noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ

۷
۱۰۱۶
پ

نور بودن پروردگار وارتباط آن بابیان خداوند ب عنوان انرژی عظیم

1
باعرض سلام وادب خدمت استاد عالی قدر،سوالی مدتهاست ذهن بنده را مشغول کرده که از شما دارم.آایاصحیح است که وجود باری تعالی را انرژی بنامیم؟خداوند درقرآن خودرا نور وهستی بخش جهان بیان کرده است آیا برابری نورالهی با انرژیی فرای تصور بشر صحیح است؟؟؟؟
باتشکر فراوان از پاسخ شما
کیمیا مهمان نواز
تاریخ : ۱۳ دی ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ بهمن ۱۳۹۵
با سلام 
نخست خوب است بدانیم، اینکه حضرت حق در آیات قرآنش می فرماید: «ا...نورالسموات والأرض»
اولا: هرکسی نمی تواند به جان آیات قرآن راه پیدا کند. زیرا هر آیه ظاهری دارد و باطنی، هر بطن هم 70بطن دارد. کسی می تواند به عمق این اقیانوس یبکران راه یابد که سالها در علم اللهی و فلسفه و حکمت غور کرده و زحمت کشیده باشد. اما به قدر توان پاسخ می دهیم: اصلا خود نورچیست؟
بعضی از دانشمندان نور را ذره ای تعریف کرده اند و بعضی موجی. حالا چه موجی باشد یا ذرات معلق، جرمانی و مادی است، پس دارای حیز مکان است. اما آنچه مسلم است خداوند نباید درمکان باشد، نباید مادی باشد. زیرا ماده درترکیب و نقص است ولی حضرت حق بسیط الحقیقه است. او خالق نور و همه ممکنات ومایری ومالایری است. پس هدف آیه این است که خدا خالق نوراست، اشراق نورمی کند نه این که نور باشد.
اما این که آیا واجب الوجود همان انرژی است؟ ابتدا به واژه انرژی می پردازیم.
انرژی یعنی نیرو، قوه وقدرت. مانند باطری که عقربه های ساعت را به حرکت در می آورد و تولید انرژی می کند، یا مخزن بادی که تولید برق می کند، اگر آن باد نباشد انرژی به وجود نمی آید.
یا انرژی خورشید که از ستاره ها تولید می شود. در واقع هرگاه کاری بر جسمی انجام می گیرد معادل آن کاربه انرژی مفعول افزوده می شود و از انرژی فاعل کم می شود. پس خود انرژی اصالت ندارد، زیرا برای تولید نیاز مطلق دارد، و مورد دیگر اینکه اگر اصل باشد نباید کم و زیاد شود.
پس به این نتیجه می رسیم که انرژی ها درعالم نه می توانند بسیط الحقیقه باشند نه مثل بسیط الحقیقه، زیرا خود نیازمطلق دارند.

پ

امور ذهنی

2
امور ذهنی چه هستند و ارتباط آنها در زندگی انسان و روح و روان آدمی
ناشناس
تاریخ : ۰۸ آبان ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ آبان ۱۳۸۹
با سلام به  پرسش شماره 5 بخش امور ذهنی زیرگروه فلسفی در بخش پرسش و پاسخ سایت مراجعه بفرمایید. . و نیز به مقاله‌ای که پیرامون امور ذهنی در سایت درج شده است. موفق باشید.
پ

