noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 30

۱۰۱۶
پ

سپاس

175
بسم الله الرحمن الرحیم از حضرت استاد و دانشجویان گرانقدر ایشان که زمینه ی بهره وری را فراهم می آورند کمال تقدیر و تشکر را داریم.
محمد حسین ضرغامی از تهران
تاریخ : ۲۹ تیر ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ مرداد ۱۳۹۰
امید است از توجه به این سایت و مطالعه مقاله ها و گزیده رسائل و بخش های مختلف دیگر سایت، به حق متصل شوید.
پ

علت آشنایی بعضی از چهره ها!

176
سوالم در مورد وجود یا عدم وجود برهه ای از زندگی ما انسانها به نام عالم ذر هست. اینکه گفته می شود اگر چهره بعضی انسانها برای ما آشنا است به دلیل وجود این زندگی در قبل از آمدنمان به این کره خاکی است یا اگر ناخواسته از چیزی می ترسیم یا بدمان می آید به علت وقوع حادثه ای در آن زمان است.
محمدی از شهرری
تاریخ : ۲۹ تیر ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ مرداد ۱۳۹۰
 مشابه پاسخ  شما  ،قبلا طبق پاسخ معظم له  پرسش شماره 31 خانم محبوبه نظری مبحث تناسخ زیر گروه فلسفی تنظیم شده است.این موضوع که کسی به مکانی برود، آن مکان را آشنا می یابد، بحثی است که در واقع «حس مشترک» به همراه خود دارد. یعنی نیروهایی در درون انسان است، به عنوان حس مشترک، پیامهای هم سو را ارائه می دهند. مثلا شما در خیابانی که چندین ساختمان به خصوص دارد، اگر در شهر دیگری آنچنان جاهایی را ببینید، این از ذخیره حس مشترک است. ولی تعریف اصلی این موضوع را تناسخی ها رواج دادند، که بزرگترین برهانشان در تناسخ همین است. می گویند به شهری که می رویم، حتی به دیگر کشوری که می رویم، محیط آن، خیابان آن، فضای آن، اندازه های آن، آشنا به نظر می رسد. همین آشنایت دال بر آن است که روان ما، روح ما در قالب دیگری در آن مکان زندگی می کرده. این برهان اول و آخرش، غلط. بلکه انباشته های خاطره یا حس مشترک انسان است که این هماهنگی را ایجاد نموده است. و یا بعضی هم دلیل بر عالم جبروت گرفته اند که این نیز صحیح نیست بلکه عالم جبروت تنها عالم داد و گرفت ها و پیمان هاست در آن عالم، زندگی به این صورت ناسوتی تحقق نیافته بود که بخواهید این موضوع را دلیل بر جبروت بگیرید.
پ

نحوه راهیابی به علوم قرآن

177
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد بزرگوار با توجه به آیه شریفه «لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین»؛ 1. چگونه می توان به علم موجود در قرآن که در واقع تمام علوم ممکن موجود در هر دوره ای است راه یافت؟ 2. در صورتی که قرآن لنگری برای پژوهش در علوم دیگر باشد شایسته است زمان صرف آن علوم گردد؟
محمد حسین ضرغامی از تهران
تاریخ : ۲۹ تیر ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ آبان ۱۳۹۰
نحوه راهیابی به علوم قرآن و شرط رسیدن به جان قرآن: و لا یمسونه الا بشرط طهارتهم عن حدثهم او عن حدوثهم... فلایدرکه الا اولوالالباب و ذوالبصائر اول شرط رسیدن به جان قرآن طهارت از حدث و حدوث است. هدف از حدث ناپاکی اندام است اما هدف از حدوث ناپاکی عقیده است. یعنی برای راه یابی به علوم مکنون در آیات، باید اصلاح جسم و جان نمود. یعنی باید با طهارت ظاهر بود یعنی خود را از ناپاکی های در خورد و خوراک و برخوردها و ... برحذر داشت، و هم شک ها و ریب ها و شوائب درون را بریزند و به سرمنزل تهذیب رسید. یعنی هم ظاهر و هم درون را از هر عیب و نقصی پاک کنند. و الا با این بدن کثیف، با این حلقوم های پر از نفرت نمی توانیم به واقع قرآن راه یابیم. در حقیقیت برای دریافت اسرار قرآ» باید گونه قرآن شویم، چنانی که برای دریافت مقام رسول الله(ص) باید گونه احمدی پیدا کنیم، با سیر در وادی الفاظ نمی توانیم به وادی حقایق برسیم. باید گونه علی(ع) شویم، تا بدانیم علی کیست. و این میسر نیست جز برای کسی که او علم یقین را در مدارس آل یس فرا بگیرد و هدف از علم یقین همان فلسفه، حکمت و عرفان است یعنی او باید به وادی ای رسیده باشد که عرفان، فلسفه، حکمت و معنویت در او حل شده باشد که هدف همان مقام «اولوالالباب» و صاحبان بصیرت است یعنی در سیر و سلوک قرآن دوره طی کند. اما از کجا به علم یقین و به این بصیرت واقعی می توان راه یافت؟ از مدارس آل یس یعنی خاندان ولایت و عصمت. قرآن را باید از صاحب قرآن فرا گرفت تا اسرار و رموز آن آشکار شود. پس دو نکته مهم در این پاسخ نهفته است: 1. طهارت جسم و جان 2. مقام علم الیقین در مدارس آل یس و در پاسخ به بخش دوم پرسش شما باید بگوییم: آری، حدیثی از مولانا جواد الائمه است که می فرمایند: عمر انسان کفاف نمی دهد که به تمام علوم آشنا شود پس علمی را انتخاب کند که او را به خدا نزدیکش سازد. آن علم کدام علم است؟ علومی که در آیه های قرآن نهفته است و حقیقت توحید، نبوت و ولایت را آشکار می‌نماید. اما باید توجه داشت هر علمی که اسرار و رموز آیات را آشکار نماید، عزیز است. به خصوص اگر پژوهنده آن علم، سرچشمه زلال آیات قرآن را در سینه داشته باشد و بدینوسیله پرداختن او به علوم دیگر، موجب کشف حقایق قرآنی شود. موفق باشید.
پ

