noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 25

۱۰۱۶
پ

تناسخ

145
با عرض سلام خدمت استاد گرامی!! سوال من در این مورد است: آیا عالم ذر وجود دارد یا داشته؟ روح آدمی کجا بوده؟ آیا ممکن است روح انسان مرده وارد جسم انسان زنده گردد؟ (با تشکر از استاد گرامی).
افشار از کابل-افغانستان
تاریخ : ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
پاسخ به پرسش شما بسیار به تأخیر افتاد اما برایتان ارسال می‌کنیم. امیدواریم که مفید واقع شود. جهت دریافت پاسخ  سوال اول  به  پرسش شماره 6  مبحث خلقت زیرگروه فلسفی مراجعه بفرمایید در صورتی که پرسش جزئی‌تری بود می‌توانید ارسال بفرمایید. پاسخ پرسش دوم: در مورد روح و نفس دو نظر در عالم فلسفه مطرح است. نظر اول جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است که هدف این است که از جسم حادث شده و بقای روحانی دارد. و نظر دوم آن است که روح و نفس از عالم جبروت اشراق بر ماهیت می‌اندازند. نیز می‌توانید به گزیده رسائل نفس و گزیده رساله روح در سایت مراجعه بفرمایید، در صورتی که به موردی نامفهوم برخوردید پاسخگو خواهیم بود. در مورد پرسش سوم: انتقال روح یا نفس از یک جسم به جسم دیگر تحت عنوان «تناسخ» مطرح شده است. که این بحث تناسخ مفصلاً در همین سایت با عناوین: رد تناسخ از دیدگاه قرآن عظیم و عقل سلیم، منشأ تناسخ از چه زمانی است؟ ، نظر هرقلیتوس پیرامون تناسخ، گزیده ای از رساله تناسخ 2- مرحله اول، راز بیان در رد تناسخ، رد تناسخ از گذر سرشت، میل ها و احساسات خاص هر انسان، دید تناسخیها و رد آن، رد تناسخ از گذر اطوار، رد تناسخ از گذر قانون تنازع بقا، نظر دیگری از تناسخی ها و رد آن، رد تناسخ از گذر قانون انسانیت انسان پس از مطالعة این مقالات در صورتی که پرسشی بود مطرح بفرمایید
پ

معاد حیوانات

146
من یک تن ازطلبه های مدرسه خاتم النبیین (آقای محسنی)هستم. این موضوع شامل تحقیق من می شود: آیا پرسش و برقراری عدل در رستاخیز شامل حیوانات هم می شود؟
افشار از کابل-افغانستان
تاریخ : ۲۹ بهمن ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
لطفا به پرسش شماره 23  از معاد زیر گروه فلسفی توجه بفرمایید. در صورتی که اشکال جزئی داشتید،‌می توانید مطرح کنید.
پ

آگاهی از علوم منطق و فلسفه

147
سلام علیکم به نظر حضرت عالی کسی که می خواهد به منطق و فلسفه مسلط بشود چه کتابهایی از اول تا انتها را به ترتیب بخواند بهتر است (نام کتاب های منطق و فلسفه از ابتدا تا انتها)
عالم‌پرور از قم پردیسان
تاریخ : ۱۷ بهمن ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
بهتر است بدانید اگر برای منطق بتوان گفت با چه کتابی شروع می‌شود و در نهایت چه کتابی را باید بخوانید اما برای فلسفه، اگر فلسفة واقع را بخواهید بیابید نه فلسفه محض را، اگر فلسفة متألهه را بخواهید به واقع بیابید و یافتن آن مبانی توحید نبوت و ولایت شما را محکم گرداند بدانید اول اول در حضور یک استاد حکیم بودن اصل است. آنچه را ما بر آن قائلیم و سفارش می‌کنیم گذراندن یک دورة مقدماتی آشنایی با اصطلاحات فلسفی است و سپس ورود به مباحث جلد اول اسفار صدرایی که با بحث «وجود» آغاز می‌شود.
پ

