noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 6

۵۳
۱۰۱۶
پ

شناخت خدا

31
با عرض سلام خدمت استاد ارجمند این بنده حقیر با خواندن مطلبی از مطالب شما استاد گرامی سوالاتی برایم پیش آمده است امیدوارم با جوابهای شما استاد عالی قدر مرا از سر در گمی نجات دهید. من با خواندن مطلبی با نامه"خدا انرژی نیست "این سوالها برایم پیش آمد 1-بنظر شما تا کی انسانها به نسبت معلومات زمان خود خدا را تعریف خواهند کرد؟ 2-چگونه می شود خدا را آنچه هست شناخت و شناساند؟
المیرا از تهران
تاریخ : ۲۸ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۶
بله در جواب شما ما متشکریم از اینکه با ظرافت به گفته های سایت عنایت می فرمایید. انسان اگر بخواهد ظرافتِ علمی را به زیبایی یابد، هم عمیق و هم انیق شود. کدامیک از این دو مقدم اند؟ فرو رود و باریک؟ یا باریک شود و فرو رود، تا از خطرهای حادثه عبور نماید و به حق برسد؟ کدامیک؟ ندانم؟! تا انسان عمیق و انیق نشود، از روزنه های پر خطرِ حادثه ها به بهترین وجه عبور نخواهد نمود. و انشاءا... شما از آنهایی هستید که با این دقت در صورتی که پیگری مطالب علمی و فلسفی و حکمی را بنمایید، تا حدی به جایی راه خواهید یافت. و اما اینکه «خدا انرژی نیست» من از این کلمه ناراضی ام که با دیدم یا با بیان ام بیان کنم. یعنی ساحت مقدس حضرت باریتعالی منزه از این نسبت هاست. همیشه باید گفته ها یا معادلی باشند، یعنی مانند هم باشند یا مقیاسی باشند که مقسم و مقسم الیه باشد. از هر دو گذر حضرت باری را به این بیانی که شده نه عِدل می توان گرفت و نه مقیاس می توان نمود. پس بهتر آن است که بار دگر به عنوان اینکه او انرژی نیست خودداری گردد و در سکوت بماند. اما اینکه تا کی بشر با ارکان علمی خود و تفکرات خود و نیروهای درونی خود به حق و باریتعالی راه یابد، این هم نظیر همان مطلب اول است، منتهی با نوعی دگر. بشر آفریده است، او آفریدگار است. آفریده را چه رسد که بخواهد حد آفریدگار را بیابد؟! نم چگونه تواند به یم راه یابد؟ این تصور غلط است! یعنی نم از کجا می تواند به یم، به دریای بیکران و قلزم های لاحد و نهایت را بیابد؟!! یا ماهی ایی که کور و نابیناست، تنها با شش هایش درخواست تنفس می نماید، از کجا می تواند حد و نهایت و قطر و اندازه دریای بی نهایت را بیابد؟! او باید بداند دریا هست، او باید بداند که حیات او از دریاست. او باید بداند که اگر دریا نبود، اویی نبود. تا این حد لازم است. اما دریا چیست و دریا چه می کند اصلاً جای این ایهام و پرسش برای نابینا ماهی معنی ندارد. «اما انسانها اشتباه است، انسان اسم جنس است، شامل 1، 2، میلیونها می شود.» اما انسان باید بداند او هست، باید بداند ماهیت او، مدرکات او، فیض حیات او از اوست اما او کیست نمی تواند بفمد، نه امروز، نه فردا، نه 100 سال دگر، نه میلیارد، نه بلیارد سالهای دگر. چون او یعنی انسان همانند ماهیهای نابینای و او قلزم ها و دریاهایی بیکران و بی اندازه است. امید است با این بیان ذره ای به شما جواب داده شود واگر به جواب نرسید می توانید بپرسید، بار دگر و نوعی دگر شما را ان شاء ا... به جواب نزدیک خواهیم نمود.
پ

