noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 8

۵۳
۱۰۱۶
پ

عالم ذر

43
به نام خالق ما . سلام به استاد دانشجوی رشته پرستاری هستم و وصف شما را از استاد گرمابدری شنیدم و سایت شما از ایشان به دستم رسید و سوالات بسیار در ذهن که اگر مجالی از خدا باشد از علم شا استفاده کنم . از اکنون ممنون شما هستم 1- از استادم شنیدم که انسان بعد از گذشت از 360000 عالم پا به این دنیا می گذارد اما همیشه فکر می کردم فقط عالم ذر قبل از این دنیا وجود دارد. در این مورد اطلاعاتی و یا نام برخی از آنها را..
ندا دنیادیده
تاریخ : ۰۴ مهر ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ مهر ۱۳۸۵
از اینکه خالق را «خالق ما» دانستید، بلیغ نیست. بهتر آن است که بفرمایید خالق آنچه بوده و هستند و خواهند بود. تمام. جواب از سوال اول) این موضوع بحثی است که همه نمی پذیرند، بلکه عرفایی که به سیر الی ا... از رهای من الخلق رسیده اند می باشد. یعنی عرفایی که خویش را از اندازه ها بریده اند، به لااندازه ها رسیده اند نظر قدیس شان این است. از آن جمله استاد علامه محی الدین، و از آن جمله استاد نحریر خواجه نظام الملک، از آن جمله محمدعلی کبودر آهنگی، از آن جمله شیخ اشراق در آواز پر جبرئیلش، از آن جمله فیلسوف ری محمدبن زکریای رازی که مقول قولی از ناشناخته ای دارد، و تعدادی دگر. اینها برآنند که، پیش از آنکه انسان به جهان ناسوت آید، عین محوش، و منظور از محو، اشراق لاحدش بر این عوالمی که شما گفتید، گذر کرده است. و مقداری یا تعدادی از روایات معصومین هم مبین این موضوع است و هم مرحوم محمد باقر مجلسی در بحارالانوارش راجع به سیر انسان قبل از پیدایشش و هم در مراه العقولش و هم محمدبن یعقوب کلینی و هم صاحب برهان الحقیقه همه اینها منابعی هستند که نشان می دهند هر انسان چون حضرت انسان است، این سیر را پیماید، یا پیموده به این جهان آمده است. اما برای شرح بیشتر آن، نیاز به حضور درسی لازم.
پ

