noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 4

۳۶
۱۰۱۶
پ

تزکیه نفس

19
سلام استاد موسوی افرادی هستیم چند وقتی است که دنبال تزکیه نفس هستیم و استادی نداریم. چه کنیم؟
میرهاشمی
تاریخ : ۱۸ فروردین ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۹ فروردین ۱۳۸۷
با تشکر از شما موضوع تهذیب و تزکیه نفس،‌ از یک گذر آغاز نمی شود که انسان نه خانه تزکیه را بیابد و نه نشانه آن را. آری تزکیه گاهی از عبادت حاصل می شود، عبادتهای اخلاصی. یعنی عبادتی که انجام می دهد، جز او یعنی خدا دیگری را نبیند. این عبادت اخلاص است. از این گذر تزکیه حاصل می شود. یعنی روزه خوب بگیرد، نماز خوب بخواند، سعی اش به آن باشد که آزارش به هیچ موجودی نرسد. منفی ها را یعنی دروغ ها و تقلب ها و زشتی ها را از خویش براند. با این اعمال تزکیه نفس رفته رفته برای وی حاصل می شود. و گاهی تزکیه از طریق دانش است نه از طریق استاد. یعنی او حقائق آیه های قرآن را از طریق تفسیر درست بیابد. بلکه تحقیقات تفسیری قرآن و فهمیدن روایات اهل بیت عصمت و آنچه بزرگان دین که قرآن آنها را قبول دارد گفته هایشان را مورد عمل قرار دهد و امثال این. اینهم یک گذر است برای تزکیه نفس. یعنی آشنا شدن با حقائق الهیه رفته رفته او را از زشتی های درون می راند. و این راندن که فراهم شد، نابیت ها شروع می گردد. این هم یک گذر برای تزکیه نفس. و گاهی نه، تزکیه نفس از طریق فلسفه متاله هست و همچنین مبانی حکمت الهیه و دریافت مبانی عرفانی که از استاد نحریر اینها را درس بگیرند و به مفاد معنوی آن بکوشند. یعنی درون خویش را پر از فلسفه الهی یعنی توحید شناسی، نبوت شناسی، ولایت شناسی، عصمت شناسی، قرآن شناسی بنماید، رفته رفته تهذیب نفس برای او حاصل می شود. اما آنچه از همه مهمتر است تهذیب نفس را از دیدگاه جان آیات قرآن بیابد یعنی مرحله اول مراقبه در سخن گفتن، و در راه رفتن و در غذا خوردن و حلال و حرام را تمیز دادن و به آنچه حلال است تن درهد و آنچه حرام است براند و بعد از مراقبه به توبه و انابه رفتن و بعد از توبه و انابه رفتن، توحید و نبوت و ولایت و عصمت را به واقع شناختن نه با لفظش، با مبنا و حقائق برهانی اش. و بعد از آنه به سوی خانه اخلاق روی آورد، توکلش را به خدا قوی سازد و بعد از سیر توکل صبرش را در برابر حادثه زیاد نماید، و سپس روی آورد به حلی و زیور گرفتن اخلاق عالی و دینی. یعنی به اخلاق حسنه: نگاه او نگاه حیوانی و شهوت نباشد، نگاه او نگاه الهی و رحمت باشد، گفته او طمع حیوانی در او نباشد، گفته او بیان رحمانی در او باشد. قضاوت ها و داوری های او: یا داور نباشد و در سکوت بماند، یا اگر داور شد داوری به حق بنماید نه برای طمع میل نفسش یعنی طی این مقدمات که بعضی از بزرگان 16 منزل و بعضی 40 منزل و بعضی 100 منزل را برای تهذیب نفس بیان نموده اند خواهی نخواهی اگر این مقدمات را انجام داد، دریچه ای از اشراقات الهی بر قلب او گشوده خواهد شد و رفته رفته سگ میل حیوانی را یا سر خواهد برید یا قلاده و مهار آنها را به کف دستش خواهد گرفت. یعنی بر سگ حیوانی میلهای حیوانیتش مسلط. پس به دوستانتان ابلاغ سلام بنمایید. این طرقی که برایتان گفتیم یکی از اینها که آسانتر است انتخاب نمایند تا جز فیختگان و گزیدگان دل و حقیقت انسانی محسوب بشوند و نیک تامل و زیبا تدبر و عالی تفکر.
پ