صفات حضرت حق

32
خدا لا یوصف یعنی غیرقابل توصیف است پس همه صفاتی که در ادعیه ها و قرآن آمده چطور معنا می یابد؟ 4.اینکه خدا هم حاکم است هم محکوم یعنی چه؟ با نهایت تشکر از شما
ع.ب. از مشهد
تاریخ : ۰۸ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ فروردین ۱۳۸۶
پاسخ اینکه خدا لایوصف است یعنی ذات او را هیچ کس نمی تواند وصف کند. چرا؟ این وابسته به 50 جلسه بحث فلسفی و توضیح فراوان دارد تا روشن گردد، که این سایت جایش نیست، و اما عبارتی است که : «لاتفکروا فی ذات ا... بل تفکروا فی الاءا...» نعمتهای خدا را شما وصف کنید. اینکه در قرآن کریم یا دعاهای معصومین این همه از صفات حق بحث شده، یعنی نعمت او را، فیض او را، عنایت او را، بشر سپاس می نهد اینکه «خدا حاکم و محکوم است»، ریشه آن در کجاست؟ و این منابع آنچه هست وابسته به تفسیر فلسفه است که در مدتها زمان باید حل گردد، با توضیح چند سطر در سایت نمی شود به نقد اینها پرداخت.
پ

غیر از خدا چیزی وجود داشته

33
سوال اول-بعضی اوقات وقتی در بعضی موقعیتها یا حالتها قرار می گیریم احساس می کنیم که برایمان آشناست یا قبلا در چنین حالتی بودیم آیا به دلیل پرواز روح جلوتر از زمان و مکان-خواب دیدن پیش از موعد وقایع یا حس شش گانه ماست؟ سوال دوم-قبل از اینکه خداوند عالم و تمام موجودات آن از جمله ملائکه را پدید آورد غیر از خدا چیزی وجود داشته؟
شکوفه از تهران
تاریخ : ۱۸ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۲ دی ۱۳۸۵
به  پرسش  شماره 10مبحث تناسخ زیرگروه فلسفی  مراجعه کنید. جواب از سوال دوم: این پرسش تان مربوط به بحث توحید است و این بحث از مهمترین مباحث توحیدی و خداشناسی است، اگر به ذره ذره های آن، یعنی اول توحید چیست؟ صفات چیست؟ عین چیست؟ واقع چیست؟ غنیِ مطلق چیست؟ آنکه خودش خودش هست، چیست؟ و دهها مطلب دیگر در اینباره، یعنی اگر کسی به این مقدمات توحیدی آگاهی به درستی پیدا ننمایید، نمی شود به آسانی به آن، یا آنان تفهیم نمود، که او اوست و بس. اما برای اینکه ذره ای از دریای بیکران توحید را به سوال تان ارائه دهیم، اگر معتقد باشیم غیر از خدا، دیگر چیزی بوده و سپس خدا چهره نمایان ساخت، کفر محض است. و این نوع پرسش پیرامون حضرت اله، به هیچ عنوانی شایسته نیست، زیرا او خود خود است، هم از خود پیدا گشت، و هم در خود هست و خواهد بود، می یابید که دریافتِ معنی این موضوع بسیار مشکل اند. او اصل ذات است، اصل حقیقت است. اصل چیزی است که نه قبلش بوده و در او اثر گذاشته و نه بعدش در او اثرگذار خواهد بود. مثال: چربی روغن، از ذاتِ روغن است ولی ذاتِ روغن چرا چرب است، اینجا دیگر جای چرا نیست، چون الذاتی لایعلل، همه ناقص ها و همه چهره ها از ذات اند، ولی خود ذات چیست، کسی حق ندارد از ذاتِ ذات پرسش بنماید و نمی تواند بیابد. پس روان آن است که قبل از حضرت باری هیچ چیزی نه وجودش، نه شبح اش، نه عین اش، و نه عارضه اش، و نه اصلش نبوده است، هر چه بوده و خواهد بود، حضرت باریتعالی است و بس.
پ

راه نزدیک شدن به خدا

34
بهترین راه نزدیک شدن به خداوند چگونه است.؟
شکوفه از تهران
تاریخ : ۱۴ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ دی ۱۳۸۵
پرهیز از زشتی های خویش، تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز وگرنه جای کسی در جهان عشق نباشد و مفصلاً در این مورد جواب داده شده، مراجعه بفرمایید، به جوابتان خواهید رسید.
پ

