noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 6

۵۴
۱۰۱۶
پ

آگاهی پس از موت

31
با عرض سلام و تشکر فراوان از حضرتعالی و همراهان درسیتان در صورت امکان به سوالهای من پاسخ دهید : 1. آدمی وقتی می میرد آگاهی اش کجا می رود؟ برای مثال عرفایی که فوت شدند آیا آگاهی آنها در این هستی مانده یا سنخیت آن تغییر کرده است؟
هاجر تاج از تهران
تاریخ : ۲۱ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ فروردین ۱۳۸۶
گو اینکه این سوال شما را در بخش های مختلف این سایت، تعریف نمودیم. ولی چون نکته ای در او یافتیم همانند آگاهی که گفتید، لزوماً مبادرت به جواب نمودیم. آگاهی یعنی علوم یا صفات ممتازه، یا هنر، یا کشفیاتِ بسیار ظریف و لطیفی که در درون هر انسان موج می زند، اینها بر دو بخش اند. قسمتی از این علوم برای تجسم این جهان، و تعاون در زندگی است. مانند معماری، مانند ابزار مکانیکی، و مانند کشفِ تجسم های بسیار کهن، چون ناوشکن ها، و غاره پیماها، و امثال آن. اینها در حقیقت تجسم آگاهی اند و این آگاهی در همین جهان سیرش طی می شود. یعنی افرادی که کوشش شان از این علوم، برای یافتن و تجسم دادن امور زندگی و این جهان است در همین جهان می ماند. یعنی علم معمار در ساختمان سازی طی می شود با او نمی رود مگر نیت خیر و شرش. در صورتی که این آگاهی ها و علوم سراسر برای عرفان و آگاهی به واقعیت های حق اند، با او همراه، یعنی با روانش همراه خواهد بود.
پ

علوم ماورا الطبیعه

32
با عرض سلام مجدد استاد لطف می فرمایید راجع به علوم ماورالطبیعه یا متافیزیک که مدتی است حقیر را مشغول کرده جهت ( پرواز روح و شکوفایی انرژی های درونی) راهنمایی فرمایید و در صورت نیاز کتاب معرفی فرمایید.
ناشناس
تاریخ : ۲۰ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ فروردین ۱۳۸۶
توضیح این در سایت هست، مراجعه بفرمایید خواهید یافت.
پ

جهان موازی

33
اینکه در مبحث متافیزیک می گویند چندین جهان موازی وجود دارد درست است یا نه اگر اینطور است آیا انسانهایی همزمان با ما در جهانهای دیگر زیست می کنند و در این صورت ما می توانیم انتخاب کنیم که در کدام جهان زیست کنیم؟ با تشکر
س از کرمان
تاریخ : ۱۸ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ فروردین ۱۳۸۶
اینکه سوال شد در جهان متافیزیک یعنی جهان پس از این عالم که او را عالم برزخ یا جهان متافیزیک نامند، هدف از این گفته که موازی هم اند، ما معنی موازی را از بیان شما نفهمیدیم یعنی چه؟ جهان متافیزیک محدود نیست، منقول است نه محدود. یعنی بیان حق و مبانی قرآن کریم و بیانات معصومین و فلاسفه متالهه گاهی جهان مثال و گاهی جهان وصال نامند. آنهایی که سیر عبادی شان متوسط است در عالم مثال اند و آنهایی که سیر رفتاری عبادیِ آنان در حد عالی است، در جهان وصال اند. جهان مثال هم بعضی در کره چهارم یا منظومه چهارم یا نظیر این دانند. و جهان وصال، یعنی جهان قرب به اله، که آنرا تنها به همین نام بیان نموده اند. هر کس که در مسیر اولی باشد، او در جهان مثال مجرداتش خواهد بود و هرکس که در این جهان ناسوت در مراحل عالیِ حقیقیِ مذهبی، سیرش را طی نماید در جهان وصال خواهد بود. پس با این بیان هم از موضوع اول و هم از موضوع دوم تا حدی جواب داده شد.
پ

بهشت و جهنم در این دنیا

34
با عرض سلام و تشکر فراوان از شما از محضر جنابعالی سه سوال داشتم که اگرممکن است پاسخ دهید:1.در مورداین جمله که بهشت و جهنم در این دنیا هم هست بیشتر توضیح دهید؟
هاجر تاج از صحابه کلاس های شنبه
تاریخ : ۲۷ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ فروردین ۱۳۸۶
جواب از سوال اول: مفصلاً در متن سایت این مورد مطرح شده است.
پ