سیر و سلوک

20
استاد در مورد پاسخ به پرسش 21ازهمین بخش عرفانی سوالی داشتم. می خواستم بدانم این مراحل سیر و سلوک آیا لازم و ملزوم هم هستند یا نه باید مرحله ای طی گردد تا به مرحله ای دیگر برسد؟ مثلا آیا می توان بدون توکل به خدا بردبار بود؟ نکته دیگر آنکه از کجا بفهمیم یک مرحله را طی نموده ایم؟و اولین مرحله چیست؟ با سپاس بی پایان از شما
ناشناس
تاریخ : ۲۱ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ بهمن ۱۳۸۶
گواینکه جوابهای لازم را دادیم ولی توکل به حضرت باری را هر انسان در زندگی آویزه گوشش ضرورتا قرار دهد. ولی خود این توکل هم یکی از منازل سیر و سلوک است. ما لازم و ملزومی که شما گفتید نفهمیدیم. اگر هدفتان از لازم و ملزوم، سیر و فرمانده سیر است نه لازم و ملزوم، لزومی نیست. پذیرش لزومی است. و اگر چیز دیگری است بهتر آن است روشن تر می گفتید. انشا الله در مسیر حق و حقایق الهیه پیروز باشید.
پ

سیر و سلوک

21
درباره "صورت فکریه "سالک مجذوب " مجذوب سالک" و سیر روحی در عرفان اسلامی توضیحاتی برایم بفرمایید.
موسوی از کابل
تاریخ : ۰۴ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۹ دی ۱۳۸۶
از اینکه از کابل آن سوی این کشور ارتباط را برقرار از شما متشکریم. و پرسش های حضرتعالی از سه شعبه مهم که به ظاهر از یک چشمه روانند، در انتظار تفهیم است. من یکی از این سه موارد را برای حضرتعالی اجمالش را بیان می کنم و دو مطلب دیگرش می ماند. این سه مورد که بیان شد، مهم اند: 1) فکر و فلسفه فکر است. 2) سیر و سلوک سالک 3) سیر سلاک در اسلام. از موضوع اول می گذرم، موضوع سوم هم نیز. موضوع دوم را مقداری برایتان بیان می نمایم. سیر و سلوک از کجا حاصل می شود؟ آیا از زهد است؟ از فکر است؟ از دریافت مبانی علمی است؟ یا هیچ کدام؟ نظر خودمان آن است که سیر و سلوک بسیار زیباست و پربها. اما سالک کیست؟ و جذبه ای که برای آن سالک پیدا گردد چگونه است؟ ریشه های سیر در متن قرآن کریم موجود است. سالک اینگونه سیرش آغاز می شود. روشن تر بگویم سالک رونده است، سلوک حالت او هست، جذبة در سلوک استمرار شوق و شور اوست، مجموع اینها سیر و سلوک اند. سالک که می خواهد به جذب روحانی و الهی برسد، باید از استادی که شایسته این فرمان سیری را دارد، تبعیت نماید. تا اینجا کلی قضیه روشن. و اما مغز سیر از کجا پیدا می شود؟ جواب: فرمانده سیر به سالک می گوید، مراقب خود باش. این اولین منزل برای سیر است. مرحله بعدی می گوید: آگاه باش. این دومین منزل سیر است. مرحله بعدی می گوید: آرام باش، مرحله دیگر سیر است. و سپس می گوید: بردبار باش. مرحله بعدی سیر است. و سپس فرمان می دهد: به خدا توکل کن. مرحله بعدی سیر است. سپس فرمان می دهد: خاضع باش، مرحله بعدی سیراست. سپس فرمان می دهد: از این گذر برو، مرحله بعدی سیر است. سپس فرمان می دهد: در برابر حادثه ها خویش را نباز. و دهها فرمان دگر. اگر سالک به فرامین فرمانده اولا مومن بود، نه واقف(یعنی آگاه). مرحله بعدی اگر خطای از فرمان، یا تجاوز از فرمان سالک نکرد، بعد از پیمودن هفته ها یا ماه ها یا سالها زمینه جذب این سیر برایش آماده می شود. این معنی جذب در سیر سلوک است. و اگر فرضا به 10 منزل معتقد است فرمانده، نه منزل را به خوبی انجام داد ولی یکی را انجام نداد همه از او فرار می کنند. یا به 17 منزل معتقد است، 16 منزل را انجام داد، یکی را تمرد و مخالفت پنهانی یا آشکار کرد، همه زحماتش نابود گشت. اینجا نه نامی از جذبه سیر می ماند و نه نام سیر. بنابراین عرفا وبزرگان منازل را مختلف دانند: بعضی به 14 منزل، بعضی به 17 منزل، بعضی به 40 منزل و بعضی به 100 منزل معتقد ند که باید سالک طی کند. مجموع اینها سلوک و جاذبه سلوک و سیر است. در حد نهایت ساده بیان شد. اما عملی این، روش آن چگونه باید باشد، آسوده شبی خواهد و خوش مهتابی. یعنی سالک آنقدر در مقدمه ناب باشد که مانند آیینه ای چهره را از هر جهت در خود بپذیرد. امید است که بیابید مطلب را.
پ

