noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 35

۱۰۱۶
پ

خلقت انسان

205
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرانقدر و همکاران محترم ایشان. در ارتباط با تحقیقم که موضوع آن"پیشرفت علم "می باشد می خواستم بپرسم:می توان چنین قبول کرد که زمان هبوط انسان از عالم ملکوت برروی زمین در واقع چند میلیارد سال بوده که موجودات زنده بر روی زمین زندگی می کردند؟ و آیاانسان از نظر کالبد شکل پیشرفته تری از جانداران نخستین مانند میمون می باشد که طی تکامل تدریجی ایجاد شده؟ کلا آیا خلقت انسان تدریجی بوده یا اینکه هیچ ارتباطی با موجودات پیشین نداشته و بصورت ازلی خلق شده؟ با تشکر.
علی پور از تهران
تاریخ : ۱۸ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
اگر ما بر آن باشیم پیدایش آدم 8 هزار سال پیش بوده، باید پرسید: قبل از آن چه بوده؟ آیا می شود با عقل و منطق،‌ با فکر و ‌اراده این مطلب را پذیرفت؟ از سویی در متن قران کریم آدم را "خلق من تراب" می فرماید. یعنی ما آدم را از خاک آفریدیم و در لابلای تاریخ هم معروف است در آیات قرآن نیز آمده است که مدتی این آفرینش طول کشیده است. در آیین مسیحیت و در دیگر ادیان نیز کم و بیش فلسفه آفرینش آدم را همین گونه مطرح نموده اند. اما آیا این نظر را عقل، منطق حتی تفکر ابتدایی می تواند بپذیرد؟ بعضی گویند پیش از آدم، جهان جهان درندگان، جهان خزندگان، جهان پلنگ ها و گرگ ها و گوریل ها و سایر حیوانات وحشی بوده است. اما آیا می شود؟ یعنی این همه زیبایی های جهان را حضرت حق به صورت تزیین در آورد به منهای گل سرسبدی که انسان باشد؟ نه، این را نمی توان پذیرفت. چون باغی را که زینت می کنند برای صاحب باغ است، خانه ای را که زینت می کنند برای صاحب خانه است. همة این ها در نظام آفرینش خود یک اصلی است. یا باید بگوییم که پیدایش جهان تنها از 8 هزار سال پیش است. یعنی قبلا هیچ چیز نبوده و این با هیچ منطقی سازگار نیست چون دره های کوه، غارها یا ساختمان ها یا قنوات یا درخت ها این ها همه نشانه پیدایش انسانند یعنی انسان بوده و نیز همان گونه که چندین بار گفته شده که از آن جمله در خرابه ها آثار جمجمه های انسانی را یافتند که تشخیص ابزار عمرسنج در زاویه های آن ها، 82 میلیون سال پیش بوده است و حال اول بحث است که آیا همین 82 میلیون سال است که پیدا شده یا 82 میلیارد سال پیش بشر بوده؟ این یک امر محتملی است. چون به دره های کوه که نگاه می کنید میلیاردها میلیارد سال پیش بوده اند. نور آفتاب بوده،‌ تابش ستارگان بوده اند، حیوانات بوده اند، دریا بوده منتهی رنگ و شکل و عوارض این ها عوض شده؛ پس با این گفته ها می توان پذیرفت که بشر هشت هزار سال است پیدا شده؟ زیست شناسان می گویند به این شکل نبوده انسان قبلاً بوزینه بوده، تکامل یافته. گوینده اش هرکه بوده و باشد ما این را نمی پذیریم. اگر قرار بود همة بوزینه ها کمال یابند و انسان شوند، دیگر نباید بوزینه ای بر زمین باشد این یک واقعیت است. زیست شناسان می گویند او تکامل یافته و به این جا رسیده این را نمی شود قبول کرد. چطور می شود قبول کرد که بوزینه ها انسان شوند، یکی زن شود و دیگری مرد؟! در حالی که هنوز انواعی از بوزینه ها در بسیاری از کشورها مثل هند و آفریقا و... هستند و نوع به نوع دارند بعضی تیزهوشند بعضی کند فهمند و انواع دیگر... و این که انسان از خاک است، خود این را خوب نمی فهمیم. حال، آیا اصلا همین خاک بوده یا نبوده؟ اصلا چرا خدا بیاید انسان را با خاک درست کند؟ اصلا خدایی که با فرمان او بیلیاردها ملک پیدا می شوند، آیا نمی تواند فرمان دهد در لحظه میلیاردها انسان به وجود بیاید؟ آنهایی که می گویند خداوند انسان را با خاک درست کرده، می گویند جهان جهان تأنی است. یعنی اندک اندک به وجود آمدند. به تدریج تکامل یافتند. بعپس برمی گردیم به این که یا باید نفی زمان و مکان را کنیم و بگوییم زمان و مکان 8 هزار سال است که بوجود آمده یا بگوییم بیلیاردها سال است که هم زمان و مکان، هم قمر و کواکب و... پیدا شدند. آن نظر زیست شناسان هم در تکامل تدریجی قابل قبول نیست به دلائل محکم. از جمله اختصاصی بودن روح و نفس و عقل انسان که بحثی است مفصل. سؤال: آیا حضرت آدم اول بشر بوده است؟ - خیر. اگر اول بشر بگیریم، در بسیاری موارد دین و مذهب از جمله تکثیر نسل اشکال به وجود می آید. سؤال: آیا از زمان حضرت آدم نبوت به وجود آمد؟ - خیر، باید تا بشر به وجود آمد، نبی هم باشد. به همین دلیل می گویند 124 هزار نبی بودند. که البته این تقریبی است، شاید 124 میلیارد نبی بوده. چون نمی شود قبول کرد انسان بدون نبی باشد. اگر جمعیت انسان 5 نفر هم باشد، باید یکی از آن ها نبی باشد با همان حالت نبوت و ولایت. پس با این مقدمه این نظر هم قابل قبول نیست. پس می توان نتیجه گرفت که خلقت آدم، از زمان حضرت آدم نیست. موضوع آدم صفی ا... به احتمالی یک انقلاب جسمانی است. مثل داستان نوح که یک انقلابی در جهان بوجود آمد. پس یا ما باید بگوییم انقلابی در جهان پدید آمد که همه را نابود کردند و زمین هم که نباید معطل بماند باید صاحبی برای آن بیاورند و خداوند باز نوعی را ایجاد می کند. پس خلقت انسان از انقلاب بشری بود. پس نسل بشر نه میلیون، بلکه من بر آن هستم که بشر میلیاردها میلیارد سال است که پیدا شدند. پیامبرانی داشتند که ما نامی از آن ها نمی دانیم. فقط می شنویم که 124 هزار نبی بودند. تازه اگر 8 هزار سال پیش پیدایش بشر بوده، این قدر پیامبر نمی خواهد. پس قبل از آن هم کسانی بودند یا می گویند به دور کعبه 7 هزار پیامبر دفن است در کربلا صدها هزار پیامبر دفن است و یا در بیت المقدس یا در مدینه الرسول همین گونه است. سؤال: اصلاً آیا آدم صفی ا... تنها مخلوق بوده؟ چرا خدا یک نفر را خلق کند که خواهر و برادری را بوجود بیاورند و بعد تکثیر نسل در اشکال شود؟ باید بگوییم در زمان حضرت آدم نه یک نفر را آفرید بلکه تعدادی را آفرید که این ها رنگ هایشان با هم مغایر بوده، طبایعشان با هم مغایر بوده و نسل بشر را تکثیر نمودند و دلیل این مطلب بیان امامان بودند که از امام پرسیدند قبل از حضرت آدم آدمی هم بوده؟ تأیید می فرمودند...
پ