امور ذهنی

3
با عرض سلام و خسته نباشی خدمت استاد.در مجموعه مقالات وجود ذهنی، گزینه ی امور ذهنی از گذر علم، فرموده اید: ذهن چیزی را در خود جای نمی دهد. فقط ذهن واسطه است. صور را می گیرد، شماره ها را وارد می کند به جاهایی که باید منتقل کند، انتقال می دهد. می خواستم بدانم به کجا انتقال می دهد؟ چون در علم پزشکی، ذهن را مخزن دانسته ها می دانند.با تشکر
شیما رشیدی از تهران
تاریخ : ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ تیر ۱۳۸۷
ما جواب این را در امور ذهنی مفصلا دادیم. ولی اینکه شما گویید که در قانون پزشکی ذهن را حساب کردند، آنها هم برای ذهن جز لفظ جیز دیگری ندارند. نه به معنی رسیده باشند، اسم ذهن را در قانون پزشکی تثبیت کرده اند. خاطره هم همان است، منتهی خاطره در فلسفه جایگاهی است که اندازه ها در خاطره محفوظ می مانند، اصل مطلب این است. ذهن: اسم است، ولی خاطره جایگاهی است که هر صورتی که در خارج یافته در آن جایش می دهد، اما آن کجای تن انسان است؟ تا کنون مشخص نشده است. اعتبارات عنوانی دارد، مانند سایر مجردات. مثلا عقل کجاست؟ نفس کجاست؟ روح کجاست؟ خاطره هم مانند آنهاست. هستند ولی لا علی تعیین هستند، در بدن هستند ولی کجا هستند معلوم نیستند، با تشکر از بیان شما.
پ

امور ذهنی

4
در مورد اینکه امور ذهنی برای صاحب ذهن سند و درست است: سوال این است که شرایط محیطی و تربیتی هر شخص در این مورد اثری دارد؟ یعنی امور ذهنی یک فرد با سواد با شخص بی سواد یا یک فرد دیندار با فردی مادی در مواجهه با مثلا وجدان اجتماعی و کمک به همنوع چگونه می تواند باشد؟
مهرسا از تهران
تاریخ : ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۸۷
امور ذهنی که ما(محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) ذهن را نپذیرفتیم، خاطره را پذیرفتیم. امور ذهنی یک بحث علمی است نه بحث اجتماعی یا بحث اخلاقی یا بحث دینی به این معنی که آنکه در ذهنش چهره ها حضور دارند، حضور این چهره ها آیا حکایت از اخلاق او دارد که بگوییم چون ذهنش چیزهایی فراوان دارد، اخلاق و رفتار او فراوان تر است، این تأثیر خارجی ندارد. چرا؟ چون امور ذهنی شبح اند، نه اصلند. وجدان اجتماعی یک امر جداگانه است که بر اثر درستی و نادرستی کار فاعل نمودار می شود، نه از امور ذهنی اش. یعنی یک انسان که کارش درست است مشاهده می کند، انسانی کارش نادرست است، وجدان او آزرده می شود اما بیابد چنانیکه او کارش را درست انجام داده، دیگری هم درست انجام بدهد، خوشحال می شود. پس امور اجتماعی از امور وجدان هست، اما حالت تقابلی دارد، ربطی به امور ذهنی ندارد. و اما عمل با سواد و بی سواد، انسانی که آگاهی دارد، یقینا اراده او، یقینا عمل او با واقعیتها از انسانی که عاری از علم است مطابقت دارد، یعنی انسان آگاه به حق نزدیکتر از غیر آگاه است، بخصوص اگر آگاهی او در رشته های علوم الهی باشند.
پ

