noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 62

۱۰۱۶
پ

"عظمت نزول قران"

367
می گویند: دین باید سه کارکرد داشته باشد: آرامش و شادی به همراه بیاورد و امید بدهد. ... نه اینکه در قرآن، کتاب آسمانی مسلمین و مسلمات اصلا آیاتی با این کارکردها وجود نداشته باشد، ولی ... تفسیری که می توان برای هر یک از آیات روایت کرد، ... و سوال اساسی که برای من وجود دارد، ... آنچه که برای من کاملا واضح و روشن شده است، این است که اسلام با محبت و مهربانی و اختیار شروع می شود، ( لا اکراه فی الدین ) و به محض قدرت گرفتن با خشونت و جبر همراه می شود. ( حربکم ا…. ) حال سوال من این است. آیا شما وجود این ها را انکار می کنید؟ اگر آری. از شما یک جواب محکم می خواهم. با تشکر.
سانی سرمد از کرج-پردیس
تاریخ : ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۰ فروردین ۱۳۸۹
پیش از آن که جواب محکمی به شما ارائه دهیم، از شما می پرسیم: اول اول، چند سال در تفسیر آیات قرآن کریم درس گرفته اید؟ چند سال تحقیق در آیات قرآن نموده اید؟ تا چه حد تسلط به زبان قرآن دارید؟ آیا به محکمات قرآن و متشابهات قرآن آگاهید؟ می دانید کدامیک از آیات جزء محکماتند؟ و کدامیک جزء متشابهات؟ آیا در علم کنایات و استعارات و تنبیهات و اشارات آیات تحقیق نموده اید؟ آیا حداقل "شأن" و "نزول" همین دو آیه که در سؤالتان مطرح نموده اید (لااکراه فی الدین) و (حرّبکم ا...) را می دانید؟ آیا معنی ناسخ و منسوخ و مقتضی در آیات را می دانید؟ و هدف از قطعی الصدور و ظنی الدلاله بودن آیات را یافته اید؟ آیا شیوه نزول آیات را بر رسول ا... بررسی و تحقیق نموده اید؟ آیا از بطن های هفتاد گانه تک تک آیات قرآن آگاهی دارید؟ یا فقط به لفظ و ترجمه ظاهری آیات قناعت کرده و جرأت نموده اید این قضاوت ها را پیرامون شکوه و جلال آیات قرآن بنمایید؟!! آیا می دانید خطابهای قرآن (مانند یا ایها الناس، یا ایها الذین امنوا، اقم الصلاه، آتوا الزکات،...) به جسم انسان است یا به نفس انسان؟ و اگر به نفس است، چرا؟... آیا می دانید مفسر قرآن باید حدود 25 سال در علوم مختلف از قبیل ادبیات عرب(صرف, نحو، لغت، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع...)، منطق، علم اصول، علم فقه و فلسفه دوره طی کند تا بتواند پیرامون آیه ای از آیات قرآن سخنی بیان نماید؟!! آیا شما که مدعی هستید تناقض در آیات یافته اید، این دوره ها را طی نموده اید و سالیانی در این مسیر تحقیق نموده، اکنون به زانو آمده و این ادعاها را به فریاد آمده اید؟ یا از گذر توهم و تخیلات و بیان عوامانه جملاتی تقریر نموده اید؟ یا تنها قناعت به ترجمه ظاهری آیات نموده اید و اکنون اینگونه...؟؟؟؟ پیش از پاسخ دقیق، منتظر پاسخ های شما می مانیم
پ

