noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 5

۳۶
۱۰۱۶
پ

ذکر

25
باعرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی آقای دکتر سید علی موسوی و تشکر از این همه مطالب زیبا که در اختیار جمیع مومنین قرار دادید 2 سؤال داشته ام سؤال اول : از امام صادق (ع)است که می فرمائید اهدنا الصراط المستقیم یعنی خدایا مرا به ولایت امیرالمومنین هدایت کن خود این جمله علاوه برنماز هم ذکر است و هم ذُکر. چه فرقی بین این دو لغت دارد؟ سؤال دوم : درتفسیر مبارکه سوره حمد عرض کردید که بیان امام باید از بیان پیامبر صریحتر باشد ولی درجای دیگر یعنی در تفسیر مبارکه سوره حمد عرض گردید که امام حق دارد بالکتایه مطلب را بگوید و رسول باید به صراحت مطلب را بگوید.
هانیه از تهران
تاریخ : ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ تیر ۱۳۸۶
با تشکر از شما، موضوع ذِکر و ذُکر؛ هر دو لغت در متن قرآن کریم هستند. ذِکر آن است که 1) با اراده 2) با نیت 3) با میل 4) با زبان بیان نماید. یعنی 4 مرحله انجامش، نامش ذکر است. مثلاً وقتی که دعا را می خواند همین چهار مرحله در او موجود است. اما ذُکر: جذب توحید، جذب نبوت، جذب ولایت و جذب عصمت. یعنی فطرت توحیدی هر انسان هم شامل اله می شود، هم شامل نبوت می شود و هم شامل ولایت می شود و هم شامل عصمت. نام این ذُکر است. ذِکر با لفظ بیان می گردد، اما ذُکر در سراسر جسم و جان هر انسان نهفته است. کدامیک از این دو انسان را به حق و به ارتباط با حق نزدیک تر می سازد؟ ذِکر است نه ذُکر. ذُکر، گوهر است. اما مادامی که گوهر را ابراز نکند به درد نمی خورد. به این می ماند که کسی در دلش کسی را دوست دارد اما به زبان نمی آورد. این بی فایده است. اما آنچه مهم است ذِکر است. چون چیزهای دگر را عقب زده، او را به زبان آورده است. اما اینکه بیان امام باید روانتر باشد، امام جنبه ارشادی دارد و مرشد باید بیانش صریح باشد و گاهی هم ایجاد می کند که زبانش یا بیانش را پیچیده بیان کند، هر جا که احتمال داد گفته اش در مخاطب کم اثر است. اما اینکه گفته شده امام باید روانتر باشد؛ امام جنبه ارشادی دارد و مرشد باید بیانش صریح باشد و گاهی هم ایجاب می کند که زبانش یا بیانش را پیچیده بیان کند، هر جا که احتمال داد گفته اش در مخاطب کم اثر است. اینکه گفته شده امام پیچیده سخن می فرماید و رسول روان، منظور از پیچیده این است نه همیشه. و اما رسول گرامی که جنبه رسالت دارد او هم باید صریح سخن بفرماید ولی گاهی پیش می آید که گفته های رسول را کسی نپذیرد، او آزرده نشود، بار دوم محکم تر و پربهاتر و پیچیده تر بیان بنمایند؛ هدف این است.
پ

شناخت عرفان

26
با سلام پاسخ سؤال شما از طریق ایمیل ارسال شد متشکرم ! اما آن سوال فقط یک پهلو داشت و آن پهلو نظر شما به عنوان یک فرد موجود در وادی شناخت بود! آره یا نه ! آیا واقعا در شناخت راه عرفان باید سراغ از مجتهد گرفت؟ یا از مسافران؟!
فرزانه حسین مردی از تهران
تاریخ : ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ تیر ۱۳۸۶
چون نحوه پرسش شما جنبه مذهبی داشت و نوعی پیچیده سخن گفته بودند، از آنجا ما حوالت داده بودم به مجتهد عالی مقام. و اما عرفان، عرفان آن نیست که با چند جمله ما جواب بگوییم شما بیابید. عرفانها بر چندین بخش است. عرفان هر یک از عرفا از یک مرکزی سرچشمه می گیرد، بعضی عرفا مشائی ند؛ بعضی از عرفا متألهه اند؛ بعضی از عرفا متکلمی ها هستند؛ بعضی از از عرفا در تصوف هستند؛ بعضی از عرفا اشراقی هستند. من نمی دانم، به شما چه جوابی بدهم. شما اگر در مسیرید، یک عارف خاصی به ما معرفی بکنید، تا ما بگوییم این عارف نظرش چیست، دیدگاهش چیست، یا به سویش خوب است یا به سویش زیبا نیست؟ و از همه مهمتر عرفان، این نیست که شرح زندگی یک عارف را کسی بداند، عارف گردد. عرفان باید طی طریق کند، راههای دور و پر و پیچ و خم طی کند، تا به مقام عرفان سرک بکشد.
پ

