noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 4

۵۴
۱۰۱۶
پ

شبهه آکل و مأکول

19
با توجه به نظریه آکل و مؤکول; چگونه می توان قیامت را اثبات کرد؟! با تشکر.
هانیه از تهران
تاریخ : ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ خرداد ۱۳۸۷
و اما قانون شبهه آکل و ماکول، که خیلی از بزرگان مذهب و بزرگان علم مثال زده اند، که چه می شود انسانی با هواپیما در خیزش است، هواپیما سقوط می کند به درون دریا، سرنشینان دریا متلاشی می شوند و هر کدام از آنها تکه تکه شده اند و تکه های فرضی اندامشان هر کدام به کام نهنگی یا شترماهی ایی، یا مار ماهی ایی یا سگ ماهی ایی یا پلنگ ماهی ایی یا دیگر از حیوانات دریایی بلعیده شدند و آن حیوان را طبق قانون «اشد و اضعف» هر حیوانی که قوی تر است، حیوان ضعیف را بلعید. این سه نوع بلعیدن، یعنی 1)بلعیدن دریا 2)بلعیدن حیوانات دریایی و 3)آن حیوانات دریایی رفته رفته حیوان دیگر آنها را می بلعند و چهارم از بلعیدن، آن ماهی را با کشتی و تورهای علمی صید کردند، و گوشت های آنها را به ساحل دریا برده اند، و در ساحل دریا یا انسانی یا موجودی دگر از اندام آنها بهره ور شدند، یا پودرشان کردند و پودر آنان در سرزمینی ریخته شد، و در آن سرزمین گیاهان پیدا شدند، رشد گیاهان از آنها شد، و بعد از همه آنها دیگر انسان گیاهان را بلعید، آن انسان خورد، عضو بدن او در عضو دیگر بدنها قرار گرفت، آیا معاد و بازگشت انسان فرضی که به دریا از هواپیمای فرضی سقوط نموده، و اینهمه تبدّل ها در زندگی مرگش فراهم گشته، با کدام چهره در روز قیامت مبعوث خواهد شد؟ آنهایی که در قلبشان مرض است و می خواهند معاد را رد کنند، به گفته هایی بی اساس می پردازند که چون تبدّلها فراوان است، پس معاد به معنی خود، معنی ندارد!! ولی ما (دانشمند معظم حضرت استاد موسوی) به آن مرض دلها می گوییم به قرآن مراجعه شود «و تکون الجبال کالعهن المنفوش» آن روزی که بخواهد معاد مستقر گردد، آن روزی که بخواهد معاد روی بیاید، تمام حجم های عالم، تمام اندازه های عالم، تمام دریاهای عالم، تمام موجوداتی که به قعر دریاها ساکن انند، تمام موجوداتی که در دفینه های معادن کوهها جای دارند، همه اینها غربالی می شوند، غربالی که گشت، ذره ذره اندر این ارض و سما جنس خود را همچو کاخ و کهربا ذراتی که از یک تن، اتمهایش، از نظر خونی، از نظر ظرف و مظروف، از نظر استخوان و پوست، نه تنها پوست، ردّ دستی که در پوست هر انسان از نااهلی فشرده شده باشد، حجم آن انگشت با همان پوست، قدرت فشار آن عامل بر این معمول که فراهم شده، همه این ذره ذره ها در روز قیامت در اندام انسان فرضی موجود خواهند شد. هر چند منازل آنان در جهان متافیزیک یعنی در عالم برزخ مختلف باشد، نه شبهه آکل و ماکول. انسانی را در روستای دورافتاده ای دفنش کرده اند و آن گورستان به صورت زمینی گیاه روی درآمد، یا به صورت درختی تجسم یافته است، از ریشه ای آن درخت، آنچه از خون و پی و رگ این مرده، استفاده شده، در آن حال به صورتی تجسم یافته. میوه این درخت را انسان سرزمین هند فرضی بلعیده، به سرزمین هند رجعت کرده و در آنجا مرده، بدن او را به آتش سختی سوختند و خاکستر شده، به درون دریا پودرش ریخته، اتم هایی که این تن از آن روستای فرضی با میوه هایش استفاده نموده، باز هم به هسته مرکزی تن اش رجعت می کند، پس معاد آن نیست که منازل مختلف در ایام مردن نابود گردد، ابدا. بلکه اصل آن اتم هایی هستند که در جهان ناسوت پراکنده، در روز معاد «... کالعهن المنفوش» آن ساعت ذره ذره ها بر بدن پیوست و مسمی این، یعنی اسم فریبرز و اسم سیمین تن، هرکس با هر اسمی که بوده، با همان اسم و مشخصات طبق قانون جاذبه عالم، اینها به هم متصل و سپس بر می گردند. پرسش کننده ای که دریغ ات آمد نامی از این سایت ببری، ما به بیگانگی تو و به بی توجهی تو و بی عرفانی تو کاری نداریم، ما به کرامت نفس علممان کار داریم. اگر می خواستیم عمل را با بیان تو معاوضه کنیم، جوابش منفی بود. ولی بدان که ما شیوه مان، شیوه کریمان است نه شیوه ممسکان.
پ