درک خدا

35
متشکرم از اینکه به سوال من پاسخ فرمودید. از محضر گرامی شما شما سوال دیگری دارم. طبق فرمایش حضرت علی (علیه السلام) که فرمودند: من خدایم را با این چشم نمی بینم چگونه اشخاص با ذهن مختص خود می توانند درک مشترکی از خداوند باریتعالی داشته باشند؟ 2-چطور می توان آنچه را که در دل وجود دارد حفظش کرد و به تماشای دل رفت؟
بهاره میرگلوی بیات
تاریخ : ۰۸ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ دی ۱۳۸۵
همانگونه که گفته شد، شما در هر ماهی یک سوال می توانید بکنید و این موضوع چندین نوبت جواب داده شده است.
پ

خلقت

36
سلام. از اینکه جوابم را دادید سپاسگزارم. فرموده بودید شک از لوازم پیمودن طریق حق است. و اینکه برای خواندن رسالات شما باید شرایطی داشته باشم. لطف نموده رسالات مفید و شرایط آن را برایم بنویسید. سوال: هدف از خلقت چیست آیا چند صباحی زندگی کردن و بعد هم جزا و پاداش دیدن است. یا تکامل و ... چرا بعضی انسانها در کودکی و یا نوزادی می میرند. تکلیف اینها چیست. به چه تکاملی می رسند. از این به دنیا آمدن و رفتن بیهوده به چه تکاملی می رسند؟
محمد فراهانی
تاریخ : ۲۹ آذر ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ دی ۱۳۸۵
اینکه شما جزء سایت شدید، از عنایتتان ممنون. اما رساله ها: به نظر ما (محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) این صد و سی و چند رساله که از متن اسفار عقلیه و تفسیر صافی ملامحسن فیض کاشانی، از بعضی سور قرآن کریم، در حوزه درس انجام شده، مفید دانیم. یعنی هیچ کدام را بر دیگری مزیتی نیست. زیرا هر کدام در جای خویش، نوعی مزیت دارند. و کلمه مفید هنوز من (حضرت استاد) معنی اش را نفهمیدیم یعنی چه؟ آن شما هستید که بیایید و بدانید از این دروس و از این رسائل به کدامیک از موضوعاتش تمایل دارید. پس ما نباید غذا را به حلقوم تان بریزیم. این خود هستید که باید بدانید به ذائقه تان چه غذایی مطلوب است و لطیف تر است. این را هم بدانید، ارسال رسائل به این سادگی میسر نخواهد بود. و اما انسان؛ خیر؛ در سیر گرفتن فیض از رب است و باید آنچه از رب می گیرد، به دگران هم افاضه نماید. انسان در این جهان، در بین دو دریای هستی معلق است، یک هستی اش از فیضِ آغازیت که شروع آن جهان داد و گرفت، یا به تعبیر قرآن کریم، جهان ذرات، یا جهان الست نامیده می شود. همان جهانی که با حضرت رب و خدای متعال مستقیماً به جواب اقدام کرد، آنگاه که فرمود: نیستم خدایتان؟ ما گفتیم: آری. هستی دیگرش، بر جهان حشر و معاد و قیامت است. بین این دو هستی شناور است. همینکه او چهره یافت، بها داشت، اگر بها نمی داشت، چهره نمی یافت. این بها از آنِ دادن، یعنی به چهره فاعلیت که در آید، بها کم و زیاد می شوند. یعنی بهای عینیت یک دانشمند غیر از بهای یک تاجر است، بهای یک تاجر غیر از بهای یک انسان ساکت است، بهای یک محقق غیر از بهای یک غیر محقق است. پس بهای هر انسان با نحوه فیض وجودی اش متفاوت است. و اما اطفال، گاهی در دوران طفولیت به تکامل جسمی نمی رسند، یا به قصر قاصر، اسقاط می شوند و یا از طریق متعارف. فیض وجود را، آنها گرفته اند، اما فیض فاعلیت که باید فیض بدهند، به علتی منقطع گشته. فیضی که از فعلیت اش باید بگیرد، فعلاً سهم اش نیست. اما چون عضو این کارخانه آفرینش محسوب شده، در جای دگر به او خواهند داد. چنانیکه یک شهید در آغاز جوانی آنچه داشته نثار کرده، او باید به فاعلیت ارگانیزم جسمش ادامه می داد، ولی به علت فیض بیشتری، ارگانیزم را نثار کرد. فیض او در نزد خالقش محفوظ است.
< 1  2  3  4  5  [6]  7  8  9  >

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.