راه نزدیک شدن به خدا

44
باعرض سلام خدمت استادارجمند آقای موسوی من دانشجو ترم آخرفوق لیسانس منابع طبیعی از دانشگاه آزادهستم قبلاً سؤالاتی ازحضورتان پرسیدم و موردعنایت شما نیز قرارگرفته ام جناب آقای موسوی بعداز17 الی18 سال درس خواندن هنوزحس می کنم گمشده ای دارم که پیدایش نکردم هر روز و همیشه دنبالش می گردم و می گشتم تا اینکه باشما وعقایدشماآشناشدم آنطورکه شما دین و خدا را به بندگانش معرفی می کنید لااقل مراشیفته بیاناتتان کردیدمن خدا را خیلی دوست دارم ولی راه نزدیک شدن به او را نمی دانم همچنین اصلاًن می دانم خداوند در چه صورتی به بندگانش هرچندگناهکار وخطاکار عنایت می کند و دعاهای آنها را اجابت می نماید در واقع من خود آرزویی دارم ولی نمی دانم که خدا در چه صورت این خواسته من را اگر چه ممکن خیر هم باشد برآورده می کند یعنی برای برآورده شدن آن چه که نیاز است باید چه کار کردفقط ازخدا با چندکلام معمولی خواست یااینکه نه از طرفی من می دانم که خداوند بعد از توبه ازگناه وارد دلها می شود پس یک یهودی و یا یک کافر که روز سختی فقط خدا را نام می برند اگرچه در زندگیش گناهان زیادی هم کرده چگونه موردعنایتش است و چرا خداوند بدون توجه به گذشته وی آنچه می خواهدبرآورده می کند و آن شخص بعد از آن اجابت شاید هرگز خدار ا یاد ننماید و به گناهان خودادامه دهد همچنین من بحث تجانس با خدا را که فرموده بودید شنیدم اما در همین زمینه سؤالات زیادی دارم همچنین درمورد اینکه یک انسان مسلمان هرگزفریب نخواهدخورد من بعنوان یک دخترجوان مسلمان چگونه می توانم از حس مسلمان بودن خوداستفاده کنم تا بد را ازخوب شر را از خیرتشخیص دهم در صورتی که اغلب جامعه ما راگرگهای میش نماپوشانده است؟ این حس را چگونه باید در خودم جستجوکنم و تقویتش نماییم و ازشما خواهش می نمایم من را راهنمایی فرمایید که چگونه می توانم ازکلاسهای حضرتعالی و یا خانم رنگین کمان استفاده نماییم تا اینکه جوابی برای سؤالاتم بیابم وازبیانات حضرتعالی مستفیذشوم شایدگمشده خود را در کلاسهای شما بیابم آقا استادمن بسیار از این دنیا وانسانهایی که همش به فکرآزارهم هستند خسته ام ،اینقدرخسته که حتی یارای روبروشدن با آنها را هم ندارم و خواهشمندم یاریم کنید تاب یش ازاین درغفلت نمانم از خداوندمتعال می خواهم به شماسلامتی و طول عمرعنایت نمایدتار اهنمایی باشید برای یکی مثل من که بعد سالها نماز و آشنایی باخدا احساس می کندگمشده و راهی جز پیمودن طریق فیلسوفی چون شما نداردخیلی ازشمامتشکرم.
ن.ق
تاریخ : ۰۸ شهریور ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۰ شهریور ۱۳۸۵
خانم ن.ق از اینکه به این سایت راه یابیدید، خود توفیقی است برای حضرتتان. و پیداست که درون شما، شعله هایی برای دین و حقیقت و کمال سرک می کشند. چون سوالها یتان متعددند و هر کدام جوابی بس طولانی و زمانی بسیار در فراغت سخن ضرور و لازم است، از عموم آنها فعلا می گذریم. به دو موضوع از سوالهای شما اندکی جواب داده می شود. موضوع اول: آن نیست که بشر بخواهد او را، یعنی خدا را، از این سوی و آن سوی پیدا کند، نه. حضرت حق، خود فرمود: به آفریده هایمان از رگ گردن آنها نزدیک تریم. یعنی او هم در علو است و هم در سفل است و هم در چپ است و هم در راست و هم در خون است و هم در مغز است و هم در استخوان و هم در قلب. و فیض او لحظه به لحظه روان. نه لحظه لحظه من ناتمام گفتم، دائما در جریان، همانند شهدی که بلاتشبیه در شکر است و نوری که در خورشید است و حرکتی که در جو و زمین است و حرارتی که در آتش است. اینها دائما روان انند. و او کارهایش شرطی نیست که کسی که او را نام نبرد، از فیض منع اش کند، نه. او فیض اش لبریز، آنکه می خواهد فیض را بگیرد، چگونه باید بگیرد؟ این اول بحث است. پس با این بیان چه موحد یا غیر موحد، زیر پوشش فیض اویند، نحوه دریافت ها از انسان متفاوت اند. این جواب کلی که به یکی از سوالهای اخیر داده شد. و اما هرآنگاه بخواهید از نوارها و کلاسها و رساله ها که در مسیر تفسیر قرآن کریم، و فلسفه و حکمت و عرفان عقلیة صدرایی بهره ور گردید، بهتر آن است که شما عضو این سایت گردید، یا انشاءا... در ایام ماه رمضان به هر کیفی شده، با یکی از صحابه درسی آشنا شوید تا بهترین شیوه را به شما ارائه الطریق بنمایند. و انشاءا... در این شیوه های علمی و روحانی و معنوی موفق باشید.
پ

خدا کیست؟

45
در پاسخ به این سوال که نشانه خدا چیست می گوییم کعبه، حال در پاسخ به این سوال که خدا کیست و بخواهیم آن را تعریف کنیم باید چه بگوییم؟
اکرم سیاحتی
تاریخ : ۰۴ شهریور ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۶ شهریور ۱۳۸۵
آری کعبه یکی از نشانه های بارز حق است ولی نشانه های دیگری هم هستند. همه چیز عالم نشانه اوست. ذره ذره های عالم نشانه اوست، نیز کعبه یکی از نشانه های بارز اوست، نه مطلق نشانه. کیهان و زمین نشانه اوست، کهکشانها، تنفس نشانه اوست. اینکه شما قلم تان روی کاغذ قرار گرفته این فیض اوست. همه عالم نشانه اوست و درهمه نشانه ها او هست. و در همه نشانه ها خود حاضر است، پس او هست و در همه جا هست.
پ

