noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 3

۵۳
۱۰۱۶
پ

درک خدا

13
میشه گفت خدا حسی که تو قلب ماست و میشه به این حس اعتماد کرد؟
قاسمی
تاریخ : ۰۳ آبان ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۸ بهمن ۱۳۸۹
خانم قاسمی! خدا نه حس است و نه محسوس. حضرت اله وجود مطلق است، غنی بالذات است، بسیط الحقیقه است. خوب است برای درک بیشتر از حقائق واجب الوجود به مبانی عالیة فلسفی، حکمی و عرفانی آگاه شوید. اما این که پیرامون "اعتماد به حس" پرسیدید، با اندکی تأمل خواهید یافت حس در دائرة خطاست و مسلماً برای درک ذات قدّیس اله حس کارگر نیست.
پ

فاعلیت و قابلیت

14
با سلام و تشکر فراوان از تمامی زحمات حضرت استاد و درس های بسیار بسیار عالی که هر روز صبحگاهان جان و روانمان را به آنها زنده می‌سازند. با تبریک مبعث رسول الله(ص) خدمت حکیم و عارف وارسته حضرت استاد موسوی که شغفمان را، فوادمان را با این حقیقت آشنا ساختید که اول تجلی حق محمد(ص) است و از همان آغاز قلبش با نور کلمات تامات حق روشن شد و حکمت نبوی را اینگونه به جانمان ارزانی داشتید و این را به ما یاد دادید که: قطره بگریست که از بحر جداییم همه بحر بر قطره بخندید که ماییم همه چند سوال داشتم که با کسب اجازه از حضرت استاد می‌پرسم: 1-در بحث فاعلیت و قابلیت بیان شده هیولای اولی قابل و صورت نوعیه فاعل است؛ منظور از هیولای اولی و صورت نوعیه چیست؟ 2- در رساله اعراض کثیره بارقه 20 حضرت استاد فرمودند: فاعلیت‌ها در انسان از عقل فعال است آیا صورت نوعیه هم ارتباطی با عقل فعال دارد؟ و اینکه فاعلیت با دهندگی همراه است وقتی فاعلیت انسان از عقل فعال باشد این اشکال که آیا در عقل فعال هم یک نقصان و دهندگی حاصل می‌شود؟ 3- در ص 1901 از رساله اعراض کثیره وقتی در ذیل موضوع اشرف و اخس بیان می‌شود که عینیت آفرینش‌ها همه اشرف‌اند، نوع‌ها به اخس می‌رسند؛ آیا منظور این است که انسان هر چه دیرتر به عالم ناسوت آمد اخس تر است؟ اینکه همه در عالم جبروتی عینیت آنها صادر اول شد بعد چگونه است که یکی در زمان رسول الله(ص) به ناسوت می‌آید و یکی یک میلیارد سال بعدش آیا این به دلیل اشرفیت و اخسیت است؟ آیا آن بحث تقدم اب و ابن که در علت و معلول مطرح می‌شود به همین دلیل است؟ با نهایت تشکر
یکی از صحابه درسی
تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۸ تیر ۱۳۸۹
با سلام عرض تبریک شما خدمت معظم له قرائت شد، ان شاء ا... موفق باشید. اما شرط اصلی این سایت معرفی درست است، از پاسخ دادن به سؤال های افرادی که خود را معرفی نمی‌نمایند، معذوریم. هر چند از صحابه درسی باشند. از طرفی پاسخ به این سؤآلات اساسی است و می‌بایست حتما عضو سایت باشید.
پ

