noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 2

۱۳
۱۰۱۶
پ

آیا تعقل و برهان در زندگی اصل است یا دل و میل خود انسان؟

7
من در مورد مقاله "تحقیق" شما صحبت می کنم اگر آن را فهمیده باشم. شما گفتید ما هیچ چیز را نمی‌فهمیم اگر در مورد آن تحقیق نداشته باشیم. من این را در نوشته "تولد ثانی پس از نقد و تحقیق" یافته‌ام. که در صفحه مقالات شما است. اگر ما این کار را انجام بدهیم مانند غلام می‌شویم (یا اسیر می‌شویم) معذرت می‌خواهم ولی واقعیت دارد. می‌دانید؟ شما به من می‌گویید من باید همه چیز را در ذره بینم نگاه کنم برای اینکه قبولش کنم. ولی وقتی قلبم همراهی محکمش را می یابد جایی برای تأمل و دودلی نمی‌ماند. او باید با تمام وجود قبولش کند. من دوست دارم آن را انجام دهم ولی بین دو موضوع تفاوت است و او باید مرا قبول کند. من دوستش دارم در قلبم. .. فکر می‌کنم خدا در مسیرم قرارش داده است. اما او من را قبول نمی‌کند. چرا؟ من باید در مورد او تحقیق کنم؟ مانند یک محقق که ... چه تفاوتی بین این دو موضوع هست؟ ... پاسخ مرا بدهید. خدا کمکم کنه. می توانم بگویم این در ذهنم هست.
آقا یا خانم مارینو
تاریخ : ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۹
با سلام و تشکر از توجهتان به مقاله‌های سایت اول اول بدانید آنچه مطالعه نمودید، یک مقاله علمی است. شما چه غرضی از مطالعه آن داشته اید نمی‌دانیم. و اما مکتب امانیسم یعنی اصالت انسان نیز این نظر را مطرح می‌کند که برای پذیرفتن امور نباید از راه استدلال و برهان جلو رفت! بقول ملای رومی: پای استدلالیون چوبین بود پای چوبین سخت بی‌تمکین بود این موضوع را مطرح می‌کنند که آیا تعقل و برهان در زندگی اصل است یا دل و میل خود انسان؟ انسان در برخورد با بسیاری از وقایع با خود جدال دارد که آیا به هدایت دل رود، عقل را رها کند؟ یا به هدایت عقل رود و دل را رها کند؟ طرفداران مکتب سوفسطایی می‌گویند : دل را اصل بدان، هر چه دلت می‌خواهد آن اصل است، عقل چیست؟! چنانی که شیوه ماکیاول و ماکیاولی‌ها بوده! بدانید! دل انسان پیش از آنکه سیر قوی علمی و فلسفی را طی نماید، آنگونه نیست که به واقع میل کند، جهت احساس در او قوی تر از حق است! و احساس مأمن خطااست! اگر هر انسان تنها خواسته دل خود را اصل بگیرد، عقل نابود می شود، عقل که نابود شد وحی نابود می‌شود، وحی که نابود شد نبوت زیر سؤال می‌رود!
از طرفی مکتب فلسفه، حکمت و عرفان "دل" انسان را یک اصل می‌داند، اما کدام دل؟ دلی که با پایه‌های علمی محکم، به کوره عرفان و شناخت نبوت نبوی، ولایت ولوی و عصمت فاطمی رفته باشد.
نتیجه اینکه:

در ابتدا باید بسوی علم، استدلال و تحقیق رفت، اگر این دل زیر بار علم به کوره حکمت و عرفان گداخته شد، آنجا احتیاط و استدلال و برهان جای خود را به یک الهام درونی می‌دهد که البته کار هر کسی نیست!

برگرفته از تحقیقات معظم له در رساله سوره مبارکه حج(3)
پ

ارتباط عقل، علم و عمل

8
رابطه علم با عقل چیست؟
حاجیان از تهران
تاریخ : ۲۳ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ شهریور ۱۳۸۸
با سلام آنچه تقدیم می شود، گزیده ای است از رساله عقل- حاصل تدریس دانشمند معظم، استاد دکتر سید علی موسوی پیرامون جلد(3) اسفار صدرایی رابطه بین "عقل"، "علم" و "عمل" مبحثی است بسیار طولانی که در حوصله یک پاسخ اینترنتی نیست، تنها عنوان های آن تقدیم حضورتان خواهد شد. دانشمند معظم، در این دو رساله ابتدا به تحقیق از ابعاد مختلف در موضوع "عقل" رفته اند که: بعضی فلاسفه عقل را جوهری لطیف دانسته اند، نوری و روحانی بعضی فلاسفه گویند: "عقل" غریزه ای است که انسان را آماده فهم خطاب می کند. و بعضی "عقل" را یک مضاهی دانند، یک جلوه لااظهر که به همه موجودات سرک می کشد. تیترهایی با موضوعات زیر باید مورد تحقیق قرار گیرد: 1) مراحل اشراق "عقلانی" 2) "علم" از تراوشات "عقل" است و باید در تصویب "عقل" باشد نه در دائره شهوت! 3) عقل علمی و عقل عملی و عقل اشراقی در انسان 4) در انسان "عقل" و "عمل" و "علم" همراهند ولی سایر موجودات مانند پرندگان، مانند گیاهان عقل علمی ندارند، بعضی عقل حسی و بعضی عقل عملی دارند... برای تحقیق بیشتر و دریافت جزئیات موضوع عضویت در سایت الزامی است.
پ

