noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 99

۱۰۱۶
پ

تبریک روز معلم

589
سلام خدمت حضرت استاد موسوی روز بزرگ داشت استاد را خدمتتان تبریک می گویم انشاءالله همیشه سالم و شاد باشید. از لطف فراوانی که نسبت به بانوان ایوانکی نموده اید بسیار سپاس گذارم . امروز اولین درس را دریافت نمودیم و بسیار پر بار بود از الطاف بیشمار شما ممنون و سپاسگذارم امید از درگاه حق دارم که توفیق و لیاقت این همه عنایت را بما ارزانی نماید. در حضور حضرتعالی از زحمات خانم رضی زاده تشکر می نمایم و روز معلم را نیز خدمتشان تبریک می گویم. همچنین از بزرگانی که این همه مطالب زیبایی را که از حضرت عالی دریافت نموده اند با زحمات فراوان در سایت قرار می دهند ممنون هستیم و از اینکه صبورانه حضرت عالی و صحابه محترمتان به سؤالات ما پاسخ می دهید و هیچ کس را بی پاسخ نمی گذارید تشکر دارم و توفیق حضرت عالی و زحمت کشان سایتتان را از خدای بزرگ آرزو دارم .
شهربانو شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
با تشکر از خانم شعیری شما خود در مسیر کمال و فراگیری حقائق الهیه هستید، و نیز دوستانتان که حظ مطالب علمی را به زبان یا به تفکر اعلام می نمایید. آری دریافت نابها از پرش نابهاست که در مرکزی نهفته اند. و به یقین نهفته های آن مراکز دلهای مومن و مخلص شما صحابه خانم رضی زاده هستید. و توفیق شکوه علمی شما و معنویتان را از حضرت باری درخواست داریم.
پ

مخاطب در قرآن

590
با سلام خدمت استاد بزرگوار دکتر سید علی موسوی اینجانب دانشجوی سال اول پزشکی دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی تهران: با توجه به مطالعه ی مقاله ی اختلاف مذاهب در معاد از طریق سایت جنابعالی این سوال برای من مطرح شده که در پایان مقاله ی خود اشاره فرموده اید که دلیل اینکه جنس مذکر در قرآن بیشتر مورد خطاب قرار گرفته این است که نیروی اغلب بر غالب است لذا از حضورتان تقاضا مندم که بنده را در تفهیم بیشتر منظور خود از جمله ی نیروی اغلب برغالب است روشن سازید و سوال دیگر اینکه : آیا برزخ مرحله ای از معاد است؟
فائزه
تاریخ : ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
با تشکر از شما خانم محقق نیروی اغلب بر غالب: هم غالب مقدس است و هم اغلب مقدس است، هم غالب عزیز است و هم اغلب. پس نمی توان بر این بود که اغلب مهمتر از غالب است، چون مفهوم اغلب از غالب حاصل می گردد. ولی اینکه مخاطبها مذکرند و مفهوم و معنی اغلب یعنی مردها که در زمان رسول الله پرسش می نمودند و نوعا آنها در حضور رسول الله(ص) بوده اند و پرسش ها را می نمودند که به این پرسشها آیات نازل می شد. بعضی از مطالب را جنس مذکر یا مردها در حضور رسول الله(ص) یا در مجامع دگر می پرسیدند تعدادشان بیشتر و نزدیکتر به حضرت رسول بودند، و پرسش می نمودند، از مرکز وحی منزل باری جواب می آمد، برای سوال کنندگان بود و سوال کنندگان هم همانگونه که گفته شد مردها بودند. نیروی اغلب بر غالب این است. پاسخ سوال دوم: آری برزخ هم مقدماتی است برای معاد، یعنی تا برزخ چهره نیابد، هستی معاد بروز نمی نماید.
پ

