noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ

۳۶
۱۰۱۶
پ

معجزه در زندگی

1
با سلام از نظر عرفان خدا با هیچ یک از کارهای زمینی کاری ندارد و هر اتفاقی برای انسان بیفتد بدلیل تلاش های خود اوست پس چطور میتونیم معجزه رو در طول زندگی توجیه کنیم و اینکه بعضی اوقات برای اینکه خدا مشکلاتمان را حل کند نذر می کنیم؟
سیده کیمیا سعیدی
تاریخ : ۱۹ مهر ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۶ آبان ۱۳۹۵
متن پاسخ، تنظیم شده از منابع تحقیقی و ناب استاد سید علی موسوی پرسش شما به موضوع جبر و اختیار برمی‌گردد که اساساً پیدایش این فکر از کلامی‌ها بوده است و نه فلاسفه و عرفا. بخش اول سخن شما که می‌گوید «خدا با هیچ یک از کارهای زمینی کار ندارد» اگر هدف این باشد که خداوند طبق نظر بعضی از اشاعره با استناد به آیة پنجم سوره طه«الرحمن علی العرش استوی» معتقدند: خداوند بر تختی نشسته و از بالا بندگان را نظاره می‌کند. دیگر بیش از این بر بندگان تاثیرگذار نیست. این یک دیدگاه کاملاً نادرست است چرا که بر طبق این دیدگاه سلب قدرت از خداوند می‌شود و اینجا همانطور که گفتید دعا و توسل به معصومین و نذر از بنده و امورات خرق عادت چون شفای بیماران از عنایت خالق معنا نخواهد داشت. اما اگر هدفتان از بیان این عبارت این باشد که خداوند در امور بندگان دخالت نمی‌کند چون شأنیت و حکمت او اجازه نمی‌دهد که در امور جزئی بندگان تأثیر مستقیم بگذارد. این سخن پذیرفتنی است مگر در امور خارق عادت چون معجزه که حکمتی در کار است. اما در جلد اول اسفار بحث واجب و ممکن حضرت ملاصدرا در ربط خالق( واجب) به مخلوق (ممکن) نظرات مفصلی از فلاسفه در این زمینه مطرح می‌کنند اما فقط همین‌قدر بدانید که ملاصدرا و دیگر از فلاسفه الهی معتقدند خداوند علاوه بر اینکه موجب ظهور و بروز بندگان شده است اگر عنایتش را لحظه‌ای از مخلوقات بردارد آن‌ها در لحظه نابود می‌شوند. پس خداوند علاوه بر خلقت موجودات آن‌ها را در نگاه و عنایت خود قرار می‌دهد و این‌گونه نیست که موجودات بتوانند به منهای عنایت خالق بقا داشته باشند چه رسد که بر امورات خود قادر باشند. اما در مورد اینکه گفتید تمام افعال انسان از تلاش خود او نشئت می‌گیرد این هم جای بحث دارد. در این زمینه به دو دیدگاه اختیاریه و جبریه اشاره می‌کنیم. جبریه معتقدند که آنچه مؤثر در فعل انسان است، قدرت خداست، خداوند اعمال او را مقدر کرده و انسان ابزاری بیش نیست. (این مطلب از نظر مبنای دین و احادیث معصومین و دیدگاه فلاسفه متأله قابل قبول نیست) اما اختیاریه معتقدند: افعال انسان فقط متکى به قدرت و اختیار خود اوست. اختیاریه می‌گویند انسان در جهان آمده تا ناخدای سرنوشت خود باشد یعنی خودش سرنوشت خود را به دست گیرد. ما هم این نظر را می‌پذیریم چرا که اگر انسان نمی‌توانست در افعالش مؤثر باشد و سرنوشت خود را به دست نگیرد که به او نفس قدسی عقل روح و عشق اعطا نمی‌شد. پس خودش سرنوشت خود را معین می‌کند منتها با کمک درخواست از خالق. مصداق این بیان عبارت «لاحول و لاقوة الا بالله» است. یعنی حول‌ها و قوه‌ها و فرمان‌ها از خداوند است اما حرکت‌ها از بندگان است. این است که می‌تواند سرنوشت خود را در اختیار بگیرد و او موجودی یقیناً مختار است اما ارادة بندگان در طول اراده خداوند است. پس این مطالب نشان می‌دهد که تنها تلاش و کوشش انسان او را به موفقیت نخواهد رساند عنایت خداوند در افعال انسان ضرور است منتها نه عنایت مستقیم عنایت با واسطه. (اعطای مجردات و جوهر و استعداد و... به انسان خود عنایت غیر مستقیم خداوند به بندگان است) لذا بر طبق این دیدگاه مسائلی از قبیل دعای بندگان و امورات خرق عادت در عالم توجیه خواهد شد. موفق باشید! منبع: مبحث درسی اقتضای زمان از سلسله مباحث تحقیقی استاد سید علی موسوی تحقیق پیرامون سوره روم 81 صفحات 371 و 375
پ