متفرقه

178
بسم الله الرحمن الرحیم نهایت سپاسگزاری صمیمانه را از حضور پر برکت استاد عالی مقام جناب حضرت استاد را در فضای مجازی دارم. عدم استفاده از نعمات الهی خسران جبران ناپذیری است و حضرت استاد نعمتی از نعمت های بی کران الهی است. من در نظر دارم برای تز دوره ی دکتری خود در رشته ی سنجش و اندازه گیری پیرامون منطق فازی و کاربرد آن در حوزه ی روانشناسی مطالعه و پژوهش نماییم. دوستان گرامی توصیه نموده اند از حکیمی که از اسفار اربعه آکاه است بهره برم و این نعمتی الهی است که به اراده ی پروردگار با حضرت استاد که به راستی بزرگترین دانشمند این عرصه می باشند، آشناییم. تصور من این است که منطق فازی به منطق قرآنی نزدیک است. می خواهم بدانم چگونه ممکن است از حکمت ایشان بهره ببرم و توصیه ی ایشان به بنده چیست تا به حول و قوه الهی آویزه ی گوشم قرار دهم؟ آیا امکان بهره گیری از مشاوره ی ایشان میسر است؟ و من الله التوفیق
محمد حسین ضرغامی از تهران
تاریخ : ۲۳ تیر ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ تیر ۱۳۹۰
خیر، مشاوره امکان پذیر نخواهد بود.
پ

مراتب وجود

179
با سلام در درس پنجم از جلد اول یافتیم که: وجود در علم اللهی قرار دارد و حضرت حق لحظه به لحظه وجود ما را می بیند. آیا وجود سایر موجودات نیز در علم اللهی قرار دارد؟ آیا تفاوتی بین وجود انسان و مثلا وجود یک حیوان هست؟
میم. الهی زاده از یزد
تاریخ : ۲۰ تیر ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ تیر ۱۳۹۰
با سلام خدمت شما 1) آری، همه آن‌چه به دائره وجود آمده اند و یا آن چه در کمون الهی هستند و امکان ظهورشان هست، از علم اللهی و در علم اللهی اند. که مبحث مفصلی در جلد ششم اسفار ملاصدرا است. ان‌شاء‌ا... سهمتان باشد از سری دروس معظم له بهره بگیرید. 2) بلی، بین وجود انسان، حیوان و نبات تفاوت است. اما این تفاوت در شدت و ضعف است نه در اصل وجود. در بحث "مراتب وجود" از جلد اول اسفار بحث شده است.
پ

یافتن حقائق دین مبین اسلام

180
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی.جوانی 19ساله ام و در جستجوی راه حق. خواستم بپرسم با توجه به اینکه هرکس باید در اصول دین،خودش با تحقیق و بررسی ادیان مختلف به یقین برسد و اساسا هرکس باید دینش را خودش انتخاب کند، من چطور می توانم در حقانیت دین خودم به یقین کامل برسم؟ چه کتابهایی مطالعه کنم یا چه کارهایی انجام دهم؟ من اسلام را قبول دارم اما می خواهم به یقین برسم و دینم تقلیدی و سطحی نباشد.خواهش می کنم کاملا راهنمایی ام کنید
محقق از استان البرز
تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ تیر ۱۳۹۰
آن چه مطرح نمودید، با یک ماه و دو ماه و یک سال و دو سال قابل انجام نیست. تحقیق پیرامون ادیان و یافتن حقائق دین مبین اسلام و ظرائف آن امکان پذیر نمی باشد مگر با سالیانی تلمذ در برابر یک استاد حکیم که خود منازل علم، فلسفه و عرفان را طی نموده و حقائق را دریافته باشد. تحقیق در فلسفه آفرینش، بررسی نظرات شخصیت‌های مختلف، موجب گستردگی تفکر و یافتن حقیقت خواهد شد. درس گرفتن یک دوره اسفار ملاصدرا، از جلد اول اسفار که با مبحث "حقیقت وجود" آغاز می‌شود تا جلد نهم اسفار که با بحث تحقیقی پیرامون معاد پایان می‌یابد، اتمام نعمت برای شما خواهد بود .
|<< << < ... 25  26  27  28  29  [30]  31  32  33  34  35  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.