noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 97

۱۰۱۶
پ

صداقت

577
با عرض سلام خدمت استاد ارجمندجناب آقای دکتر موسوی : خواهشمنداست به سوالات اینجانب در زمینه امور ذهنی از گذر عرفان پاسخ دهید با تشکر فراوان پرسش اول : بهترین راه و روش پذیرش امور ذهنی چگونه است؟ پرسش دوم : چگونه می توان به صداقت واقعی رسید؟
افسون از تهران
تاریخ : ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ خرداد ۱۳۸۷
امور ذهنی همان است که در سایت هست، اگر مایلید بر آن دقت بفرمایید به یقین به جوابی که مشتاقید خواهید رسید و اگر به جواب وافی نرسیدید، از گذر دگر با ما تماس بگیرید که با شرائط، موضوع امور ذهنی را در رساله ای که هست برایتان ارسال شود. اما موضوع دوم: ربطش به امور ذهن نیست. ربطش به موضوع خوی و اخلاق انسان است، صداقت اسم مصدر و صدق خود مصدر است، یعنی راست گفتن. کی می توان به این مرحله راه یابد که، آنچه می گوید راست باشد؟ آنگاهی که در فکرش راستی باشد، در هدفش راستی باشد، در علمش راستی باشد، یعنی چه در علمش راستی باشد؟ علمی که می جوید انگیزه اش آن باشد که یا خود بر آن علم عمل کند یا حداق مثمر ثمر برای دگران باشد، اگر از این گذر شروع کرد می تواند عینش صداقت راستین باشد، صداقت واقعی باشد. از همه مهمتر در محاورات یعنی با خانواده حرف می زند، راست بگوید. آنچه را که از او بپرسند، به صداقت و راستی جواب گوید و خود مطرح نباشد. هدف از اینکه خود مطرح نباشد یعنی یک کاری خلاف کرده، بیم دارد که این خلاف او را رسوا کند، به کذبش به جای صدق می پردازد. اگر در 40 روز هم یک عمل اینگونه انجام دهد، یعنی چون خودش مطرح است و آبرویش در خطر است از حق بگذرد و کذب را به جای صداقت بیان کند، او به صداقت واقعی نخواهد رسید، تا چه رسی به اینکه هر روز ذروغ بگویید. اگر 40 روز هم بگذرد، طبق قانون روان، طبق قانون اخلاق، طبق قانون آیات قرآن و تفاسیر قرآن و طبق قانون حکمت و عرفان آنکه 40 روز یک بار هم غیر واقع را به سوی واقع معرفی نماید، نه خودش به صداقت خواهد رسید و نه کسی که در مسیر او باشد. مثلا فرزندش، خواهرش و دیگر کسانش.
پ

کیفر و نتیجه ی اعمال بشر

578
با توجه به اصل معاد آیا می توان درباره ی کیفر و نتیجه ی اعمال بشر در این دنیا قضاوت کرد؟ یعنی نتیجه ی اعمال نیک و بد هر شخص معادل بهشت و دوزخ آن دنیا باشد؟
مهرسا از تهران
تاریخ : ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
نه، هیچ کس نمی تواند از عمل انسان بازده حشر او را به حساب در آورد. چون تشکیلات حشر، غیر از تشکیلات جهان ناسوت است، تشکیلات جهان ناسوت غالبا با علت فراهم می شوند، یعنی اینکه شما یا دیگری کسی را احسان می کند، یا احسان نمی کند، به عللهای قبلی اش می نگرد. یعنی متوجه است که این یک فاضل و دانشمند است، این فضل و دانش علل می شوند که او را احسان کند. اگر دریافت این آدم هتاکی می کند، این هتاکی و بی باکی و بی بندوباری او دلیل می شوند که او را کمتر احسان و احترام نماید، جهان ناسوت عللها را به همراه دارد و چون عللها را به همراه دارد، غایت را می توان برایش به حساب آورد. اما جهان محشر گو اینکه آنکه پاداش می گیرد از عمل درست است و آنکه به پاداش نمی رسد و به کیفر می رسد از زشتی عمل است، آنها همانگونه علل اند. اما در حشر گاهی فیض ها آنگونه فراوان خواهد داشت که انسانی که سخت ناامید باشد در عمل یکباره دریافت که غرق در رحمت خواهد شد، انسان که در عمل معتقد است که کار زیبایی فراوان انجام داده است یکباره به آن ثوابها نرسید، می ماند و می پرسد من که کارهای زشتی نکردم، چرا به من پاداش کم دادند یا نداند؟ در جواب گفته می شود: تو آیه های قرآن ما را نپذیرفتی، بیان حکیمان ما را قبول نکردی، در فلان لحظه از کسی غیبت کردی، هر چه در آن روز عمل زیبا انجام دادی به پرونده عمل آن نازیبا منتقل و عمل نازیبای غیبت کننده به پرونده عمل تو منتقل شد. این موارد در محشر گم است و پیچیده است و نمی توانند به راحتی غایت او را انتخاب کنند. امید است با این جزالت و اختصاری که گفتیم به خوبی هم دریابید و هم حواستان جمع باشد.
پ

