noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 91

۱۰۱۶
پ

رابطه رجعت با تناسخ

541
سلام خدمت شما و عرض خسته نباشید، می خواستم از محضرتون درباره رابطه رجعت با تناسخ بپرسم؟ که آیا اصلا رابطه ای بین این دو میتونه باشه، یا خیر ؟ با تشکر
احسان دانشور از تهران
تاریخ : ۰۵ تیر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۰ تیر ۱۳۸۷
از اینکه پرسشتان پیرامون تناسخ و رجعت شد، پیداست که اهل دقت معنوی تا حدی هستید، گو اینکه ما عنوان رجعت را در همین سایت به تناسبی گفتیم، ولی بار دگر چون موضوعش از نظر خودتان مهم است، بیان می کنیم. رجعت به معنی بازگشت از مکان به مکان. ولی آیا همه ابزاری که در مکان اولی بوده، به مکان دوم بر می گردد یا مقداری کمتر شده (نه زیادتر) این لغت رجعت است که با معاد فرق دارد. معاد عینِ عین بر می گردد، یعنی هر آنچه بوده، همان هم بر می گردد، به هر جا که لازم باشد. ولی رجعت نه. رجعت بر می گردد، اما بسیاری از کالای جسمی، بسیاری از رویدادهای درون، امکاناً مثل اول نباشد. این لغت رجعت. با این مقدمه در روایات مذهب ما، در کتب مختلف دینی و در ذیل خیلی از روایات ها و تفاسیر قرآن کریم، عدد رجعت، یا موضوع رجعت هست و از همه مهمتر مرحوم مجلسی صاحب بحار الانوار (رحمت خدا بر او باد) ایشان یک سلسله از مطالب حدیث اختصاص داده است، یعنی در مبانی این گفته ها به این نتیجه می رسند که پس از ظهور مولانا حجه ابن الحسن «ارواح العالمین له الفدا» و رحلت یا شهادت جسمی آن بزرگوار، آغازین رجعت خواهد بود. بار دگر هم رسول ا...(ص) و هم علی(ع) و فاطمه(س) و هم امامان معصوم دگر، تا مولانا حجه ابن الحسن باز خواهند گشت، تا اتمام فیض از حضور آنان برای مردم بشود. یعنی امام جوادی که باید فیض فراوان ایشان به جهان گسترده شود، یا حضرت عسگری، به همان جهت، یا دیگر از امامان که کمال در عمرشان نشد، همانگونه که اینها را شهید نمودند، در این رجعت فیض به جهان کاملتر می گردد، از این جهت علت رجعت را بیان نموده اند. حالا این تفصیلی دارد، آیا شهدا هم رجعت خواهند نمود؟ آیا اولیاءا... هم رجعت خواهند نمود؟ اصفیاءا... هم رجعت خواهند نمود؟ مبحثی است بسیار ظریف و دقیق، که جای شرح آن در این سایت نیست، چون زمان را فراوان می طلبد. این رجعت شد. ولی تناسخ این نیست، تناسخ آن است که (طبق آنهایی که قائل به تناسخ اند) می گویند جسم انسان افتاده است، روح انسان بر قالب دیگری قرار می گیرد. این چه ارتباط به رجعت دارد؟ رجعت همه اندام فیزیکی به زمان دگر بر می گردد، ولی تناسخ که هیات جسمی و فیزیکی به جایی نمی رود. آن در جای خودش هست، مجردات او که عبارت از روح و نفس و عقل باشد، می رود در تن دیگر وارد می گردد. که ما اصلاً این نظر و این دید و این بیان را، یعنی تناسخ را خودمان(محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی) به هیچ وجهی قبول نداریم. آیه های قرآن هم قبول ندارد، روایات معصومین هم قبول ندارند، فلاسفه الهی هم قبول ندارند، کسانی که معاد را، یعنی قیامت را قبول دارند و الهیون عالم، تناسخ را قبول نکرده اند. پس تناسخ یک جدول است، و رجعت جدولی دیگر است.
پ