سپاس

148
سلام خدمت آقای سید علی موسوی، من سالها قبل یکبار به سایت شما مراجعه کردم و هنوز سوالم در بخش تابستان 1387 هست در این دنیا زود اسم و رسم آدمها رو پاک می کنن ولی شما .... و اما اکنون دوباره خدمتتان رسیدم مقاله "حضرت آیت الله سید عبد الهادی استهباناتی شیرازی" را خواندم خیلی زیبا بود و در جای از آن حقیقت لایه های ظاهری زندگی یعنی همان روزمره غذایی خوردن و لقمه ای که والدین به ما می دهند را آشکار می‌سازد .... وای به حال دانشجویان در غربت که .... واقعاً اوضاع خوابگاههای دانشگاه که .... بهتر است با حقایق پست دنیا که صد در صد خود مطلع هستید سرتان را به درد نیاورم فقط درخواستی داشتم ... در دانشگاه جز خودگمشدگی که هیچ نصیب دانشجوی بدبخت مخصوصاً اگر به قدر اپیسلونی شل باشه نمی شود ولی یک چیز بالاخره تو این چهار سال به ما یاد دادن گفتم جسارت کنم و درخواست کنم که ... در نشریه های آب دوغ خیاری دانشگاهها می گفتند اگه مقاله ارائه می دهید با ذکر منبع باشه و الا فلان و بیسار ... آقای استاد سید علی موسوی می دانم که برای شما اسم و رسم مهم نیست همان عکسی که صفحه اول بخش فارسی گذاشتید و جمله آن برای منی که هیچ از روحانیت نمی دانم رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر است ولی .... خواهش می کنم منبع مطالب زیبایتان را درج نمایید، سپاس فراوان دارم از شما و همچنین با عبارت زیر عکستان یافتم که تنها الهی بودن است که زینت است امیدوارم درست فهمیده باشم...
سالومه
تاریخ : ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ اسفند ۱۳۹۰
با سلام خدمت شما هر چند، آنچه ما صحابه درسی استاد می بینیم و از بیان استاد می‌شنویم برای خودمان بالاترین وثاقت است و از آنچه می‌گویند و شنیده‌ایم برایمان موثق تر است ولی تمام تلاشمان در ذیل کتاب‌های حضرت استاد که در حال چاپ است تعیین منابع است. در صورت تمایل آدرس پستی و یا الکترونیک خود را ارسال کنید تا بخشی از کتاب کوکب دری را خدمت شما ارسال کنیم و به یادگار داشته باشید و ان شاء‌الله به زودی این طرح را در بخش‌های مختلف سایت به خصوص در بخش مقالات نیز ارائه خواهیم نمود. سپاسگزار از توجه شما موفق باشید
پ