شناخت خدا

15
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما من می خواستم بدانم چه طور می شود خدا را شناخت خدایی که بسیار رحمان و رحیم است چه طور می شود قبول کرد این خدا جبار باشد البته من انکار نمی کنم ولی نمی توانم تصور کنم خدا بنده ای را دوست نداشته باشد خدا را چه طور می توان به خدایی ستود من در همه جا حضورش را حس می کنم در صورتی که حتی نزدیکانم آن را رد می کنند چه طور می شود خدا را شناخت و اورابرای خدایش دوست داشت نه برای چیز دیگری چه طور می شود عاشق خدا شد و عاشق ماند من حس می کنم تا مادامی که زنده ام باید حسرت عشق خدا را بخورم زندگی در دنیا بدون حضور خدا برای من سخت است . لطفاً من را راهنمایی کنید تا خدا را بهتر بشناسم تا بتوانم شاید برایش بندگی کنم . با تشکر
ب.قادری از تهران
تاریخ : ۱۲ فروردین ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸
خانم ب. قادری! سوالهایی که مطرح نمودید، خود طالب یک دوره علمی برای راهیابی به پاسخ ها است. سوال های شما شامل بخش های ذیل می شود: 1) چگونگی شناخت خدا 2) شناخت صفات خدا 3)ستایش خدا؟ 4) حب خدا به بنده 5) عشق بنده به اله 6) رمز پایداری در عشق 7) حضور "واجب الوجود" بدانید اگر بخواهید به واقع پاسخ سوال هایتان را بیابید، باید برای موضوع "شناخت خدا و صفات او" به تحقیق در سلسله رسائل "واجب الوجود"، حاصل تدریس دانشمند معظم، دکتر سید علی موسوی روید، برای یافتن حقیقت "ارتباط بین بنده و حضرت اله" و "پایداری در عشق" حداقل رساله "عشق" معظم له را که در ذیل تدریس جلد(7) اسفار است، مورد بررسی علمی قرار دهید. و برای یافتن حقیقت "ستایش اله" باید رساله "سوره مبارکه حمد" که حاصل تدریس و مناجات¬های عارفانه معظم له است، مورد تامل قرار دهید... پاسخ تمام به پرسش هایتان از طریق سایت امکان پذیر نمی باشد اما ارائه الطریقی خواهید شد با پاسخ هایی اجمالی در این زمینه: پاسخ 1) شناخت خدا؟ شبیه سوال شما را آنگاه که حضرت صدر الدین شیرازی ملقب به ملاصدارا به شیراز آمدند، طلبه¬ای از ایشان پرسید که "چگونه می¬توان به خدا راه یافت؟" از راه عبادت و مناجات با او؟ از طریق جاذبه؟ یا با سیر عرفان؟ و اما پاسخ این بود: آری، "عبادت" کار عابدین است، عابدین برآن¬اند راه تقرب به حق انجام عبادات است! اما عبادت در جای خود درست، اگر انسان در جاذبه حق قرار بگیرد به مقامی می¬رسد. و اما عرفای من الله الی الله اصل را "عرفان" دانند و سیر منازل 14 گانه، 40 گانه، 70 و یا 100 گانه را تحت نظر استادی حکیم و عارف برای حقیقت شناخت حق اصل دانند. کمال عالی برای انسان آن است که از طریق عبادت رود، سپس به جاذبه حق آید و منازل عرفان را طی نماید. (که خود عرفان به دو طریق میسر است، 1) از طریق استدلال که مخصوص علما و دانشمندان است، 2) از طریق تصفیه باطن که خاص انبیاء و اولیاء است. ولی آنچه مسلم است جز تحت اشراقات ملکوتی استادی حکیم انجام پذیر نیست) در صورت لزوم، به پاسخ ادامه مباحثتان خواهیم پرداخت. برگرفته از تدریس مقدمات فلسفه- دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
پ

یابیدن خدا

16
من خدا را در میان مردم گم می کنم باید چه کنم؟
مریم محمدی
تاریخ : ۱۴ آذر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ دی ۱۳۸۷
پاسخ این سوال با استفاده از رسائل معظم ارائه می گردد. تمام آنانی که توحید را به لفظ اقرار نموده اند نه با تحقیق، در میان کثرت ها گم می شوند نه تنها شما. گذراندن یک دوره تحقیقی در وادی "واجب الوجود" ، جلد (6) اسفار صدرایی را به شما توصیه می کنیم. ولی این را بدانید عاشق هیچ گاه معشوق خود را گم نمی کند! تحقیق فلسفی در باب توحید شما را یاری می دهد تا همه جا را پر از خدا ببینید!! حتی در جهره دیگران!! چنانی که مجنون آنچنان پر از لیلا شده بود که همه جا را پر از او می دید و آنچه می دید، "لیلا" می دید! وقتی در بازاری بود، همه جا آتش گرفت و سوخت، ناگاه دیدند مجنون کفش سوخته خود را نزد کفش دوز می برد و می گوید: ای لیلا!!! (کفش دوز را لیلا می دید) این لیلای مرا بگیر!!! (کفش را لیلا می دید) برای لیلایم بدوز!! (خود را هم لیلا می دید!) او چیزی جز لیلا نمی دید! امید است چهره های دروغ را که گاهی هستند و گاهی نیستند در میان جلوات الله گم کنید نه الله را بین مردم!! ( توصیه می کنیم به رساله "وحدت" و "کثرت" از دانشمند معظم مراجعت نمایید(.
پ

