noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ

۱۳
۱۰۱۶
پ

تقدیر

1
با عرض سلام و تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه خدمت شما استاد بزرگوار. سوالی از محضر شما دارم. اگر برای هر فردی تقدیر و سرنوشتی مقدر شده و در شب های قدر تقدیر یک ساله هر فرد به امضا آقا امام زمان می رسد پس نقش اختیار و اراده انسان در تغییر این سرنوشت چیست؟ با تشکر از زحمات و تحقیقات شما استاد بزرگوار.
م. زمانیان
تاریخ : ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
آنچه ازسوی حق تعیین می‌شود به عنوان خیر برای کمال لایق نوعی آن فرد است اما این فرد می‌توانداز خیر مطلقی که برایش در نظر گرفته شده با اختیار و ارادة خود به نحو احسن بهرهببرد یا بی بهره بماند.
پ

قضا و قدر

2
بسمه تعالی با سلام و احترام خدمت استاد ارجمند با توجه به اینکه درخانواده مذهبی بزرگ شده ام وخودم اهل دعا و نماز هستم در محلی کارمی کنم که از وضعیت کارم راضی نیستم چون محل کار قبلیم شرایطش بهتر شده است لطفا مرا نسبت به تقدیراز لحاظ فلسفی و عرفانی بیشتر آشنا کنید و از خدا همیشه برای بهترشدن شرایط کاریم خیلی دعاکردم ولی فکرکنم بخاطر اینکه کارم را عوض کردم خدا سرنوشتم را به خودم واگذار کرده است و لطفا به رجعت امامان و زندگی ما درآن موقع اشاراتی شود. باتشکر التماس دعا
علی قادری از خراسان رضوی
تاریخ : ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ خرداد ۱۳۹۱
پاسخ شما به صورت فایل صوتی از سلسله مباحث درسی معظم له به ایمیلتان ارسال شد. موفق باشید.
پ

سرنوشت

3
درباره اینکه گفته می شود انسان مختار آفریده شده اما بسیاری از مواقع سرنوشت یک انسان و یا به قولی تقدیرش مانع می شود از انجام برخی از نیاتی که در سر داشته آیا این قضیه منافاتی با اراده انسان ندارد؟
محمدی از شهر ری
تاریخ : ۲۸ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۹۰
باید بدانید موضوع به قول شما "سرنوشت" یا "تقدیر" همان بحث قضا و قدر از جلد ششم اسفار است و برای این که پاسخ دقیق خود را بیابید، باید از منبعی غنی و عالی یعنی از یک مکتب فلسفی در برابر یک استاد عالی درس بگیرید. یعنی نه شما، بلکه تمام بشریت که این گونه توهمات برای او حاصل است و در حقیقت پایه‌های توحیدی او را متزلزل می سازد، باید در برابر یک مکتب فلسفة متعالیة الهی زانو بزند زیرا با این مجمل پاسخ های اینترنتی غایت حقیقتی که باید حاصل شود، تجلی نخواهد کرد. از هر جهت بخشی از تدریس معظم له را در ذیل جلد ششم اسفار صفحه 290‌ (رسالة لوح و قلم) معظم له عنوان می‌نماییم: «فی مراتب علمه بالاشیاء و هی العنایة و القضاء و یقال له "ام الکتاب" و القدر و یقال له " کتاب المحو و الاثبات"» در این باب سخن بسیار گفته اند ولی گاهی جز تکثیر لفظ مبانی دگر به همراه ندارد. یعنی معنی حقیقت "قضا" کمتر لمس می‌شود. نظر معظم له بر آن است این مطلب را باید پس از زمانی خاص، یعنی در پایان دوران علمی فلسفه آن گاه که صاحبش از تمام مراحل علمی گذشته باشد و حل در قضا شده باشد برای او بیان نمود. بسیاری از بزرگان به معنی قضا و قدر که رسیدند قلمشان شکست و ناتوان در ادامه شدند. اما فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی در این رساله می فرمایند پیش از آن که این مطلب را از فضای دهان یا حلقوم یا تارهای صوتی رها سازیم، از خودش کمک می خواهیم تا به غلق نیفتیم و دشواری ها در سخن ایجاد نشود... بدانید! قضای الهی علم اوست، علم او عین اوست، عین او فیض اوست، فیض او دادة اوست، دادة او عنایت اوست و عنایت ها آگاهی از آغازها و انجام هاست. معنی لغوی "قضاء" یعنی: 1) روا گردانیدن، یعنی به هر کس آن چه لایق اوست داده شده. قضا یعنی نهایت آن چه لیاقت شخصی فرد است. اراده ازلی حق که به اشیاء آن چه هستند رسد. 2) "سرنوشت"، "ناگزیر"، نمی تواند از دام آن فرار کند. یعنی چمبره قضا صاحبش را چنان می فشارد تا له گردد و نمی تواند از آن فرار کند. سؤال: آیا این فرمان این سرنوشت این ناگزیری که به انسان دادند جبری است؟ اکثر کتبی که از به ظاهر از مذهب سخن گفته اند پر از مباحثی است که مفهوم آن تن دادن به قضاء حتمی حق است. گویند هر چه بر سر تو ریختند باید برداری و ببوسی و به دیدة احترام بنگری چون داده یار است. بدون چون و چرا باید بپذیری... و همین را ضد اختیار بشر تعریف نموده اند و جبر مطلق دانسته اند که نشان نادانی است. اما ای کاش بشریت می دانست که این قضای الهی نهایت مهر و نهایت فیض و نهایت عنایت الهی است که بشر در عالم ناسوت با شیوه ها و روش هایی که ناآگاهانه دارد و با مسیرهای غلط آن چه از فیض به نام او نوشته شده است را می بازد. بنابراین سرنوشتی که شما پی اش می گردید باید محققاً بیابید نه از روی سخنان عوام یا توهمات و تخیلات خود. بدانید آن چه از سوی خداست خیر محض است و بس. آن چه مانع گرفت فیض است از سوی بشر است و بس. یعنی هر سرنوشتی که به انسان می رسد، موجبش خود اوست و بس. از طرفی بحثی بسیار زیبا در این جا مطرح است که او بدون اقرار بنده چیزی به کسی نمی دهد. که ان شاء ا... سهمتان بود به درس آمده، حضوراً دریافت نمایید. از طرفی باید دید نیاتی که بیان می نمایید که نتوانسته اید به آن برسید، برای شما خیر است یا شر؟ چون در بسیاری موارد است که اموری به ظاهر خیر و به واقع شر است. پس در یک کلام: ما و شما تا یک دوره جان قرآن کریم را نیابیم و در اساس فلسفة عالم تحقیق نداشته باشیم، بهتر آن است سکوت نماییم و در برابر پایه های علمی خود را قوی کنیم، زیرا درونی که از یار "چرا" داشته باشد، به حق نخواهد رسید.
پ

