noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 24

۱۰۱۶
پ

سپاس

139
یا مقلب القلوب والابصار یامحول الحول و الاحوال یا مدبر الیل و انهار حول حالنا الی احسن الحال. استاد عزیز در هنگامه تحول و سریان حیات در طبیعت ما نیز همنوا با ذرات عالم دست به راز و ناز برمی داریم که الهی در دورانی که همه خود را با لفظ علم سرگرم می کنند حظ علم واقعی رابه ما بچشان! حبیبا در ایامی که همه از حق سخن می گویند عمل به حق را نصیب ما بگردان! خدایا در زمانه ای که ارزش ها در افزودن انباشته های اشیا است نور حقیقت اشیا را بر ما بنما. امید است در این وادی فلسفه و حکمت و عرفان که استادی حکیم، بی دریغ، گوهر ناب علم خود را در اختیار شیفتگان و مشتاقان این وادی می نهد هرروز جلوه ای نو و بارقه ای نو از دریای بیکران علم و فیض استاد بر دلهای تشنه حق و حقیقت آشکار تاشاید روزی این دل سرمست جلوه یار شده و به سری از اسرار این علم راه یابد.
میرعابدینی از تهران
تاریخ : ۲۲ اسفند ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ فروردین ۱۳۹۰
با سلام، متن ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد. موفق باشید.
پ

متفرقه

140
با سلام خدمت استاد محترم اینجانب در مدت کمتر از 1 ماه است که در منزل مان 2 عدد انگشتر و یک سرویس کامل طلا گم شده است خواهش میکنم اگر در منزل است یا کسی برداشته بهم بگویید خیلی ممنون.
افضلی از اصفهان
تاریخ : ۱۱ اسفند ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
با سلام این سایت فقط پاسخگوی سؤال‌های فلسفی، تفسیری و علمی است. موفق باشید.
پ

سپاس

141
با نهایت سپاس و تشکر از دانشمند معظم، حضرت استاد موسوی آنقدر موضوع با عظمت است که توان سخن را از انسان می‌گیرد. اما همین که ما را به این معظم‌های عالم آگاهی می‌دهید هر چند تا مرحلة شناخت فرسنگ‌ها فرسنگ فاصله داریم اما همین که گوشمان این حقایق را می‌شنود اندازه همه عالم برایمان بها دارد و با تمام وجود از تمامی زحمات و عنایت‌های استاد فرزانه، حکیم و عارف وارسته حضرت استاد موسوی نهایت سپاس را داریم.
صحابه درسی از تهران
تاریخ : ۱۰ اسفند ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ اسفند ۱۳۹۰
با سلام، متن ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد. موفق باشید.
پ

