besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 9

۱۰۱۶
پ

حجاب

49
حجاب یک امر شخصی است یا مربوط به عرصه ی عمومی جامعه است ؟
مهرناز علیزاده
تاریخ : ۲۲ آذر ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ دى ۱۳۹۵
در پاسخ به شما باید گفت: حجاب‌ها گاهی در پوشش الزام آورند، که باید هر انسان چه زن یا مرد، در عصمت جسمش کوشا باشد و گاهی حجابها باید برداشته شوند نه باقی بمانند. آن حجابی که باید برداشته شود، قشرهایی است که حقیقت را نابود می‌کند. اگر منظور شما از حجاب حجابی است که موجب حفظ عصمت انسان می‌شود باید دانست حفظ حجاب و داشتن دیواره و حریم لازمة عصمت هر فرد است. حضرت استاد در این رابطه می‌فرمایند: اگر بخواهد وفا، حقیقت و معنویت در جامعه حاکم باشد مهم‌ترین نکته این است که عصمت در جامعه محفوظ بماند. اما عصمت به چه معناست؟ خود لغت عصمت از ماده عصم به معنی دیواره است. هدف از عصمت چه عصمت چشم و زبان و گوش باشد و چه عصمت در رفتار و حالات و سکنات انسان. استاد می‌فرمایند: این مطلب را نه‌تنها دین بیان می‌کند بلکه دنیای دانش هم به اینجا رسیده که تا پایه‌های دیوار عصمت محکم نباشد سقف اخلاق و ایمان و وفا پابرجا نمی‌ماند. (منبع: سخنرانی شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان سال 1376، شرح و بررسی سوره مبارکه هود) حضرت استاد در عظمت ضرورت وجود حریم برای هر انسان مطلب را از نگرش دیگری مورد بررسی قرار دادند و می‌فرمایند: بدانید تمام دیوارها حریم برای حرم‌اند و حرم هم همان عصمت یک شیء یا انسان است. یعنی عصمت مختص انسان نیست بلکه هر شیئی عصمت دارد. اگر به باغ‌هایی که دیواره دارد دقت کنید میوه‌های آن درختان از ضربات سنگ و چوب در امان‌اند، لذا میوة آن‌ها سالم‌تر و شهد آن‌ها لطیف‌تر است یعنی این عصمت موجب می‌شود که آن درخت در برابر عارضه‌ها و حوادث در امان بماند اما اگر همان درخت در دیواره قرار نگرفت امکاناً از حوادث محیط در امان نمی‌ماند. پس هر حرمی را حریم لازم است. اما انسان سمبل همة حرم‌هاست- حضرت استاد می‌فرمایند: ای انسان، باید دیواره داشته باشی تا هر ریسمان و زنجیری نتواند به قلة درونت راه پیدا کند. و در مراتب بالاتر حریم زن باید چنان محفوظ بماند که از هر کوه صلبی هم محکم‌تر باشد. پس حفظ عصمت و حجاب هم تأثیر عالی در وجود فرد و هم بازخورد مثبت و الهی در اجتماع می‌گذارد. اما اگر هدفتان از حجاب حجاب‌ها و قشرهایی است که در مسیر عرفان الهی برای انسان حاصل می‌شود همان‌گونه که در مقاله «حجاب درون» در سایت نیز منعکس شده استاد در رساله لوح و قلم خود تحقیق مفصلی پیرامون لغت حجاب دارند می‌فرمایند: هر عاملی که بین انسان و خداوند فاصله ایجاد می‌کند باعث لغزش‌های او در مسیر حق می‌شود و موجب می‌شود وقتی در دائره حقی قرار بگیرد، با حجاب و دیواره به سوی حق روان شود. آن حجاب‌ها می‌تواند دیوارة ثروت،‌ دیوارة مقام، دیوارة فرزند، دیوارة خودی و منیت و... باشد. هر عیب او یک حجاب می‌شود. دقیق مانند کرم ابریشمی است که آنقدر کثائف به دورش تنیده می‌شود که راه نفوذ هوا بر او بسته می شود و آن کرم از حرکت باز می‌ماند. استاد می‌فرمایند: او یار را می‌بیند اما در پس این حجاب‌ها. این حجاب‌ها برای افراد امکاناً متفاوت است. از غرور شخص عالم گرفته تا انگشتر یک انسان مقدس‌مآب و عبادت نمازگزار. استاد در رساله مقامات و منازل تحقیقی در ذیل عبارت «ثم ان الانسان و یستقر نشوة علیه و رکز فی نفسه» حضرت صدرا در جلد 9 اسفار دارند و می‌فرمایند: همانا انسان هر عقده و گره و حجابی که پیدا کرد از دوران بطن مادر، شیردهی و طفولیتش در او ایجاد شده است و از او جدا نمی‌شود. علاوه بر مادر عوامل دیگری هم بر تربیت این طفل موثرند که در این زمینه حدیثی هم آمده است که: «سبع لامه سبع لابه سبع لاجتماعه» هفت سال اول طفل با مادر است؛‌ هفت سال دوم با پدر است و هفت سال سوم با اجتماع است. اینکه کودک در اجتماعی زندگی می‌کند که آن اجتماع رنگی از علم و عرفان نداشته باشد،‌ معلمی که در مدرسه است و می‌خواهد علم و دین به بیاموزد خود غرق در عصیان است،‌ همة این‌ها حجابهایی است که به‌تدریج در این طفل شکل می‌گیرد. پس عوامل درون انسان، نقش والدین به‌خصوص مادر و همچنین محیط اجتماع در گرفت حجاب و قشرهای درون نقش بسزایی دارد. امیدواریم پاسخ مورد نظر خود را دریافت کرده باشید.
پ