تکامل انسان

206
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرانقدر و همکاران محترم ایشان. در ارتباط با تحقیقم که موضوع آن"پیشرفت علم "می باشد می خواستم بپرسم:می توان چنین قبول کرد که زمان هبوط انسان از عالم ملکوت بر روی زمین در واقع چند میلیارد سال بوده که موجودات زنده بر روی زمین زندگی می کردند؟ و آیا انسان از نظر کالبد شکل پیشرفته تری از جانداران نخستین مانند میمون می باشد که طی تکامل تدریجی ایجاد شده؟ کلا آیا خلقت انسان تدریجی بوده یا اینکه هیچ ارتباطی با موجودات پیشین نداشته و بصورت ازلی خلق شده؟ با تشکر.
مدنی از تهران
تاریخ : ۱۸ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
اگر ما بر آن باشیم پیدایش آدم 8 هزار سال پیش بوده، باید پرسید: قبل از آن چه بوده؟ آیا می شود با عقل و منطق،‌ با فکر و ‌اراده این مطلب را پذیرفت؟ از سویی در متن قران کریم آدم را "خلق من تراب" می فرماید. یعنی ما آدم را از خاک آفریدیم و در لابلای تاریخ هم معروف است در آیات قرآن نیز آمده است که مدتی این آفرینش طول کشیده است. در آیین مسیحیت و در دیگر ادیان نیز کم و بیش فلسفه آفرینش آدم را همین گونه مطرح نموده اند. اما آیا این نظر را عقل، منطق حتی تفکر ابتدایی می تواند بپذیرد؟ بعضی گویند پیش از آدم، جهان جهان درندگان، جهان خزندگان، جهان پلنگ ها و گرگ ها و گوریل ها و سایر حیوانات وحشی بوده است. اما آیا می شود؟ یعنی این همه زیبایی های جهان را حضرت حق به صورت تزیین در آورد به منهای گل سرسبدی که انسان باشد؟ نه، این را نمی توان پذیرفت. چون باغی را که زینت می کنند برای صاحب باغ است، خانه ای را که زینت می کنند برای صاحب خانه است. همة این ها در نظام آفرینش خود یک اصلی است. یا باید بگوییم که پیدایش جهان تنها از 8 هزار سال پیش است. یعنی قبلا هیچ چیز نبوده و این با هیچ منطقی سازگار نیست چون دره های کوه، غارها یا ساختمان ها یا قنوات یا درخت ها این ها همه نشانه پیدایش انسانند یعنی انسان بوده و نیز همان گونه که چندین بار گفته شده که از آن جمله در خرابه ها آثار جمجمه های انسانی را یافتند که تشخیص ابزار عمرسنج در زاویه های آن ها، 82 میلیون سال پیش بوده است و حال اول بحث است که آیا همین 82 میلیون سال است که پیدا شده یا 82 میلیارد سال پیش بشر بوده؟ این یک امر محتملی است. چون به دره های کوه که نگاه می کنید میلیاردها میلیارد سال پیش بوده اند. نور آفتاب بوده،‌ تابش ستارگان بوده اند، حیوانات بوده اند، دریا بوده منتهی رنگ و شکل و عوارض این ها عوض شده؛ پس با این گفته ها می توان پذیرفت که بشر هشت هزار سال است پیدا شده؟ زیست شناسان می گویند به این شکل نبوده انسان قبلاً بوزینه بوده، تکامل یافته. گوینده اش هرکه بوده و باشد ما این را نمی پذیریم. اگر قرار بود همة بوزینه ها کمال یابند و انسان شوند، دیگر نباید بوزینه ای بر زمین باشد این یک واقعیت است. زیست شناسان می گویند او تکامل یافته و به این جا رسیده این را نمی شود قبول کرد. چطور می شود قبول کرد که بوزینه ها انسان شوند، یکی زن شود و دیگری مرد؟! در حالی که هنوز انواعی از بوزینه ها در بسیاری از کشورها مثل هند و آفریقا و... هستند و نوع به نوع دارند بعضی تیزهوشند بعضی کند فهمند و انواع دیگر... و این که انسان از خاک است، خود این را خوب نمی فهمیم. حال، آیا اصلا همین خاک بوده یا نبوده؟ اصلا چرا خدا بیاید انسان را با خاک درست کند؟ اصلا خدایی که با فرمان او بیلیاردها ملک پیدا می شوند، آیا نمی تواند فرمان دهد در لحظه میلیاردها انسان به وجود بیاید؟ آنهایی که می گویند خداوند انسان را با خاک درست کرده، می گویند جهان جهان تأنی است. یعنی اندک اندک به وجود آمدند. به تدریج تکامل یافتند. بعپس برمی گردیم به این که یا باید نفی زمان و مکان را کنیم و بگوییم زمان و مکان 8 هزار سال است که بوجود آمده یا بگوییم بیلیاردها سال است که هم زمان و مکان، هم قمر و کواکب و... پیدا شدند. آن نظر زیست شناسان هم در تکامل تدریجی قابل قبول نیست به دلائل محکم. از جمله اختصاصی بودن روح و نفس و عقل انسان که بحثی است مفصل. سؤال: آیا حضرت آدم اول بشر بوده است؟ - خیر. اگر اول بشر بگیریم، در بسیاری موارد دین و مذهب از جمله تکثیر نسل اشکال به وجود می آید. سؤال: آیا از زمان حضرت آدم نبوت به وجود آمد؟ - خیر، باید تا بشر به وجود آمد، نبی هم باشد. به همین دلیل می گویند 124 هزار نبی بودند. که البته این تقریبی است، شاید 124 میلیارد نبی بوده. چون نمی شود قبول کرد انسان بدون نبی باشد. اگر جمعیت انسان 5 نفر هم باشد، باید یکی از آن ها نبی باشد با همان حالت نبوت و ولایت. پس با این مقدمه این نظر هم قابل قبول نیست. پس می توان نتیجه گرفت که خلقت آدم، از زمان حضرت آدم نیست. موضوع آدم صفی ا... به احتمالی یک انقلاب جسمانی است. مثل داستان نوح که یک انقلابی در جهان بوجود آمد. پس یا ما باید بگوییم انقلابی در جهان پدید آمد که همه را نابود کردند و زمین هم که نباید معطل بماند باید صاحبی برای آن بیاورند و خداوند باز نوعی را ایجاد می کند. پس خلقت انسان از انقلاب بشری بود. پس نسل بشر نه میلیون، بلکه من بر آن هستم که بشر میلیاردها میلیارد سال است که پیدا شدند. پیامبرانی داشتند که ما نامی از آن ها نمی دانیم. فقط می شنویم که 124 هزار نبی بودند. تازه اگر 8 هزار سال پیش پیدایش بشر بوده، این قدر پیامبر نمی خواهد. پس قبل از آن هم کسانی بودند یا می گویند به دور کعبه 7 هزار پیامبر دفن است در کربلا صدها هزار پیامبر دفن است و یا در بیت المقدس یا در مدینه الرسول همین گونه است. سؤال: اصلاً آیا آدم صفی ا... تنها مخلوق بوده؟ چرا خدا یک نفر را خلق کند که خواهر و برادری را بوجود بیاورند و بعد تکثیر نسل در اشکال شود؟ باید بگوییم در زمان حضرت آدم نه یک نفر را آفرید بلکه تعدادی را آفرید که این ها رنگ هایشان با هم مغایر بوده، طبایعشان با هم مغایر بوده و نسل بشر را تکثیر نمودند و دلیل این مطلب بیان امامان بودند که از امام پرسیدند قبل از حضرت آدم آدمی هم بوده؟ تأیید می فرمودند...
پ