سپاس

142
«بسمه‌تعالی» دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بی‌خود از شعشعة پرتو ذاتم کردند بـاده از جام تجلی صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند به نام او که دل را به زیور عشق بیاراست و قلب را تپش آموخت تا دم مسیحایی استاد سراج منیرمان گردد. در میان امواج خروشان بیگانگان دنبال یک موج آشنا بودیم تا خود را به او بسپاریم تا سیمرغ جان را با دُردی جانش بر کوه قاف نشاند و راه طریقت را نشانمان دهد، چرخ روزگار گوهر شب افروز وجود استاد را به ما نمایاند و این امانت عشق را ارزانی‌مان نمود. هر روز پگاهان با ورود به حریم حرم حکیم و عارف وارسته حضرت استاد موسوی میثاقمان را زنده می‌داریم و حضرت استاد جانمان را از مائدة حکمی، فلسفی و عرفانی سیراب می‌سازند و به ما می‌آموزند نه تنها چشمانمان را باید بشوییم بلکه اول دل‌هایمان را باید با آب قُراح غسل دهیم و درونمان را جلا دهیم تا چون سیمرغ به پرواز دل آییم و نظاره‌گر قلة کوه قاف باشیم. و اکنون در پس همه غوغاهای درون و زندگی‌مان عنایتی به ما نمودید و به بهانه‌ای نه به بها، به این مأمن مقدس راهمان دادید و ما که شاگرد ابجد خوان این مکتبیم، مقریم که در خموشی بودیم و جرأت سخن نداشتیم اما اشراق جان استاد و وادی علم به حرفمان آورد، ما جزء ناشناخته‌های عالم بودیم و در این عالم خودمان را، رسالتمان را و بودنمان را گم کرده بودیم و تنها روز و شب از خود می‌پرسیدیم که چرا هستیم؟! به تمام معنا هیچ بودیم، اما کلام نافذ و حکیمانة‌ استاد هم خودمان را به ما شناساند و هم فؤادمان را منور به عظمت‌های عالم که چیزی جز حقیقت نبوت، ولایت و عصمت نیست نمود. اقرار می‌کنم در سیر زندگیم جز بیگانگی با درون و برون چیزی حاصلم نبود و آنقدر درونم ناآرام بود که حتی خودم هم از خودم فرار می‌کردم و از این جهان قفسی برای خود ساخته بودم و درش را به رویم بسته بودم اما شما چون حبیبی دلسوز دستمان را گرفتید و به وادی بودن هدایتمان کردید و جرأت سخن گفتن را به ما دادید و یادمان دادید چگونه حرف بزنیم و از چه حرف بزنیم. ما در امواج دریای اضطراب درونمان با نهایت درماندگی دست و پا می‌زدیم شما با بیان عارفانه و حکیمانه‌تان در سوره‌ مبارکه نحل یادمان دادید، تا سوارِ بر کشتی توکل، رضا، قناعت، ذکر و توحید نشویم این درون ناآراممان را نمی‌توانیم آرام بخشیم. استاد شما بودید که ما را به دایره جلوه راهمان دادید. و در تمام لحظات و آناتی که در حریم درستان هستیم جلوه توحیداللهی را نشانمان می‌دهید و معرفت به سیر آفاق و انفس را به دلمان می‌ریزید. در اول و آخر هر درس در درونمان نهال معرفت و عرفان نسبت به حقیقت محمدیه، علویه و فاطمیه قرار می‌دهید و در قلبمان بی‌آنکه بفهمیم جوانه تمیز حق از باطل را کاشتید و تز تفکرمان را به سوی ممتازهای عالم هدایت کردید تا گوهرها را از مس‌ها و چوب‌ها را از پوده‌ها تمیز دهیم. اکنون با همه توانمان فریاد می‌زنیم که در این عالم آشنایی آشنا داریم که به ما کمال و رنگ وجود داد، و لباس چرمین دروغین را از تنمان بیرون آورد و لباس امید را به ما پوشاند. آنقدر فریاد می‌زنیم تا همه عالم و عالمیان بدانند که تنها حضور در حریم استاد حکیم و عارف وارسته است که حظ نفس کشیدن و شهد حیات را به انسان می‌چشاند. استاد، ما حتی ارزش و بهای سپاس را در عالم نمی‌دانستیم اما شما در بین تک تک الفاظتان یادمان دادید که سپاس از منعم در عالم اصل است، در لابلای سطر سطر رساله‌هایتان به ما آموختید که «سر بنه آنجا که باده خورده‌ای!» اکنون تنها می‌توانیم بگوییم اگر همه سلول‌ها و گلبول‌های ما سپاس گردند باز هم یک میلیون واحد حق سپاس شما را نتوانستیم ادا کنیم و چیزی نمی‌توانیم بگوییم جز اینکه ما در ظلمتکده فکر و عقیده‌مان غرق بودیم، در دریای عدم دست و پا می‌زدیم، و اگر حریم حرم شما و عنایات شما نبود که اینگونه حقیقت علم و دُردی عرفان را با جانمان عجین نمایید و ما را به سوی حقیقت راهمان دهید، هیچ بودیم. و اکنون تنها با زبان ثنا و شکر از محقق و فیلسوف متأله استاد موسوی، استاد دل و جان که محول‌الحول و الأحوال قلوبمان بودید و هستید و فیض رحمت را اینگونه بی‌دریغ نثارمان می‌کنید نهایت سپاس و تشکر را داریم.
صحابه درسی از تهران
تاریخ : ۱۰ اسفند ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ اسفند ۱۳۹۰
باسلام، مطلب ارسال شما خدمت معظم له قرائت گردید. موفق باشید.
پ

سپاس

143
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد گرامی از لطفی که به ما بانوان ایوانکی نموده اید بسیار سپاسگذاریم و همیشه و درهمه حال در زندگیمان سپاسگذار شما استاد بزرگ هستیم.همجنین از سرکار خانم کمالی و صالحی و همراهانشان بسیار ممنون هستیم و قدر زحماتشان را می دانیم آرزوی طول عمر و سلامتی و سعادت برای حضرتعالی و صحابه های محترمتان.
شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۰۵ اسفند ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۲ اسفند ۱۳۹۰
با سلام. مطلب ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد. موفق باشید.
پ

هدف از لعن و نفرین مشرکین در قرآن

144
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب و احترام و سپاس فراوان محضر قدیس و روحانی فیلسوف متأله، حکیم و عارف وارسته حضرت استاد دکتر سید علی موسوی و صحابه ی گرامی ایشان که این امکان را فراهم آوردند تا گوشه ای از حقایق عالم با بیان نورانی حضرات استاد برای همگان نمایان گردد چندی پیش در برنامه ی رادیویی تفسیری پیرامون سوره ی "تبت یدا ابی لهب و تب" بیان شد و مضمون آن این بود که خداوند در قرآن، مشرکین را لعن و نفرین فرموده و برای مثال حتی در سوره توبه جمله ی بسم ا... الرحمن الرحیم آورده نشده است حضرت استاد معظم در بیانات گهر بارشان فرموده اند حضرت اله سراسر مهر است و از او جز خیر بروز نمی کند، که برای ما صد در صد سند است اما می خواهم بدانم اصلا لعن خدا با مهر خدا چگونه جمع می گردد؟ با تشکر و سپاس فراوان از زحمات و عنایات کریمانه ی حضرت استاد
حسین رمضانی از تهران
تاریخ : ۰۲ اسفند ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۲ اسفند ۱۳۹۰
یک پاسخ کلی به شما می دهیم و آن این است که تمام واژه ها و عباراتی که دال بر لعن و نفرین و یا غضب و انتقام از سوی حق است هدف انعکاس ظلمت، وحشت و یا نفرت حاصل از عمل خود فرد است. این قانون انعکاس عمل به عنوان یک اصل مهم در تمام عالم حاکم است. پیرامون ذات و صفات و عینیت افعال الهی در ذیل جلد ششم اسفار ملاصدرا به صورت مفصل توسط معظم له تدریس شده است.
|<< << < ... 19  20  21  22  23  [24]  25  26  27  28  29  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.