noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 90

۱۰۱۶
پ

شرح سوره مومنون

535
شرح تفسیر سوره مومنون آیه 6 تا 16. با تشکر از حضور محترم شما
الناز
تاریخ : ۱۹ شهریور ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ مهر ۱۳۸۷
به پرسش شماره 27 ازمبحث خلقت در زیر گروه فلسفی مراجعه نمایید.
پ

سپاس

536
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی. همانگونه که نوشتم من حدود چند ماهی است که به جمع شاگردان خانم ... (یکی از صحابه درسی) پیوسته ام. در این مدت درسهایی که از ایشان گرفته ام که همه به برکت وجود جنابعالی می باشد و البته نوارهایی که هر هفته از سخنان ارزشمند جنابعالی دریافت نموده ام تاثیرات زیادی در زندگی شخصی بنده و روابطم با اطرافیانم داشته است. استاد گرامی نکته ای هست که می خواستم در این زمان حساس که انشاالله هر چه زودتر سلامتی کاملتان را به دست بیاورید به عرض شما برسانم. بنده حدود 7 سال است که ناراحتی جسمی دارم که تقریبا هر روز با آن دست و پنجه نرم می کنم. ناراحتی من طوری است که اگر هر چند ساعت یکبار قرص مصرف نکنم (که چقدر از مصرف قرصهای شیمیایی بدم می آید) مشکل حرکتی و تعادلی پیدا می کنم و قادر به حرکت درست نخواهم بود. من چندین بار تاثیرات زیادی از سخنان جنابعالی و خانم ... در زمانهای اوج بیماری ام دیده ام. مدتی است که سعی کرده ام بیماری ام را قبول کنم و هر روز نپرسم چرا من؟ البته هنوز مکررا از خداوند درخواست شفا می کنم ولی از اصل بیماری ام شکایت نمی کنم و احساس می کنم روحیه ام باعث شده بیماری ام تا حدی کنترل شود. به هر حال وقت شما را نمی گیرم. استاد بنده چندین بار در اوج بیماری به یاد شما بودم و از خداوند خواستم سلامتی کامل را به شما بازگرداند تا همگی بتوانیم از وجود ارزشمند شما بهره ببریم. انشاالله
ناشناس
تاریخ : ۱۸ شهریور ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ شهریور ۱۳۸۷
با تشکر از عنایت و مهر شما، پیام شما برای حضرت استاد موسوی خوانده و موجب رضایت و خشنودی معظم له گردید. باز هم از لطف شما در تشکر و سپاسیم.
پ

پوشش در نماز

537
با سلام و خسته نباشید آیا در نماز کف و روی پا برای بانوان باید پوشیده باشد یا می شود با شلواری که روی پا را می پوشاند نماز خواند؟ متشکرم
رقیه
تاریخ : ۱۷ شهریور ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ مهر ۱۳۸۷
با سلام و سپاس از هر مرجع عالی مقامی که تقلید می فرمایید سوال بفرمایید
پ

عظمت "م" در اللهم

538
در تفسیر آیه 26 آل عمران منظورتان از این جمله که فرمودید اگر میم اللهم بردارن و 70 اسم جلاله را بگذارند یعنی چه و چرا 70 اسم؟
احمدی زمانی
تاریخ : ۲۸ مرداد ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ شهریور ۱۳۸۷
خانم احمدی زمانی مطلبی که مطالعه نمودید، پیرامون عظمت "م" اللهم است، یعنی سرّ "م" اللهم با 70 اسم جلاله برابری می کند!! و اما چرا "70"؟ در خود عدد 7 و 70 اسراری است که بعضی بزرگان از عرفا و حکما به آن رسیده اند. که البته گاهی در برابر چنین سوالاتی دچار تردید می شویم که آیا باید این واقعیت ها را در سایت اعلام نمود یا خیر؟ چون آنان که در مسیر فلسفه و عرفان نیستند امکانا با مطالعه این حقائق، جز ابهام چیزی عائدشان نشود!!
پ

سپاس

539
به نام خدا با سلام خدمت استاد معظم و والا دکتر سید علی موسوی او که به حق هر کسی لیاقت در محضر ایشان بودن و در خدمت ایشان بودن را نداشته و ندارد. انشاا... روز به روز نسبت به قبل بهتر و بهتر شوید و بعد سپاس از آن راست قامتان استوار گامی که البته به واقع می توان گفت جدای از لیاقت خویشتن خویششان در محضر این چنین استادی ناب به اینگونگی رسیده اند. فصل پائیز که رنگارنگ ترین رنگارنگی روزگاران را به تابلوی بی نظیری مبدل می سازد در آمد و گذر است و ماهی از این فصل مصادف شده است با ماه مبارک رمضان که هر شبش را در محضر استاد با گوهری ناب از درسهای ایشان طی می نمودیم در همین درسهای ایشان بود که یافتم با تمامی رنگارنگی روزگاران و دورانها و عصرها بی رنگی بهترین رنگ است و این بی رنگی را در همه مباحث درسی ایشان بی نوعی و در یکی از رسالات حضرت استاد دکتر سید علی موسوی در سفارشات میرداما به ملاصدار(اعلی مقامهما) یافتم و آنچه از استاد آموختم در تمامی طوفان ها و طوفان خیز ترین سرزمین ها خود خود باش همان چه که هستی و این نهایت سفیدی و بی رنگی است استاد عزیز که اینچنین درسهای نابی را هر روز از شما می گیریم نهایت سپاس را از شما داریم .
فاطمه بابایی
تاریخ : ۰۸ تیر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ شهریور ۱۳۸۷
خانم بابایی با تشکر از عنایت و مهر شما، پیام شما برای حضرت استاد موسوی خوانده و موجب رضایت و خشنودی معظم له گردید. باز هم از لطف شما در تشکر و سپاسیم.
پ