انقلاب دل

22
سلام استاد من تازه با سایت شما آشنا شدم مطالبی خوندم از جمله مقاله شما در مورد رابطه ها شما معتقد هستید پنبه انقلاب داشته تا تبدیل به نخ و جامه شده ولی این سوال تو ذهن من پیش اومد که آیا یک انقلاب بدون رابطه و ربط ایجاد میشه یا نه مثلا پیوند دلها با یک ربطی مثل محبت ایجاد میشه آیا نمیشه گفت پنبه نیز از رابطه با انسان به نخ تبدیل شده؟یا مثل ایجاد ابر که با رابط گرما با اب به وجود اومده آیا میشه گفت آب نیز انقلاب پیدا کرده و آیا انقلاب هم با ارتباطات به وجود می آید؟
سیده از بروجن
تاریخ : ۱۷ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ مهر ۱۳۸۶
از اینکه جدیدا شما به این کانون علمی و مذهبی و پدیده های روحانی در اتصال قرار گرفتید، به حضرت حق سپاس نهید. اما بحث انقلاب دل نه انقلاب محیط، زیرا بحث ما در انقلاب محیط نیست، انقلاب محیط یقینا مقدمه دارد، ذی المقدمه دارد، تا جوری در عالم پیدا نشود انقلابی به یقین حاصل نخواهد شد. جورهای محیط باعث می شوند که کسانی که زیر بار این جور تن خم نموده اند و غل و زنجیر به دست و پای آنها سخت فشرده شده، غل و زنجیر را بدرند و جبر را از دوش خویش برهانند، و به نوای آرام جسم و جان درنهند، نام این انقلاب محیط است. اما انقلاب دل آنگونه نیست که سوابقی در او باشد، بلکه انقلاب دل مقدمه از خود لازم دارد نه خارج از خود. یعنی ریشه اولش پر از درستی، ریشه دومش پر از شوق، ریشه سومش پر از عاطفه ها، ولی مامنی را نمی یابد که این شور و شوق و عاطفه ها را بر آن مامن بپاشد و فرو بریزد بلکه در خود حفظ کرده به انتظار فرصت است نه به انتظار علت. به انتظار فرصت است که کی زمینه ای فراهم شود تا این کالای عالی را به دلی عالی فرو ریزد. هرآنگاه که شامه عاطفه، هرآنگاه که شامه مهر از مهروزی دریافت نماید بلافاصله این دل به آن دل منتقل می گردد نام این تغییر دل است نام این تغییر ذات و عین است. لذاست در عبارات مذهب دارد که انسانی که کار او برای خدا باشد، انسانی که عمل او برای رضای حق باشد، انسانی که نفس کشیدنش و رفتارش برای مرضی حقیقت و الوهیت دور بزند، مهر او را، قدرتهای عنایی الهیت به سرچشمه های آب دنیا می ریزد و هر کس از آن آب بنوشد مهر او ندیده در دل او جای می گیرد. اگر گهگهایی به هر وضعی نشانی از این گمشده پیدا نمود، انقلاب دل به دل می گردد. آیا یافتید یا نه؟ اگر نیافتید بار دگر به جزئیاتش اشاره نمایید تا جواب لازم داده شود.
پ