تفاوت اخلاق و ادب

579
تفاوت میان اخلاق و ادب چیست؟ آیا تفاوتی وجود دارد؟ تزکیه چه تفاوتی با اخلاق و ادب دارد؟
شهرزاد شجاعی از تهران
تاریخ : ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
مفصلا در سایت بحث شده، مراجعه کنید و مطلوب خود را بیابید.  به پرسش شماره 19 عرفانی و  پرسش  شماره 24 عرفانی مراجعه بفرمایید.
پ

درخواست توبه در دعاهای ائمه اطهار به چه معناست؟

580
درخواست توبه در دعاهای ائمه اطهار به چه معناست؟
زرگر از تهران
تاریخ : ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
بیانتان را باید اینگونه جواب داد: تمام معصومین مطهرند و تمام معصومین مقدس و نابند و لحظه ای نه عصیان کرده اند و نه به یاد عصیان بوده اند. ینکه موضوع نحوه رد عصیان از آنان در ادعیه مشاهده می شود، یک قانونی در علم معانی و بیان هست، آن قانون در زبان فارسی معروف است که «به دیوار بگویید تا دگران بفهمند». بیان معصوم نه آن بوده که خودشان گناهکار بودند، نحوه را ادعیه یا در عبارتهایشان (منظور نحوه بازگشت به حق) فرموده اند، منتهی چون معصومین کریم بوده اند و نخواستند بگویند تو انسان عصیانگرا اینکار را بکن، بطور کلی عصیان راتعریف نمودند، که دگران بفهمند اگر عصیانی کردند چگونه باید توبه و بازگشت بنمایند. جان مطلب آن است برای انجام دادن، این بیانات را ارائه دادند و اگر فرضا در دنیا عصیان گرایی نبود، هیچگاه معصومین برای حال و مقال خویش این کلمات را ادا نمی فرمودند. اینکه حضرت سجاد(ع) فرموند: «اگر مرا عذاب کنی، و مرا به آتش بیاندازی، به دوزخیان خواهم گفت، من عاشق او بودم». ین مطلب نه آن است که می خواهند بفرمایند، در واقع من عصیان گرایم، نه. عشاق تو همه از اینکه آیا حق تو را ادا خواهند نمود به وحشت افتاده اند. بار حبیبا! این وحشت را از آنها بردار. هدف حضرت این بوده است.
پ