سپاس

591
به نام خدا با سلام به استاد معظم دکتر سید علی موسوی. در این صبحگاهان ساعت 5:38 صبح روز دوشبنه 9 2 87 نوار که نه یکی از گوهرهای بی نهایت درخشان تفسیر سوره مبارکه آل عمران و بررسی های ناب حضرت عالی را گوش دادیم کمترین کمترین کار آن دانستم که بیایم و با زبان بی زبانی از تمامی آن ناب دررهایی که بیان فرمودید سپاسگزاری کنم همه آنچه می فرمایید و من جز به لفظی بیش هیچ نمی یابم درعمق ناب اقیانوس علم حضرتعالی مطالبی راجع به حضرت فاطمه (س) و کتاب جفر ایشان و همه مطالب حقیقتاً بی نظیر است و چون دری نهان در صدف در عمق این اقیانوس در بستر مرجانهای کف آن آرمیده است که توسط حضرتعالی این چنین دانشمندانه و عالمانه باز می شود و نور بی نهایتش عالمیان را حقیقتاً روشن می نماید و خواهد نمود حال درست است که بی علمی چون منن فقط می شنوم ولی این مطالب به گونه ای است که نمی دانم جنبشی عظیم را در سلولهای مغزم به وضوح احساس کردم و بر این همه بیگانگی خود در طی این سالیان دراز با این جواهرهای ناب افسوس خوردم حال جای افسوسم نیست فقط و فقط جای آن است که از عمق وجود حال که در دور دسترین نقطه از این اقیانوس هستم بار دیگر بی نهایت زیاد از زحمات بی دریغ و ایثارگرانه شما خالصانه تشکر کنم واقعاً ممنونم استاد.
فاطمه
تاریخ : ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
از اینکه گفته هایتان، و ذره ای از عظمت اقیانوس فاطمه را ابراز نمودید سپاس می گذاریم.
پ

قانون اقدم و اشرف

592
با عرض سلام و احترام خدمت حضرت استاد و تشکر از پاسخ سوال قبل و راهنمایی شما. هر چند ذهن و فهم من از درک کامل مطب عاجز است در حق بودن کلام استاد تردیدی نیست، برای مطالعه قانون اشرف و قانون حمایت به کدام رسالات مراجعه کنم؟ اما سوالی دیگر دارم، راجع به تفاوت هستی و عدم، این سوال برایم پیش آمده که مثلا فضای اطراف ما را هوا و نور و ... پر کرده است، اگر اینها نبود چه بود؟
حسین
تاریخ : ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
با تشکر از شما توجه داشته باشید که قانون اقدم و اشرف، اینها جزء تحقیقات حکمت و فلسفه اند. و آن نیستند که یک فصلی در کتابی باز شده باشد. باید از دید تحقیق قانون اقدم و اشرف را در فلسفه الهی یافت. و اما اینکه اشرف و اقدم چگونه است، نیاز چندانی برای مثال ندارد. نیاز به دو شیء مثلی دارد که دید هر انسان به این دو شیء که نگریست، یکی را بر دیگری مرجح داند و آن مرجح نامش اشرف است. دو سیب را مقیاس می کنند، یکی از آن منظم تر و زیباتر و باطراوت تر و دیگری کمتر، آنکه با طراوت است نامش اشرف است. باز هم بگویم؟! این قانون اشرف. و در جهان هستی پیدایش های تقدم یعنی اولی در اشرف است و به هر نسبت که اشرفها مقدم باشند، پیدایش آنها سریعتر است، تا به حداقل برسند. پاسخ سوال دوم: قانون هستی و نیستی، اینها انتزاع از همند، نه اصلی برای همند. به این معنی که نیستی اصلی نیست، زیرا هر اصلی باید مبتدا و خبر و نتیجه در او باشد. هر چیزی که ابعادش اینگونه باشد، نامش اصل است ولی هر چیزی که بیان گردد ولی ابعادی آنگونه نداشته باشد، انتزاع است. یعنی از اصلی جدا شده. بنابراین نیستی از هستی پیدا شد «لا میز فی الاعدام من حیث العدم» چیزی که عدم است تمیزی ندارد. اینکه شیء ای را چیزهایی محور او را گرفته و پر نموده، اینها عدمند، یا اینها هستند؟ جواب دوم است. اینها هستی اند نه عدم اند. زیرا هر چیزی که چهره یابد، هرچند آن چهره قابل لمس و رویت نباشد، هست است، نه عدم است. پس جهان جهان هستی است، نه جهان عدمی. آنچه به دور انسان می چرخند، یا هوایند، (هوا هست)، یا جذبه موجودند (جذبه هست)، یا نورند (نور هست)، یا ظلمت اند (ظلمت هست) یا گردش اند (گردش هست) و دهها چیز دیگر. پس آنچه به اطراف انسان می چرخند، هستی های مختلف اند. ما عدم هاییم چو هستی ها نما تو وجود مطلق و هستی ما (یعنی خدایا چون تو هستی ما هستیم) آری ما به ظاهر عدمیم ولی در حقیقیت هستی هستیم یا به ظاهر هستیم در حقیقت عدمیم. این یک اصلی است که در جوابتان اینگونه باید گفته شود. جان مطلب: جهان خالی از هستی نیست، پر از هستی است.
پ

