noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 3

۲۸
۱۰۱۶
پ

عالم ذر

13
با سلام آیا درسته که میگن ارواح در عالم ذر میتوانسته اند شکل ظاهر یا جنسیتشان را تغییر دهند؟ اگر خدا در عالم ذر از ما پیمان گرفته پس چرا یادمون نیست و بعد چطور خدا میگه که نمی توانید مرا انکار کنید چرا که من از شما پیمان گرفته ام در صورتی که ما یادمون نیست؟ اگه میشه منبعی در مورد چگونگی زندگی در عالم ذر به من معرفی کنید یا برایم مطالبی در این باره بفرستید ممنون می شم که به من جواب بدید چون برای تحقیقم لازمشون دارم .
فدائیان از نیشابور
تاریخ : ۱۲ تیر ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۲ تیر ۱۳۸۸
خانم فدائیان : در صورتی که مباحثی از مقدمات فلسفه را بگذرانید خواهید یافت که اصلا "روح" جزء مجردات است، نه جزء مادیات که جنس و نوع داشته باشد. (برای تحقیق بیشتر مراجعه به رساله روح دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی) از طرفی باید به تحقیق بروید که آنچه در عالم جبروت بوده، جسم بوده؟ روح بوده؟ عینیت بوده؟ چه بوده؟ گزینش در آن عالم بر چه اساسی بوده؟ پیمان عالم جبروت نص قرآن کریم است: "الست بربکم؟ قالوا بلی" ؛ بهتر آن است به پاسخ های داده شده قبلی پیرامون عالم جبروت توجه فرمایید. پرسش شماره 71 بخش مذهبی و  پرسش شماره 19 مبحث نفس زیرگروه فلسفی را مطالعه نمایید. برای دریافت جزئیات بیشتر عضویت در سایت الزامی است.
پ

اعتراض به نوع جنسیت و چهره

14
اگر تعیین چهره و جنسیت قبل از ایجاد انسانها بدست خودشان بوده پس چرا بعضی به زن بودن یا مرد بودن یا چهره خودشان اعتراض دارند ؟
اصغر از تهران
تاریخ : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
با سلام پاسخ این سوال قبلا در سایت قرار گرفته است. به  پرسش شماره 13  ازمبحث جبرواختیار زیرگروه فلسفی و پرسش شماره 57 بخش مذهبی مراجعه بفرمایید.
پ

عالم ذر

15
اطلاعاتی کامل در رابطه با عالم ذر می خواستم. ممنون
فاطمه از گیلان
تاریخ : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
اطلاعات راجع به عالم ذر قبلا در سایت گذاشته شده است،لطفا به پرسش شماره 6 از مبحث خلقت  زیرگروه فلسفی شماره مراجعه فرمایید.
پ

صادر نخستین

16
صادر نخستین یعنی چه توضیح دهید؟ جمال السالکین لقب چه کسی است؟
سارینا
تاریخ : ۰۶ آذر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ دی ۱۳۸۷

بحث اول ما صدر من الله مبحث مفصلی است که در جلد (7) اسفار صدرایی مورد تحقیق دانشمند معظم ... قرار گرفته است. اول موجود مفارقی که از حضرت الله صادر شد، تا واسطه بین خلق و خالق باشد، هرکدام از محققان و فیلسوفان و حکیمان نظری دارند: بعضی "عقل" را اول ما صدر من الله(صادر نخستین) دانند، بعضی گویند "قلم" (ن و القلم و ما یسترون) و اما قال سید المرسلین : خلقت انا و علی من نور واحد، و اول ما خلق الله نوری!! آری، واسطه خلقت تمام جهان و جهانیان ما هستیم! وجمال السالکین لقب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می باشد.


