noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 2

۲۰
۱۰۱۶
پ

تفاوت اخلاق و ادب

7
تفاوت میان اخلاق و ادب چیست؟ آیا تفاوتی وجود دارد؟ تزکیه چه تفاوتی با اخلاق و ادب دارد؟
شهرزاد شجاعی از تهران
تاریخ : ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
مفصلا در سایت بحث شده، مراجعه کنید و مطلوب خود را بیابید.  به پرسش شماره 19 عرفانی و  پرسش  شماره 24 عرفانی مراجعه بفرمایید.
پ

رسیدن به کمال

8
ما انسانها باید راه کمال را طی کنیم ولی چرا قبول نمی کنید که این راه نیاز به چندین زندگی دنیوی داره حالا می خواهید هر طوری که می خواهید اسمشو بذارید.
فرشید از تهران
تاریخ : ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
مرز کمال از نقص حاصل می شود و آیا کمال در کجاست؟ و کمالی که یا تکاملی که ما از او حرف می زنیم، ربطش به کجاست؟ پرسش کننده که ظاهرا از بیانتان پیداست که گفتید چند مسیر را باید طی نمود تا به کمال رسید، خود این متن ناتمام است، خود این متن درست نیست. ما یک «تکامل» داریم و یک «کمال» داریم. یعنی تمام محققان عالم به این دو اصل معتقدند و لاغیر. تکامل ها در اندازه هایند، یعنی یک گل آنگاهی که روییده می شود در حال تکامل است و هرآنگاه که غنچه اش بر اثر برخورد حرارتها یا نورها یا بهره گیری از تغذیه ها باز شد، این را کمال نمی گویند، این را تکامل می گویند. میوه درخت، هرآنگاه که شیرین شد، نام این کمال نیست، نام این تکامل است. ساختمان هرآنگاه که همه تناسبهایش در حد قاعده قرار گرفت، این تکامل است، کمال نیست. یعنی پذیرای کمال شده است و از باب تفاعل آید (اگر به قانون ادب عربی آگاهی دارید). و اما کمال نه، ربطش به اندازه ها نیست، کمال در جمال علم است، انسانی که در ریاضی ناتمام است به حد عالی به آن مرحله راه یافت، این تکامل نیست، نام این کمال است. در شیمی ناتمام است، به مرحله عالی علمی که راه یافت، تکامل نیست، کمال است. آیا کمالهای عالم اقدس و اطهر و پاکترش کدامند؟ جواب: بهترین کمالها کمالی است که انسان را به حق نزدیک نماید، یعنی توحید اللهی را عالی بیابد، ریشه نبوت را عالی بیابد، ریشه ولایت را عالی بیابد، و ریشه عصمت و مبانی عالی اخلاقی را در حد عالی از استادی فرزانه درک بنماید. پس نهایت نسبی شیمی، کمال؛ نهایت نسبی فیزیک، کمال؛ نهایت نسبی فلسفه و حکمت و عرفان که اینها را علوم متأله نامند، کمال و کدامیک از این کمالها کاملترند، قسمت سوم. این خود موضوعی که در این باره ضرور است.
پ

قسمت

9
سلام می خواستم بدونم قسمت واقعیت داره یا نه؟ در مورد همه ی مسایل؟
لیلا از کرج
تاریخ : ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
اینها از گفته های متکلمین است و در مبانی مذهب هم فراوان ذکر شده، اگر شما بخواهید به مرحله آرامش روانی بروید بهتر آن است که به کتب اخلاقی که از حضرت ملامحمد باقر مجلسی که در عموم خانواده ها هست، مراجعه بنمایید.
پ