نزدیکی خدا به انسان

46
استاد موسوی خداوند تا چه حد خودشون را حتی به آدمی خیلی گنهکار هست نزدیک می کنه و راهنمایی می کند فرد یا شخص را؟
زهرا شربتی
تاریخ : ۲۴ مرداد ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ مرداد ۱۳۸۵
خانم فاطمه زهرا شربتی: از اینکه به این جمله توجه کردید، موفق باشید. مطلب شما، شاید معکوس بیان شده باشد. حضرت حق در همه جا هست. در زمین هست، در آسمان هست، در راست هست، در چپ هست، در چشم هست، در زبان هست، در گوش و قلب و جریان خون و ذره ذره های ارگانیزم تن هست و وجود دارد. این انسان است که چه کند، به او نزدیک گردد، نه او به انسان نزدیک! خیر، باید اگر بخواهید به حق، به بهترین وجه نزدیک شوید، به شرایط مذهبی تشیع، مبانی قرآن، مبانی اخلاق، مبانی علمی، مبانی عبادی بکوشید. و این در زمانی که بخواهید به او نزدیک شوید. اما اگر بخواهید در این نزدیک شدن در فضیلت های عالیه باشید، آن هم روشش و راهش، دریافت حکت الهیه است از طریق درسی.
پ

شناخت خدا

47
با سلام، من می خواهم خدا را بشناسم اما نه با حرف های تکراری که بارها توسط روحانیون شنیده ام .به دنبال پاسخی جدیدهستم.،نگاهی تازه ونکته جدید می خواهم ،حس شما را نسبت به خدا با زبان ساده خودتان می خواهم. اگر پاسخ مرا ساده و به دور ازهر تکرار بدهید از شما بسیار متشکرم.
مریم ر
تاریخ : ۲۲ مرداد ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ مرداد ۱۳۸۵
در صورتیکه از ما بخواهید که باریتعالی را "جل عظمته" بشناسید، به درونتان مراجعه کنید. چون درون بینهایت است نه در نهایت. یک مثالی در بی نهایت بزنم و آن است که جسم شمادر مکانی متوقف می شود، اما روان شما در لحظه به دورترین نقطه های دیدنی و نادیدنی روان می شود و نام این لانهایت است. هر کس که از نیروی لانهایت درونش تأمل کند و تفکر، تا حدی می تواند شکوه او را بیابد نه خود او را. زیرا خود او را هیچ کس نمی تواند دریابد. عظمت او را، آفرینش او را، بودن او را، هستی او را، جلال او را، جمال او را، با همان ابزار که گفتیم می تواند بیابد. این است که همه بزرگان این گونه گفته اند که در ذات باریتعالی و خودی خود باری تأمل نکن، اما به شکوه او، به عنایت او، به مشیت او، تأمل کن. «تفکروا فی الاءا... و لا تفکروا فی ذات ا...». اینکه شما اشاره کردید که به زبان ساده؛ بعضی موارد قابل ساده گویی نیست، زیرا از شما، خودت، می پرسم: شما می توانید جمال را تعریف کنی، یعنی بگویی این بلند است، این کوتاه است، این باطراوت است، این بی طراوت است، نام این جمال است. آری، جمال را می توان ساده گویی کرد، ولی جلال را نمی توان به بیان آورد. تنها باید دریافت. یعنی جلال ها و شکوه ها قابل دریافت اند نه قابل بیان انند. از هر جهت امید بر آن است که ، اگر شما درد توحید داشته باشید، از این نکات به دریچه ای راه یابید و از آن دریچه به جهان لایتناهی بروید. اما اگر جدالی در این زمینه باشد، گفته های ما ، در همین زمینه بس.
پ

دلیل آفرینش انسان

48
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد من شاگرد استاد گرمابدری هستم.من راجع به تناسخ و چند مورد دیگر مطالعه داشتم. با تشکر از مطالب زیبای شما خواهشمندم در رابطه با دلیل وجود انسان با توجه به اینکه خداوند متعال از ریز حوادث زندگی ما نیز با خبر می باشد توضیحی بفرمایید با تشکر فراوان
الهه عظیمی از شاگردان صحابه
تاریخ : ۲۲ مرداد ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ مرداد ۱۳۸۵
خانم الهه عظیمی: با سپاس؛ این مطالب که از متن این جمله از آیه استخراج می شود «لایزب عنه مثقال ذرة» به ذره ذره های زندگی و جهان مایری و مالایری آگاهی دارند. حداقل 5 سال درسی زمان لازم دارد، اگر شما بخواهید از این رموز و رویدادها به بهترین وجه آگاهی یابید، باید از رساله هایی که ما درباره توحید و جلد ششم اسفار در واجب الوجود داریم، با شرائط لازم استفاده بفرمایید
|<< << < ... 3  4  5  6  7  [8]  9 

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.