سعادت و شقاوت

207
با عرض سلام خدمت استاد ارجمند لطف کرده و در مورد شقاوت و سعادت واقعی مرا یاری کنید. باشدکه یاری شما پلی به سوی عرفان باشد.
ف. رنگریز از تهران
تاریخ : ۱۵ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ فروردین ۱۳۹۰
با سلام معظم له در ذیل تدریس جلد نهم اسفار ملاصدرا تحقیقی در موضوع "مقامات و منازل" و همچنین "سعادت و شقاوت" انسان بحث مفصلی دارند. بخش کوچکی از این تحقیقات را تقدیم می‌نماییم. معظم له می فرمایند در درون هر انسان تشکیلات گیرنده ای هست که همان مدرکات باشد و اصطلاح علمی آن مدرک، "پیسیکو فیزیک" می باشد که شقاوتها و سعادتهای انسان از رنگ و بی رنگی این دستگاه اس. حالا جای این گیرندة عظیم کجا هست کسی نمی داند ولی هست،‌ این دستگاه که در درون انسان است، اگر بی رنگی گرفت، نامش سعادت و اگر با رنگ گرفت نامش شقاوت است. این دستگاه پیسیکو پنج گیرنده دارد که همان حواس پنجگانه باشد و رنگها یا بی رنگی ها را از این گیرنده ها می گیرد. 1) یعنی آن چه بینایی می گیرد به پیسیکو تحویل می دهد. 2) آنچه شنوایی می گیرد به پیسیکو تحویل می دهد.3) آنچه چشایی می گیرد به پیسیکو تحویل می دهد. 4) آنچه بویایی می گیرد به پیسیکو تحویل می دهد و 5) آنچه لامسه می گیرد به پیسیکو تحویل می دهد. حالا اگر چشم چیزی را ببیند که حق دیدنش را نداشت گوش چیزی را بشنود که حق شنیدنش را نداشت، یا چیزی را بچشد که حق چشیندنش را نداشته و چیزی را لمس کند یا ببوید که حقش نبوده، آنجاست که پیسیکو رنگهای مختلفی گرفته و شقاوت همین جاست! اما اگر مراقبه داشت که چشمش آنچه منع شده(حقش نیست) را نبیند. گوشش آنچه منع شده را نشنود. زبانش آنچه منع شده نگوید. لامسه اش آنچه منع شده لمس نکند. اینجا پیسیکو رنگ می گیرد و این نهایت سعادت است. اینها مغز و مخ عرفان است که اگر انسان این ریشه ها را بداند نه نیاز به معلم دارد نه نیاز به واعظ دارد. می فهمد که اگر عملی را که نهی شده انجام دهد چه اثری خواهد داشت. موفق باشید.
پ