طهارت خیال

5
با عرض سلام خدمت استاد ممکن است راجع به طهارت خیال و مفهومش برایم توضیح بدهید؟
ناشناس
تاریخ : ۰۵ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ دی ۱۳۸۶
با تشکر از شما. امور خیالیه مربوط به ضمائر و پوشیده هاست. امور خیالیه ثبات ندارند، نشات گرفته از تصورات و تصدیقها را می کنند. یعنی اول هر انسان تصور دریایی را یا دشتی را یا مکانی را یا شخصی را می نماید،‌ سپس نوبت به زینت کاری یا غیر زینت کاری در آن موضوع می کند. و این چهره هایی که به این موضوع فرضی می دهد، نامش تخیل است. دریافتیم که تخیل خود قابلیت نه برای طهارت دارد، نه برای قذرات (یعنی نجس بودن). اما مخزن تصور و تخیل که ادراکات اولیه هر انسان است، می توان آن را به صورتی پاک و به صورتی ناپاک درآورد. یعنی اگر دریافتهای درون او که همان ادراک کلیه باشد، از جهان علمی، از جهان حکمتی، از جهان مبانی اساس قرآن کریم،‌نشأت گرفته باشد، ریشه و اصل این ادراک طهارت و پاکیزگی است. و اگر این ادراکات از وساوس حیوانی یا وسوسه های خلاف واقع پر گشته باشد، این مدرکات ناپاک است و لاطهارت. پس تبعاً، خیال پاک و خیال ناپاک به این مدرکات اولیه ارتباط دارد. زیبا آن است که هر انسان بکوشد که مایه ها و ادراک اولیه او نشات گرفته از منابع عالیه علمی و مذهبی پر گردد. لذاست یک حکیم هم مدرکاتش طاهر است و هم خیالش. یک فیلسوف هم مدرکاتش در روانی و زیبایی است و هم تخیلاتش. در غیر اینها امکان تخیل یا مدرکات ناقص هست. به این نتیجه رسیدیم، ریشه هر تصور و تصدیق و توهم و تخیل اگر از مایه های حقیقی و عالیه پرباشد، تبعات او هم طهارتشان مسلم است و در غیر اینصورت خیر. توجه داشته باشید که اینها ربطی با علم و دانش ندارد، خود برای خود اصلند.
پ

امور ذهنی

6
اگر گرما لازمه وجود آتش است چرا وقتی آتش را تصور می کنیم احساس گرما نمی کنیم؟
فرزانه از ایلام
تاریخ : ۲۹ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ آبان ۱۳۸۶
از اینکه از ایلام با ما در تماس اید، متشکریم. اما قانونی است در فلسفه، نامش «امور ذهنی» است، یعنی کسانی که قائل به امور ذهن انند، رویدادهای عالم را در ذهن دانند. یعنی گویند هر چهره در ذهن یا در خاطره انسان یا در ویترین ذهن موجودند، و هرگاه لازم باشد، آن چهره را از ذهن خارج می کنند، به جهان تخیل جایش می دهند. یعنی یک سوخته دلِ عاشق، معشوقش را در ذهن پنهانش دارد ولی هرگاه که زیاد مشتاق گشت، از ویترین ذهن به خزانه خیالش منتقل می سازد. این دیدگاه کسانی است که معتقدند که چهره ها در ذهن انند. اگر این قانون درست باشد، مثالی که شما زدید که آتش تصورش و حضورش در ذهن حاصل شود، طبق قانون نظر پسندیدگان ذهنی باید بسوزاند. ولی بسیاری برآنند که امور ذهنی آنگونه نیست که در خاطره باشد، وجودش در خاطره نیست، ذکر و نامش در نیروهای مفکره انسان رد و بدل می شود. مثلا هرآنگاه از دریا سخن گوید، «دال ر و ی» منظور است، نه هیئت دریا. هرآنگاه از درخت حرف بزند «دال ر خ ت» منظور است نه شاخه های درخت و دلیلشان آن است که چیزی در ذهن وجود ندارد. و اگر در ذهن وجودش باشد، هرگاه تصور آتش را بنماید، تصور حرارت هم خواهد شد. یعنی قلبش خواهد سوخت. و چون تصور آتش می شود، و نمی سوزد، پس امور ذهنی صادق نیست بلکه الفاظ و نامها صادق اند، مانند نام آتش نه خود آتش. امید است مطلب را دریافت نموده باشید. آری اگر هر عینی که در خارج هست، در ذهن هم باشد، اثر عینی را می گذارد، مانند تصور دریا، رطوبتش. و تصور آتش حرارتش. و چون در تصورها نه رطوبت می آید و نه حرارت از این جهت برهان گرفته شده امور ذهنی نیست. و این بحث شما ارتباط به امور ذهنی دارد و اگر به واقع مطلب را نیافتید باید به امور ذهنی که در جلد اول اسفار ملاصدرا وجود دارد، از استادی فرابگیرید.
[1]  2 

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.