noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 127

۱۰۱۶
پ

تناسخ

757
سلام از شما در خواست می کنم در مورد تایید تناسخ و یا رد آن توضیحاتی با استناد به آیات و منابع معتبر ذکر کنید و همچنین در مورد استاد بهرام الهی.
فاطمه از تهران
تاریخ : ۲۳ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ تیر ۱۳۸۶
«موقتاً از سفر به حضر شدیم» با تشکر از شما ما بحث تناسخ را مفصلاً در همین سایت با عناوین:  رد تناسخ از دیدگاه قرآن عظیم و عقل سلیم  منشأ تناسخ از چه زمانی است؟  نظر هرقلیتوس پیرامون تناسخ  گزیده ای از رساله تناسخ 2- مرحله اول  راز بیان در رد تناسخ  رد تناسخ از گذر سرشت، میل ها و احساسات خاص هر انسان  دید تناسخی¬ها و رد آن  رد تناسخ از گذر اطوار  رد تناسخ از گذر قانون تنازع بقا  نظر دیگری از تناسخی ها و رد آن  رد تناسخ از گذر قانون انسانیت انسان  نظام تبدل یعنی نظام خمودها شدن و شیدایی ها آمدن بحث کردیم که هم در مبانی قرآن و هم از مبانی حکما و هم از مبانی روایات بحث مفصلی شده است. و اما پیرامون شخصی که نام بردید بهتر آن است که مشخصات ممتازه او را بفرمایید تا در صورت امکان شرحی داده شود و خود از آن شرح به معنی خواهید رسید.
پ

ذکر

758
باعرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی آقای دکتر سید علی موسوی و تشکر از این همه مطالب زیبا که در اختیار جمیع مومنین قرار دادید 2 سؤال داشته ام سؤال اول : از امام صادق (ع)است که می فرمائید اهدنا الصراط المستقیم یعنی خدایا مرا به ولایت امیرالمومنین هدایت کن خود این جمله علاوه برنماز هم ذکر است و هم ذُکر. چه فرقی بین این دو لغت دارد؟ سؤال دوم : درتفسیر مبارکه سوره حمد عرض کردید که بیان امام باید از بیان پیامبر صریحتر باشد ولی درجای دیگر یعنی در تفسیر مبارکه سوره حمد عرض گردید که امام حق دارد بالکتایه مطلب را بگوید و رسول باید به صراحت مطلب را بگوید.
هانیه از تهران
تاریخ : ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ تیر ۱۳۸۶
با تشکر از شما، موضوع ذِکر و ذُکر؛ هر دو لغت در متن قرآن کریم هستند. ذِکر آن است که 1) با اراده 2) با نیت 3) با میل 4) با زبان بیان نماید. یعنی 4 مرحله انجامش، نامش ذکر است. مثلاً وقتی که دعا را می خواند همین چهار مرحله در او موجود است. اما ذُکر: جذب توحید، جذب نبوت، جذب ولایت و جذب عصمت. یعنی فطرت توحیدی هر انسان هم شامل اله می شود، هم شامل نبوت می شود و هم شامل ولایت می شود و هم شامل عصمت. نام این ذُکر است. ذِکر با لفظ بیان می گردد، اما ذُکر در سراسر جسم و جان هر انسان نهفته است. کدامیک از این دو انسان را به حق و به ارتباط با حق نزدیک تر می سازد؟ ذِکر است نه ذُکر. ذُکر، گوهر است. اما مادامی که گوهر را ابراز نکند به درد نمی خورد. به این می ماند که کسی در دلش کسی را دوست دارد اما به زبان نمی آورد. این بی فایده است. اما آنچه مهم است ذِکر است. چون چیزهای دگر را عقب زده، او را به زبان آورده است. اما اینکه بیان امام باید روانتر باشد، امام جنبه ارشادی دارد و مرشد باید بیانش صریح باشد و گاهی هم ایجاد می کند که زبانش یا بیانش را پیچیده بیان کند، هر جا که احتمال داد گفته اش در مخاطب کم اثر است. اما اینکه گفته شده امام باید روانتر باشد؛ امام جنبه ارشادی دارد و مرشد باید بیانش صریح باشد و گاهی هم ایجاب می کند که زبانش یا بیانش را پیچیده بیان کند، هر جا که احتمال داد گفته اش در مخاطب کم اثر است. اینکه گفته شده امام پیچیده سخن می فرماید و رسول روان، منظور از پیچیده این است نه همیشه. و اما رسول گرامی که جنبه رسالت دارد او هم باید صریح سخن بفرماید ولی گاهی پیش می آید که گفته های رسول را کسی نپذیرد، او آزرده نشود، بار دوم محکم تر و پربهاتر و پیچیده تر بیان بنمایند؛ هدف این است.
پ