سپاس

149
«بسمه تعالی» این روزها سر هر سفره‌ای می‌نشینیم و از هر غذایی تناول می‌کنیم، سخن از حسین است و آل حسین(ع)، سخن از فاطمه است و آل فاطمه(س)، اما حقیقت این است که وقتی کتاب تاریخ را ورق می‌زنیم چیزی جز سیاهی لفظ نصیبمان نمی‌شود. و تنها آن لحظه که آفتاب عنایت حضرت باری بر دلمان ‌تابید یافتیم که نوایی در اعماق درونمان ندا سر می‌دهد که کاغذ سیاه و الفاظش دل را زنده نمی‌کند. واقع این است تنها از آن زمانی که در حریم حرم فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی متلمذ شدیم مُحرم و صفرمان رنگ و بوی فلسفی و حکمی به خود گرفته و تنها در بزمگه درسی حضرت استاد است که فلسفه محرم را می‌یابیم، فلسفه قیام امام حسین(ع) را می‌یابیم. در جان درس‌های استاد یافتیم که امام حسین قیام کرد تا جانمان را با حقیقت آیة «قل سیروا فی الأرض» زنده کند و به ما یاد دهد سیر کنیم در دل تا گوهرهایی که در وجودمان به ودیعت نهاده شده بیابیم تا خضوع و خشوع در جوارح و جوانح را بیابیم. در لجنه درسی استاد است که یافتیم امام حسین قیام کرد تا ما را به در خانه توحید، نبوت، ولایت و عصمة اللهی فاطمه الزهرا هدایت نماید و یافتیم امام حسین با قیامش خواست به سوی مرکب سپاس و صبر و رضا ارائة الطریقمان نماید. یافتیم امام حسین قیام کرد تا به ما یاد دهد کمر گستاخی‌مان را باید بشکنیم و در برابر نعمتی که به ما ارزانی شده زبان سپاس بگشاییم و به آنچه حق است اقرار کنیم. «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر»، استاد در حریم حرمشان به ما آموختند که امام حسین قیام کرد تا به ما بفهماند ای بشر! اصل و ریشة عالم وفای به عهد و پیمان است خواست بگوید مصداق حقیقی «فقد قضی نحبه» در عالم آن بزرگ‌مردان و بزرگ‌زنانی هستند که دیوار پیمان را در دل محکم داشتند و به غایت کمال و عرفان راه یافتند. آن‌ بزرگانی که درون خود را دباغی کردند و زائد‌های درونشان را صاف و صیقلی کردند و جان و حقیقت رزق کریم را یافتند. «وعدا... لایخلف ا... وعده» در این محرم و صفر از وعده رب‌الأرباب سخن گفتید و جانمان را با این شهد گوارا سیراب نمودید که امام حسین قیام کرد تا به ما بفهماند وعدة‌ خدا حق است و اول و آخر عالم با عنایت و وجود مولانا حجة‌ بن الحسن(عج) پابرجاست و به آن روز موعود وعده دادند که به یقین خواهد رسید. در لجنه درسی حضرت استاد مصداق آیة «یتفکرون فی خلق السماوات و الأرض» را برایمان به گونه‌ای بیان نمودند تا بفهمیم امام حسین قیام کرد که حقیقت تفکر در آسمان و زمین را به ما بشناساند و به ما یاد دهد ای انسان، ای موجود الهی تو آمدی اما نه عبث و بیهوده، آمدنت بهر حکمتی بود. و درونمان را به این جلوه منور ساختید که امام حسین قیام کرد تا به ما بفهماند ای بشر! تو مرغ باغ ملکوتی نه از این عالم خاکی و تا وقتی در این زندان تن برای خودت لباس چرمین دروغینی درست کردی بوی عطر ریاحین را استشمام نمی‌کنی و لمعان نور درونت را نمی‌یابی. یافتیم امام حسین(ع) قیام کرد تا به ما یادآوری کند که باید تارهای عنکبوتی که همان قیدها و بندها و فقر درونمان هست از قلبمان که حرم‌ا... است بزداییم تا به طیران روح برسیم. در این محرم و صفر یافتیم امام حسین با قیامش خواست به ما بفهماند روشن‌تر از خاموشی چراغی نیست یعنی ای بشر تا این میل درونت را خاموش نکنی و سر نبرّی به بیداری دل نمی‌رسی. یافتیم امام حسین(ع) قیام کرد تا به ما بفهماند باید خودمان را به مرد خردمند عالم که کسی جز استادی حکیم و عارفی وارسته نیست بسپاریم تا سرّ گوهر درونمان را مشتعل نماید و اکسیر ولایت و عصمت را کیمیای جانمان سازد و بر فؤادمان نقش توحیداللهی و نبوت را منقش سازد. در پایان زبانمان قاصر است و می‌دانیم ذکر الفاظ حق سپاس از زحمات بی‌دریغ استاد نمی‌کند و اقرار می‌کنیم که آن معرفتی که باید نسبت به مقام والای استاد و عنایاتشان نداریم و آنگونه که باید حق سپاس را ادا نمی‌کنیم اما با همه نادانی‌ و زبانی الکن از تمام زحمات و عنایت‌های محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی نهایت سپاس و تشکر را داریم.
یکی از صحابه درسی
تاریخ : ۰۱ بهمن ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۲ اسفند ۱۳۹۰
با سلام. مطلب ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد. موفق باشید.
پ

ازدواج و بیماری ارثی

150
با عرض سلام و خسته نباشید با توجه به درس تاثیر نژاد در سیر علمی انسان، پس بیماری ارثی از 72 نسل قبل انتقال می یابد پس تکلیف ازدواج فرد که علایمی از بیماری دارد چه می شود ؟ آبا ازدواج با او اشتباه است؟ تقصیر او چیست؟ یعنی او حق ازدواج ندارد ؟ با تشکر بسیار.
پ. شیخ‌الملوکی از تهران
تاریخ : ۲۹ دی ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۶ اسفند ۱۳۹۰
در صورتی که بیماری به صورت ارثی قابل انتقال باشد طبق قانون غالب و اغلب انتقال صفات انجام می‌‌شود. اما از نظر تکلیف ازدواج و انتقال صفات به نسل بعد و ... با مرجع تقلید خود صحبت کنید.
|<< << < ... 20  21  22  23  24  [25]  26  27  28  29  30  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.