بدون گذر از وادی فلسفه می توان به حکمت و عرفان راه یافت؟

2
با سلام به شما و آرزوی سلامتی برای استاد موسوی در سیر دروس تدریس شده استاد با سه مفهوم فلسفه ، حکمت و عرفان مواجه می شویم (که تمثیل آن را به درخت اطلاق می نمائید ، فلسفه ریشه -حکمت تنه و عرفان میوه آن است). لطفا بفرمایید : 1-آیا این اطلاق علم " فلسفه " همان تکنیکهای فلسفه که که بنیان آن از حدود 2600 سال قبل در یونان با تفکرات امثال افلاطون و ارسطو وغیره می باشداست یا خیر علم فلسفه را با ایجاد تغییرات بنیادین به تبدیل به علمی اسلامی با کلید واژگانی اسلامی شده کرده و در سیر خود از آن بهره گرفته اید ؟ 2- آیا تمام بزرگان دین وحکما بایستی در طی سیر خود از گذر فلسفه عبور می کرده اند و بعبارت دیگر راه به حکمت و سپس عرفان بدون گذر از وادی فلسفه وجود ندارد؟؟ با تشکر --موفق باشید
عباس غریب‌زاده از تهران
تاریخ : ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۸ خرداد ۱۳۹۱
با سلام چنان‌که در مدارک و منابع قدیم قید شده است، نخستین انعکاس اندیشة فلسفی 3500 سال پیش از میلاد مسیح با احساس کم و بیش گنگ بشر دربارة معنی عمیق حیات آغاز شده است. همان زمزمه‌ای که ریشه در نهاد آدمی داشته و بعدها از زبان ایمانوئل کانت می‌شنویم که از خود می‌پرسد: «چه می‌توانم بدانم؟ چه باید انجام دهم؟ و به چه امیدوار باشم؟» البته پاسخ‌هایی که بشر برای آن می‌یابد و خود را قانع می‌کند بیشتر پاسخ‌های سطحی موجه‌نمایی بوده که جای پاسخ‌های تحلیلی را می‌گرفته. اما تحلیل اندیشمندانه در شکلی که فلسفه نامیده می‌شود حدود 600 سال پیش از میلاد مسیح به وسیلة یونانیان، که به قول تاریخ نخستین مردمی بودند که تفکر مطلق و فلسفی را آموختند، آغاز شد. این شیوه توسط فلاسفه در سال‌های بعد ادامه یافته تا زمان میرداماد و ملاصدرا که قهرمانان فلسفة الهی بودند که شیوه‌های تفکر فلسفی را رنگ الوهی بخشیدند. چنان‌که حضرت ملاصدرا در مقدمة ‌جلد اول اسفار خود حال و مقال خود را این‌‌گونه می‌فرمایند: ثم انی قد صرفت قوتی فی سالف الزمان، منذ اول الحداثة و الریعان فی الفلسفة الالهیة، بمقدار ما اوتیت من المقدور، و بلغ الیه قسطی من السعی الموفور و اقتفیت آثار الحکماء السابقین، و الفضلاء اللاحقین، مقتبساً من نتائج خواطرهم و انظارهم مستقیداً من ابکار ضمائرهم و اسرارهم، و حصلت ما وجدته فی کتب الیونانیین و الرؤساء المعلمین...
همانا من صرف کردم توانم را از آغاز جوانی و بشاشیت در فلسفة الهی، به اندازه‌ای که در توانم بود، و سعی فراوان در مطالعه و تحقیق در آثار حکمای سابق و کتب یونانیین و ... نمودم ...
حضرت ملاصدرا در حدود 10 صفحه شیوة آمیختن تحقیقات فلسفی در نوشته‌های حکمای سابق را با اشراقات ربانی، حقایق آیات قرآنی و حقیقت نبوت و ولایت و عصمت مفصلا بیان نموده‌اند که در صورت تمایل می‌توانید مقدمة ایشان را در جلد اول اسفار مطالعه بفرمایید و با اندکی تأمل در این توضیح مطمئناً به پاسخ خود دست خواهید یافت. فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی نیز که احیاگر مکتب صدرایی است با بررسی دیدگاه‌های فلاسفة‌ قدیم و نیز نظریات شخصیت‌هایی چون میرداماد، ملاصدرا و حاج‌ ملاهادی سبزواری و ... و مطابقت آن‌ها با آیات قرآنی و احادیث ائمة معصومین و مزج آن‌ها با امور اخلاقی و اجتماعی تدریس و تحقیقات خویش را ارائه می‌دهند. و اما پاسخی مجمل به بخش دوم سؤال شما این است که: عرفان از دو گذر حاصل می‌شود: 1. از گذر دل و تهذیب نفس 2. از گذر استدلال و برهان موفق باشید.
پ