متفرقه

542
سلام امیدوارم در پناه حق باشید من از طریق گوگل با سایت شما آشنا شدم آیا می شود اطلاعاتی درباره شما داشته باشم و آیا من را به عنوان شاگرد می پذیرید؟
زهرا
تاریخ : ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ تیر ۱۳۸۷
ما هم از شما متشکر و سپاس داریم که با شوق و شوری از ما و صحابه ما درخواست نمودید که مقداری با ما آشنا گردید. نمی دانم شما از چه گذر مشتاقید با من(محقق وفیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) یا با صحابه کارکنان این سایت آشنا گردید. اگر شرح زندگی خود من (محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) را بخواهید بهتر آن است که مقداری بهتر من شما را بشناسم و دریابم که انگیزه و غایت این آشنایی را چه موضوعی طلب می کند: - یا برای امور فقه است - یا برای امور اصول است - یا برای امور ادب است - یا برای امور منطق است - یا برای امور فلسفه است - یا برای امور حکمت است - یا برای امور عرفان است. یعنی بیابم که میل شما به کدامیک از این رشته های علمی قوی تر است تا در آن باره اگر لازم بود با شما سخن بگوییم. اما اگر از سایت ما جویا باشید، سایت ما ترکیبی است از یک مهبط درسی. یعنی درحدود 20 سال است که درس تفسیر قرآن کریم از نظر تفاسیر متعدد و بیان علم اصول و از همه مهمتر فلسفه عقلیه اسفار اربعه صدرایی را هفته ای تمام روز یا هفته ای به منهای دو روز تدریس شده و می شود. و جمع ما هم اکنون در حدود 50 تن از صحابه درسی که تعدادی اساتید دانشگاه و تعدادی دانشجویان و تعدادی متفرقه هستند که این درس ها را همانگونه که گفتیم فرا می گیرند، پس از فراگرفتن مدتها روی آن کار می شود، (با همان صحابه درسی)، به صورت رسائل طی مقدماتی در آمده اند. و نزدیک 160 رساله 100 صفحه ای با کمک همین صحابه درسی ترسیم نمودیم. اینها شامل رساله های تفسیر بعضی از سور قرآن یا رسائلی که شامل کلمات برجسته فلسفی یا رسائلی شامل تدریس یا رسائلی شامل سخنرانی های می می شود که از روی نوارهای درسی، تعدادی از صحابه یعنی شاگردان درسی این حوزه با مهارتی که دارند ترسیم نموده اند. اینها اندک شرحی بود که از زندگی علمی و درسی خودمان(حضرت استاد موسوی) برایتان بیان نمودیم. و ما آنچه در صحنه این ابزار مشاهد می فرمایید کاری است که دو تن از صحابه خاص الخاص بر جان و دل عهده دار شده ند و دارند به سیر این مطالب زیر نظر خود اینجانب(محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) ادامه می دهند. امید است با این شرح اندکی که داده شد به مقداری رویداد عملی ما آگاه باشید.
پ

سپاس

543
سلام علیکم استاد بسیار از بخش پرسش و پاسخ سایت بهره می بریم. امید است درکنف حمایت خداوند رحمان سلامت و موفق باشید.
غریب زاده
تاریخ : ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۳ تیر ۱۳۸۷
ای ابعاد خانم خانی از اینکه عنایت فرمودید ما هم خوشحالیم. شما هم در مسیر دانش پیروز و موفق باشید.
پ