تقدیر و سرنوشت

4
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما...در هفته ی آخر اسفند ماه 1389 سوالی را عنوان کرده بودم پیرامون اینکه اگر خداوند از تقدیر و سرنوشت ما آگاهی دارد، با اینکه می داند مثلاً یک فردی در آینده دزد خواهد شد، پس چرا او را می آفریند و اینکه اگر ژن دزد بودن در یک فرد وجود دارد و آن فرد به دزدی یا گناه تمایل دارد،چه گناهی کرده که این ژن را به ارث برده، نسبت به فرد دیگری که این ژن را ندارد؟؟ ممنون می شوم اگر لطف کنید و این سؤال را پاسخ دهید.
بابایی
تاریخ : ۱۸ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۰
آری، خداوند علم کامل به همه آفریده هایش دارد و آگاه است که تک تک آن‌ها چگونه زندگی می کنند و به کجا خواهند رفت. ولی خداوند دزد نمی آفریند و دزد بودن در ژن نیست. دزدی یا دیگر خطاها و گناهان عارضه هایی هستند که از تربیت و محیط زندگی انسان ها ایجاد می گردد نه از ژن و وراثت. خداوند فطرت انسان ها را در نهایت پاکی آفرید و عقل و شعور و گنجینه های استعداد بی نهایت را درون او قرار داد و اختیار هم به او داد که راهش را انتخاب کند حالا اگر او در محیطی تربیت شد که پدر و مادر خطاکار دارد یا به هر دلیل دیگری او به گناه کشیده شده این جا مقصر همین محیط تربیتی و خود او هستند نه خدا. برای روشن تر شدن مطلب مثالی می‌زنیم. (برگرفته از رسالة سورة مبارکة حج معظم له مرحلة هفتم) نمیر یکی از یاران نزدیک حضرت علی(ع) بود. مثلاً گاهی که حضرت در وقت نماز خواندن لباسشان تر بود. نمیر یک باد بزنی به دست گرفته بود در حینی که امام نماز می‌خواند، پیراهن علی(ع) را باد می زد که آن رطوبت، تن علی(ع) را آزار ندهد؛ یعنی این قدر نمیر به علی(ع) نزدیک بود؛ پسری به نام حصین داشت. روزی علی(ع) به عنوان گله فرمود: "نمیر" تو که این همه به ما مهر داری، این بچه‌ات سر حسین ما را از کربلا به کوفه خواهد برد!! (این مطلب را حضرت از روی علم ولایت و عصمت می‌دانستند!) نمیر گفت آقا، همین الآن سرش را بزن! حضرت فرمود: موضوع شدید نیست. شاید در ردیف یک استاد خوبی قرا بگیرد این شومیتش از بین برود. پدرش به او استادی معرفی کرد از آن جایی که‌ فساد البطن بود از چنگال آن استاد رمید، فرار کرد. باز شما خرده نگیرید که چرا علی(ع) حصین را نکشت؟ او که می‌دانست این می‌شود!! علی(ع) فرمودند: امر جبری نیست اگر در مسیر استاد درست قرار ‌بگیرد، ممکن است جهتش عوض شود. یعنی می‌‌دیدند این به نزد استاد می‌رود، لذا ممکن بود به صلاح آید. اما آن غذایی که خورده بود، آن خانه‌ای بود که زیر سقفش خوابیده بود، آن لباسی که تنش بود، نمی‌گذاشتند که این فیض را این بدبخت از استاد بگیرد. لذا علم اللهی نیز هیچ برخوردی به اختیار انسان ندارد.
پ