کیفر و نتیجه ی اعمال بشر

20
با توجه به اصل معاد آیا می توان درباره ی کیفر و نتیجه ی اعمال بشر در این دنیا قضاوت کرد؟ یعنی نتیجه ی اعمال نیک و بد هر شخص معادل بهشت و دوزخ آن دنیا باشد؟
مهرسا از تهران
تاریخ : ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
نه، هیچ کس نمی تواند از عمل انسان بازده حشر او را به حساب در آورد. چون تشکیلات حشر، غیر از تشکیلات جهان ناسوت است، تشکیلات جهان ناسوت غالبا با علت فراهم می شوند، یعنی اینکه شما یا دیگری کسی را احسان می کند، یا احسان نمی کند، به عللهای قبلی اش می نگرد. یعنی متوجه است که این یک فاضل و دانشمند است، این فضل و دانش علل می شوند که او را احسان کند. اگر دریافت این آدم هتاکی می کند، این هتاکی و بی باکی و بی بندوباری او دلیل می شوند که او را کمتر احسان و احترام نماید، جهان ناسوت عللها را به همراه دارد و چون عللها را به همراه دارد، غایت را می توان برایش به حساب آورد. اما جهان محشر گو اینکه آنکه پاداش می گیرد از عمل درست است و آنکه به پاداش نمی رسد و به کیفر می رسد از زشتی عمل است، آنها همانگونه علل اند. اما در حشر گاهی فیض ها آنگونه فراوان خواهد داشت که انسانی که سخت ناامید باشد در عمل یکباره دریافت که غرق در رحمت خواهد شد، انسان که در عمل معتقد است که کار زیبایی فراوان انجام داده است یکباره به آن ثوابها نرسید، می ماند و می پرسد من که کارهای زشتی نکردم، چرا به من پاداش کم دادند یا نداند؟ در جواب گفته می شود: تو آیه های قرآن ما را نپذیرفتی، بیان حکیمان ما را قبول نکردی، در فلان لحظه از کسی غیبت کردی، هر چه در آن روز عمل زیبا انجام دادی به پرونده عمل آن نازیبا منتقل و عمل نازیبای غیبت کننده به پرونده عمل تو منتقل شد. این موارد در محشر گم است و پیچیده است و نمی توانند به راحتی غایت او را انتخاب کنند. امید است با این جزالت و اختصاری که گفتیم به خوبی هم دریابید و هم حواستان جمع باشد.
پ

معاد

21
سلام استاد خسته نباشید من دانشجو هستم اگه میشه 10سوال در مورد معاد در حد ابتدایی طرح کنید و روی سایت خودتان درج نمایید. با تشکر
مسعود
تاریخ : ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
با تشکر از شما: موضوع معاد، موضوعی است که مانند غواصی است که لولو و مرجان را از ته دریا، به جستجو می رود. و اگر غواص از سطح دریا لولو و مرجان را بجوید، عبث است و بیهوده!! و دقیقا بحث معاد مانند شناگرانی است که به درون دریا باید روان گردند تا لولو و مرجان را بدست آورند. و ما حق نداریم معاد با آن عظمت را به سادگی بیان نماییم، در تکثرش بحثی نیست. اگر شما مشتاقید برای دریافت جان معاد و فهمیدن مبانی آن 19 رساله که هر رساله محتوای 100 صفحه است، به مفهوم معاد تکثیر نمودیم. و همانگونه که بیان شد، می توانید طی شرائطی از آن رساله ها بهره ور گردید.
پ