تاریخ بحث معاد در کلام اسلامی و فلسفه

368
با عرض سلام مجدد. می خواستم تاریخ بحث معاد در کلام اسلامی و فلسفه را بدانم به صورت مختصر اگر ممکن است توضیح دهید از شما سپاسگزارم.
تبریزی از تهران
تاریخ : ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۸ فروردین ۱۳۸۹
ریشه اصلی علم کلام را علامه حلی پایه ریزی نموده است و نامش را "تجرید" گذاشته است که 16، 17 نفر بر تجرید او شرح نوشته اند. ایشان در کتاب تجریدشان از اصول مذهب سخن گفته اند... و اما تیتر گزیده ای از مباحثی که در سری رسائل معظم له مطرح است را بعنوان نمونه خدمتتان عرض می نماییم: نظر اشاعره و معتزله پیرامون معاد و بیان اعادة المعدوم مما امتنعا، اختلاف مذاهب در امر معاد، معاد در متن قرآن، معاد در علم کلام، اوهام عامه و آراء جاهلیه در محال بودن معاد!، نظر متشبثین و اذیال علما در انکار معاد، شیوه ابن سینا در پذیرش معاد (تعبدی یا عقلی؟)، نظرات جالینوس در امر معاد، نظر عمر خیام و رودکی، نظر منکرین و مثبتین معاد، نظر اصحاب فقها در جسمانی بودن معاد، نظر فلاسفه و مشائین در معاد روحانی، نظر هیئت سریریه و تعین سریریه در امر معاد، نظر عرفا و حکما پیرامون معاد و از همه مهمتر پایه و اساس جلد نهم اسفار صدرایی که در امر معاد دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی در حدود 3000 صفحه تدریس فرموده اند. استفاده از مباحث مطرح شده شرائطی دارد که ابتدای آن عضویت در سایت می باشد.
پ

نظرات در معاد

369
با سلام.می‌خواستم بدانم که چه تفاوتی بین معاد از دیدگاه شهید مطهری و سبزواری می باشد.
حاجی میرزا از تهران
تاریخ : ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۹ فروردین ۱۳۸۹
با مراجعه به پرسش  شماره 13 مبحث معاد زیر گروه فلسفی بخش مهمی از سؤال خود را پاسخ خواهید گرفت. تأکید می‌شود برای دریافت پاسخ سؤال‌های خود باید عضو سایت باشید.
پ

سپاس

370
با عرض سلام و احترام . به لطف خداوند توفیق این را داشتم که 9 روز در جمع معنوی - روحانی و علمی شما باشم اما شاید به اندازه ی چند سال از این محفل اثر گرفتم در جمع شما احترام به استاد را به کمال دیدم و ذوق و شوق به فرا گرفتن علم از استاد را که اثری از آن ها در دانشگاه ندیده ام و از خود پرسیدم اگر شما در گوشه ای از این شهر علم می آموزید پس من در دانشگاه چه می کنم؟ امیدوارم من نیز در هجرت از خود همت همراهی با شما را داشته باشم. برای حضرت استاد سلامتی و طول عمر و برای شما صحابه ی درسی توفیق می طلبم.
ف.ن از تهران
تاریخ : ۲۶ بهمن ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۶ اسفند ۱۳۸۸
با سلام و سپاس از پیامتان مطلب ارسالی شما برای معظم له قرائت شد. امیدواریم در مسیر فلسفه حکمت و عرفان مستدام باشید. و با همت خود توفیق الهی را نصیب خود گردانید
پ

سپاس

371
با عرض سلام و احترام . به لطف خداوند توفیق این را داشتم که 9 روز در جمع معنوی - روحانی و علمی شما باشم اما شاید به اندازه ی چند سال از این محفل اثر گرفتم در جمع شما احترام به استاد را به کمال دیدم و ذوق و شوق به فرا گرفتن علم از استاد را که اثری از آن ها در دانشگاه ندیده ام و از خود پرسیدم اگر شما در گوشه ای از این شهر علم می آموزید پس من در دانشگاه چه می کنم؟ امیدوارم من نیز در هجرت از خود همت همراهی با شما را داشته باشم. برای حضرت استاد سلامتی و طول عمر و برای شما صحابه ی درسی توفیق می طلبم.
تبریزی از تهران
تاریخ : ۲۶ بهمن ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۶ اسفند ۱۳۸۸
با سلام و سپاس از پیامتان مطلب ارسالی شما برای معظم له قرائت شد. امیدواریم در مسیر فلسفه حکمت و عرفان مستدام باشید. و با همت خود توفیق الهی را نصیب خود گردانید
پ

