noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 93

۱۰۱۶
پ

قانون زوجیت

553
همچنین ممکن است درباره زوجیت که لازمه ذات اربع است و در مقاله شناخت اصل ضرورت مطرح شده توضیح دهید. آیا این موضوع ربطی به آفرینش عالم به صورت زوج از هر چیز توسط خداوند دارد؟
ستاری
تاریخ : ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۳ تیر ۱۳۸۷
قانون زوجیت هم در منطق است و هم مقداری در فلسفه. چرا این مثالها را در منطق آوردند؟ تا معنی لازم و ملزوم پیدا گردد. یعنی اگر کسی معنی لازم و ملزوم را نفهمد، با عدد و زوجیت عدد معنی لازم وملزوم میسر می شود. یعنی چنانیکه هر دو عدد کلمه اربع از او یعنی، یعنی دو و دو، عدد چهار از او منتزع می شوند که یکی از آنها لازم است، دیگری ملزوم است. لازم عدد 4 است و ملزوم 2 زوج اند. پس از اینکه اینگونه مثال زده شد، معنی برای متکلم یا مخاطب روشن است. ربطش به توحید است. یعنی چه؟ یعنی توحید می فرماید: انسانی که به خدای متعال در هر حال مرتبط باشد لازمه اش آن است که توکلش قوی باشد، لازمه اش آن است که اعتمادش به حق فراوان باشد، لازمه اش آن است که انسانی وارسته باشد. پس فهمیدن معنی زوجیت یا لازم و ملزوم نتیجه اش یابیدن توحید الهی است. موفق باشید.
پ

سپاس

554
باسلام ایام فاطمیه و شهادت بانوی دو عالم را بر شما استاد ارجمند و تمامی شاگردانتان تسلیت عرض می نمایم.
شهربانو شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ تیر ۱۳۸۷
با سپاس از شما، همه صحابه درسی توفیق کمال را برای شما و همراهان درسی تان مسئلت دارند.
پ

اراده

555
با سلام خدمت حضرت استاد موسوی در مورد موضوعات معاد و اراده در مقالات جنابعالی دو سوال زیر برایم مطرح شد: 1.در موضوع اراده در مقدمه آمده:"منظور از اراده خود خود نیست،خواسته از یک مخزن است"منظور از این جمله چیست؟
مریم فروزنده
تاریخ : ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ تیر ۱۳۸۷
توجه داشته باشید اگر این دو پرسش استفهامی نبود، دیگر به شما جواب داده نمی شد. چون حق بیان معاد در این سایت مفصلا بیان شده و بعدا هم انشاءالله به نسبت زمان بحث خواهد شد. اما مطلب اولتان که اراده خود خود نیست، بلی انسان یا شمای مخاطب که می خواهید اراده کنید، غایتی و هدفی و انگیزه ای را باید اول بدانید، یا اول ببینید یا حداقل اول تصور نمایید و بعد درباره آن فکر کنید. مثلا انسان تا کعبه را نداند یا کعبه را نبیند، بار دگر اراده به سویش رفتن را نمی نماید. پس این شد که اراده خود خود نیست، اراده برای غایت و برای هدف و برای انگیزه است.
پ

مخاطب در قرآن

556
در موضوع معاد در باسخ به این سوال که"چرا مخاطب حضرت حق در آبه 16 سوره مومنون ،مذکر است و مونث نیست"، گفته شده "این نیروی اغلب بر غالب است"منظور از این جمله چیست؟
مریم فروزنده
تاریخ : ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ تیر ۱۳۸۷
و اما اینکه پرسیدید نیروی اغلب بر غالب، چون بیان خدا که آیه های قرآن مخاطبش رسول الله(ص) بوده و حضرت رسول هم که آِیات قرآن را ایراد می فرمودند، اغلب مردها و مذکرها در حضور حضرت بوده اند. و چون مذکرها در حضور حضرت بوده اند، و حضرت باری هم صددرصد آگاهی بر این برخوردهای رسول اکرم اش در عینیتش موج می زده، از این جهت اسمش نیروی اغلب بر غالب است.
پ