راه مبارزه با نفس اماره

544
خدمت استاد معظم سلام می رسانم سلامتی و توفیقات هر چه بیشتر جنابعالی را آرزومندم .. من اکنون 55 سال عمردارم و گمشده دارم که نمیدانم چطور به سراغش روم و از کجاسراعش کنم استاد معظم من درین وادی شاگر کلاس اول مدرسه هستم که ازخواندن و نوشتن فقط الفبا را بلدم اگر بنده را راهنمائی بفرمائید که راه سلوک الی لله و مبارزه با نفس اماره که بزرگترین دشمن من برای رسیدن در این راه است چکار کنم و از کجا شروع کنم .... اجرکم علی الله مولوی زاده
عتیق از شهر پرت آسترالیا
تاریخ : ۲۴ خرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ تیر ۱۳۸۷
با نهایت سپاس از شخص شما که با این کوشش و جدیت به سوی سیر دل و حق روان هستید. ما اینکه فرمودید نفس دشمن است، این بیان ناقص و ناتمام است. نفس از مقدسترین پدیده هایی هست که حضرت باری در درون هر انسان به امانت نهاده است. آری آنچه میلها و هوسهای دوران زندگی است که انسان را به زشتی های هدایت می کند، نامش را نفس گذاشته اند و حال اینکه این میل است نه نفس است. جان مطلب: میلها در ادوار زندگی متفاوتند از 3 سالگی تا 15 سالگی نوعی است و از 15 تا 40 سالگی نوعی است و و از 40 به بعد نوعی دگر. که هر انسانی که بخواهد در مسیر سیر و سلوک باشد، با این پدیده های زشت باید در هر دورانش مبارزه نماید. یعنی در مرحله اول تا 15، مرحله دوم تا 40، مرحله سوم سالیان دگر که همه اینها سدند و دیواره اند برای رسیدن انسان به سوی حق. نام اینها بریدن مثبت هاست، یعنی اموری که ثابتند، مانند بدخویی، مانند زشت عملی مانند حرام خواری و مانند ارتکاب به عصیانهای مهم تر. باید با اینها مبارزه شود، اما آن چیزی که باید عملا انجام بدهد، 1) درستی در خود 2) حق دگران را عظمت دادن 3) از مطلق حرام ها باید فرار کند. 3مرحله و 3 مرحله، آن کسی که بخواهد به سیر حق برسد، باید بپیماید و اما مراحل دگری است: 1) توکل به حضرت حق، یعنی در هر دوران فشار زندگی، حضرت باری را ناظر خود بداند. مرحله دوم: اعتماد به خود و مداوم، یعنی این نباشد که دورانی را به زیبایی عمل بکوشد و دورانی را رها سازد، دائما بکوشد. مرحله بعدش: راضی به رضای اله باشد. پیداست شما از کشور ایران به آن سامان سفر نمودید، آنچه بر شما واجب است، هویت فرهنگی خودتان در آن کشور را از کف نبازید. و آن چیزی که شما را از هر جهت بها خواهد داد، هویت مذهبی و هویت ملیت و هویت فرهنگی است. هویت ملیت: فراموش نشود، شما زبان مادری خود را در چنان کشوری به رایگان به کسی ندهید. هویت مذهبی: به یقین شما اهل تشیع و امامت هستید، چون از گفتارتان پیداست. هویت ولایت، هویت عصمت، هویت نبوت را آنچه لازم باشد در دل و در جان و در زبان و در عمل اجرا نمایید. بخصوص ربط به قرآن کریم و ربط به امامان معصوم و ربط به مولانا حجه ابن الحسن(ارواح العالمین له الفداء) را حتما در زندگی شاهد و ناظر خود قرار بدهید. و علاوه بر اینها به یقین توحید شما به حضرت باری محکم است، اگر این شیوه های مراحل اولیه، شیوه های ربط هویت و معنویت را به خوبی انجام بدهید، به یقین بدانید هر چند از نظر مکان با این کشور به دور زندگی می کنید ولی در واقع همه جا، در همه حال یک ناظر و یک دوست و یک حبیب و یک یاری دهنده شما را کمک خواهد نمود و هیچگاه در زندگی آزرده نخواهید گشت. اینها نامش بر می گردد به سیر الی الله من الله یا سیر از جان به جانان. انشاء الله شما در آن سرزمین زیر پوشش لوای ولایت مولانا حجه ابن الحسن(ارواح العالمین له الفداء) محکم و استوار خواهید بود.
پ

رمز عدد 40 شب در راز و ناز با خدای متعال

545
با سلام خدمت استاد محترم ... مدتی هست علاقه مند شدم در مورد ریاضت و راز و نیاز با خدای متعال ( 40 شب ) اطلاعاتی بدست آورم و از آنجایی که راهنمایی ها و کلام استاد بسیار روان و شیوا می باشد از شما خواهشمندم مرا در این امر یاری کنید و این که من برای انجام آن باید چه شرایطی داشته باشم ؟ با تشکر فراوان
خانم رزیتا آستانه از تهران
تاریخ : ۱۵ خرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ تیر ۱۳۸۷
قرار ما در این سایت جواب دادن از گفته ها و پرسش های علمی و فلسفی است. پرسش تان راجع به راز و ناز با حضرت اله، ربطی دارد به نیروهای سیر و سلوک. چون ما در وادی دستورات سیر و سلوک نه شایسته آن هستیم و نه راهی به سوی آن داریم، از شیوه های راز و رمزش در معذرت. و اما آن 40ایی که شما تذکر دادید، بله عدد 40 بسیار مقدس است. فرمودند: «من اخلص عمله اربعین صباح فقد ینابیع الحکمه فی قلبه»، آنکه 40 روز عملش را مقدس نماید و کارهای درستی از او مشاهده شود و از خطا رانده گردد و دور، و به اعمال به درستی اقدام نماید، بر حضرت حق است که قلب او را سرچشمه های حکمت قرار دهد. شما هم آن 40ایی که اشاره نمودید، اگر هدفتان این است، هم اینگونه که گفتم. والا تمام شبها و تمام روزها را انسان باید از زشتی ها بگریزد تا به سرحد معنویت برسد. این هم راجع به آن عدد 40. پس مقید به 40 نباشید، بلکه در هر زمان مقید باشید طبق همان بیانی که رسول ا... فرمودند، از حرام ها دوری و محرمات را نزدیک نشوید. و اما مشرف شدن به بیت الله الاعظم، شما حتما روحانی کاروان دارید. زیبا آن است که مطلب را از همان روحانی محترم درخواست بنمایید. موفق وموید باشید.
پ