شکوه حضرت فاطمه (س)

759
با سلام وخسته نباشید من دانشجوی رشته ژنتیک هستم و از شاگردان خانم گرمابدری که در مورد شکوه فاطمه (س) از شما استاد فرزانه سوال داشتم.1)می خواستم بدونم که: فاطمه(س) چگونه به فرزندانش مفهوم حیات و رمز و راز زندگی را آموخت که در روز عاشورا حسین آنگونه کرد و زینب این چنین و سؤال بعدی اینکه برای درک عظمت فاطمه (س) در این دنیا چه باید کرد؟ با سپاس فراوان از شما
فاطمه
تاریخ : ۱۷ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۶ تیر ۱۳۸۶
«موقتاً از سفر به حضر شدیم» توجه داشته باشید که عصمت و ولایت هر دو دریای بیکرانند. شکوه دریا را چشمه نمی تواند ببلعد یا بیابد. شکوه دریا را قُلزَم یا قُلزُم های دریا می یابند. یعنی زلالیت این دریا را قرین اش دریای دگر است و اگر دریای دگر تیره باشد نمی تواند به زلالیت دریای آغازین شود. پس عصمت اللهی فاطمه (علیها السلام) بلاتشبیه همانند دریایی است بیکران و زلال که از تبعات این دریا هم دریای امامت که امام حسن و امام حسین تا مولانا حجه ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) باشد، پدید آمده. و از این دریای عصمت، عصمت و صبر دیگری؛ یعنی صبر دریا، طراوت دریاست. صبر دریا، نم و رطوبت دریاست. زینب را و کلثوم را این دریای عصمت به شکوه، شکوه داد. نه اینکه او با لفظ از حسن و حسین و زیبنب اش به ابراز شکوه آید. و چون آنان یعنی امامان معصوم و کبری و صغرایی زینب در قرین این شکوه بودند، به شکوه رفتند. اگر توجه کنید ما با این بیان شیرینی ها و لطافت های عصمت فاطمه را هم به شما تذکر دادیم.
پ

راه فهم قرآن

760
با اهداء بهترین تحیات،سلام علیکم به استاد ارجمند و آرزوی طول عمر و معرفت هرچه بیشتر در سطوح متعالی.مواردی که به عنوان استفهام به فکر این بنده حقیر رسیده، ذیلا معروض می دارد. امید است با عنایت به آیه شریفه (فبشر عبادی الذین یستمعون القول و ...)مسموع افتد. 1-در مورد محیط بودن انبیاء و اولیاء به قرآن شکی نیست و بنا به (هرکس به قدر فهم اش فهمید مدعا را) آن بزگواران که فهم و شعور ماورایی داردند، به همان اندازه مراعی می شوند و خداوند در شب معراج می فرماید:(اوحی الی عبده ما اوحی... ) و یا مولا علی (ع) می فرمایند: (لو کشف الغطاء مزددت یقینا)لذا مطمئنا آن بزگواران با آن شعور ماوایی محیط به کل قرآن بوده اند. حال سوال این است: راه میان بر ما برای فهم نسبی قرآن چیست؟
فرنوش حاجی سید سلیمان از تهران
تاریخ : ۱۷ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ تیر ۱۳۸۶
از اینکه استناد به متن قرآن کریم فرمودید، بسیار زیباست. «فیتبعون احسن» هم من و هم شما باید بپذیریم، یعنی اگر از زیبایانی که در متن قرآنند پیروی نکنیم در جهان هستی، نعمت حق را به کفر کشیده ایم. پس انسان والا آن است که آنچه زیبایند زیبا را با جان و دل هم مقر باشد و هم بپذیرد. اما انبیاء عظام که جمله ای را فرمودید «به اندازه خود مدعی اند....» این جمله در شأن مبارک انبیاء عظام تقریبا جایز نیست گفته شود. آنها مدعی نبودند، چون در ادعا امکان کذب است. آنها ارسال شده بودند، نه مدعی بودند. یعنی حضرت حق آنها را ارسال فرمود، منتهی هر کدام به حسب زمان خود رسالتی زیبا بر عهده داشتند. آیا آنها هم به قرآنی که بر رسول گرامی نازل شده، کماً یا کیفاً آگاهی داشتند یا نداشتند؟ در این سایت جای بحثش نیست. و قرآن و عین قرآن از آن رسول ا... و عین قرآن از آن امامان معصوم و عین قرآن از آن عصمت اللهی فاطمه (سلام ا... علیها) است، اینها عظمتهای حقند و عظمت های قرآن هم در جان آنان حکمفرماست. اینها معصومند. آیا من و شما هم به آن مرحله رسیده ایم که مانند این بزرگواران، قرآن، ناب قرآن، حکم قرآن، ظاهر قرآن، باطن قرآن، ناسخ قرآن، منسوخ قرآن، محکمات قرآن، متشابهات قرآن، هستی قرآن، بطون قرآن را بفهمیم؟ خیر. ما و شما چون در جهت نقص ایم و ناقص ها نمی توانند به این همه کامل ها راه یابند، تنها راهی که بر بشر غیر از معصوم لازم است، بکوشد از نظر تفسیر قرآن، بکوشد از نظر مبانی قرآن، به بهترین وجه ممکن و وجه احسن راه پیدا کند. این یک تکلیفی است برای هر انسان متدین که باید از جان آیه های قرآن بهره ور شود.
پ