سیر روح پس از مرگ

372
سلام خدمت حضرت استاد گرامی وفات پیامبرگرامی صلوات و الله علیه و شهادت امام موسی ابن جعفر امام رضا علیه‌السلام را خدمدت شما استاد گرامی و صحابه‌های محترمتان تسلیت می‌گویم امیدوارم که خداوند شما را سلامتی کامل و طول عمر عطا فرماید که وجود گرامی شما در این بیراهه علم و دانش بزرگ راهی است روشن برای رسیدن به حقیقتهای علمی و فلسفی. خداوند را همیشه و در همه حال شکر می‌نمایم که این توفیق و عنایت را به من داده که از لطف حضرتعالی که بی دریغ و ایثار گرانه علم خود را در اختیار گم کرده راهی چون من که در این 54 سال عمر خود نه در دبستان و نه در دبیرستان و نه در خانه و هر جا که می آموختم و یا نصیحت و روایتی می آموختم و یا کلامی از کلام خداوند را می‌آموختم هیچ استادی چنین مطلب عالی زیبا و پربار نیاموخت و همیشه به جوانانی که اطرافم هستند گوشه هایی از دروس عالی شما را از روی جزواتتان می‌خوانم تا شاید فانوسی باشد برایشان تا شناختی باشد برای بسیاری از حقیقتهای وجودیشان خوشبختانه کمتر جدال دارند و بیشترین آنها در همان فرصت کمی که ممکن است کنار من باشند عاشقانه جزوات را می‌خوانند و گاهاً بعضی از سؤالاتشان را جواب می‌گیرند و آنچه را هم که نمی‌یابند با دادن آدرس سایت حضرتعالی از درون مقالات و رساله‌ها و یا از طریق سؤال مطرح می‌نمایند و شما صبورانه لطف نموده و پاسخ می‌دهید. یک بار دیگر از اینکه محبت نموده با راه اندازی دروس اینترنتی که بسیار کار پرارزشی است و یکی دیگر از عنایتهای خداوند نسبت به این بنده سراپا تقصیر خویش که در این باقیمانده اندک عمر خود کور و گنگ از دنیا نروم و به‌ وسیله یکی از صحابه درسیتان که خداوند ایشان را همیشه یاری دهد و ممنون زحمات زیادشان هستم که ما را در این سیر عمر با شما استاد عالیقدر آشنا نمود تا از حرارت گرم علوم ناب شما از این فاصله مکانی بهره بگیریم. استاد گرامی سؤالی دارم در خصوص روح و نفس البته از سایت در خصوص روح رساله بسیار عالی را مطالعه کرده‌ام همچنین در دروسی که از یکی از صحابه درسیتان از جزوات ناب شما در اختیارمان قرار دادند در مورد نفس و روح اطلاعاتی آموخته‌ام اما سؤالاتی برایم پیش آمده است که از درسی که این هفته گرفته‌ام پاسخ بسیاری را یافتم اما 1) در خصوص اینکه پس از مرگ تکلیف روح چه می‌شود؟ آیا اینکه می‌گویند ارواح پدران و یا مادران و یا کسانی که به نوعی مراقب ما بوده و نگران هستند کارهایمان را نظاره می‌نمایند و در بعضی مواقع بطور غیر مستقیم می‌توانند راهنماییهایی داشته باشند صحیح است؟ و اصولاً ارواح می‌توانند در زندگی‌ها دخیل باشند؟ نفس پس از مرگ تکلیفش چیست و جایگاهش در برزخ است یا جای دیگر؟ 2) آیا نفس نیز مانند روح عذاب یا پاداش می گیرد و در قیامت که برانگیخته می‌شویم با ما خواهد بود؟ 3) آیا حقیقت دارد که با نادیده گرفتنش در نزد پروردگار از ما شکایت خواهد داشت؟ 