امور ذهنی

581
در مورد اینکه امور ذهنی برای صاحب ذهن سند و درست است: سوال این است که شرایط محیطی و تربیتی هر شخص در این مورد اثری دارد؟ یعنی امور ذهنی یک فرد با سواد با شخص بی سواد یا یک فرد دیندار با فردی مادی در مواجهه با مثلا وجدان اجتماعی و کمک به همنوع چگونه می تواند باشد؟
مهرسا از تهران
تاریخ : ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
امور ذهنی که ما(محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) ذهن را نپذیرفتیم، خاطره را پذیرفتیم. امور ذهنی یک بحث علمی است نه بحث اجتماعی یا بحث اخلاقی یا بحث دینی به این معنی که آنکه در ذهنش چهره ها حضور دارند، حضور این چهره ها آیا حکایت از اخلاق او دارد که بگوییم چون ذهنش چیزهایی فراوان دارد، اخلاق و رفتار او فراوان تر است، این تأثیر خارجی ندارد. چرا؟ چون امور ذهنی شبح اند، نه اصلند. وجدان اجتماعی یک امر جداگانه است که بر اثر درستی و نادرستی کار فاعل نمودار می شود، نه از امور ذهنی اش. یعنی یک انسان که کارش درست است مشاهده می کند، انسانی کارش نادرست است، وجدان او آزرده می شود اما بیابد چنانیکه او کارش را درست انجام داده، دیگری هم درست انجام بدهد، خوشحال می شود. پس امور اجتماعی از امور وجدان هست، اما حالت تقابلی دارد، ربطی به امور ذهنی ندارد. و اما عمل با سواد و بی سواد، انسانی که آگاهی دارد، یقینا اراده او، یقینا عمل او با واقعیتها از انسانی که عاری از علم است مطابقت دارد، یعنی انسان آگاه به حق نزدیکتر از غیر آگاه است، بخصوص اگر آگاهی او در رشته های علوم الهی باشند.
پ

رسیدن به کمال

582
ما انسانها باید راه کمال را طی کنیم ولی چرا قبول نمی کنید که این راه نیاز به چندین زندگی دنیوی داره حالا می خواهید هر طوری که می خواهید اسمشو بذارید.
فرشید از تهران
تاریخ : ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
مرز کمال از نقص حاصل می شود و آیا کمال در کجاست؟ و کمالی که یا تکاملی که ما از او حرف می زنیم، ربطش به کجاست؟ پرسش کننده که ظاهرا از بیانتان پیداست که گفتید چند مسیر را باید طی نمود تا به کمال رسید، خود این متن ناتمام است، خود این متن درست نیست. ما یک «تکامل» داریم و یک «کمال» داریم. یعنی تمام محققان عالم به این دو اصل معتقدند و لاغیر. تکامل ها در اندازه هایند، یعنی یک گل آنگاهی که روییده می شود در حال تکامل است و هرآنگاه که غنچه اش بر اثر برخورد حرارتها یا نورها یا بهره گیری از تغذیه ها باز شد، این را کمال نمی گویند، این را تکامل می گویند. میوه درخت، هرآنگاه که شیرین شد، نام این کمال نیست، نام این تکامل است. ساختمان هرآنگاه که همه تناسبهایش در حد قاعده قرار گرفت، این تکامل است، کمال نیست. یعنی پذیرای کمال شده است و از باب تفاعل آید (اگر به قانون ادب عربی آگاهی دارید). و اما کمال نه، ربطش به اندازه ها نیست، کمال در جمال علم است، انسانی که در ریاضی ناتمام است به حد عالی به آن مرحله راه یافت، این تکامل نیست، نام این کمال است. در شیمی ناتمام است، به مرحله عالی علمی که راه یافت، تکامل نیست، کمال است. آیا کمالهای عالم اقدس و اطهر و پاکترش کدامند؟ جواب: بهترین کمالها کمالی است که انسان را به حق نزدیک نماید، یعنی توحید اللهی را عالی بیابد، ریشه نبوت را عالی بیابد، ریشه ولایت را عالی بیابد، و ریشه عصمت و مبانی عالی اخلاقی را در حد عالی از استادی فرزانه درک بنماید. پس نهایت نسبی شیمی، کمال؛ نهایت نسبی فیزیک، کمال؛ نهایت نسبی فلسفه و حکمت و عرفان که اینها را علوم متأله نامند، کمال و کدامیک از این کمالها کاملترند، قسمت سوم. این خود موضوعی که در این باره ضرور است.
|<< << < ... 92  93  94  95  96  [97]  98  99  100  101  102  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.