تبریک روز معلم

593
با نهایت سپاس و تشکر از حضرت استاد: از طرف خود و خانواده روز زیبای معلم را به شما با زیباترین ولی ساده ترین کلمات تبریک می گویم.
خانم طیبه باباخان از تهران
تاریخ : ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
ما هم با شیواترین کلمات به شما سپاس می نهیم.
پ

اشکال بر خالقیت خدا طبق نظر هاوکینگ

594
با سلام خدمت حضرت استاد، ابتدا تشکر فراوان دارم از زحمات بی دریغ حضرت استاد و شکر می گویم خدای تعالی را که عنایتی فرمود تا تاریک دلی دیگر به انوار روحانی این مکتب، روشن و بیدار گردد. چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی گیرد. مدتی پیش مطلبی از دانشمندی به نام استیون هاوکینگ را از دانشجوی دکتری فیزیک شنیدم که در درک و حل آن عاجز مانده ام. ایشان بنا بر نظریات علم فیزیک که بیان می کند بار الکترون مقداری است ثابت و معلوم که اگر حتی اندکی از این عدد تخطی میکرد دیگر این عالم شکل نمی گرفت، ایشان بیان کرده اند که بنا بر این اصل اثبات شده، خداوند در آفرینش جهان هستی تنها یک گزینه برای خلقت پیش رو داشته و حالت های دیگر برای خلقت وجود نداشته که خداوند از میان آنها بهترین را برای آفرینش گزیند و بر این اساس برای خالقیت خدا نقصی قائل شده است، البته ایشان این سوال را به صورت علمی مطرح کرده اند برای جامعه علم فیزیک.با تشکر از شما.
حسین
تاریخ : ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
با تشکر از شما آن کسی که اساس آفرینش را بر پایه حرکت یا سکون الکترونها تعریف نموده، عقیده ای است و عقیده برای صاحبش اصل است. آیا این عقیده درست است یا درست نیست، ما فعلا ضرور نمی بینیم که به پرداخت سستی بنیان این عقیده اقدام ورزیم. اما جوابی که به شما داده می شود، آن است که «الواحدُ لایصدر عنه الا الواحد» حضرت باری چون واحد است، آفرینش یا صدور آغازین او باید واحد باشد. این اصلی است که بعضی از فلاسفه محکم پذیرا هستند. اما بیان خودمان در این مورد عبارتش آن است که 1) آفرینش جزء قدم است یا حدوث است؟ 2) اگر قدم باشد، پیدایشش از اشراق است و اگر حدوث باشد، پیدایشش از ابراز عنایت است. اگر از قانون اشرف باشد، پیدایشش از پدیده اولی است که از هر جهت شریف است و اگر از قانون حمایت باشد، پدیده اول ناشناخته است ولی حق است. با این مقدماتی که بیان شد، ما نمی توانیم بگوییم که آنچه اول پیدا شده، ناقص است. نه، هر چه اول پیدا شد، کامل است. منتهی نه کمالی که ما بیابیم. چون ما کمالها را از حس مان می یابیم نه از درکمان. درک ما به واقعیتها زمانی می تواند برسد که به همه رمز و راز آفرینش آشنا باشد. او باید روز نور را بفهمد، راز ظلمت را بفهمد، راز حرکت را بفهمد، و راز سکون را بیابد. راز جاذبه را بفهمد، و راز مجذوب را بیابد، راز بودن را و راز وجود را و راز هستی را و راز فیض ها را ببلعد. اگر کسی بتواند به همه این رازها سرشارِ فکری و علمی باشد، می تواند بگوید این کامل است و این ناقص است. اما کسی که یکی از این راز و رمزها را شاید از مسیر علمی دریافت کرده باشد، از کجا می تواند با این صراحت ادعا کند که بعضی از پدیده های آفرینش ناقص اند یا بعضی از پدیده های آفرینش کمال خویش را به اتمام نخواهند رساند. پس جان مطلب آن است که باید بدانیم حکیم آنچه را انجام می دهد حکیمانه است هیچ کس نمی تواند نه بر کار حکیم خرده بگیرد و نه عمل او را به عنوان نقص معرفی بنماید. نمی دانم چیزی یافتید از گفته های ما یا نه؟ اگر یافته باشید دیگر بصراحه نظر دانشمندی را حق ندارید ابراز کنید که گوید از این جهت درست و از آن جهت نادرست است!!

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.