سکوت

10
راجع به سکوت می خواستم مطالبی را بدانم و بدانم که حکم آن در دین اسلام چگونه است ؟ و آیه ای اگر بر صدق این امر وجود دارد؟
واثق
تاریخ : ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
با تشکر از شما، بحث سکوت، بحث علمی نیست. بحث سکوت، حقوقی هم نیست، بحث سکوت، اجتماعی هم نیست، بحث سکوت تاریخی هم نیست، بلکه بحث سکوت، بحث اخلاقی است که علمای علم الاخلاق یکی از مراحل لانهایت، خوی و اخلاق را در پیکر ساکت نشانه گرفته اند. و بیانشان آن است که سکوت بهترین راهی است برای اینکه انسان را از خطای زبان باز بدارد. و کسانی هم در این وادی بوده اند که خیلی زمان خویش را با سکوت طی می کرده اند. از آن جمله بعضی از شاگردان ذنون مصری و بعضی از شاگردان جنید بغدادی و از همه روشن تر، ربیع بن خثیم که آرامگاهش به نزدیک قبر امام هشتم(ع) است. اما آیا تنها سکوت جلوگیری از عصیان می کند؟ زیرا آنهایی که فلسفه سکوت را مطرح نموده اند عقیده و دیدشان آن است که بروز سکوت، بُعد عصیانها حاصل می شود. راه دیگری برای ورود به عصیان نیست؟ نه، هست. سکوت یک مورد است ولی عصیان با ایما و اشاره هم هست. عصیان مکاتبی هم هست، عصیان جسم و یا ارگانیزم بدن هم هست، عصیان آکل ماکول هم هست و دهها چیزدیگر. پس آنهایی که سکوت را برهان گرفته اند، برای امساک از خطا، کار زشتی را انجام نداده اند ولی انحصار موضوعی هم در او نیست. و اما در منطق قرآن چون قرآن بیانش، بیان احقاق حق است، چون قرآن بیانش آن است که حق را ذی حق باید از غاصب بگیرند (اگر کسی حق کسی را نابود سازد) اولین راهی که به سوی حق نزدیک گردند، از منطق است نه از سکوت است!! پس گاهی که درقرآن می خواهند حق را به حقدار ارائه دهند، از نوشته ها کمتر استفاده می شود، بلکه بیشترین لبه برهان به منطق و سخنوری بستگی دارد و در آغازی که پیامبر اسلام باید حقائق الهیه را به مردم تفهیم فرماید، فرمان به سکوت داده نشد، بلکه فرمان به بیان، که ضد سکوت است، داده شد. آنجا که فرمود: «قولوا لااله الا الله تفلحوا». یا آنگاهی که باید خویش را رسما به مردم معرفی نماید، ضد سکوت فرمان آمد، با این جمله از آیه «فاصدع بما تومر و اعرض عن المشرکین» یا احمد با بیان رسا به مردم بگو من حق ام و خدای من حق است و با این بیان خویش را به درد سر بیانداز؟ خیر. در منطق قرآن از سکوت بحثی به میان نشده. حتی فرموده اند در مبانی آِیات قرآن کریم اگر فهمیدید حقی از کسی خواست ضایع گردد و با منطق بتوانید از آن حق دفاع کنید لازم است مهر سکوت را بدرانید و به سخن گفتن اقدام ورزید.
پ

نفوذ حقایق در جان

11
با عرض سلام وادب خدمت شما: استاد دو سوال از محضر شما داشتم.1-چه کنیم تا آن حقایق نابی که از محضر شما دریافت می کنیم پایدار درجانمان بماند و علی رغم تلاش آنها را از دست ندهیم؟
ناشناس
تاریخ : ۲۱ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ بهمن ۱۳۸۶
در پاسخ سوال اول: اگر شما طالب فلسفه و حکمت و عرفان باشید، خواهی نخواهی از این گفته ها فرار نخواهیدنمود. و شهد و شیرینی آنها در کام شما خواهد ماند. و اگر هم بی علاقه باشید، هر چقدر تکرار شود، از آن شما نخواهد بود.
پ