سعادت

50
لطفا درباره لذت از دیدگاه سقراط توضیحی بفرمایید؟
یاسمین رحمانی
تاریخ : ۱۸ آذر ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ دى ۱۳۹۵
در بخش مقالات «مقالة دوم سقراط» نظراتی از سقراط را بیان کردیم. او بر این باور بود که خویش را مشغول زوائد زندگی و روزگار نکند. می‌گفت: به اینجا رسیده‌ام هر چقدر از ناقص‌ها ببرم به کامل‌ها نزدیکتر می‌شوم. او می‌گفت: شما از چیزی لذت می‌برید که من نمی‌برم. شما از زیادی ثروت لذت دارید و من از نداشتن آن. او هرگاه درباره موضوعی اندیشه می‌کرد تمام دنیا و مافیها از یادش می‌رفت و مانند شخصی که در جاذبه قرار می‌گرفت بی‌حرکت می‌ماند. اما چرا سقراط چنین حالتی داشت؟ منبع: رساله مقامات و منازل انسان بارقه8 بهتر است این مطلب را بیشتر توضیح دهیم: می‌خواهیم لذت حسی را در کنار لذت عقلی قرار دهیم. لذت حسی همان لذائذ دنیوی است اما مصداق لذت عقلی علم پیچیده‌ای را شکافتن و نادانی علمی را برطرف کردن است. لذت حسی و صوری مدت محدودی دارد اما مفاهیم عقلی لذت و شهدشان ابدی هستند حتی پس از مرگ انسان در عالم متافیزیک همراه او خواهد بود. لذا لذت عقلی و ادراکی قابل قیاس با لذت حسی نیست. این لذت عقلی مختص سقراط نیست. مثلاً در میان بزرگان می‌توان به میرداماد(اعلی‌الله مقامه) مثال زد که ایشان هرگاه که به کشف علمی راه می‌یافتند به چنان لذتی می‌رسیدند که بر بالای پشت‌بام منزل رفته و می‌فرمودند: «این العمالقة و این ابناء العمالقة؟» کجایند پادشاهان و فرزندان پادشاهان؟! پس سقراط به لذت در جان جسم قائل بود نه اینکه آن را در ارگانیزم جسم خلاصه کند. این بود که وقتی پادشاه یونان او را در خرابه می‌بیند می‌گوید: «چرا نزد ما نمی‌آیی؟» سقراط گفت: «مشغولم به آنکه مرا زندگی بخشد و حیاتم را نگهبان.» پادشاه که دنیایش دنیای مادی است و ارزش‌هایش چیز دیگر گفت: «این‌ها در نزد من فراهم است!» روز بعد پادشاه جامه‌های فاخر و جواهرنشان را به نزد سقراط روانه کرد. پس از مدتی وقتی پادشاه مجدداً به خرابه آمد سقراط گفت: «تو به من وعده دادی چیزی به من بدهی که زندگی بخشد ولی خلاف آن به عمل آوردی! بدان مرا حاجتی به سنگریزه‌های زمین و لعاب دهان کرم‌ها نیست (اشاره به پارچه‌های ابریشم) ولی وقتی به اسرار درون‌ها آگاهم همة ابریشم‌ها و جواهرها را در درون دارم؛ هرگاه کسب علم کنم و فلسفه جهانی‌هایی به رویم گشوده می‌شود، همان لحظه بهار دل و جسم من است.
پ

جهان دارالتکمیل است.(نکته درسی)

51
مبحث حج است واستاد پیرامون آیه 68سخن میرانندومی فرمایند: ....وادع الی ربک...... معظم له برخلاف رسو ومارکس وفرویدکه قایلندمالکیت وجامعه وامور جنسیه عامل منحرف کننده اند وانسان را از فطرت اصلی دور میکند. میفرمایند:بقا بر فطرت اصلی ایده ال نیست بلکه باید به استعدادهای انسان وتوانمندیهایش توجه نمود تا این استعدادها شکوفا شوند وبه ظهور برسند تاانسان برمدار کمال بگردد.اگر این موارد در مدار عرفان قرار بگیرند ابزار شناخت وجلوه یار وحق می شوند.زیرا جهان دارالتکمیل است ومدرسه رسیدن از نقص به کمال،.لذاست که رسول ...میفرمایند:انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق مبعوث شدم تا اخلاق را به کمال ببرم جان کلام:هرکس از استعدادهایش وابزار هنرش در مکتب عرفان ومسیر حبیب استفاده کند دنیا برایش دار التکمیل خواهد بود چراکه مکتب عرفان گمراه کننده نیست.
roya mohammady
تاریخ : ۱۴ آذر ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۳۰ آذر ۱۳۹۵
با سلام متن ارسالی شما قرائت گردید. موفق باشید.
پ