شناخت عرفان

761
با سلام پاسخ سؤال شما از طریق ایمیل ارسال شد متشکرم ! اما آن سوال فقط یک پهلو داشت و آن پهلو نظر شما به عنوان یک فرد موجود در وادی شناخت بود! آره یا نه ! آیا واقعا در شناخت راه عرفان باید سراغ از مجتهد گرفت؟ یا از مسافران؟!
فرزانه حسین مردی از تهران
تاریخ : ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ تیر ۱۳۸۶
چون نحوه پرسش شما جنبه مذهبی داشت و نوعی پیچیده سخن گفته بودند، از آنجا ما حوالت داده بودم به مجتهد عالی مقام. و اما عرفان، عرفان آن نیست که با چند جمله ما جواب بگوییم شما بیابید. عرفانها بر چندین بخش است. عرفان هر یک از عرفا از یک مرکزی سرچشمه می گیرد، بعضی عرفا مشائی ند؛ بعضی از عرفا متألهه اند؛ بعضی از عرفا متکلمی ها هستند؛ بعضی از از عرفا در تصوف هستند؛ بعضی از عرفا اشراقی هستند. من نمی دانم، به شما چه جوابی بدهم. شما اگر در مسیرید، یک عارف خاصی به ما معرفی بکنید، تا ما بگوییم این عارف نظرش چیست، دیدگاهش چیست، یا به سویش خوب است یا به سویش زیبا نیست؟ و از همه مهمتر عرفان، این نیست که شرح زندگی یک عارف را کسی بداند، عارف گردد. عرفان باید طی طریق کند، راههای دور و پر و پیچ و خم طی کند، تا به مقام عرفان سرک بکشد.
پ

ارتباط روح با بدن پس از مرگ

762
باعرض سلام خدمت استاد فرزانه،فیلسوف عالیقدر جناب استادموسوی خدمت شما بزرگوار،سوگواری بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت می گویم جناب استادسوالاتی در موردجداشدن روح ازبدن دارم که با اجازه از حضورتان عنوان می نمایم: 1- آیا وقتی که روح از بدن جدا گردید تنها در ایام 40 روز بعد از رحلت با بدن خود در تماس است یا این تماس دائمی است؟ 2- آیا زمانیکه روح جدا گردید به مأمنی می رود و دیگر ارتباطش با دیگران قطع می شود؟
ش
تاریخ : ۰۹ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ خرداد ۱۳۸۶
با نهایت سپاس از شما. گو اینکه پرسش چندین نوبت با مبانی مختلف در همین سایت به پاسخش اقدام شد، ولی کلی را برایتان بیان می کنیم و آن کلی آن است که بین محققان یا دید محققان راجع به رجعت روح به بدن پس از رحلت او اختلاف است. در اینکه در لحظه های آغازین انغمار جسم در جایگاه خود، روح (برای پرسش های اولیه او) به بدن خواهد آمد ما تردیدی نداریم. فلسفه هم قبول دارد. که این متن در جلد نهم اسفار در بحث معاد در فصل ”حشر و قیامت“ مفصلاً بحث شده که آری. اما پس از آن بعضی گویند تا 40 روز، بعضی بیشتر و بعضی مادام ذکر کرده اند، کدام یک از اینها محکم باشد، خوب فهم اش دشوار است. قدر مسلم ارتباط روح با تن خواهد بود و هست.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.