معراج جسمانی است یا روحانی؟

22
لطفاً درمورد معراج جسمانی توضیحی دهید . آیا این معراج همراه با جسم مادی ما می باشد یا اینکه فقط روح انسان است که به معراج می رود. با تشکر
راضیه
تاریخ : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
آری معراج جسمانی است. یعنی حضرت رسول آنچه از چند آیه قرآن کریم استفاده می شود معراج مقدسشان جسمانی است: «سبحان الذی اسری بعبده لیلا...» «ثم دنا فتدلی، فکان قاب قوسین او ادنی» نیز این دو آیه حکایت بر آن دارند که حضرت رسول با این ارگانیزم بدن، یعنی با همان دست و با همان پا و با همان صورت و باهمان هیئت، با همان روان، یعنی با تمام مزایای ظاهری و باطنی که شامل هیئت جسمی آن حضرت می شد به معراج تشریف فرما شدند یعنی وی را بردند، نه خودشان رفتند. و کرارا هم انجام شده است. اما شرح معراج با این متن سایت امکان پذیر نیست، اگر مشتاقید به تماس آیید تا با شرائطش به شما آگاهی داده شود.
پ

سرنوشت حیوانات پس از مرگ

23
سرنوشت حیوانات پس از مرگ را توضیح فرمایید.
علی از تهران
تاریخ : ۱۳ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۴ اسفند ۱۳۸۶
نمی دانم شما تا چه حد به بعثت و معاد، آگاهی دارید. بهترین جواب برای شما همان بیانی است که حضرت صدرایی (محمد بن ابراهیم ملقب به ملاصدرا) در آغاز قرن یازدهم هجری که رحلت نمودند، بیانی در رساله حشریه اش دارد که آنچه از نور و حرکت و حرارت و جاذبه و نعم این جهان بهره ور می شود، یا می شوند باید حشری داشته باشند، تا بازگوی اثر وجودی خود باشند و این بیان حکایت از حشر سایر موجودات می شوند. اما این نظر طبق آیات قرآن و روایات معصومین تا چه حد سند باشد، ما فعلا در مقام نفی و اثبات آن نیستیم. پس طبق نظر ملاصدرا گیاهان، معادن، ماهیان، پرندگان، حشرات، حیوانات همه باید بازگشتی از آنشان باشد. ولی در بسیاری از روایات و مبانی آیات قرآن کریم مطلب آن است که رجعت و معاد برای آنهایی خواهد بود که دارای تکلیف باشند و تکلیف هم از عقل حاصل می شود. ولی جان مطلب به این سادگی روشن نیست و اگر بخواهید از ماهیت این موضوع به زیبایی آگاهی یابید باید در مسیر فلسفه الهی قرار بگیرید تا راز و رمز این پرسش بر شما برملا گردد.
پ

معاد

24
باسلام خدمت جناب استاد.من طی مطالعه مقالات مربوط به معاد سایت سوالی برایم پیش آمد مبنی بر اینکه: با توجه به آیاتی که در ارتباط با قیامت کبری هستند و اشاره به تغییر و دگرگونی در وضع نظام طبیعت می شود علاوه بر زنده شدن مردگان و اینکه می دانیم بهشت و جهنم ماهیت واقعی دارند و صرفا ذهنی نیستند نمی توانیم به این نتیجه برسیم که نظام آفرینش به این دلیل دگرگون می شوند که بهشت و جهنمی مادی در همین سطح از جهان برقرار شوند؟؟
بهاره از تهران
تاریخ : ۲۹ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۵ دی ۱۳۸۶
بحث معاد برای علت نیست. بلکه خود برای خود خود است. یعنی چنانیکه توحید برای توحید، توحید است؛ نبوت برای نبوت؛ نبوت است نه اینکه ارشاد کسی علت برای نبوت باشد؛ خیر. نفس نبی نبی است، کسی اگر در مسیر هدایت بود هدایت می شود و اگر نبود نه. حالا به فرض اینکه در جهان گمراهی نباشد، وجود نبی لازم است یا لازم نیست؟ پس لازم است. این مثال را زدم که بدانند بهشت و جهنم برای پاداش و کیفرند، برای تشویق و تنبیه اند. و معاد برای بازگشت است که به کیفر و پاداش عمل بروند یا برسند. اعم است از اینکه به غایت کار که جهنم و بهشت برسند یا نرسند. این یک اصل مسلم است. دیگر مطلبی در اینجا نیست.
< 1  2  3  [4]  5  6  7  8  9  > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.