سخنی چند از عمق جان

546
سلام بر شما و سپاس از مقاله برقش چهره اشراق استاد ... من دانشجوی دانشگاه آزاد در قم هستم و از اینکه در حرم امن بی بی مشغول درس خواندن هستم خوشحالم. گاه مقالات سایت استاد را می خوانم و خوشحالم از اینکه قلم توانای شما (نویسنده مقاله ) در به قول خودتان حریم ایشان به اینگونه نوشتنی تبدیل شده است . در مقاله سخن از به کار کشیدن نیروها به میان آمده است البته هزینه هایی که ما اینجا برای اتاقی که اجاره کرده ایم و مخارج دانشگاه آنقدر کمر شکن هست که مجبوریم به قول شما گاه که نه همیشه و هر روز بعد از دانشگاه اهرم نیرویمان را بر شغل و کارکردن به کار اندازیم همه مطالب این مقاله از فهم و درک من بالاتر است ولی می خواهم بدانم شما هم چون من در این عالم ناسوتی به سر می برید شاید دلتان بخواهد کلاسی اضافه تر شرکت کنید (همین مکتبی که شما در آن درس می خوانید ) یا کتابی افزون تر بخوانید که مسلماً بی تحقیق هیچگاه کسی به مقامی عظیم در علم نمی رسد آری ولی چگونه می توان کار کردن را رها کرد و مخارج سنگینی که بی هیچ نظارتی چون قارچ بی رویه رشد می کند را ندیده گرفت و به قول شما میل گرا نبود با این همه کار کردن بعد از ساعات دانشگاه باز هم دخل و خرجهای ساده یک زندگی موکتی و پیک نیکی هم نمی گذرد(ولی قناعت می کنیم به آن کمی که داریم چون دختران دیگر به خودمان اجازه نمی دهیم در آن مهمانی هان توهم زا و مجالس آنگونه که چون آهنربا دختران و پسران دانشجوی بدبخت را به سمت خود می کشند برویم ) پس آیا می شود از تمامی هزینه ها زد برای خرید یک رساله درسی اساتیدمان 20000 تومان برای 4 جلسه آن هم بی محتوای علمی باید پول بدهیم و ... که درست نیست اوقات شریف شما که به عالم والا وصلید را بگیرم .آری ما هم دلمان می خواهد در خدمت استادی درست باشیم و جز شب و روز درس خواندن و درس خواندن و عمل و عمل هیچ نداشته باشیم ولی در هیچ کجای شهر قم نیافتم که بگویند بیا حالا شب شده برو از کتابخانه شبانه روزی و ... استفاده کن ... کدام استاد را می توان یافت که از جان و دل چیزی به آدمی بیاموزد که حالا من هر چه که ندارم با او به نصف کشانم می آیند و می روند و .... آری شما نویسنده محترم این مقاله بسیار بسیار ارزشمند که خط به خط آن علم است و علم و اصلا قابل مقایسه با مقالات موجود در کتابخانه دانشگاه ما نیست که جز هجویات هیچی نیستند بیا و ببین که چگونه در محضر اساتید بی علم بار می آییم و هیچگونه پشتوانه مالی هم نداریم که کمتر کار کنیم و چون شما که به قول خودتان (به حریم حرم آمده ایم) که این آمده ایم هم الکی نبوده است راهتان داده اند و به این زیبایی از وادی آن استاد نایاب اینچنین محکم و استوار سخن بگوییم ... دردها بسیار است ولی چگونه می توان نیروی خود را به جای صرف کردن برای کار و پول درآوردن جای دیگری خرج کرد به شما قول می دهم هیچ جا مجانی به آدم چیزی نمی دهند (این کلمه ها بی ادبی نبود درد و دلی بود پنهان از یک دانشجوی دانشگاه)
سالومه از قم
تاریخ : ۰۷ خرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۳ تیر ۱۳۸۷
