noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 104

۱۰۱۶
پ

رزق کریم

619
با عرض سلام. چرا پاسخ سؤالها را مثل قبل مرتب نمی دهید! خیلی منتظر هستم.
ناشناس
تاریخ : ۲۵ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
بیننده که پرسشتان پیرامون رزق کریم از متن قرآن در سوره مطهر نور نمودید، چون پیش از این چند مورد جواب داده شده احتمالا به اینگونه نبود که شمارش آن را ارسال نمایند. و اما کلمه «چرا» من نفهمیدم با این صراحت که مبادرت به فرمان چرا نمودید!! «چرا» از مامن لازم الاجراست!! یعنی کسی که بر او واجب است و ضرور است، کارش را الزاما انجام دهد، واژه «چرا» در این مقوله پیوست می شود. و این ضرور هم لازمه اش ربط حقوقی یا ربط الزامی را به همراه دارد. و حال اینکه جوابهایی که ما می دهیم نه جنبه حقوقی دارد و نه جنبه الزامی. بلکه نوعی عاطفه و مهر است و برای اشراق عواطف کلمه «چرا» بیان نمی گردد، بیان عاطفه ابراز می شود!! و بهتر آن است شما بیننده هرگاه که اینگونه درخواستی را نمودید، بجای بهره گرفتن از «چرا» نیروی عاطفی را روانه بفرمایید. و اما موضوع «رزق کریم»، یا رزق مطلق، یا رزق معین، یا رزق محدود هیچکدام از اینها را در بیانتان از ما نخواستید. ولی عواطف ما، ما را برآن داشت که این نکات در موضوع رزق برایتان تقریر شود. «رزق کریم» فیضی است که از حضرت باری تعالی به جهان ممکن مانند بارانهای پر از برکت و مانند جریان هوا و همانند حرارتها و رطوبتها و خیزش هاست که بر اثر فرود آمدن این نعم جهان، جهان ارضین یعنی زمینیان و جهان علوی یعنی کهکشانها و منظومه ها به نظمند. اینها از رزق کریم باریتعالی منظم شده اند که اگر آنی مهرش، و رحمتش و فیضش از هر کدام این منابع و پدیده ها امساک شود، در جا فرو می مانند. و رزق محدود عبارت است از طعام و غذایی که برای هر انسان پیش از میلاد تا لحظه موت معین و در حد نهاده شده یعنی پیش از آنکه طفل از مادر متولد گردد رزق او در اوول مادر قرار گرفته و از آنجا به ژنتیک ها که در درون کروموزوم ها موجودند نیز فراهم شده. گو اینکه این دو، شکل و رنگ را می سازند ولی رزق و سهم هر موجود رنگی است. و هر موجود شکلی است، و هر موجود اندازه ای است. نیز مشخص گشته و از اوول مادر به شیمه مادر می رود، و از شیمه مادر(منظور از شیمه مادر مویرگهایی که تن این طفل را می سازد، به جریانند) به مامن تغذیه مادر فرو می ریزد و هرآنگاه که بخواهد از مادر تولد یابد روزی او به آبها و زمین و هوا و نور و حرارت و گیاهان و ممکنات زمینی و آسمانی معین می شود. و این روزی در ادامه است یعنی مواد غذایی که سهم این انسان فرضی است آماده می سازند تا او از طریق حلقومش با سه پدپده ای که در حلقوم وی آماده شده به جلگه معده و تشکیلات درونش فرو ریزند و اگر آنی این سه پدیده که در فضای دهن حالت جذب و حالت بلعیدن باشد، از مسیر خویش اندکی کوتاهی ورزند به زندگی این انسان خاتمه داده می شود و این روزی ها با این کیفیتها ادامه دارند تا لحظه ذهاق روحش. آن لحظه ای که ذهاق روح وی گردد، روزیهای وی پرونده شان در هم منطوی و پیچیده می گردند. با این بیان گفته آنهایی که معتقدند اگر بشر زیاد گردد زمین گنجایش روزی او را ندارد، باید بی توجه بود. و این گفته ها اساس مذهب و اساس علمی ندارد. «و فی السماء رزقکم و ما توعدون» با این بیان قدسی الهی روزیهای بشر از سوی صاحب آن بشر یعنی حضرت باری آماده شده و خواهد گشت. جهان ناسوت ابزار است نه علت اصلی. علت اصلی از آن کریم رزق است و اما روزی مقسوم مواد غذایی نیست موادی که معده را پر نماید نخواهد بود. روزی مقسوم کمال است، روزی مقسوم علم است ، روزی مقسوم ادب است، روزی مقسوم تاریخ و جهان بینی تاریخ است. روزی مقسوم علوم مایری و مالایری ایی است که درجهان ناسوت معلقند یعنی دریاهای مواج علم و کمال و جلال و جمال و فلسفه و حکمت و عرفان و انسان سازی و مبانی قرآن و مبانی روایات معصومین و گفتار حکیمانه حکیمان اله شناس، به حساب آیند. هر کس باید بکوشد تا از این رزق مقسوم سهمش را بگیرد. شما چنانیکه لغت «چرا» را گفتید شاید به این واژه دیگر رو آورید!! چگونه قسمت خود را از این دریای کمال فراگیرند. جواب آن است بر هر انسان با شعور و زیرک لازم است کنار هر دری که از رحمت علم باز شده دق الباب نماید و آن در را بکوبد یعنی در جهان فعلی ما در ریاضی و شیمی و علوم پایه را بکوبد، درِ علوم ادب و تاریخ و جهان بینی را به صدا در آورد. در لغت شناسی و ریشه یابی کلمات را فرا گیرد و بیابد و از همه مهمتر در باب رحمت فلسفه و حکمت و عرفان و منابع قرآنی و اساس قرآن و مبانی روایات را باید بکوبند تا سهمشان از این روزی ها کدام روزی باشد، تا سهمشان از این روزی ها کدامیک از اینها باشند، تا کدامین غالب آید در نبرد زین دوگانه تا کدامین برد نرد و اگر بخواهیم معنی روزی را برایتان بیان کنیم حداقل 20 ساعتی زمان لازم است. مقدارکی از آن که وقتمان اجازه می داد روی همان ریشه عاطفی و ریشه عنایی برایتان بیان نمودیم و بس. امیدوایم به نکته های این متن به حد عالی عنایت بشود که آنهایی که با ما در مسیرند بدانند چگونه سخن بیان نمایند. توجه: گو اینکه در آیه 26 در سوره مبارکه نور می فرماید: ناپاکان مرد برای ناپاکان زن و ناپاکان زن برای ناپاکان مرد و پاکان مرد برای پاکان زن و پاکان زن برای پاکان مرد و سپس در پایان اشاره شده است برای همگان، این هم بخشش است و هم روزی کریم است. ظاهر آیه در روزی کریم جسم را ارائه می دهد ولی از دیدگاه تحقیق همان است که برایتان تقریر شد.
پ

