noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 141

۱۰۱۶
پ

گذشت

841
در مبحث تناسخ از گذر سرشت و امیال جنابعالی گذشت را جز غرایز منفی ذکر کردید و این سوال برای من مطرح شد در زندگی تا چه حد لازمست گذشت داشته باشیم؟ بسیار ممنون از شما
هاجر تاج از صحابه کلاس های شنبه
تاریخ : ۲۷ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ فروردین ۱۳۸۶
توجه, توجه اصلاً گذشت جزء مثبت ها است و از اثرات عالی یا صفای باطنی هر انسان در عینی که قدرت دارد، گذشت می باشد. به مصداق همان عبارتی که گفته اند در عفو لذتی است که در انتقام نیست، اگر چنین عبارتی که حکایت از منفی دارد به یقین اشتباه نوشتاری(تایپی) است. هیچ جای تردید نیست، باز هم تایید می شود عفو و گذشت از مثبت ترین رویداد هر انسان عالی است. با این مقدمه که گفته شد، به هر عنوان، و با هر شیوه که انسان در عین قدرت، و توانمندی، می تواند مخاطب را کیفر دهد یا آزار دهد، یا زجر دهد از همه اینها بگذرد این حد عالی انسانیت است. نمی توان برای گذشت حدی تعیین نمود، بلکه عمل گذشت مقدس است نه حدش. بدانگونه که رسول اکرم، آنگاه که در مکه به سال هشتم از هجرت، تسلط کامل بر همگان پیدا نمود. و عموم از مردمی که در آغاز بعثت حضرتش را توهین کردند، و آزار دادند و گاهی خاکستر به هنگام رفتن از بالا خانه ها به فرقش می ریختند و گاهی خارهای نوک تیز، در کوچه های عبور او فراهم ساخته تا به پایش بخلد، آنگاه که در مسجدالحرام بر همه مسلط گشت، فرمود «اذهبوا و انتم الطُلقاء» با اینکه هرگونه جفا را در حق من بروز دادید، بروید، جز رها شدگان اید. در عفو لذتی است که در انتقام نیست. و بار دگر اینگونه فرمودند: خدا رحمت کند، برادرم یوسف صدیق را آنگاه که خواست از خطای برادرانش که وی را به چاه اندر نمودند، بگذرد، فرمود: بگذارید جمعه شب بیاید، تا برایتان درخواست عفو کنم. در آیه 159 از سوره آل عمران، خدای متعال به رسولش فرمود: «فعفو انهم و استغفر لهم» بگذر از خطایِ مردم، و آیات دیگری هم در این مورد فراوان است. پس جان مطلب این است که گذشت لاحد است، انجامش مهم است.
پ

هدف نهایی زندگی

842
سلام علیکم. به نظر شما جه چیز را می بایست به عنوان هدف فرجامین (خواسته نهائی ) در زندگی قرار دهیم؟
ایوب از شیراز
تاریخ : ۲۲ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۵
با تشکر از اینکه از آن سامان (شیراز) در تماسید. فرجام غیر از غایت است. فرجام، رجوع بعد از آگاهی است، یعنی اول انسان به چیزی آگاهی می یابد، چون مطابق نظرش نیست، اقدام به بارِ دگر می کند که آن چیز را به خوبی دریافت کند، یا حقیقت آن بر او آشکار گردد، نام چنین چیزی فرجام است. و اما غایت، نه. غایت آنگونه نیست. غایت: هدف و میل، به دیگر عبارت دائره امید و دائره سرمستی انسان را به همراه دارد. ما نمی دانیم که در درون هر انسان چه چیز برای او هدف و غایت است؟ • بعضی ماده را غایت دانند و به سویش می روند تا برسند. • بعضی تعین را غایت دانند و به سویش روان. • و بعضی عبادت را غایت دانند و به سویش اقدام. • بعضی انسانیت را غایت دانند و آرام آرام روند. • بعضی وفا را غایت دانند، می کوشند آن باشند. • و بعضی علومِ مطلق را و بعضی علومِ خاصه را و بعضی علومِ خاص الخاص که حکمت متأله صدراییِ سامانِ شما باشد. ما نمی دانیم شما از کدام یک اینها هستید. هر کدام از این مواردِ کلی که تعریف شد، همان را به عنوان غایت پذیرا شوید. اما نظر ما را اگر بخواهید، ما غایت هر انسان را حکمت الهی و فلسفه ای و عرفانی که نشأت گرفته از جانِ آیات قرآن و روایات معصومین و بیانِ اولیاء حق باشد، می دانیم.
پ