انواع ادراک

9
با سلام و عرض خسته نباشید. چند نوع ادراک داریم و مهمترین آنها کدام است؟
طالبی
تاریخ : ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۵ مرداد ۱۳۸۸
1) ادراک حسی، 2) ادراک خیالی 3) ادراک وهمی 4) ادراک عقلی و پس از این مراحل اگر مقدمات سیر و سلوک و عرفان حاصل شد، به مقام ادراک شهودی نائل خواهد آمد ... بعضی از فلاسفه هم "ادراک" را به دو دسته کلی تقسیم نموده اند، ادراک بسیط و ادراک مرکب برای دریافت دقیق انواع ادراک نیازمند به یافتن تعاریف "حس"، "توهم" "تخیل"، "تعقل" هستید، شرائط عضویت را مطالعه نمایید و در صورت اشتیاق اعلام نمایید، پاسخگوی شما خواهیم بود.
پ

افاضه فیض حق به عقل

10
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار. چگونه خداوند بین انسان و عقل حایل می شود؟
الناز از تهران
تاریخ : ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ تیر ۱۳۸۷
و اما اینکه پرسیدید خداوند بین انسان و عقل چگونه حائل می شود؟ اصلا خود این پرسش غلط است. خدای متعال حائل بین انسان و عقل نیست. 1) طبق نظر اشراقی ها عقل از اشراقات اله است. 2) طبق نظر قدمی ها، عقل انسان به فرمان حق صادر شد. 3) طبق نظر بعضی از فلاسفه، نفس و عقل از جهان جبروتی به عالم ناسوتی نزول نموده اند. پس در هر حال خدای متعال حائل یعنی واسطه بین عقل انسان و عینیتش نیست. بلکه افاضه فیضش به عقل می شود تا عقل بتواند کاری که بر عهده دارد صحیح انجام بدهد. موفق باشید.
پ

عقل

11
با عرض سلام خدمت استاد گرامی مقاله ای در مورد (عقل و نیروهای تجددی) می خواستم لطفآ راهنمائی کنید.
ساینا از تهران
تاریخ : ۱۱ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ دی ۱۳۸۶
از اینکه موضوعی را گزیدید برای اساسی عقل، و مجرات عقل. بسیار شایسته است، و آنکه در این مسیر مقدم شود، به یقین از بارقه های فلسفی عقلی بهره های فراوان خواهد گرفت و جای تردید نیست. اما ما نمی دانیم شما مقاله ای که پیرامون عقل مجرد که قید تجرد در اینجا کم معنی است، چون ذات عقل خود مجرد است، چگونه و با چه کیفی می خواهید ارائه دهید. زیبا آن است که تناسب مقاله را با یکی از موجدان صحابه درسی ما در میان نهید، اگر لازم شد، طی شرائطی یا خودشان برایتان خواهند نوشت و به شما ارائه خواهند داد. یا شما را به منابع آن هدایت خواهند نمود.
پ

احساس

12
با عرض سلام خدمت حضرت استاد:1- با عنایت عالی به این سوال امانوئل کانت که ( آیا عقل بازیچه احساسات است یا احساسات بازیچه عقل؟) نظر جنابعالی چیست؟ آیا شما این دو را مانند فروید آلمانی و عده زیادی از ناقدان ( و گمان می کنم وینگن اشتاین نیز چنین باور دارد) یکی می دانید؟ (یعنی دو بخش از عقل می خوانید که خود عقل و ناخوداگاه عقل باشد) یا نظری مغایر با این از فرضیات دارید؟ اگر یکی می دانید علت اینکه احساسات را حیوانی شمردید ( در پاسخ 372 سوالات) چیست که من حقیر (از عنوان من عذرخواهی می کنم) از درک آن عاجزم.
حسن از خمین
تاریخ : ۳۱ فروردین ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۶
ما ممنون و سپاس از گفته های شما را داریم. راجع به احساس، احساس از نیروی حیوانی است. زیرا هر ارگانیزم تن، از سه چیز تکمیل می شود، نامیه (بزرگ می شود) غاذیه (رشد می کند) و حیوانیه (ایجاد می کند) و نیروی حیوانیه هر انسان ایجادِ امور اندازه را بر عهده دارد. این بحث در فلسفه ثابت شده. و امور پنج گانه جسم انسان که اینها در گروه حس اند، از همان ایجادهای حیوانیه ارگانیزم انسان است. و این حس یک اصلی است، حالا چه کانت یا راسل یا دوید هیوم یا دیگر از فلاسفه غرب قبولش کنند یا نکنند. ما به قبولی آنها کاری نداریم ما دید خودمان را بیان می کنیم. پس حس در جهان ناسوت اصل است. عقل از امور مجرده است این هم اصلی است که دیگر از دانشمندان بپذیرند یا نپذیرند ما را با آنها کاری نیست. آنچه از فلسفه متاله یافتیم این است که عقل هست و مجرد هم هست و هر دو اینها برای انسان ضرورند. حالا کدام یک در کام دگری له گردد آن وابسته به خود انسان است. ما نمی توانیم حدی برایش بیابیم انسانی است که حس اش ملعبه عقل اش است، و انسانی است که عقل اش ملعبه حس اش است. این را ما حق تعیین اش را نداریم و اگر کسی بگوید این ملعبه آن است و بس به نظر ما در فلسفه آگاهی اش کم است.
< 1  [2]  3 

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.