noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 110

۱۰۱۶
پ

سپاس

655
سلام - سلامی گرم به همه کسانی که برای قسمت فارسی سایت زحمت کشیدند سپاس از استاد که سراپا همتند و آنان که در کنارشان هستند را تشویق می نمایند تا اینگونه حرکتهای عظیم را برای سایت انجام دهند.....
ناشناس
تاریخ : ۲۲ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ بهمن ۱۳۸۶
ما هم از این سپاس گرم شما، در این هوای سرد زمستانی متشکریم. ولی ناگفته نماند هیچ عضو بدن ما با این گرمی بیان شما گرم نشد!! موفق باشید.
پ

نفوذ حقایق در جان

656
با عرض سلام وادب خدمت شما: استاد دو سوال از محضر شما داشتم.1-چه کنیم تا آن حقایق نابی که از محضر شما دریافت می کنیم پایدار درجانمان بماند و علی رغم تلاش آنها را از دست ندهیم؟
ناشناس
تاریخ : ۲۱ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ بهمن ۱۳۸۶
در پاسخ سوال اول: اگر شما طالب فلسفه و حکمت و عرفان باشید، خواهی نخواهی از این گفته ها فرار نخواهیدنمود. و شهد و شیرینی آنها در کام شما خواهد ماند. و اگر هم بی علاقه باشید، هر چقدر تکرار شود، از آن شما نخواهد بود.
پ

نگاه در خواستگاری

657
2-می خواستم بدانم نگاه در خواستگاری باید از نوع رای باشد یا نظر یا بصر؟چگونه باشد که خلاف امر خداوند رفتار نشود؟ با سپاس فراوان
ناشناس
تاریخ : ۲۱ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ بهمن ۱۳۸۶
و اما مرحله دوم: به نظر ما نه رنگها در ازدواج اصلندنه پوستها نه هیاتها. زیرا رنگها عارضی است و رفتنی و عارضه ها نیز. آنچه در موضوع ازدواج اصل است عرفان به آن ذات است. یعنی آن مخاطب را که به عنوان زوج و زوجیت بخواهند گزیند، به واقع او را بشناسند. نه شناخت خانوادگی. 1) شناخت ایمان 2) شناخت اخلاق 3) شناخت وجدان 4)شناخت پیمان 5)شناخت در اقتصاد. از همه مهمتر در رفتار و معاش زندگی او را به واقع بشناسند. اینها نمودی است برای آرامش زندگی زوجیت. اما آیا اینهایی که گفته شد، برای همه اساس است یا اساس نیست، دیگر قضاوت با خود افراد است.
پ

سیر و سلوک

658
استاد در مورد پاسخ به پرسش 21ازهمین بخش عرفانی سوالی داشتم. می خواستم بدانم این مراحل سیر و سلوک آیا لازم و ملزوم هم هستند یا نه باید مرحله ای طی گردد تا به مرحله ای دیگر برسد؟ مثلا آیا می توان بدون توکل به خدا بردبار بود؟ نکته دیگر آنکه از کجا بفهمیم یک مرحله را طی نموده ایم؟و اولین مرحله چیست؟ با سپاس بی پایان از شما
ناشناس
تاریخ : ۲۱ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ بهمن ۱۳۸۶
گواینکه جوابهای لازم را دادیم ولی توکل به حضرت باری را هر انسان در زندگی آویزه گوشش ضرورتا قرار دهد. ولی خود این توکل هم یکی از منازل سیر و سلوک است. ما لازم و ملزومی که شما گفتید نفهمیدیم. اگر هدفتان از لازم و ملزوم، سیر و فرمانده سیر است نه لازم و ملزوم، لزومی نیست. پذیرش لزومی است. و اگر چیز دیگری است بهتر آن است روشن تر می گفتید. انشا الله در مسیر حق و حقایق الهیه پیروز باشید.
پ