با کمال سپاس از قلم و بیانتان که گستردگی محیط و زمان را بروز دادید. از اینکه در حریم حرم اهل الله فاطمه اطهر(علیها السلام) به ادامه تحصیل صرف زمان را می نمایید، از مولانا حجه ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) بخواهید که این توفیق در سایر امور زندگی تان حاکم باشد. آری دنیا همین است، زندگی دنیا هم همان است که شما پاره ای از آن را تذکر دادید که، علم ها یا علوم در برابرش کالا را بدهند، تا بع علوم روند. و این بحث سالها و سالهاست که رایج است. آیا گران سنگها که دانش باشد با پرداخت رقم برابری دارند؟ ابدا. چنین چیزی نیست. شما برای عملتان هر چند زحمت می کشید تا رقمی را گزینید و در برابر به پایه های علوم راه یابید، از این رنج به رنج نیافتید و راضی باشید. زیرا نه عمرتان بیهوده به یغما شد و می شود و نه هزینه تان بی جهت به مصرف می رود و نباید از علوم گله کرد، باید تن در داد، نه گله نمود. زیرا فعلا همین است و همین. این در سطح فراگرفتن دانش تان. اما دانشجوی معظم بدانید که غیر از این میزان سنجی ها، یک جهان دیگری که حکایت از درون انسان می کند، هست. و آن جهان عبارت است از ربط خلق به خالق، از ربط دل به دلداده و از ربط جان به جانان، شما به ناهنجاری های زمان در اشاره هستید، از کجا معلوم اینها ناهنجار باشند؟ ریشه و اساس را چه می گیرید و از کجا یافتید که آن زیبا نیست و این زیبا است؟ نه، من(محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) اینها را نازیبا و زیبا نمی توانم بدانم. زیبا آن است که انسان در برابر هر حادثه پنجه اش را محکم نگه دارد تا به فوض عالی برسد. این زیباست، نه دریافت کاستی ها، کاستی ها به نظر ما باید باشند تا ارزش و بهاها در جهان رو آیند و اگر این کاستی ها به چشم نخورند هیچگاه بهای شما، یک انسانی که عمر شریفش را با این وضع دارد طی می کند، تا به مدارج عالی علمی برسد، معلوم نمی شود. بگذارید من شما را به نوعی از فلسفه متأله اندکی آشنا سازم. بسیاری از شاگردانی که می خواستند از مکتب صدرایی بهره بگیرند، لباس درستی در زمستان نداشتند، گاهی خرقه ای یعنی بالاپوشی که شبها روی شان می افکنندند آن را به دوش می گرفتند و حتی شعله چراغی که بخواهند چیزی را بنویسند، نداشتند. و زیر شعله چراغ عمومی به دیوار تکیه می دادند و مطالب را می نوشتند، هم از صحابه درسی زنانِ ملاصدرا اینگونه بوده اند و هم از مردان شان. و برای همین ها هرگاه تحفه ای از ولایتشان می رسید، اگر چندعدد سیب از روستایی که در آنجا بودند می آمد، بیشترین آن را به استادشان اختصاص می دادند. چرا اینگونه بودند؟ برای اینکه عظمت دانش را فوق بر رنج خود می دانستند. تا کسی به این مرحله یقین پیدا ننماید، به مراحل والای علمی راه نخواهد یافت. آن رساله ها را بخرید، آن هزینه ها را تا حد توان بپردازید، همان رساله ها را شبانگاه نگاه کنید و مفتخر باشید که هزینه را دادم، یافته های علمی را گرفتم. اصلش این است، نه هزینه را پرداخت به عیش و عشرت رفت، نه هزینه را پرداخت به خستگی جسم و جان مبتلا شد!! هزینه را پرداخت به انباشته های کمال نگریست. هر چند به نظر بعضی مطالب ساده باشد، همان مطالب ساده هم اگر به واقع بنگرید در درونشان نکته های زیبا حاکم است. امید برآن است شما دانشجوی معظم با دیدی عارفانه و دیدی عالمانه هم به اجتماع بنگرید و هم به استاد معظم نگاه کنید و هم نوشته های استاد را گرامی شمارید. انشاءالله در مسیر حق موفق و موید باشید. وجود شما و امثال شما که اینگونه تیزبین انند، در جهان دانش سخت پربهاست. باز هم از عنایتتان در سپاس هستیم و خدای متعال نگهبانتان و عنایات مولانا حجه ابن الحسن(ارواح العالمین له الفداء) و مطهرترین و پاکترین معصومان حق، فاطمه اطهر شما را تایید بفرماید.
|<< << < ... 86  87  88  89  90  [91]  92  93  94  95  96  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.