امور ذهنی

557
با عرض سلام و خسته نباشی خدمت استاد.در مجموعه مقالات وجود ذهنی، گزینه ی امور ذهنی از گذر علم، فرموده اید: ذهن چیزی را در خود جای نمی دهد. فقط ذهن واسطه است. صور را می گیرد، شماره ها را وارد می کند به جاهایی که باید منتقل کند، انتقال می دهد. می خواستم بدانم به کجا انتقال می دهد؟ چون در علم پزشکی، ذهن را مخزن دانسته ها می دانند.با تشکر
شیما رشیدی از تهران
تاریخ : ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ تیر ۱۳۸۷
ما جواب این را در امور ذهنی مفصلا دادیم. ولی اینکه شما گویید که در قانون پزشکی ذهن را حساب کردند، آنها هم برای ذهن جز لفظ جیز دیگری ندارند. نه به معنی رسیده باشند، اسم ذهن را در قانون پزشکی تثبیت کرده اند. خاطره هم همان است، منتهی خاطره در فلسفه جایگاهی است که اندازه ها در خاطره محفوظ می مانند، اصل مطلب این است. ذهن: اسم است، ولی خاطره جایگاهی است که هر صورتی که در خارج یافته در آن جایش می دهد، اما آن کجای تن انسان است؟ تا کنون مشخص نشده است. اعتبارات عنوانی دارد، مانند سایر مجردات. مثلا عقل کجاست؟ نفس کجاست؟ روح کجاست؟ خاطره هم مانند آنهاست. هستند ولی لا علی تعیین هستند، در بدن هستند ولی کجا هستند معلوم نیستند، با تشکر از بیان شما.
پ

عشق

558
چرا بایدعشق با مجموعه مجردات در آمیزد تا در انتها هویت ایجادشود؟ در بحث تناسخ1 اگر هویت متعلق به مجردات است پس تکلیف ظاهر متفاوتی که خدا به هر کس می دهد چه می شود؟ چرا باید مفارقات حتما باید در امانت برای صاحبش بماند؟
شیدا کریمی
تاریخ : ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ تیر ۱۳۸۷
اگر در متن مقاله این عبارت هست که عشق با عقل و با نفس و با روح و با ذوقیات که جزء مجرداتند آمیخته باشد، نه به آن معناست که عشق بخواهد از مجردات توان گیرد، آن مطلبی است دگر. هر مجرد در تن انسان هست و نقشی که برای خود دارد، اقدام می کند. نقش روح غیر از نقش نفس است و ایفای نقش نفس غیر از ایفای نقش عقل است. اینها هر کدام یک روش دارند و یک مسئولیت دارند. اما مرتبه عشق در عین عشق پیاده می شود و بس. هیچ ارتباطی به مجردات دیگر ندارد. باید پرسش تان اینگونه می بود که آیا عشق که با مجردات همراهند، مجردها قوی ترند یا عشق قوی تر است؟ اینگونه باید سوال می شد. جوابش آن است که عشق که به مرحله تکامل برسد، بر همه مجردات ترجیح دارد. همه موجودات از زمینیان و آسمانیان و حتی تن انسان، خون انسان، پی و رگ انسان که مرکز مجردات هستند؛ همه زیر فرمان عشق، به خدای متعال عاشق اند. پس سیر عشق برتر از عموم مجردات خواهد بود. ناگفته نماند، عشق عشق است. اینکه بیان کرده اند عشق حقیقی و مجازی اینها به روح فلسفه تاله آگاهی ندارند. زیرا عشق افتادن به سوی معشوق بی قید و شرط. اگر عشق مجازی باشد، او با قید و شرط است. یعنی چیزی را دوست می دارد که آن هم دوست بدارد، این ظاهرش عشق است ولی در باطن شرط است نه عشق است. عشق واقعی آن است که او برود، چه بخواهد یا نخواهد.
|<< << < ... 88  89  90  91  92  [93]  94  95  96  97  98  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.