جبر و اختیار

208
سلام. در قسمتی از مقالاتتون گفتید که بشر چیزی جز عمل به خواسته های خودش نیست و همین دلیل آن است که آزاد و مختار است! پس نتیجتا در آخر همین خواسته ها و عمل به آنهاست که آدمی را بهشتی یا جهنمی می کند و خداوند فرمودند که ما به اعمال شما و آنچه که در آینده اتفاق می افتد کاملا آگاهیم. انگار که همه چیز از پیش تعیین شده است و همین طور هم هست. پس دیگر این چه اراده و اختیاری است؟
میرزایی
تاریخ : ۱۱ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ فروردین ۱۳۹۰
در جواب شما باید کمی مساله جبر واختیار را مطرح کرد. در زمان امام صادق (ع) عده ای بنام اشاعره بودند که به جبر مطلق معتقد بودند و عده ای هم به اختیار مطلق معتقد بودند که آنها را معتزله ای نامیدند . اشاعره می گفتند هر عملی که بنده انجام می دهد خواست خداست و او هیچ اختیاری ندارد و معتزله ای می گفتند خدا بندگان را آفرید و به آنها اختیار تام داد عده ای آمدند از حضرت صادق (ع) پرسیدند کدامیک از اینها درست می گویند؟ امام فرمودند هیچکدام لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین یعنی ما نه جبر مطلق داریم نه اختیار مطلق بلکه هر دو هست. یعنی خدا ما را آفرید آفرینش ما و آمدن ما به این دنیای ناسوت به اختیار ما نبود ولی وقتی به این جهان آمدیم از هنگام تکلیف اختیار با خود ماست که چه راهی انتخاب کنیم. حضرت حق فرمان صادر فرمود که ای بشر در خانه ما باز است در عرفان ما و عشق ما و مهر و معنویت ما باز است اگر از این در آمدید عاشق می شوید و می مانید انسان می شوید. اما اگر گمراه شدید به بیراهه رفتید قلبتان سیاه می شود در آن سیاهی می مانید و سرگردان در دنیا و آخرت می گردید کجای این جبر است؟! هر سرشتی و هر حالتی که به انسان می رسد موجبش خود اوست ما یک امانت به او دادیم که هرگاه دید راهی که می رود باطل است می تواند راهش را عوض کند. آری انسان مختار است که راهش را انتخاب کند. خدا هم علم به همه اعمال او دارد، استعداد و عقل و اراده هم به او داده که بهترین را انتخاب کند و خوب و بد اعمال او هیچ مغایرتی با علم خدا ندارد.
پ

استجابت دعا

209
با سلام خدمت شما من نزدیک 5 سال است بیمار شدم و الان 22 سال دارم ولی هرچه دعا می کنم که خوب بشم یا شفا پیدا کنم چرا به حاجتم نمی رسم؟
یزدانی از داراب
تاریخ : ۱۱ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
با سلام لطفا بخش رسائل، جلد ششم اسفار و مبحث دعا را در سایت مطالعه بفرمایید و مقام شهود را بیابید، سپس می‌توانید سؤالتان را مطرح بفرمایید. با تشکر
پ

تبریک سال نو

210
سلام وتهنیت مجدد خدمت استاد عالبقدر ازدریافت عکس و دعای تحویل سال آقایمان امام صادق(ع)ازسوی حضرتعالی بسیار شاد ومسرور شدم ازلطف شماممنونم سلامتی شما را از درگاه حضرت حق آرزو می نمایم هرگاه که غوغای زمانه می خواهد مرا در کام خود فرو برد و خرد کند تنها مامن و جایگاهم کام استاد گرامی است که از تمام عارضه های دنیوی جدایم می نماید ومانند چراغی که در تاریکیهای زندگیم روشنایی فروزنده اش سراسر غمها و ناکامیها را رو شن می نماید وآرامشی را میدهد که هیچ روانشناسی نمی تواند به معیوبی چون من بدهد . استاد گرامی صمیمانه تشکر مرا بخاطر تمای لطفتان که هرگز به نزدیک شدن آن هم نمی رسد قبول فرمایید بسیاری عمر توخالیم را هدفدار نمودید ممنونم.
شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۱۱ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ فروردین ۱۳۹۰
با سلام، متن ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد. موفق باشید.
|<< << < ... 30  31  32  33  34  [35]  36  37  38  39  40  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.