سپاس

620
استاد گرامی درود. اگر رخصت دهید خارج از تکلفات کلامی از شکوه بی کران سخنانتان تشکر کنم. گاه با خود می اندیشم راستی که اگر قدمی به سوی خدا برداریم او به طرف ما شتابان می آید . این بار گرمی دستان خداوند را هنگامی که مرا در آغوش مهرش گرفته بود در کلام گهربارتان احساس نمودم. اجرتان با خدا و بخاطر تمام سخنانتان هزاران بار متشکرم.
س.ذ.
تاریخ : ۲۲ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ اسفند ۱۳۸۶
از اینکه شما از این گذر به سوی حق آرام آرام یا شتابان در خیزش اید بهای خود را بدانید. ولی سعی برآن باشد این بها خیزی، دوامش برقرار باشد. انشاءالله موفق و موید باشید.
پ

عالم ذر

621
با عرض سلام وخسته نباشید.لطفاً در مورد عالم ذر و اتفاقاتی که درآن می افتد توضیح دهید. آیا این عالم همان عالمی است که ما انسانها قبل از به این دنیا آمدنمان در آنجا زنگی کرده ایم و قبل از اینکه به این دنیا بیاییم خداوند با عهد و پیمان بسته است.
راضیه
تاریخ : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۳ اسفند ۱۳۸۶

عالم ذر یا جهان داد و گرفت مفصلا در این سایت بحث شده، اگر مایلید به آن متن مراجعه بفرمایید.

 پرسش  شماره 6 از مبحث خلقت زیرگروه فلسفی  پرسش شماره 71 ازبخش مذهبی 

پ

معراج جسمانی است یا روحانی؟

622
لطفاً درمورد معراج جسمانی توضیحی دهید . آیا این معراج همراه با جسم مادی ما می باشد یا اینکه فقط روح انسان است که به معراج می رود. با تشکر
راضیه
تاریخ : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
آری معراج جسمانی است. یعنی حضرت رسول آنچه از چند آیه قرآن کریم استفاده می شود معراج مقدسشان جسمانی است: «سبحان الذی اسری بعبده لیلا...» «ثم دنا فتدلی، فکان قاب قوسین او ادنی» نیز این دو آیه حکایت بر آن دارند که حضرت رسول با این ارگانیزم بدن، یعنی با همان دست و با همان پا و با همان صورت و باهمان هیئت، با همان روان، یعنی با تمام مزایای ظاهری و باطنی که شامل هیئت جسمی آن حضرت می شد به معراج تشریف فرما شدند یعنی وی را بردند، نه خودشان رفتند. و کرارا هم انجام شده است. اما شرح معراج با این متن سایت امکان پذیر نیست، اگر مشتاقید به تماس آیید تا با شرائطش به شما آگاهی داده شود.
پ