قاعده الواحد

17
سلام علیکم اینجانب در موضوع بسیار مهم و اصل اصیل قاعده الواحد و فروعات و ثمرات آن مشغول تحقیق برای پایان نامه کارشناسی ارشد رشته تخصصی کلام عقلی اسلامی موسسه امام صادق علیه السلام هستم از آنجا که در صدد تحقیق جامع و کاملی هستم می خواستم حضرت استاد یا کتبا و یا حضورا نظرات خود را در مورد این قاعده شریفه اعلام بفرمایند . با تشکر فراوان و آرزوی طول عمر پر برکت از حضرت حق برای آنجناب قم مقدسه - رجبی تهرانی
محسن رجبی تهرانی از قم
تاریخ : ۰۲ خرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
دانشجوی کریم و استاد معظم اینکه «الواحد لایصدر عنه الا الواحد» را جویا شدید یعنی وحدت در کثرت، خود شاهد هستید که این بحثِ مفصلِ علمی توحیدی که در ذات واجب الوجود مطرح است و همانگونه که آگاهی دارید در حدود 17-18 منابع «الواحد لایصدر عنه الا الواحد» مطرح است. من چگونه با شما در اینباره در این سایت محدود نظر بدهم؟ ما (حضرت استاد موسوی) رساله هایی پیرامون ذات واجب الوجود تکثیر نمودیم که جسته و گریخته در اینباره بحث نمودیم، داریم. چون بحث ما استقلالا در این وادی کم است و متفرقه است، مانده ام به کدامیک از این رساله ها شما را هدایت نمایم. اگر بخواهیم به واقع مطلب را به شما ارائه بدهم، زیبا آن است، ما 19 رساله تا کنون در ذات واجب الوجود تکثیر کردیم که هر کدامی 100 صفحه دارند، یعنی قریب به 2000 صفحه مطلب در این مقوله بحث شده و نمی دانم کدام یک را یا چند عدد آن را به شما معرفی نمایم. تنها یک راه به شما ارائه می دهم، چون انشاءالله حضرتعالی در مسیر توحید و حق اید، از مولانا حجه ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) کمک بخواهید تا در این مسیر راه را به رویتان باز کند. باز هم اگر تکه تکه هایی در این مورد پرسش دارید تا به شما اگر لازم شد، جواب داده شود. و از سویی فاصله من با شما کیلومترها فاصله دارد، من در روستایی هستم و شما در مرکزی، من در چشمه هستم و شما به دریا هستید. اگر در تهران بودم به یقین به شما نشانه می دادم که زمانی خاص بیایید تا منابع عالی را برایتان ارائه دهم ولی چون راهمان دور است، خرما بر نخیل. از این جهت امید است با همین نکات فعلا بسنده شود، من اگر زنده بودم سه ماه و نیم دگر به تهران خواهم آمد تا آن موقع اگر رساله تان را تکمیل نمودید اعلی و انسب، و اگر تکمیل ننمودید با من در تماس تا یک راهی در این زمینه بازگردد، انشاء الله موفق باشید.
پ