شکوه ولایت

3
پیامبر(ص) فرمودند من شهر علم و علی در آن است و برای رسیدن به علم باید از در آن وارد شد. امام علی(ع) که همچین علمی داشتند چرا اون روز گذاشتند حضرت فاطمه بروند پشت در که اون اتفاق بیفتد؟
اویلی از تهران
تاریخ : ۰۹ آبان ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ آذر ۱۳۸۹
با سلام خدمت شما این سؤال شما مانند سؤال قبلی تان در اصل ولایت و علم ولایت است. ابتدا خوب است بدانید یافتن چنین حقائقی با مطالعه چند سطر در سایت امکان پذیر نمی باشد، که اگر بخواهید بواقع جانتان را با اشراق ولایت آشنا سازید باید سال ها در این وادی زانو بزنید و مقدماتی که لازم است را از الفبای فلسفه و حکمت فراگیرید. درست مانند پایه های یک ساختمان است. ساختمانی محکم است و هیچ گاه متزلزل نخواهد شد که ریشة درست داشته باشد و باصطلاح بتون آرمه باشد، آنگاه است که زینتی که به در و دیوار آن بیاویزند، معنایی خواهد داشت. خوب است بدانید اگر پاسخ واقعی سؤالتان را می خواهید، باید مقدمتاً "وجود" را بشناسید، "ماهیت"‌را بشناسید، "جوهر" را بشناسید، "عرض"‌را بشناسید، "روح"، "نفس"، "عقل" و "ادراک" انسان را بشناسید، "قضا"‌ را بدانید، "قدر" را بیابید، "لوح" و "قلم" را بیابید و مقامات و منازلی که انسان می تواند به آن نائل شود را بیابید، سپس در زمینة حقیقت ولایت و عصمت وارد شوید و بدانید که: «بلاتشبیه بلاتشبیه، همان گونه که یک سرباز قدرت دارد با اسلحه اش آنچه میل دارد را انجام دهد ولی اسلحة او برای امور خاصی به او امانت داده شده، مقام عظمای ولایت نیز هر چند قدرت زمین و زمان در قبضة اوست، اما ارادة او ارادة حق است، میل او میل حق است و استفادة اختصاصی ممنوع! » (به شما پیشنهاد می کنیم به لیست رسائل معظم له و تحقیقات ایشان در ذیل مجلدات اسفار صدرایی و تفاسیر قرآن کریم در بخش رسائل سایت مراجعه بفرمایید) از این که این سایت را مأمن سؤال هایتان قرار دادید، خوشنودیم و امیدواریم توانسته باشیم درونتان را متوجه شکوه ولایت نماییم.
پ

