noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 87

۱۰۱۶
پ

تفاوت نفس و روح

517
استاد بزرگوار سلام لطفا بفرمایبد که فرق روح با نفس چیست؟ آیا فرق دارد یاخیر اگر بله فرقش چیست؟
عابدین از قم
تاریخ : ۱۱ آبان ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ آذر ۱۳۸۷
نمی دانیم شما که هستید و تا چه حد با مبانی فلسفه آشنایی دارید؟ آیا سؤال شما برای یک تحقیق است؟ برای یک کاوش است؟ اصلا چگونه با کلمه "نفس" آشنا شدید که آن را در برابر "روح" قرار دادید و پرسیدید؟! یا آگاهی شما از طریق سایت اینترنتی معظم له بوده است و یا از طریق کتب فلسفی دیگر. از هر جهت پاسخی اجمالی به پرسش شما: 41 تن از فیلسوفان برآن اند "روح" همان نفس است، نفس همان روح است تفاوتی با هم ندارند! جمعی از این فیلسوفان پیش از میلاد بوده اند مخصوصا طرفداران فلوطن( مکتب فلوطنی ها تا قرن 4 میلادی قوی بود، اول در یونان بود، سپس به هند رفت، وسپس به ترکیه از آنجا به ایران آمد، افول نمود و بعد در دمشق فروکش کرد؛ طرفداران این مکتب در لباس زهد بودند...) از این مکتب که بگذریم 110 تن از فیلسوفان و حکیمان می گویند نفس غیر از روح است و روح غیر از نفس است. دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی: و عقیده خود من هم همین است یعنی من از آنهایی هستم که یقین دارم نفس غیر از روح است... و در یک جمله: "روح" موجب حیات است و "نفس" موجب تدبیر تن و ... نظرات دگر. و اما ادله یکی بودن یا نبودن "نفس" و "روح" بسیار مفصل و طولانی است؛ این پاسخی اجمالی برای پرسش شما از سلسله منابع تدریس و تحقیقات معظم له بود برگرفته از رساله های: 1) سوره مبارکه اسری مرحله اول صفحه 72 و 2) روح و 13 رساله نفس از دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی سرشار از حقائقی در وادی پرسش شما هستند.
پ

طبق آیه 163 سوره انعام چرا پیامبر خود را اولین کس می داند؟

518
و با سلام خدمت حضرت استاد و تمام عزیزانی که در بر پایی این سایت تلاش می کنند. من سوالات بسیاری در ذهنم مطرح می گردد وقتی قرآن می خوانم که اگر امکان دارد پاسخ آنها را برایم ارسال کنید 1- سوره انعام آیه 163- بگو من اولین کسی هستم که مطیع و تسلیم امر خدا می باشم .چرا پیامبر خود را اولین کس می داند در حالیکه قبل از او پیامبران دیگری همه بوده اند. 2- سوره اعراف آیه 172- منظور از « از پشت فرزندان آدم ذریه آنها را برگرفت » 3- سوره اعراف- آیه 189- همه شما را از یک تن بیافرید و از او نیز جفتش را مقرر داشت
طاهره از یزد
تاریخ : ۲۸ مهر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ دی ۱۳۸۷
پاسخ این سوال با استفاده از رسائل معظم له ارائه می شود: سوره انعام آیه 163- بگو من اولین کسی هستم که مطیع و تسلیم امر خدا می باشم .چرا پیامبر خود را اولین کس می داند در حالیکه قبل از او پیامبران دیگری همه بوده اند ؟ بگو من اولین کسی "هستم" که ... آری، شما "هست" شدن رسول الله را در این عالم ناسوت در نظر گرفته اید و این اشکال برایتان حاصل شده، اگر سیری در علم فلسفه داشته باشید می یابید که فلاسفه و حکمای الهی به زیبایی این حقیقت را روشن نموده اند. گزیده ای بسیار اندک از آن را فقط برای آشنایی کلی شما و بازدیدکنندگان دیگر سایت مطرح می نماییم، اگر شوقی وافر برای راهیابی به ریشه های این حقائق فلسفی داشتید، سیری دگر در انتظار شماست. فلاسفه و حکمای الهی عوالم 4 گانه را تعریف نموده اند: 1) عالم لاهوت 2) عالم جبروت 3) عالم ملکوت 4) عالم ناسوت عالم لاهوت تنها ربطش به حضرت حق است و در آن دائره سخن نداریم که به کنه ذاتش نتوان رسید! عالم جبروت مأمن بروز صفات و اسماء اللهی است. در عالم جبروت "عقل" ، "نفس" ، "روح" و در واقع مجردات خلق شدند! عینیت هر موجود در عالم جبروت بروز نمود و سپس عالم زمانیات و مادیات(ناسوت) ... اگر بواقع بخواهید به جان این آیه قرآن راه یابید، باید بحث اول ما خلق در جلدهای 6 و 7 اسفار را به تحقیق روید و بدانید که چون از آغاز خلقت سخن به میان می رود، حدیثی از رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) را می آورند که می فرماید: «اول ما خلق الله نوری»! آری، چون حضرت الله اراده خلقت نمود، خواست جمال خود را در آئینه ای بیند و آن آئینه نیست جز حقیقت محمد مصطفی(ص). آری، اول ما خلق الله، محمد(ص) است و انوار معصومین (علیهم السلام) و عالم و عالمیان به طفیل وجود آنها اجازه بروز یافتند. پس با این مقدمات یقیناً خودتان به این نتیجه رسیده اید آنچه شما به آن توجه دارید، خلقت ناسوتی و بروز ماهیتی رسول الله است که بظاهر پس از بروز انبیاء دگر بوده. در حالی که خلقت عینیت رسول ا... در عالم الست مقدم بر سایرین بوده است، همان گونه که خود شما به سوره اعراف آیه 172- اشاره نموده اید که عبارت "الست بربکم" عبارتی است که با آن پیمان توحیدی بسته شد که مبحث مفصلی است. آیه نام برده اشاره به صلب آدم دارد و بروز نسل بنی آدم از آن، ولی در تحقیق همین آیه نیز بطور مفصل دارد که چرا صلب آدم بعنوان اصل معرفی شده است؟ چون نور محمدی(ص) د رآن به امانت بود، تا زمان ظهور آن برسد!! و اما آیه 189 که به آن اشاره نموده اید، بروز جفت است که تحقیق مفصلی دارد که مفسرین مختلف تحقیقاتی دارند ولی چون قبلا در سایت تعریف شده است، لذاست از تکرار آن معذوریم.
پ