پ

آیا خداوند اول مرد را آفرید و سپس زن را؟

17
با سلام از اینکه کلاس قرآن دانشگاه بهانه ای برای آشنایی با شما شد و خداوند فرصت بهره مند شدن از منبعی آگاه را برای یافتن پاسخ سوالاتم فراهم کرد خوشحال و شاکر خداوند هستم. مدتهاست این سوال برایم پیش آمده که چرا خداوند اول گونه انسان را از نوع مرد آفرید و سپس زن را آفرید و چرا از پهلوی چپ مرد و فلسفه آن چیست؟ اصلا از اول قرار بود زن آفریده شود یا اینکه بعد از آفرینش مرد خداوند تصمیم به آفرینش زن گرفت؟ با تشکر از شما و دست اندرکاران این سایت.
پرستش
تاریخ : ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ خرداد ۱۳۸۷
از اینکه شما قرآن را حکم قرار دادید، سخت متشکریم که از مسیر حق انشاءالله به سوی حق خواهید شد. و اما راجع به آفرینش، زمان برای توضیح کامل در این سایت نیست؛ اما نه آن نیست که اول مرد آفریده شود و بعد زن که آن داستان آدم و حواست. داستان آدم و حوا، اینها یک بحث اند، تا چه میزانی این تقدم و تاخرش صحیح باشد، خیلی سند محکم نیست. زیرا اگر اولین را در پیدایش آدم صفی الله بدانیم، و قبل از آن چیزی را ندانیم، چه دلیلی داریم که اول آدم آمد بعد حوا آمد؟ درست است در بعضی از نوشته هاست ولی این نوشته ها باید بررسی کامل گردد. اما ما می رویم به سوی دگر، زمانی که آدم صفی الله آفریده شد، یک آدم نبوده، مشخص نبوده، در یک زمان آدمیان آفریده شدند و این آدمیان هم شامل مردها و هم زنها و هم شامل تیره ها(یعنی رگه های مختلف یعنی سیاه، سفید و سرخ و رنگ دگر) که در قانون ژنتیک روی اینها بحث شد. زیرا در متن قرآن داریم حضرت حق آدم را آفرید نه شخص آدم را. «آدم» اسم جنس است، اسم جنس هم شامل زن می شود و هم مرد و هم شامل سفید پوست و هم شامل رنگ دگر. وقتی این مطلب برای ما تثبیت شد، از خیلی مطالب هم حادثه های فکری دور می شود و آن این است که می گویند خدای متعال اجنه را فرستاد تا با پسران آدم ازدواج کنند که درست نیست. یا فرشته را فرستاد با پسران آدم ازدواج کنند که این هم درست نیست یا خواهر و برادر با هم ازدواج نمودند، این هم با دلائل محکم درست نمی آید. بلکه همان قسمت اولیه است. یعنی اگر در یک زمان بگوییم آدم با آن کیفیت آفریده شد، هم زن، هم مرد، هم اختلاف در تبار و خون پیدا شد. زیرا از زمان فعلی ما تا زمان آدم نزدیک شش هزار و اندی کسر سال است و ما نباید معتقد باشیم که اولین آدم، آدم صفی الله بوده، خیر. قبل از ایشان هم آدم هایی بودند، این است که از امام صادق(ع) پرسیدند قبل از آدم که بوده؟ فرمودند: آدم. بار دگر پرسیدند: قبل از آدم که بوده؟ فرمودند: آدم. تا به جایی رسید که حضرت فرمودند اگر هزار بار از من بپرسید می گویم آدم. پس نقش آدم ابوالبشر چیست؟ در زمان آدم ها پیدا شدند، منتهی آدمی که مورد مخاطب خدای قرار گرفت، آدم صفی الله بود.
پ

قانون اقدم و اشرف

18
با عرض سلام و احترام خدمت حضرت استاد و تشکر از پاسخ سوال قبل و راهنمایی شما. هر چند ذهن و فهم من از درک کامل مطب عاجز است در حق بودن کلام استاد تردیدی نیست، برای مطالعه قانون اشرف و قانون حمایت به کدام رسالات مراجعه کنم؟ اما سوالی دیگر دارم، راجع به تفاوت هستی و عدم، این سوال برایم پیش آمده که مثلا فضای اطراف ما را هوا و نور و ... پر کرده است، اگر اینها نبود چه بود؟
حسین
تاریخ : ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
با تشکر از شما توجه داشته باشید که قانون اقدم و اشرف، اینها جزء تحقیقات حکمت و فلسفه اند. و آن نیستند که یک فصلی در کتابی باز شده باشد. باید از دید تحقیق قانون اقدم و اشرف را در فلسفه الهی یافت. و اما اینکه اشرف و اقدم چگونه است، نیاز چندانی برای مثال ندارد. نیاز به دو شیء مثلی دارد که دید هر انسان به این دو شیء که نگریست، یکی را بر دیگری مرجح داند و آن مرجح نامش اشرف است. دو سیب را مقیاس می کنند، یکی از آن منظم تر و زیباتر و باطراوت تر و دیگری کمتر، آنکه با طراوت است نامش اشرف است. باز هم بگویم؟! این قانون اشرف. و در جهان هستی پیدایش های تقدم یعنی اولی در اشرف است و به هر نسبت که اشرفها مقدم باشند، پیدایش آنها سریعتر است، تا به حداقل برسند. پاسخ سوال دوم: قانون هستی و نیستی، اینها انتزاع از همند، نه اصلی برای همند. به این معنی که نیستی اصلی نیست، زیرا هر اصلی باید مبتدا و خبر و نتیجه در او باشد. هر چیزی که ابعادش اینگونه باشد، نامش اصل است ولی هر چیزی که بیان گردد ولی ابعادی آنگونه نداشته باشد، انتزاع است. یعنی از اصلی جدا شده. بنابراین نیستی از هستی پیدا شد «لا میز فی الاعدام من حیث العدم» چیزی که عدم است تمیزی ندارد. اینکه شیء ای را چیزهایی محور او را گرفته و پر نموده، اینها عدمند، یا اینها هستند؟ جواب دوم است. اینها هستی اند نه عدم اند. زیرا هر چیزی که چهره یابد، هرچند آن چهره قابل لمس و رویت نباشد، هست است، نه عدم است. پس جهان جهان هستی است، نه جهان عدمی. آنچه به دور انسان می چرخند، یا هوایند، (هوا هست)، یا جذبه موجودند (جذبه هست)، یا نورند (نور هست)، یا ظلمت اند (ظلمت هست) یا گردش اند (گردش هست) و دهها چیز دیگر. پس آنچه به اطراف انسان می چرخند، هستی های مختلف اند. ما عدم هاییم چو هستی ها نما تو وجود مطلق و هستی ما (یعنی خدایا چون تو هستی ما هستیم) آری ما به ظاهر عدمیم ولی در حقیقیت هستی هستیم یا به ظاهر هستیم در حقیقت عدمیم. این یک اصلی است که در جوابتان اینگونه باید گفته شود. جان مطلب: جهان خالی از هستی نیست، پر از هستی است.
< 1  2  [3]  4  5  >

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.