ارتباط با حق

659
سلام من فارسی نویس ندارم معذرت می خواهم. من مریم هستم 20 ساله و دوستان بزرگتری دارم که با دلیل منطقی حتی وجود خدا را انکار می کنند. من واقعا نگران خودم هستم چون دیگر نمی توانم نماز بخوانم. من خسته شدم از این همه فکر کردن و کمک لازم دارم.
مریم
تاریخ : ۱۹ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۰ بهمن ۱۳۸۶
موضوع توحید یا یگانه پرستی یکی از موارد اصول دین است. باید هر کس از دوران بلوغ به سوی توحیدشناسی برود. توحید آن نیست که همه کس مانند هم بیابند. از شما می پرسم اینکه به این جهان آمدید، خودتان اقدام بر آن نمودید یا دیگر؟ جواب: دیگر. همان هم خداست. اینکه هیات جسمی شما در حال راه رفتن با یک حواس و ادراک می رود، اگر این ادراک از جسم شما گرفته شود، نه چشمتان می بیند و نه گوش تان می شنود، و نه اراده تان کار می کند. چنین احتمالی به خود و ارگانیزم جسم خود می دهید یا نمی دهید؟ جواب: آری. همان که این نعم به این جسم داده، خداست. یا دست تان را که به شیءای می زنید، از کجا این برخورد ایجاد می شود؟ اگر از جسم بگیرند، چرا عضو دیگر تن به این شیء نمی رسد؟ و این حرکت دست از یک اراده بی نهایتی است که در جهان سرازیر است و شما از آن اراده بهره ور شدید. مانند تشنه ای که از آب دریا بهره ور می شود. این اراده لایتنهی نامش خداست. پس شناخت حضرت باری لازمه اش این نیست که همه مردم یکنواخت او را بشناسند. آن دوستهایی که شما از آنها نام می برید، بپرسید که شکل یک گل که از طبیعت چهره پیدا کرده، همه مهندسین دنیا اگر با یکدگر تجمع فکری نمایند می توانند چنان برگهایی در ردیف هم قرار دهند؟ جواب: خیر. آن کسی که از این طبیعت کور و ناشناخته چنین گل زیبایی را تجسم داده، خداست. اما از نظر روایی و روایت: کسی به خدمت امام صادق(ع) آمد. و گفت: یابن رسول الله مرا یاری ده، تا خدایم را بشناسم. حضرت فرمود: یا فلان هیچگاه شده بر کشتی سوار شوی؟ در جواب گفت: آری. فرمود: هیچگاه شده کشتی یا نظیر آن لنج متلاشی شود؟ در جواب گفت: آری. فرمود: در آن حال چه کردی؟ در جواب گفت: به یک تخته ای که هیچ شکل و هیات هندسی به آن صورت نداشت، سوار شدم. حضرت فرمودند: در آن حالی که نه پناهگاهی داشتی، نه ابزار درستی داشتی، ولی به امید اینکه با این تخته اینگونه به ساحل برسی، امیدوار شدی یا نه؟ در جواب گفت: آری فرمود: در آن حال به کجا مرتبط شدی؟ به من جواب گوی. در جواب گفت: به یک نقطه روشن ولی نادیده و نامفهموم. حضرت فرمودند: همان نقطه روشن و نامفهموم خداست. پس خدا هم در چشمان تو هست. و هم در رفت تو هست و هم در نشستن و هم در عالم تفکر تو هست. به آن دوستانت بگو، آیا از خودتان چگونه اراده دارید؟ در جواب خواهند گفت: این اراده از جسم ماست. و به آنها بگویید: این جسم خودش حرکت دارد یا دیگری این جسم را توان حرکت می دهد؟ اگر بگویند: خود حرکت می کند، بدون توان. در جواب گفته شود: چرا درخت حرکت ندارد؟ چرا دیوار حرکت ندارد؟ آن هم جسم است و سرحال تر است. اینکه دارد تو را به خیزش می آورد یک قدرت لایزالی است، آن هم خداست. پس با این گفته ها امید است که درونت به حضرت باری هم رابط گردد و هم محکم. از این جا به بعد سخن کسی را پیرامون نبود خدا از نظر عقلی نپذیر.
پ

آرامش خاطر

660
چگونه می توانیم همیشه آرامش خاطر داشته باشیم و خواب پریشان و نامفهوم نبینیم؟
ناشناس
تاریخ : ۱۶ دی ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ بهمن ۱۳۸۶
پیرامون آرامش در جاهای دگر از سایت گفته شده، مراجعه کنید.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.