noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 76

۱۰۱۶
پ

متفرقه

451
سپاس فراوان از استاد محترم دکتر سید علی موسوی، سایت مفید و ارزشمند است.فقط کاش هر فصل همه ی موضوع ها هم در صفحه اصلی می بود.
احمدی زمانی از تهران
تاریخ : ۲۵ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ شهریور ۱۳۸۸
با سلام موضوعی که بیان نمودید مورد بررسی قرار خواهد گرفت. متشکریم.
پ

تناسخ

452
با سلام. در مقالات سایت در رابطه با رد مساله تناسخ آمده که به دلیل غیر ممکن بودن وجود 2 نفس در یک بدن تناسخ رد است.حال آنکه ما از درسهای استاد آموخته ایم که هر انسان 17 نفس دارد. آیا ممکن نیست با همین سیستمی که 17 نفس ما در عین تناقض در کنار هم وجود ما را اداره میکنند 2 نفس(حتی 2 موجود مختلف) بتوانند در یک بدن قرار بگیرند؟ متشکرم
خدایارنژاد از تهران
تاریخ : ۲۵ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ مرداد ۱۳۸۸
خانم خدایارنژاد با سلام سوال های شما نشان دهنده دقت شما در مقالات و دروس معظم له است، که از این جهت بسیار مسرور هستیم، امیدواریم موفق باشید. آری، یکی از دلائل رد تناسخ عدم امکان وجود 2 نفس در یک بدن است. این مقدمه شما قبول.. اما آنچه را به عنوان آموخته خود از استاد خود مطرح نموده اید، غلط است. شما برداشتی صحیح از بیان 17 نفس نداشته اید. 17 نفسی که بیان می شود همه منشعبات یک نفس اند، نه این که هر کدام خود مستقل باشند و تجمعشان با هم باطل باشد! بلاتشبیه بلاتشبیه مانند یک درخت که "یک" درخت است، اما شاخه ها و برگهای فراوان دارد، که همه مربوط به همان درخت اند، لذاست تناقضی با هم ندارند. اصلا باید گفت، این عدد "17"، "17" حالت را نشان می دهد. پس عبارتی که بکار برده اید که: «این 17 نفس در عین تناقض در کنار هم وجود ما را اداره می کنند»، کاملا اشتباه است، به دلیلی که بیان شد.
پ

نقش استاد در احیاء نمودن دل های مرده!

453
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرانقدر امروز این دل من بی قرار است و بی قراری او از آن جهت است که به گذشته خود مروری کرده. استاد عزیز، می خواهم برایتان بگویم، در بین کسانی که درس های شما را گوش می دهند، هر چند گروه بسیاری در مسیر و شیفته هستند، اما گاهی کسی مانند من هم که گناهکاری بیش نیست، گذرش به اجتماعی می خورد که به یک سو می روند، در حالی که خسته از تمام آن چیزهایی است که نامش را هیجان می گذاشته، خسته از تمام شهوت های دنیا، خسته از تمام نگاه ها، خسته از تمام به دنبال بهترین های دروغین بودن ها، و تمام آنچه خانواده های نادانمان بارمان کردند، ناگهان سرنوشت دستش را می گیرد و او را به راهی می برد که هرگز نه رفته بود، نه فکر رفتنش را می کرد. استاد عزیز، نمی دانم حرف دلم را می دانید یا نه؟ وقتی تمام درون انسان آلوده به پستی ها باشد و دستش را بگیرند و به جمعی او را هل دهند که همه با یک حال و هوایی دیگرند، یک گوشه می نشیند و به همه به چشم بیگانه ها نگاه می کند و می خواهد زودتر از آن جمع دور شود تا بار دیگر غرق پستی های خود شود... اما اکنون که این بخش جدید را در سایت شما دیدم، خواستم برایتان بگویم شما هر کجا باشید، در هرحال که باشید بدانید! شما من کثیف را غسل طهارت دادید، من طهارتم را از ناپاکی های دنیا مدیون شما هستم! می خواهم بدانید من به هیچ کدام از تکلیف هایی که بر من است از نماز و روزه و ... پایبند نبودم، اما اکنون شما حالم را تغییر داده اید، نمی دانم چگونه از شما سپاسگزار باشم! وقتی به جلسه تان آمدم نیرویی عجیب مرا نگه داشت و من این را موفقیتی بزرگ در سیر زندگی خود می دانم. و از شما می خواهم برایم دعا کنید که بمانم! استاد هر چند شاید شما اصلا مرا نشناسید ولی بدانید من از دور از شما ممنونم. و لحظه به لحظه های پاکی که دارم را مدیون شما هستم. اکنون در زندگی ام تنها به این فکر می کنم که چقدر زیباست دل مرده کثیفی را احیا نمودن!
ناشناس
تاریخ : ۲۴ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ شهریور ۱۳۸۸
سلام خدمت شما که نمی شناسیمتان! اما هر که هستید، آنچه در نوشته شما آشکار است، مروت در سخن است. ما هم از شما بخاطر سخن بی غل و غش تان که بوی صداقت می دهد متشکریم. امیدواریم نه تنها بیگانه با این مکتب نباشید، بلکه دل خود را به جلوات این وادی بسپارید تا از این مکتب فلسفی به بهترین صورت بهره مند گردید. و این را بدانید، اگر بخواهید به حقیقت برسید، آمدن اصل نیست، "ماندن" اصل است.
پ