عالم متافیزیک

35
با عرض سلام خدمت شما:من مهری صداقتیان پور 18 ساله دانشجوی سال اول رشته ی علوم ازمایشگاهی هستم و با توجه به اینکه مقاله ای در مورد معاد را در سایت شما مطالعه کردم2 سوال در ذهنم ایجاد شد که در صورت امکان خواهشمندم در پاسخ دادن به آن مرا یاری کنید. به نظر شما این جهان متافیزیکی نمی تواند پاسخگوی بخشی از نیاز های روحی انسان باشد در صورتی که ما بر این باوریم که علوم ما را به خدا نزدیک می کندو توانایی درک هستی را به ما می دهد؟ 2- چگونه می توان معاد و نتیجه ی آن را در خود یا نفس خود ببینیم و آن را حس کنیم؟ در آخر از لطف و بزرگواریتان سپاسگذارم.
مهری صداقتیان پور
تاریخ : ۰۲ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اسفند ۱۳۸۵
با سپاس از توجه تان، بخصوص دلهای پرمهر جویندگان مسیر دانش و نیز آنهایی که در زمینه های آزمایش و پدیدآوردنده ضمیرهای پنهانی هستند. آری، اولاً بدانید ذهن چیزی را نمی پذیرد، خاطره انسان است که نیروهای حسی یا تصویری یا تخیلی را در خود جای می دهد. جهان متافیزیک این نیست، آن است!! یعنی جهانِ پس از این حس، یعنی ناسوت. یعنی پس از اینکه روح و نفس و عقل و سایر مجردات هجرت از تن می نمایند و طبقِ بعضی نظرات به عالم مثال که فوقِ این جهان است، روان می شوند و طبقِ بعضی از نظرات در جهان حیرانی هستند، مجموع اینها را عالم متافیزیک یا عالم قبر یا عالم فوق حس نامند. و در آن جهان است که روانِ انسان، یا عقلِ انسان، یا نفس انسان چیزی را می یابد که لطیف تر از جهان حس می باشد. اگر هدف حضرتعالی از این دریافت، همین است آری، در آن جهان لطیف تر می یابد. و اگر هدف شما آن است که در این جهان ناسوت از نیروهایِ روان و روح بهره ور شوند، افراد با هم متفاوت اند. یک انسان عامی درکش ورای یک انسان با دانش است و درک یک انسان با دانش ورای درکِ یک محقق و یک محقق غیر از یک عارف است، هر کدام اینها به نحوی از نیروی روان بهره ور می شوند و سرانجام نیافتم که هدف شما از این جمله چیست. بدیهی است که انسانی که نیروی علمی و تفکری اش قوی تر باشد، به حقائق زودتر می رسد تا انسانی که از این موهبت بی یا کم بهر باشد. ولی حقیقت امر آن است که علم به تنهایی انسان را به حق نزدیک نمی سازد. علم و تهذیبِ علم، انسان را به حق نزدیک می سازد. یعنی علمی که در او وقار، در او وفا، در او پایداری، در او سلامتی جسم و جان، در او نیروی عالی انسانی موج بزند. جواب از سوال دوم: معاد نه آن است که در خود بیند، معاد آن است که باید بپذیرد، نه ببیند. اصولاً فلسفه معاد آن نیست که کسی در درون خودش معاد را بیابد. بر این باور باشد که معاد جسم و روح با هم هستند و آن هم سراسر آیات قرآن و فلسفه و عرفان مشحون است و پر است.
پ

عالم برزخ

36
با عرض سلام و تسلیت به مناسبت ایام محرم و صفر سوال دیگری از خدمت شما استاد گرامی داشتم سپاسگذار هستم اگر اطلاعی در ارتباط با عالم برزخ و سیر رو روند این عالم را در ارتباط با اشخاصی که در این عالم حضور دارند را بفرمایید. با تشکر
ملیکا
تاریخ : ۱۷ بهمن ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ بهمن ۱۳۸۵
در جواب شما، فلسفه عالمِ پس از این جهان، یعنی جهان فیزیک یا جهانِ برزخ که کلمه برزخ واسطه ای است بین این جهان، یعنی جهان ناسوت که بشر و سایر موجودات، تنفس می کنند و جهان نشور و قیامت. فاصله بین این جهان و آن جهان گاهی نامش برزخ و گاهی متافیزیک و گاهی عالمِ پس از این. در اینجا ارواح مردگان معلق اند، اما کیفیت تعلیق آنان ، در اختلاف است. اگر خطاکار باشد، نوعی تعلق و اگر توسطِ در اعمال، و افعال داشته باشند، نوعی و اگر در ردة بالای نیکوکاری باشند، نوعی دگر. و غیر این هم اولیاءا... و اصفیاءا... در جهان جبروت، محو جمال و جلال حق اند.
< 1  2  3  4  5  [6]  7  8  9  >

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.