اجتماع نقیضین

843
باسلام. برای اجتماع نقیضین غیراز مثال وجود وعدم مثالهای دیگری ذکر فرمایید. با تشکر
سید از قم
تاریخ : ۲۱ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۵
این بحث، بحث منطق است و بحث لئالی و بحث شمسیه؛ که دراجتماع نقیضین به مثال کم اشاره می شود. زیرا هنوز به واقع دریافت نشده، نقیضین مباین هم اند؟ یعنی یکی تمام می شود و دیگری می آید؟ یا نقیضین تقدم و تأخر هم اند؟ و بهتر آن است که به جای مثالهایی که در متنِ حاشیه ملاعبدا... ارسطویی هست، به این دو موضوع بپردازید که ریشه نقیضین آیا از عدم اند؟ و با یکدیگر ارتباط ندارند؟ به این معنی که هرآنگاه که سفیدی طی گردد، سیاهی آید؟ یا سیاهی طی گردد سفیدی آید؟ یا نه سفیدی که به پایان آمد، از اتصال سیاهی خودش را می یابد؟ کدامیک از این دو؟ اگراین دو را در مثال دارید بفرمایید، تا مابقی از مطالب دراین مورد از لئالیِ حاج ملاهادی سبزواری اشاره بشود. و در غیر اینصورت فعلاً در همان مثالهایی که زده اند، باشید.
پ

فلسفه تاریخ

844
در مورد فلسفه تاریخ توضیح دهید و منبع معرفی کنید.
ناشناس
تاریخ : ۲۰ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۵
اینکه اشاره شد، پیرامون فلسفه تاریخ، چیزی بنویسید، این لازمه اش برخوردِ زمان فراوانی است که فلسفه تاریخ از چه گذر؟ از گذر اجتماع؟ از گذر فرهنگ؟ از گذر علم؟ از گذر حکمت؟ از گذر عرفان؟ از گذر روش های اجتماع؟ کدامیک؟ و هرکدام از اینها اگر به سویش روند، حداقل 20 جلسه زمان لازم دارد و آن هم جایش سایت نیست. و اگر مصر هستید، باید شرائط را پذیرا باشید، تا به نام خودتان در سایت بیان گردد و هر موضوع را که طالب هستید معرفی کنید.
پ

فلسفه پوشش موی سر

845
با عرض سلام خدمت استاد موسوی ضمن عرض خسته نباشید اربعین امام حسین "ع" را به شما تسلیت می گویم. من می خواهم اگر امکانش باشد لطف کنید به سوالات من پاسخ دهید 1):چرا باید موها را پوشاند آیا به اندازه پوشش بدن مهم می باشد-چرا در قرآن به آن اشاره نشده و من فقط در مورد آن روایت شب معراج پیامبر را شنیدم و کتاب حجاب را خواندم ولی در این مورد نوشته ها از منبع ماخذ نبود(قرآن و روایات)
پریسا حاجی زاده از تهران
تاریخ : ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۵
با سپاس از شما. جواب از سوال 1: بلی، پوشش موی سر زن، در حدی که دین تعیین نموده است واجب است و ریشه این در قرآن است که می فرماید طی مقدماتی «وجلابیبهن». کلمه «جلباب» در متن قرآن است و همین مقنعه یا نوعی دگر نظیر مقنعه. علت اینکه به جلباب اشاره شده برای مطلق پوشش است یعنی هم زیبایی آن جایگاه و هم پوست پیشانی تا حدی و هم موی سر. چون اگر اشاره تنها به شَعر و موی می شد، لازمه اش این بود که موی را بپوشاند ولی زیبایی را نیاز ندارد. ولی با جلباب که بیان شد، برای آن است که مطلق جلوه های چهره پوشیده شود و در بیان فقهای تشیع هم دستور داده شده که بپوشانند. در ذیل یکی از آیات سوره نور هم که «قل للمومنات یعضضن» اینجا هم به پوشش اشاره شده و ده ها منابع دگر.
پ

جفت انسان

846
آیا انسانها چندین جفت دارن آیا هر انسان با جفت واقعی خودش ازدواج می کند آیا انسان برای رسیدن به کمال کمبودی در روح خود که جزو وجود الهی خودش می باشد دارد که آن در وجود جفت خود می باشد و با ازدواج آن را دریافت می کند آیا این وجود الهی نداشته را فقط از جفت اصلی خود دریافت می کند یا از همه جفتهایش 3):عشق بین زن و مرد که از ظاهر و غریزه نباشد و چون بیشتر از پدیده های مادی دیگر جلوه الهی را در یکدیگر مشاهده کنند چه درجه ای از کمال را می آفریند. با تشکر پریسا حاجی زاده دانشجوی ترم دوم پزشکی
پریسا حاجی زاده از تهران
تاریخ : ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۵
موضوع جفت؛ ما نمی فهمیم هدف شما چیست؟ عبارتی هست که هرانسان سنخیت باید با همسر داشته باشد و آن همسر واقعی او در عالم جبروت (که همان جهان داد و گرفت باشد) یا عالم ذرات، به هم مرتبط شدند. اگر در جهان ناسوت که این جهان باشد، یکدیگر را یافتند، نسل آنها به کمال واقعی خواهد رسید و اگر در غیر آن باشد، آن کمال واقعی کمتر خواهد بود. و این به آن معنی نیست که اگر یابیده نشد به سعادت نرسد، نه. اگر لایق برای سعادت نباشد، نخواهد رسید. جواب از سوال 3: اتفاقاً این بهترین عشق الهی است که بین زن و مرد برای گذر یا اشباع عدد تناسلی نباشد. چون عشقی که از گذر یا برای غدد تناسلی باشد با نابود یا کم شدن غدد، عشق هم نابود می گردد. ولی عشقی که به منهای این پدیده باشد، دوام و بقایش اگر واقعی باشد، فراوان تر خواهد بود.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.