مشابه پاسخ شما ،قبلا طبق پاسخ معظم له
پرسش شماره 31 خانم محبوبه نظری مبحث تناسخ زیر گروه فلسفی تنظیم شده است.این موضوع که کسی به مکانی برود، آن مکان را آشنا می یابد، بحثی است که در واقع «حس مشترک» به همراه خود دارد. یعنی نیروهایی در درون انسان است، به عنوان حس مشترک، پیامهای هم سو را ارائه می دهند.
مثلا شما در خیابانی که چندین ساختمان به خصوص دارد، اگر در شهر دیگری آنچنان جاهایی را ببینید، این از ذخیره حس مشترک است. ولی تعریف اصلی این موضوع را تناسخی ها رواج دادند، که بزرگترین برهانشان در تناسخ همین است. می گویند به شهری که می رویم، حتی به دیگر کشوری که می رویم، محیط آن، خیابان آن، فضای آن، اندازه های آن، آشنا به نظر می رسد. همین آشنایت دال بر آن است که روان ما، روح ما در قالب دیگری در آن مکان زندگی می کرده. این برهان اول و آخرش، غلط. بلکه انباشته های خاطره یا حس مشترک انسان است که این هماهنگی را ایجاد نموده است. و یا بعضی هم دلیل بر عالم جبروت گرفته اند که این نیز صحیح نیست بلکه عالم جبروت تنها عالم داد و گرفت ها و پیمان هاست در آن عالم، زندگی به این صورت ناسوتی تحقق نیافته بود که بخواهید این موضوع را دلیل بر جبروت بگیرید.