چطور خدا را بیابم؟

18
من از نوجوانی عاشق فلسفه و حکمت بودم اما نتوانستم متاسفانه در این رشته تحصیل کنم پس لازم دیدم به مطالعه کتاب بپردازم. کسی نبود که راهنمای من باشد که چطور و از چه کتابی شروع کنم. بعد از خواندن چندین کتاب در مورد دین، فلسفه وحکمت به دو راهی تردید رسیدم تلاش کردم تا نجات پیدا کنم ولی نشد. من می خواهم خدا، دین اسلام را خودم بشناسم امن نمی خواهم مسلمان و شیعه از نوع شناسنامه ای باشم من سئوالاتی دارم که به مرور از شما می پرسم اول می خواهم بدانم چطور می شود خدا را کاملا شناخت چطور می توانم به ذات حقیقی خدا برسم من می خواهم خدا را در زمین بیابم نه در آسمان. چطور می شود عبد خدا بود؟ رابطه بنده وخدا باید به چه صورتی باشد. آیا فقط بانماز و قرآن؟ دراین صورت رابطه محدودی است. لطفا به من منبع معرفی کنید تا مطالعه کنم با تشکر
بهاره قادری از تهران
تاریخ : ۰۲ خرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ تیر ۱۳۸۷
از اینکه در این دوران به یاد حقیقتی توجه نمودید، جایی بسیار خوشوقتی است برای خودتان. یعنی به یقین به هر علت وسیله ای شده که درون تان به انقلاب الهی و روحانی نزدیک شده است. اما اینکه فرمودید می خواهم خدا را در زمین بجویم نه در آسمان، این کلمه ناتمام است. یعنی حضرت شما دقت ندارید که او یعنی خدا هم درآُسمان است و هم در زمین است و هم در شرق است و هم در غرب است، وهم در بلندی هاست و هم در پستی هاست و هم در جسم و هم در جان و هم در چشم و است و هم در زبان. نیست جایی از جهان ممکن یا جهان ملکوت یا جهان جبروت یاجهان لاهوت یا جهان ماورایی یا جهان تصویری یا جهان تفکری یا جهان دریافتی یا جهان حسی که از خدا خالی باشد. این ماهستیم، یعنی بشری که جسمش محدود است، فکرش ناتمام است، دیدش در اندازه است و میلش در شهوتش است. آن تصور می کند که جایی خدا هست و جایی خدا نیست. مثالی برایتان بزنم که درچندین مورد این مثال راگفتیم و نوشته شد: مردی به زنی عاشق شد و آن زن به مرد گفت: من هم به تو عاشقم، اما جایی برویم که جز من و تو دیگری در آنجا نباشد. آن مرد او را به مکانی خلوت که درها بسته بود بردی و درخواست وصال نمود. آن زن اینگونه جواب داد، قرارمان آن بود که به جایی مرا بری که جز خودت کسی نباشد. در جواب آن مرد گفت: اینجا خلوت است و کسی در اینجا نیست. آن زن چون عارف به حق بود و پیوستگی های علمی و عرفانی را دریافت نموده بود، اینگونه گفت: در اینجا نه من و تو هستیم، بلکه 4 و 2و 1، یعنی هفت موجود بیننده است. گفت: کجایند 5 تای دگر؟ گفت: دو ملک با توهست، دو ملک با من انند(عتید و رقیب که در متن قرآن کریم اند) می شود 4. یک تو و یک من می شویم 6، از همه مهمتر روی سر و پایین و راست و چپ، ناظر دیگری حاکم است و آن حاکم و ناظر خداست که همه جا را پر کرده است. پس باید بدانید که نیست محلی که از خدای متعال خالی باشد، این بودنش. اما چگونه این بودن دریافت گردد، نیاز به تدریس و تلمذ و شاگردی و حداقل 15 سال زانو زدن در نزد استاد حکیم و فیلسوف دارد. شما نمی توانید در سایت با 10، 15 جمله که ما یا دیگری تشریح کند، خدا را در کف دست یا به قول خودتان در زمین بجویید!! نه، اگر آنچه گفتم در مکتب استاد باشید، جسم و جانتان را نثار حق نمایید، آنگاه است که خواهید یافت، توحید و خدا در گلبولهای خونی شما حاکم است. آنگاه خواهید یافت 33 تریلیون واحد سلولهای تن شما پر از خداست، آنجا خواهید یافت 1 میلیارد نورونهای مغزی شما از اشراق حق پر است و غوطه ور است. پس اینکه اینها را به واقع یابید، نبوت را خوب می یابید، پس از اینکه نبوت را عالی بیابید، ولایت را به زیبایی می یابید، پس از اینکه ولایت را به زیبایی شناختید، عصمت و قرآن و مبانی قرآن رامی یابید، آنجا می شوید یک انسان شیعه مخلص و پاک و ناب!! اما اینکه بخواهید با کلماتی از سایت همه اینها را دریابید، غیر ممکن است!! انشاءالله در مسیر حق موفق باشید.
< 1  2  [3]  4  5  6  7  8  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.