فلسفه ولایت

23
از فلسفه ولایت چیزی می دانید؟
عبداللهی
تاریخ : ۱۷ شهریور ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ شهریور ۱۳۸۶
این پرسش، ما نیافتیم که هدف شما، از فلسفه ولایت چیست؟ اصل ولایت آیا آنچه از مقامِ امام معصوم رسیده است، می‌باشد؟ یا معنی ولایت؟ ما نفهمیدیم پرسش‌تان کدام یک از این دو هست؟ الا اینکه قسمت اول را انتخاب می‌کنیم، و برایتان ارائه می‌دهیم. و آن آن است که امامان معصوم، هر کدام که زمانِ رحلت یا شهادتشان، فرا می‌رسید، آنچه لازم بود از انتقالِ فرمانها به امام بعد از خود منتقل می‌نمودند. یا ابزاری مانند، عصا و دیگر ابزار که خود استوانه‌ای برای امام بعد از خود بوده، به وی تسلیم می‌نمودند. این روش از مولا علی(علیه الصلوه و السلام) تا مولانا حجة ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) رایج بود و در کتب علمی و تاریخی و مذهبی موجود است. اما بعد از حضرت حجت که هم غیبت صغری و هم غیبت کبری را برعهده قدیس ایشان قرار داده‌اند، چه باید می‌فرمودند؟ و چه باید انجام می‌دادند؟ آری، حضرت چون بعد از او امام معصوم نبوده، ولی علمای بحق و علمای زاهد، علمای شجاع، علمای عادل را و علمای فقیه را مخاطب قرار دادند و توقیع صادر فرمودند. هدف از توقیع یعنی نامه‌ای، با خط مقدس خود یعنی امام زمان(عج الله تعالی فرجه شریف) به عالمی که مورد نظر بود، صادر می‌کردند. از آن جمله، در آغاز غیبت کبرای آن حضرت که آخرین نمایندة خاص‌شان، ابولقاسم روح یا دیگری از محمدبن علی صیمری بوده‌اند، توقیعی به این مضمون صادر. که ای فلانی شما حق ندارید نماینده‌ای را خود انتخاب کنید، امر ولایت بینی را بنهید بر عهده عالمی که فقیه باشد، زاهد (زهدش خیلی مهم) باشد، عالم باشد، از گناه دوری کرده باشد، و سیانت در عمل داشته باشد، یعنی سیانت: حفظ دین، حفظ قرآن، حفظ مبانی دین، حفظ مبانی دین، حفظ درستی، و امثال آن را و این مزایای عالیه در عنوان و معنون و در ذات و صفاتِ آن عالم جمع باشد، او حکم ما را، او فرمان خدا و ما را، او فرمان حق و دینِ ما را باید برعهده بگیرد و انجامش بدهد. این فرمان منابع و رویدادهای گوناگون در او وجود دارد. به احتمالی پرسش شما را مقداری جواب داده باشیم. و اگر در این مقوله دیگر مطلبی هست، می‌توانید به سایت مراجعه کنید، جواب لازم را شفاهاً خواهید گرفت.
پ

تزکیه نفس

24
با عرض سلام خدمت شما استاد موسوی و صحابه درسیتان، از محضر حضرتعالی سؤالی داشتم: مراد از تزکیه نفس چیست و چگونه می توان آن را در زندگی بدست آورد و در امور زندگی از آن استفاده کرد ؟با تشکر از شما
ت
تاریخ : ۳۱ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ تیر ۱۳۸۶
با تشکر از شما که دو نوبت پرسشتان پیرامون پاکیزگی نفس است. مرحله اول توجه داشته باشید نفس پاک است و آلوده نیست. این هوا یا میل ناروای هر انسان است که دائره ای آلوده یا دیواره ای قوی به دور قدیسیت نفس می نماید. و این دیواره: 1) از غرور و خودبینی است. 2) از میل شهوانی است. 3) از عیوبی که خود دارد بر دگران وارد می سازد. 4) آنچه وظائف شرعی و دینی دارد به انجام نمی برد. 5) در پیمان و وفاداری به سستی می رود. 6) اعراض ازحقائق. اینهایی که بیان شد نمونه کلی است از اینکه اشراق نفس قدسی به جان او نمی ریزد. هرآنگاه این عیوب و نواقص را از خویش براند به یقین آن پاکیزگی ها و نابیت ها و فیض هایی که در عینیت نفس قدسی او نهفته است به سراسر جسم و جانش اثر خواهد نهاد. نتیجتاً: انسانی پربها، آراسته و شایسته خواهد شد.
< 1  2  3  [4]  5  6  >

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.