ای برادر تو همان اندیشه ای

52
باعرض سلام زندگی با انسانهایی که حرکت وسکونشان سراسر اوج وموج است باعث افتخار است از انها می اموزی که در زندگی چیزی به معنای ایست وجود ندارد.بطور مثال وقتی بزرگی در مقابل اماکن متبرکه نشسته وبظاهر در حال انجام کار شاقی نیست همان لحظه شاگردانش را بدور خود جمع کرده واندیشه هایشان را به دور دست به پرواز در میاورد چون میداند در جهان هیچ چیز سخت تر از تغییر وتحول اندیشه نیست او مسلح به سلاح علم وکمال هر انچه نیاز دنیا وعقبی است میدهدو با نشر علمش فریاد میزند که تا وقتی اندیشه ات هر لحظه به لحظه در حال نو شدن است زنده ای.او اموزش میدهد که مرگ تو زمانیست که نیندیشی ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوان وریشه ای سپاس
roya mohammady
تاریخ : ۱۴ آذر ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۳۰ آذر ۱۳۹۵
با سلام متن ارسالی شما قرائت گردید. موفق باشید.
پ

دین تفکر بشریت یا تعصب

53
با سلام خدمت شما استاد عزیز من شاگرد استاد گرمابدری هستم و واقعا متشکرم از مقالات متنوعی که دراین سایت ارائه شده و هم چنین سوالاتی که بیشترشان سوالات خودمان هم هستتد و واقعا ممنون که از موضوعات روز که بشر با انها دست و پنجه نرم میکند صحبت کردید با سپاس و تشکر فراوان مهسا نصیری
مهسا نصیری
تاریخ : ۲۹ آبان ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ آذر ۱۳۹۵
با سلام متن ارسالی شما خمت معظم له قرائت گردید. موفق باشید.
پ

حکیم متاله سیدعلماست

54
یاحق باعرض سلام وسپاس ودرودی بیکران به محضر حضرت استاد. حضور درمحضر درس شما اتصال به اقیانوس مواج وخروشان اندیشه را درپی دارد.
وهرجا لب از لب می گشاید تا سخنی بگوییدردپای تفکر،اندیشه ، عقل،وقلم به وضوح به چشم میخورد.روزی را بخاطر آوردم (16سال قبل)که بدنبال استادی ره رفته ودلسوخته ، میگشتم که درمعیت اش خلاء هایم را ازبین ببرم .پیرو این امر به جاهای مختلف رجوع کردم ودست خالی بازمی گشتم.از فرط استیصال بخودم قول دادم هرگز بدنبال سینه ای برای ارتزاق علم نباشم تا اینکه به حریم درسی شما ،حضرت استاد،وارد شدم.در فضای روحانی ومقدس درسی شما احترام به انسان وانسازی به عینه دیده میشد بقدر سالهایی که نه هوای تنفس بود نه توان ،نفس کشیدم وسوالات پرسیده ونپرسیده ام یکی پس از دیگری به بهترین شکل ممکن پاسخ داده شدوشادابی وطراوت زندگی پیداکردم وبه تکاپو افتادم که ،بدانم ،چگونه می توان عمق عظمت فرزانه ای انسان ساز ،مدرسی زبردست را به تصویر کشید.درهمین اثنا شخصی صاحب اندیشه درمجامع عمومی ، قویا وبابیانی محکم اعلام کردند که الهیات را فقط وفقط وفقط باید ازمتالهه اموخت. این جمله آتش دلم را خاموش کرد گویی تازه خورشید حقیقت از پس ابرهای تیرۀ سکوت، چهره برون افکند .اندک زمانی نگذشت که متعاقبا باز صدای دیگری برخواست که
حکمت متعالیه را برهان،عرفان،وقرا ن تشکیل میدهد ،وبه همان جهت که حکمت متعالیه رئیس همه علوم است، حکیم متآله نیز سید علما می باشد جامعیت حکمت متعالیه دراین است که هم اهل شهود راسیراب می کند وهم اهل بحث رابه علم یقینی نائل می سازد. سپاس ازشما که به یقین ارتعاش امواج مهرتان بانگ بیدار باش خفتگان میباشد .منتدارعنایات شما
باید از جلوه های حضور بیشتر وبیشتر گفت چرا که انصاف حکم میکند در برابر اینهمه زیبایی ساکت نباشیم.........
شاگرد شما محمدی
roya mohammady
تاریخ : ۲۴ آبان ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ آبان ۱۳۹۵
با سلام متن ارسالی شما خدمت معظم له قرائت گردید. موفق باشید.
|<< << < ... 4  5  6  7  8  [9]  10  11  12  13  14  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.