دور کردن عیوب

12
به نام خدا - با سپاس از شما استاد ارجمند - در این برهوت و در این دنیای پر از بی معلم که کسی نیست که شاید بی هیچ انتظای سوال ساده تو را جواب دهد و به راحتی می گویند در حد شما نیست در صورتیکه اگر بخواهیم دقیق بنگریم مطالب این سایت هم در حد هیچ کدام از این خفتگان و غرقان دنیای امروزی نیست ولی چون نوری در سیاهی شب از دور سوسو می کند و تشنگان را به سمت و سوی خود می کشد اینها تعریف نیست چون شما را فردی که جهانی بس بزرگ یافته ام که نیازی به تعریف ندارید بلکه حقیقتی است نهان که باید جهانیان به آن واقف شوند. و حال سوال اولم : با توجه به مقاله آخر در سایت ماندنی های درون هر انسان : حال که سالها از عمر آدمی گذشته است و راهنمایی نداشته یا خودش خواب و بی توجه بوده است که درست را از نادرست تشخیص یا به قولی که شما فرمودید یک سری امور عادت او شده و رکز فی نفسه شده است حال او به واقع می خواهد که این عادت یا فکر یا اندیشه را که حالا تازه فهمیده بد است را از خود دور کند آیا آنچه رکز شده است را می تواند دور کند آیا فقط باید مراقبه داشت یا نه خواهشمندم عنایتی نموده و جوابم را بدهید - سئوال دوم : در انتهای همین مقاله فرموده اید پازهرهایی در بدن انسان است و نقش آن از دیدگاه قدرت الهی نابودی حادثه های احتمالی است - جسارت من را بپذیرید ولی در حادثه ای که برای خود من اتفاق افتاده است به توجه به چشم تنگ دنیا بینی که دارم نابودی در آن حادثه ندیدم بلکه آن حادثه رخ داد و گوشه ای از عیوبی که دارم بر ملا ساخت در صورتیکه که می شد که آن پادزهر عمل کند و همانطورکه در ذکر شده آن حادثه احتمالی را نابود سازد ولی نشد خواستم بدانم کارکرد این پادزهرها هم شدت و ضعف دارد و آیا می شود گفت در برابر حادثه های عظیم و کوچک حالت دفاعی آن فرق دارد؟ با سپاس بی نهایت از زحمات شما
ناشناس
تاریخ : ۱۴ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ دی ۱۳۸۶
با تشکر از آن همه گفته های عارفانه دل چسب شما. موضوع اول: هر انسانی در مظان خطا هست. یعنی اگر انسان در مظان خطا نباشد، او یا فرشته است یا کالعدم است هر دو اینها طبق قانون روال حکمت الهی موجودی غیر انسانند. ولی انسان هم باید در ملعبه حادثه ها به رقص اش آید و هم بتواند از ملعبه های نازیبا خویش را براند. به مصداق چندین ِآیه از قرآن کریم از آن جمله می فرماید: «ای مردمی که اسراف به نفس خویش کردید» یعنی خویش را در مظان حادثه ها غرق نمودید ناامید از رحمت خدا نباشید. پس انسان در هر مرحله ای از مراحلی که بازگشتش و رجعت درونش به سوی حق است، ناامید از او نباشد. آری هر لحظه که حضرتعالی خویش را آراسته برای حق بسازید همان لحظه برای شما زیبا خواهد بود. این موضوع اول. موضوع دوم: آری پادزهرها حافظ زشتی هایند، مادامی که زیر نظر مربی والا، درست تذکر داده شود. اینکه شما گله دارید از اینکه من از آن پادزهر نتوانستم بهره ور شوم پیداست با مربی والا رخ به رخ نشدید. بکوشید از اینجا به بعد ربط خویش را با حضرت حق محکم سازید، و دوم زیر نظر استادی نحریر و والا اگر برایتان امکان پذیر باشد، انجام گیرد.
< 1  [2]  3  4  >

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.