگذارد تا اندک اندک آنقدر آگاه و مسلط شود که بتواند با افرادی این چنین مانند یک بیمار برخورد کند که نیاز به کمک دارند تا حداقل خود کمتر ضربه ببیند؛ و این دیدگاه برای یک انسان میسر نمی شود مگر اینکه زندگی خود را در جهت کمال و استغنای درون سوق دهد.
ان شاء الله موفق و موید باشید. باتشکر
منبع: سلسله تدریس های معظم له از جلد اول اسفار، بحث وجود و ماهیت

[1]  2  3  4  5  6  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.