4) از زمانی که با دروس شما آشنا شدم و انس گرفتم نسبت به خداوند و پیامبر گرامی و امامان و حتی زندگی کردنم و چگونه زندگی نمودنم تغییر کرده دیگر زیاد خواسته‌ای از همسرم و نزدیکانم ندارم آیا می‌بایست برای آنچه که حق من است و نادیده گرفته می‌شود فرضاً صرف نظر کردن از سفر برای آموختن فقط برای اینکه آرامش هم خونه‌هایم برهم نخورد و مشکلی به مشکلات خانواده اضافه نگردد عبادت است یا خیانت بخود؟ آیا باید جدال نمایم؟ در حالی که ناگفته نباشد همه گونه مخارج آموختنم را غیر از سفر می‌پزیرند با این حال باید چه کنم؟به هر حال از این‌که بدینوسیله یعنی اینترنت می‌توانم به مرکز علمی و منبع نوری یعنی حضرتعالی مرتبط شوم خداوند را سپاسگذارم انشاءالله که دوام همیشگی داشته باشد و از صحابه‌های بزگوار شما که زحمت بسیاری را متحمل می‌شوند تا این دروس بدست ما برسد ممنون و بسیار متشکر هستم. اگر ممکن است خواهشمندم لطف نموده و جوابش را عنایت نمایید. از لطف بی‌نهایت و بی‌دریغتان ممنونم.
شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ بهمن ۱۳۸۸
پاسخ سوال 1) اینکه روح پس از مرگ به بازمانده‌هاشان یا به اهل دنیا نگاهی دارند و اهـل دنیا را می‌شناسند بحثی نیست اما آیا این شناختن وسیله می‌شود که به آنها توجه کند؟ مثلاً به خواهرش که در این عالم مانده، ‌به برادرش،‌ به پدر و مادرش که مانده‌اند توجه کند؟ یا نه،‌ فقط از حالشان آگاه است. آنچه در جلد 8 اسفار به آن مفصلا پرداخته شده این است که: دنیا و آخرت برای روح مساوی است. یعنی مشتاق نیست که میل به آخرت داشته باشد از دنیا معرض باشد یا میل به دنیا داشته باشد از آخرت معرض باشد،‌ نه، ‌هر دو برای او مساویند و آنها را می‌داند. بهتر آن است بگوییم با غرق بودن در عوالم الهی هر چند بی آگاه نیست ولی توجه به مادون برای او باطل است چه برسد به دخالت در زندگی و ... که اینها حرفهای عامیانه است. ولی می‌دانند در دنیا چه خبر است هم اهل دنیا را می‌دانند هم آخرت را. آن ارواح یا انفسی که مشتاق بالاتر از خودشان هستند، عاشق زیباهای دگرند. عاشق جلوه‌های دگرند که لاینقطع بسوی آن شوق و هدف می‌دوند. یعنی آنهایی که به مرحلة عالی عرفان اللهی راه یافته‌اند اینها مشتاق رفتنند و مشتاق دویدنند. به مافوق، ‌به آن جهت نوریه و عالی. پس توجه به مادون برای آنکه غرق اله است اصل نیست. پیرامون شیوه روح و نفس پس از مرگ روایات متعددی است و نظرهای متفاوت. که در جلد (8)‌ اسفار مفصلاً پیرامون آن تحقیق شده است. پاسخ سوال 2) در جلد 9 اسفار بحث خواهد شد که نفس و روح و سایر مجردات باید با جسم باشند تا عذاب و پاداش‌ها معنی داشته باشد. پاسخ سوال 3) موضوع "شکایت نفس" هدف آن است که چرا به حقیقت "نفس"‌ توجه نشد و به مادون پرداخته شد. پاسخ سوال 4)معظم له جدال را نمی‌پذیرند. راه‌های دیگر را برای حرکت به سوی کمال می‌توان گزید. مثلا اگر هدف شما حرکت از ایوانکی تا تهران است، می‌توانید از درس‌های غیرحضوری بصورت نوار کاست بهره بگیرید.
|<< << < ... 57  58  59  60  61  [62]  63  64  65  66  67  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.