عرفان

27
با عرض سلام و عرض تبریک به مناسبت ولادت بانوی بزرگوار حضرت زینب سلام الله علیها خدمت استاد بزرگوار از شاگردان خانم گرمابدری از شاگردان با سعادت شما هستم و از طریق ایشان با شما آشنا شدم سؤالی که از حضورتان داشتم در رابطه با عرفان مولانا است. چرا در مکتب رشد و سلوک در راه حق افراد بزرگ و سالکان راه خدا از مطالعه ی این عرفان منع شده اند؟ تفاوت این عرفان با عرفان حقیقی و متکامل خدایی و معنوی در چیست ؟ نظر شما در رابطه با مطالعه ی این عرفان چیست؟ آیا این مطالعه برای من که در آغاز راه هستم می تواند گمراه کننده باشد ؟
فرزانه حسین مردی از تهران
تاریخ : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
آری، من نمی توانم به شما جواب وافی در این وادی بدهم. شما بهتر آن است که این سوالی که فرمودید، «چرا و چرا و...» این را از من جویا نشوید. از شخصیت مجتهدی که از آن شخصیت تقلید می فرمایید بپرسید. و زیباتر جواب را آن شخصیت مُقَلَد (یعنی مجتهد شما) خواهند فرمود. هر پرسشی که از ما دارید یک پهلو بپرسید تا ما جوابتان را به واقع بدهیم.
پ

جوده رأی

28
با عرض سلام خدمت استاد محترم: لطفا در مورد مصادیق عملی جوده رای در رساله واجب الوجود بیشتر توضیح دهید.
نرگس از تهران
تاریخ : ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ خرداد ۱۳۸۶
با تشکر از شما، ”جوده رأی“ یکی از مراحل سیر عرفاست. و عارف هرآنگاه که در مسیر عرفانش به حق می خواهد برسد، همه دیدگاهش باید به «جوده» آیند. هدف از جوده: یعنی زیبا اندیشیدن، و کامل مطلب را یافتن. نه سرسری بگیرد. چون انسان اگر موضوع علمی را به واقع نیابد جوده رأی پیدا نمی کند. یعنی نمی تواند به واقع اش نظر بدهد. این است که مطلب را به خوبی، به تمامه و به کماله، به واقع بیابد و سپس نظر بدهد. در سخن اش جوده باشد، در نگاهش جوده باشد، در فکرش جوده باشد و در نیت اش جوده باشد. از همه مهم تر رأیی و نظری که درباره چیزی صادر می کند، جوده صادر کند، نه با پیرایه. این معنی جوده است.
پ

عنقا

29
برای بیدار کردن عنقا چگونه می توان گناهی که دائما به صورت فکر است از آن جدا شد
پریسا از تهران
تاریخ : ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ خرداد ۱۳۸۶
موضوع عنقا یکی از اصطلاحات عرفانی است. عنقا نه یک صنم حسی است، عنقا یک صنم مَثَلی است. او را در مثال تعریفش می کنند. مانند همان منطق الطیر عطار که گاهی می گوید مثلاً قلة قاف. این قلة قاف یک چیز محسوسی نیست. این یک ضرب المثل است (مانند کلمه سیمرغ). که کلمه سیمرغ ضرب المثل است. «ریزه خوار او هر موجود و عنقاند» هدف این است که از زمین تا عرض همه زیر پوشش رحمانیت حضرت حق نهفته اند. یا مثلاً ”گفتة عنقا“، ”کوهِ عنقا“، ”حرکتِ عنقا“، اینها را بعضی به عنوان ضرب المثل آورده اند. نه اینکه بخواهیم بگوییم این در فلان جاست و در فلان مکان.
پ

مراقبه

30
استاد محترم و متاله، حقیر علاقه بسیار زیادی به مراقبه دارم و از زمانی که وارد این وادی شدم با این که زیاد موفق نبوده ام ولی تاثیر بسزایی در انسان تر بودنم گذاشته. خواهش می کنم حقیر را در انتخاب استاد و به حقیقت رسیدن کمک فرمایید.
حسن از خمین
تاریخ : ۳۰ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۶
با سپاس از شما. مراقبه چندان نیازی به مکتب استاد ندارد. اطلاعاتی نیاز دارد و آن آگاهی ها عبارتند از انجام امور واجبه و ترک امور منهی به دیگر عبارت آنچه در شرع مقدس بر انسان واجب است، درست انجام دهد و آنچه باید ترکش کند، درست ترکش کند. و مجموع اینها مقدمه ای برای مراقبه هست. و عرفا مراقبه را اینگونه تعبیر کرده اند، در نشستن، در سخن گفتن، در راه رفتن، در مسیر درستی بودن، مجموع این بودن ها را به واقع دقت کند. و دوری از سخنان بیهوده، و ورود به اعمال حسنه و به پذیرش فرمانهای الوهیت و عدم ایذا و آزار دگران نمودن و سایر اخلاق نیکو و حسنه، مجموع اینها نامش مراقبه است. و اینکه گفتید به استادی ما را هدایت کن، از کجا من به این وادی بروم خودتان باید بکوشید تا آن شخصی که مورد نظرتان هست، بیابید.
< 1  2  3  4  [5]  6 

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.