قلب عارف جام جهان نمای هستی

454
چگونه انسان می تواند با داشتن عمر محدود دنیوی به چنان عرفانی دست یابد که بتواند بسیاری از رخدادهایی اثبات آنها به وسیله ی علوم پایه غیر ممکن است را ممکن سازد.؟ متن انتخابی:نگاهی به سیمای دانش
ترک از تهران
تاریخ : ۲۴ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ شهریور ۱۳۸۸
با سلام و با سپاس از دقت شما خانم ترک آری، هر چند رنگ عرفان به این سادگی بر هر چهره ای نمی نشیند، و سال ها باید در برابر علم و صاحب علم زانو زد تا به کشف حقیقت رسید، اما این را بدانید، پس از کشف حق که جز با ارتباط به مقام ولایت و عصمت امکانپذیر نمی باشد، آنجا تمام علوم عالم چون نقطه ای در قلب عار ف خواهد بود! آنجا دیگر "عمر" و "زمان" و "مکان" و ... بی اثر خواهند بود، قلب او جام جهان نمایی خواهد شد که با یک جوشش ربانی هیچ سری از اسرار عالم در نزد او پنهان نخواهد بود.
پ

ارتباط عقل، علم و عمل

455
رابطه علم با عقل چیست؟
حاجیان از تهران
تاریخ : ۲۳ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ شهریور ۱۳۸۸
با سلام آنچه تقدیم می شود، گزیده ای است از رساله عقل- حاصل تدریس دانشمند معظم، استاد دکتر سید علی موسوی پیرامون جلد(3) اسفار صدرایی رابطه بین "عقل"، "علم" و "عمل" مبحثی است بسیار طولانی که در حوصله یک پاسخ اینترنتی نیست، تنها عنوان های آن تقدیم حضورتان خواهد شد. دانشمند معظم، در این دو رساله ابتدا به تحقیق از ابعاد مختلف در موضوع "عقل" رفته اند که: بعضی فلاسفه عقل را جوهری لطیف دانسته اند، نوری و روحانی بعضی فلاسفه گویند: "عقل" غریزه ای است که انسان را آماده فهم خطاب می کند. و بعضی "عقل" را یک مضاهی دانند، یک جلوه لااظهر که به همه موجودات سرک می کشد. تیترهایی با موضوعات زیر باید مورد تحقیق قرار گیرد: 1) مراحل اشراق "عقلانی" 2) "علم" از تراوشات "عقل" است و باید در تصویب "عقل" باشد نه در دائره شهوت! 3) عقل علمی و عقل عملی و عقل اشراقی در انسان 4) در انسان "عقل" و "عمل" و "علم" همراهند ولی سایر موجودات مانند پرندگان، مانند گیاهان عقل علمی ندارند، بعضی عقل حسی و بعضی عقل عملی دارند... برای تحقیق بیشتر و دریافت جزئیات موضوع عضویت در سایت الزامی است.
پ

عظمت شیعه

456
در قسمت رسالات مربوط به سخنرانی،در بخش شکوه فاطمه(س) به این نکته اشاره شده که (هدیه ی ما را به فاطمه این قرار بده که برخودم واجب نمودم تمام گنهکاران شیعیان فاطمه(س) را در روز قیامت ببخشم) در اینجا منظور ازشیعیان فاطمه(س) چه کسانی هستند؟ آیا منظور همین افرادی که به نام شیعه در دنیا وجود دارند، می باشد یا افرادخاصی هستند؟
خانم همتی اقدم از تهران
تاریخ : ۲۱ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ مرداد ۱۳۸۸
با سلام لغت "شیعه" به معنای "دوستدار" و "پیرو" است. هدف دوست داران و پیروان واقعی ایشان است. مثلا در مورد شیعه علی(ع) اینگونه بیان می شود: الشیعه من شایع علیا "شیعه" حقیقی آن است که: تز عمل علی(ع) و تز اخلاق او در او اثر کند! "شیعه" آن است که عملا گونه علی(ع) باشد نه لفظا! امیدوارم با همین جملات مجمل تا حدی به واقع برسید.
|<< << < ... 71  72  73  74  75  [76]  77  78  79  80  81  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.