besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

بررسی نظریات علمی «فرِدریش نیچه» (2)

بسمه تعالی
موضوع: بررسی نظریات علمی «فرِدریش نیچه» (2)
آنچه خدمتتان تقدیم می‌کنیم بخش دوم از گزیده‌ مطالب تحقیقی ذیل سلسله رسائل تفسیری سورة مبارکة هود حاصل تدریس فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی پیرامون سیر زندگی و علمی «فرِدریش نیچه» است. 
یکی از نظریاتی که نیچه مطرح ساخت و قصد داریم در این مجال به آن بپردازیم ضدّ ضعیف بود. همة ما بارها شنیده‌ایم که می‌گویند اگر انسان ضعیفی را یافتی دست او را بگیر و بلندش کن، اما ببینیم دیدگاه نیچه در این زمینه چیست؟ 
قابل ذکر است، نیچه پیرو مکتب سوفسطائی‌ها شد، سوفسطائی‌ها معتقد بودند: هر جا زور هست، قدرت هم هست و دقیقاً‌ نیچه پیرو همین مکتب به بار آمد. بر این اساس مکتب نیچه نه بر عقل تکیه دارد، نه بر عشق، فقط بر قدرت تکیه دارد. او بر آن بود اینکه گویند راستی، درستی، امانت‌داری، احسان و نیکی خوب است، همة این‌ها حرف است؛ یک چیز در عالم اصل است و آن هم فقط قدرت است. به این معنی که اگر انسان بخواهد همیشه آرام باشد نباید ضعیف باشد. اگر ضعیف بود، پایمالش می‌کنند و سهمش را به او نمی‌دهند پس مکتب نیچه روی قدرت پیاده شد. او معتقد است که تمام تلاش انسان در سیر زندگی برای کسب قدرت و زور است. اعتقاد به اصل قدرت او را واداشت تا چنین نظر دهد که اصلاً انسان ضعیف را باید درجا له کرد. اگر فرد ضعیفی را دیدی، یک لگد محکم بر او بزن تا بیشتر در چاله بیفتد، او چرا ضعیف به بار بیاید؟ چرا قوی نباشد؟ معظم له می فرمایند: مگر نه این است که خدا به همه عظمت و شکوه و جلوه داده، پس چرا باید ضعیف و فقیر گردد؟ اما صرف‌نظر از حوزة فلسفه ببینیم اصلاً در قرآن و مبانی اهل بیت موضوع «قدرت» چه جایگاهی دارد؟
منطق اسلام و قدرت
 باید دانست قدرت نیرویی است که در تمام مراحل عمر با انسان همراه است بدین روی، اسلام و منطق قرآن به‌خوبی موضوع «قدرت» را معرفی کرده است. آنجا که حضرت حق در آیة دوازدهم از سورة مبارکة مریم می‌فرماید: «یا یَحْیى‏ خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا» یعنی ای یحیای ما، تو کتاب را که می‌خواهی بگیری، با پنجة قدرت بگیر و اگر این آیه را نسبت به عموم مردم تعمیم دهیم؛ یعنی ای کشاورز تو اگر می‌خواهی کشاورزی کنی، با قدرت کشاورزی کن، ولنگار نباش. به دیدار دوست می‌خواهی بروی همه چیزت را منظم کن. اگر می‌خواهی راه بروی در راه باسرعت نرو، در قوة راه‌رفتن باوقار باش، ای محصّل تو اگر می‌خواهی درس بخوانی، با قدرت درس بخوان؛ زبون و پژمرده مباش، خودت را ضعیف نکن، خودت را آقا به بار بیاور. یا می‌خواهی حرف بزنی، محکم حرف بزن، سخنت چون میخی محکم باشد که به دیوار چشم و گوش و تفکر مخاطب کوبیده می‌شود. 
نمونة دیگر، حضرت حق در آیة چهارم از سورة مبارکة صف می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ» خدای متعال می‌فرماید: ما دوست داریم کسانی که در راه خدا جهاد می‌کنند، این‌ها مانند دیوارهای روئین و فلزی باشند که هیچ قدرتی نتواند دست طمع به آن‌ها بیاندازد. لغت «بنیانٌ مرصوص» نهایتِ قدرت را نشان می‌دهد. 
در منطق دعا هم این‌گونه از پیغمبر دارد که حضرت فرمودند:‌ »اللهم إنی أعوذ بک من البُخل و أعوذ بک من الجُبن» [‏جامع الصغیر، ج1، ص58.] خدایا به تو پناه می‌برم از بخل و حسد و به تو پناه می‌برم از انسان‌های ترسو و ضعیف. یعنی در دعا هم می‌خواهد بیان کند که انسان‌ها نباید ضعیف باشند. 
حضرت علی(ع) نیز فرمودند که: «المؤمن نفسه اصلب من الصلد...»؛   [ألمؤمن نفسه أصلب‏ من‏ الصّلد و هو أذلّ من العبد. (غرر الحکم و درر الکلم، ص116.)] امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرماید: «فالمؤمن یکون عزیزاً و لایکون ذلیلاً»؛ [کافی، ج‏5، ص63. ] یعنی مؤمن نفس و جسمش از آهن محکمتر است. مؤمن گونه‌ای نیست که با سخنی از عقیدة خود دست بردارد یا به سوی عقیده‌ای هدایت شود، نه، او وقتی که به حدّ ایمانش رسید از کوه محکمتر است. اینکه بعضی انسانها فوراً از اصلی که برای خود در نظر گرفته‌اند منصرف میشوند، این‌ها مؤمن به آن اصل نیستند، اگر مؤمن باشند دیگر متزلزل نمیشوند. همین‌طور مؤمن همیشه باید عزیز باشد، نباید ذلیل گردد. 
پس باید بدانیم قدرتی که در مبانی اسلام ذکر شده با دیدگاه نیچه در تباین است. به این صورت که ما قبول داریم ضعفها دلالت بر ذلت است ولی با ادامة نظر نیچه که میگوید: اگر انسان ضعیفی در چاله افتاد یک پای دیگر هم به آن بزن تا نابود گردد، مخالف هستیم زیرا از جهت عاطفه و محبت باید آن فرد ضعیف را یاری داد. اما باید دید هدف نیچه از انسان ضعیف چیست؟ آیا «ضعیف» شامل شخص فقیر یا مستضعف است؟ اگر چنین باشد آیا این نظر با آیة پنجم از سورة قصص «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ یعنی مستضعفان روی زمین پیشوایان و وارثان عالم‌اند منافاتی ندارد؟ که در مقاله بعدی به آن خواهیم پرداخت.

نظر کاربران

0
دیدگاه شما