جبر و اختیار

5
سلام. در قسمتی از مقالاتتون گفتید که بشر چیزی جز عمل به خواسته های خودش نیست و همین دلیل آن است که آزاد و مختار است! پس نتیجتا در آخر همین خواسته ها و عمل به آنهاست که آدمی را بهشتی یا جهنمی می کند و خداوند فرمودند که ما به اعمال شما و آنچه که در آینده اتفاق می افتد کاملا آگاهیم. انگار که همه چیز از پیش تعیین شده است و همین طور هم هست. پس دیگر این چه اراده و اختیاری است؟
میرزایی
تاریخ : ۱۱ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ فروردین ۱۳۹۰
در جواب شما باید کمی مساله جبر واختیار را مطرح کرد. در زمان امام صادق (ع) عده ای بنام اشاعره بودند که به جبر مطلق معتقد بودند و عده ای هم به اختیار مطلق معتقد بودند که آنها را معتزله ای نامیدند . اشاعره می گفتند هر عملی که بنده انجام می دهد خواست خداست و او هیچ اختیاری ندارد و معتزله ای می گفتند خدا بندگان را آفرید و به آنها اختیار تام داد عده ای آمدند از حضرت صادق (ع) پرسیدند کدامیک از اینها درست می گویند؟ امام فرمودند هیچکدام لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین یعنی ما نه جبر مطلق داریم نه اختیار مطلق بلکه هر دو هست. یعنی خدا ما را آفرید آفرینش ما و آمدن ما به این دنیای ناسوت به اختیار ما نبود ولی وقتی به این جهان آمدیم از هنگام تکلیف اختیار با خود ماست که چه راهی انتخاب کنیم. حضرت حق فرمان صادر فرمود که ای بشر در خانه ما باز است در عرفان ما و عشق ما و مهر و معنویت ما باز است اگر از این در آمدید عاشق می شوید و می مانید انسان می شوید. اما اگر گمراه شدید به بیراهه رفتید قلبتان سیاه می شود در آن سیاهی می مانید و سرگردان در دنیا و آخرت می گردید کجای این جبر است؟! هر سرشتی و هر حالتی که به انسان می رسد موجبش خود اوست ما یک امانت به او دادیم که هرگاه دید راهی که می رود باطل است می تواند راهش را عوض کند. آری انسان مختار است که راهش را انتخاب کند. خدا هم علم به همه اعمال او دارد، استعداد و عقل و اراده هم به او داده که بهترین را انتخاب کند و خوب و بد اعمال او هیچ مغایرتی با علم خدا ندارد.
پ

نقص‌‌ها و معلولیت‌های معلولین وابسته به جبرهای ناسوتی

6
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: سوال بنده این است که آیا خلق انسانهای معلول مخصوصا آن دسته معلولینی که به عجز خود واقفند(بسیاری از سندرمها)عادلانه است؟ باسپاس
حسینی از تهران
تاریخ : ۰۵ آذر ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ آذر ۱۳۸۹
اگر موجودی ناقص خلق کند، حتماً‌ نقص در خود اوست طبق این قانون هیچ گاه نقصی در خلقت باری تعالی نخواهد بود. لذاست نقص‌‌ها و معلولیت‌های معلولین وابسته به جبرهای ناسوتی است.
[1]  2  3  >

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.