سپاس

623
با عرض سلام خدمت استاد بزرگ مقام دکتر سید علی موسوی؛من شما را بسیار دوست می دارم . و نهایت تشکر از زحمات شما را در راه اسلام و رشد علمی اسلام که رنج و زحمت بسیار برای این تحقیقات انجام دادید و در اختیار مشتاقان این راه سعادت قرار دادید را دارم و ممنون هستم.من جزوء کلاس صحابه شما نیستم و سعادتش را نیافتم ولی وظیفه خود می دانم از شما تشکر کنم و در آخر حلالیت می طلبم از شما و خواستار سلامتی از درگاه پروردگار بلند مرتبه برای شما هستم.
ناشناس
تاریخ : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
انگیزه جز آنکه گفتید نیست. آن انسان است که بکوشد تا از این مائده ای که خدای منان به هر علتی فراهم فرموده، سیر گردد تا از آن سیری اثرش در جسم و جانش نمایان شود. و اما اینکه در متن اشاره شد، از صحابه نیستید نیازی مبرم بر صحابه بودن نیست، بلکه کوشش فراوان برای دریافت درست این گفته ها ضرور است و موضوع دگر که حلالیت خواستید ما نمی دانیم که علت اینکه به این کلمه اقدام نمودید چیست؟ اگر این حلالیت از آنِ شخصِ اینجانب است و از هیئت فیزیکی ما در سخن بودید و درخواست حلال بودن دارید، بحثی نیست. اما اگر از مطالب و گفته هایی که سراسر آن از سوی حقائق الهیه روانند، و دلهای مرده را باید زنده نماید، و هدف و انگیزه ما از این گفته رضایت مولانا حجه ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) است از این متن رضایت می خواهید، به من ارتباط ندارد و باید آن حضرت راضی شوند!! و از سوی دگر هر کس از آنکه از علم وی بهره می گیرد به تنقید از آن علم درآید، از عمرش بهره نخواهد گرفت! این خود هستید که از این مطالب به معنی اش راه یابید!!
پ

دلیل آغاز سال هجری قمری از اول محرم چیست؟

624
با سلام و خسته نباشید خواهشمند است با توجه به آغاز هجرت پیامبر (ص) در اول ربیع الاول و شروع تقویم مسلمانان بر این اساس در خصوص دلیل آغاز سال هجری از محرم راهنمایی فرمائید
یاوری از تهران
تاریخ : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
راجع به هجرت حضرت رسول(ص)، آن است که حضرتش در پایان ماه صفر، آغاز ربیع الاول طی مقدماتی از مکه المعظمه به مدینه الرسول هجرت نمودند. سالیانی این موضوع پوشیده بود تا زمان خلیفه دوم که کسی به نزد او آمد و ادعا کرد از این کس در ماه ذیقعده یا ذیحجه یا ماده دگر که اختلاف است مبلغی طلبکارم. او جواب نمی دهد! او را خواست که چرا وامش را نمی دهی؟ وی گفت: درست است من بدهکارم، اما کدام ذیحجه؟ و کدام ذیقعده؟!! خلیفه ماند چه جواب بگوید! هر دو به جدال پرداختند، بدهکار می گفت آری من بدهکارم، اما در چه سالی؟!! برای اینکه غوغا را خموش کند، جمعی از مورخین و کسانی که در این وادی آکاهی داشتند، خواست تا یک سالی تعیین شود که ماههای درون سال معین گردد. بعضی گفتند که آغاز سال از ماه رجب باشد، نپذیرفتند. بعضی گفتند آغاز سال از روز میلاد رسول(ص) باشد، نپذیرفتند. بعضی گفتند: آغاز سال بعثت الرسول باشد، مورد قبول قرار نگرفت. برآن قرار شد که آن شبی که حضرت از مکه به مدینه الرسول هجرت فرموده، قرار دهند، همه پذیرفتند. اما آغاز این هجرت در چه زمانی باشد، باز به اختلاف افتادند، چون طبق نظر آنان محرم اول سال انتقالی آنها و بعضی از آنها محسوب می شد، هجرت را به اول محرم منتقل نمودند. و آغاز هجرت در حقیقت باید از ربیع الاول باشد به محرم برگشت. اما اینکه این هجرت چگونه ثابت ماند، پس میلادی چیست؟ جلالی چیست؟ مصری چیست؟ قادیانی چیست؟ مانوی چیست؟ و دهها مبدأ تاریخ اینها در این سایت امکان پذیر نیست. اگر مشتاق باشید، مراجعه نمایید تا طی شرائطی شما را آگاهی بدهیم.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.