راه یابی به عرفان

4
چگونه می‌توانم قلب ذهن و روحم را آماده سازم تا قدم به دریای بیکران عرفان بنهم؟
صدری
تاریخ : ۲۲ فروردین ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
با سلام کی می‌تواند به مقام عالی عرفان سری زند؟ (منبع: رساله مقامات و منازل انسان(12) صفحه 1172) زمانی که 14 حادثه را رد کند، و به مقام مراقبه برسد. اما این 14 حادثه را با عضویت در سایت خدمتتان تقدیم خواهیم نمود. به شما سفارش داریم درصورتی که واقعا مایل هستید از این وادی مطلبی نصیبتان شود، قسمت‌های مختلف تفسیری، فلسفی و عرفانی سایت را که برای عموم باز گذاشته شده است، مطالعه نمایید. بخصوص بخش گزیده رسائل که با اجازه معظم له بی‌دریغ برای همه شیفتگان این وادی تنظیم و ارائه شده است.
پ

رابطه حقیقی دل با دل!

5
با عرض سلام می خواستم بپرسم آیا قانون جذب همه جا صدق می کند و از این طریق می شود به این سوال رسید که آیا واقعاً دل به دل راه دارد؟
ش.ک
تاریخ : ۲۷ آذر ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ دی ۱۳۸۸
هر چند شما نام خود را ناقص اعلام نمودید، ولی ما برآنیم پاسخ کاملی به شما بدهیم! زیباتر آن است رابطه بین دو دل را که رابطه حقیقی است، از آستان رسول ا...(ص) و اویس قرن بیابیم نه از قوانین ناقص بشری! بهتر است قانون جاذبه را از سیر انسان شیفته ای بیابیم که هر چند معشوق خود یعنی رسول ا... را هیچ گاه با چشم ظاهر ندید، اما چند فرسنگ آن سو تر رسول ا...(ص) بوی عشق و عنایت او را استشمام می نمودند! از ما بیان این دو قضیه است، نتیجه با خود شما! صبحگاهان تعدادی از یاران پیغمبر جمع بودند، حضرت یک نگاه کردند و فرمودند: انی اجد نفس الرحمان من جانب الیمن! بوی رحمت را از یمن استشمام می کنم! گفتند: یا رسول ا... قضیه چیست؟ فرمود: الان اویس قرن به من توجه می کند، این است که بویش را استشمام می کنم!! این خود نمایانگر رابطه حقیقی دل با دل است. ولی این مرحله آغازین ارتباط دل است! پیغمبر در حال جان دادن است، یک مرتبه فرمود: علی جان بیا، سلمان بیا، ابیذر بیا ... و چند نفر دیگر را خواستند. بروید از دختر من فاطمه آن برقع را بگیرید و بیاورید (برقع پیراهن مانندی)
پ

زینت در فکر و حب الشهوات

6
چه زمانی زینت در فکر با حب شهوات توام می باشد؟
محسنی از تهران
تاریخ : ۱۹ آبان ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ آبان ۱۳۸۸

خانم محسنی! ‌ابتدا بدانید! منظور از "زینت" یعنی آن چیزی که چشم را به خود نگه می دارد، ‌به خود حفظ می کند.
گاهی زینت در پوشش است، و در ظاهر، که مادامی این زینت زینت هست که زیر آن زینت دروغی نهفته نباشد.
و گاهی زینت در فکر عالی است، به شرط آنکه این فکر نو، توأم با حب الشهوات نباشد. آنگاه که زینت فکری با میل درون یا با پول و مقام معاوضه شود، کشف علمی که خود زینت در فکر است می تواند فاجعه به بار بیاورد. فروش مقاله معروف انیشتن و نیز شکافتن اتم را می توانید بعنوان مثالی در رابطه با زینت در فکر و توام شدن آن با حب الشهوات تحقیق نمایید و همچنین به پرسش شماره 16 از بخش تفسیری مراجعه نمایید.



[1]  2  3  4  5  6  > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.