با سلام
نخست خوب است بدانیم، اینکه حضرت حق در آیات قرآنش می فرماید: «ا...نورالسموات والأرض»
اولا: هرکسی نمی تواند به جان آیات قرآن راه پیدا کند. زیرا هر آیه ظاهری دارد و باطنی، هر بطن هم 70بطن دارد. کسی می تواند به عمق این اقیانوس یبکران راه یابد که سالها در علم اللهی و فلسفه و حکمت غور کرده و زحمت کشیده باشد. اما به قدر توان پاسخ می دهیم: اصلا خود نورچیست؟
بعضی از دانشمندان نور را ذره ای تعریف کرده اند و بعضی موجی. حالا چه موجی باشد یا ذرات معلق، جرمانی و مادی است، پس دارای حیز مکان است. اما آنچه مسلم است خداوند نباید درمکان باشد، نباید مادی باشد. زیرا ماده درترکیب و نقص است ولی حضرت حق بسیط الحقیقه است. او خالق نور و همه ممکنات ومایری ومالایری است. پس هدف آیه این است که خدا خالق نوراست، اشراق نورمی کند نه این که نور باشد.
اما این که آیا واجب الوجود همان انرژی است؟ ابتدا به واژه انرژی می پردازیم.
انرژی یعنی نیرو، قوه وقدرت. مانند باطری که عقربه های ساعت را به حرکت در می آورد و تولید انرژی می کند، یا مخزن بادی که تولید برق می کند، اگر آن باد نباشد انرژی به وجود نمی آید.
یا انرژی خورشید که از ستاره ها تولید می شود. در واقع هرگاه کاری بر جسمی انجام می گیرد معادل آن کاربه انرژی مفعول افزوده می شود و از انرژی فاعل کم می شود. پس خود انرژی اصالت ندارد، زیرا برای تولید نیاز مطلق دارد، و مورد دیگر اینکه اگر اصل باشد نباید کم و زیاد شود.
پس به این نتیجه می رسیم که انرژی ها درعالم نه می توانند بسیط الحقیقه باشند نه مثل بسیط الحقیقه، زیرا خود نیازمطلق دارند.