عشق

540
سلام، از صحبتهای شما با توجه به این که بار اولی بود که مطالب شما را می خواندم، منظور از عشق رو متوجه نشدم، بی زحمت بیشتر توضیح دهید، با تشکر
احسان دانشور از تهران
تاریخ : ۰۵ تیر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۰ تیر ۱۳۸۷
عشق، عشق است. عشق یعنی نهایت شوق هیئتی که در خارج رویت می گردد. یعنی پدیده اولیة هر آنگاه که شور در او حاصل شد، بی گذر و بی احتیاط و بی توقع. 3چیز است: 1)بی گذر 2) بی احتیاط 3) بی توقع، به سوی معشوق می رود. این معنی عشق است. بی گذر: یعنی مطالعه نمی کند. بی توقع: انتظار بعدی معادل آن را ندارد، یعنی چیزی که می دهد، بهای آن را نمی خواهد. آنچه می خواهد وصل است. تمام شد. این معنی عشق است، چیز دگر نیست که برای شما توضیح دهم. اگر شما گذر را بفهمید، اگر شما بی توقع را بفهمید، اگر شما شور وشوق را بفهمید، معنی عشق را می فهمید. اگر هیچ کدام از اینها را ندانید، آنچه ما درباره عشق بگوییم، لای لایی هنگام خواب است. همه موجودات عالم، عشق به حق دارند. رشد گیاه که از شکاف هسته سرک می کشد، او بی توقع است. اینکه خویش را به حادثه می اندازد، بی مطالعه است. یعنی رشد گیاه را بهترین مثال برای ربط عاشق به معشوق می یابید. چرا همه گیاهان به بالا می نگرند؟ به پایین نمی نگرند؟ شما نگویید که هویج به پایین از خاک می رود، شلغم به پایین از خاک می رود، و پیاز به پایین از خاک می رود و دهها چیز از خانواده گیاهان به درون خاک می رود، خیر. به نظر ما عاشق ترین موجودات عالم، خانواده پیاز است. چرا؟ در وقتی که آن نقطه مخصوص پیاز که می خواهد به بالا رود، یک قدرتی جلویش را می گیرد، آن قدرت رنگش غیر از رنگ جوانه پیاز است، رنگ او سفید، تمام قدرت گراهای عالم کبود رنگ نیستند، سفید رنگ اند الا در بعضی از گیاهان. آنهایی که سفید رنگ اند، در جدال یک قدرت دارند، یعنی یک فرمان می دهند، اما آنهایی که رنگ هاشان به صورت دیگری است در مبارزه قوی هستند، در قدرت قوی نیستند، مانند هویج، چغندر و امثال آن. گیاه اول عاشق است، می خواهند به سوی بالا که مرکز عشق است بروند. چرا بالا مرکز عشق است؟ چون بالا مرکز رحمت است، عشق و معشوق در دائره رحمت اند. اصل مطلب این است. یعنی اگر کسی در عالم عاشق حق نباشد، رحمت حق به او نمی رسد، یا کم می رسد. عاشق حق، عاشق پدیده های ظهور حق هم است، یعنی آن کسی که خدا را عاشق است، درختی را هم که خدا آفریده است، عاشق است، آبی را که خدا آفریده است، عاشق است. کوهی را هم که خدا آفریده است، عاشق است. طبیعی را که حق آفریده است، عشق می ورزند. اگر انسانی هم به انسان عشق بورزد، از این قبیل است. یعنی هر چه قدر درون او ظریف باشد، آن ظرافت را که در انسانی بیابد، به خود انسان عاشق نمی شود، به ظرافتی که در درون او هست، عاشق می شود. و آن ظرافت هم، اثر جلوه خدا هست. اینکه دیده می شود شاگرد خوب (نه هر شاگردی) عاشق استادش می گردد، استاد مطرح نیست. یعنی هیئت فیزیکی استاد مطرح نیست، علم آن استاد برای او مطرح است، به آن علم عشق می ورزد. خوب فهمیدن استاد برای او مطرح است، به آن عشق می ورزد، ظرافت درون استاد برای او مطرح است، به آن عشق می ورزد. اگر شاگردی بود، نه علم را بفهمد، نه ظرافت را بفهمد چیست، نه خوب فهمیدن را بفهمد چیست، او عاشق نمی شود. در عالم معنی عشق این است، خیلی ها فکر می کنند عشق یعنی رخ زیبا، این اشتباه است، آن شهوت است، نه عشق. یعنی آنکه پی رخ زیبا می گردد، یا پی قدرت حیوانی می گردد از کسی که زنش یا مرد است، این معنی عشق نیست، این معنی شهوت است، چون شهوت او در این زمینه فراوان است، پی کسی می گردد که او را اشباعش نماید. اینها ربطی به عشق ندارد. عشق یعنی ظرافت ها، عشق یعنی علم ها، عشق یعنی کمال ها. چون حضرت باری مصدر و مبدع تمام این رویدادهای عالیه هست، از این جهت موجودات عالم همه عاشق ا... اند. و امامان معصوم و پیامبران بخصوص پیامبر اسلام که مظهر جلوه های حق بوده و بوده اند، پیروان این آیین و شریعت، آنها را «پیامبر و امامان» سخت مشتاقند. علتش آن جلوه های الهی است که در هیئت جسمی آنها جمع است. ما پی فرصت می گشتیم تا این نکته را بیانش کنیم و شما پرسش کننده موجب شدید که این نکته ها ابراز شد، نه برای شخص شما، بلکه آن رابطه درونی و روحانی شما بود که این مطلب را جویا شدید. در کارهای حقائق الهی پیروز باشید.
|<< << < ... 85  86  87  88  89  [90]  91  92  93  94  95  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.