معنی لغت متاله

519
چرا انسان را موجود متاله می نامند؟
قدرت از مازندران
تاریخ : ۲۱ مهر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ آذر ۱۳۸۷
برای پاسخ به این سؤال لغت "متأله" و ریشه "اله" را بررسی می نماییم. دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی در ذیل تحقیق و تفسیر لغت "الله" در رساله سوره مبارکه حمد اینگونه می فرمایند: "اله" یعنی حیران، آن که مانده نمی تواند رد شود! آن که محو در عینیت حق یا امام معصوم شده، محو جمال یار است و نمی تواند از یار رها شود! «الله هو الذی یتاله الیه کل مخلوق عند الحوائج» (متن تفسیر صافی ملامحسن فیض کاشانی) او کسی است که همه حیران او می شوند، در نزد خواسته ها و رنجها «اذا انقطع الرجاء من کل وجه» هرگاه همه درها بسته شود، همه وسیله ها نابود شوند یقول بسم الله .. او اسم الله را می برد! «الذی لا یحق العباده الا له » آن که جز او مستحق عبادت نیست! «المغیث اذا استغیث» همه استغاثه ها به اوست! آنجا باید نرمک نرمک اشک بریزد. «اقول: یتأله الیه یفزع الیه» زمانیکه حیران او شدند، با "فزع" او را می خوانند! ("فزع" یعنی نیمه ناله. (نه ناله بلند، ناله آرام)). این مجملی از معنی لغوی لغت "اله" و اما آنگاه که فلاسفه را تقسیم بندی نمایند، به دوگروه اند: 1) فلاسفه مطلق 2) فلاسفه متأله فلاسفه مطلق فلسفه را برای فلسفه می خواهند اما فلاسفه متأله هدفشان از هر تحقیق و بررسی و منکشف شدن باب علم، یافتن "الله" است. چون از هر سو جز او را طلب نکنند، آنان را فلاسفه "متأله" گویند. اما پرسش شما: چرا انسان را موجودی متأله نامند؟ او فطرتاً جویای الله است. در حقیقت تمام گرایشات او (به سوی زیبایی ها ، به سوی علم، به سوی حق...) همه و همه در حقیقت برای یافتن و تحیر در ذات اقدس اله است. (این بود مجملی از بارقه های درسی دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی)
پ

سپاس

520
الحمدلله الذی انار بوجوب وجوده وجود الکائنات و اشرق بنور ذات ذوات الانیات و هویه الممکنات و اما چه کسی می تواند به بطن این حقایق عالی الهی راه یابد؟ چه کسی می تواند به تبین این مطالب بپردازد؟ چه کسی می تواند اینگونه با لطافت به بیان این مباحث بپردازد؟ آری حقیقتا چه کسی؟ آیا جز این است که باید اینگونه باشد که نور در درونش به جلوه آمده باشد آیا جز این است که باید با این دروس یکی شده باشد که اینگونه عاشقانه به تدریس این متون بپردازد این شخص کسی نیست جز محقق وفیلسوف متاله حضرت استاد دکتر سید علی موسوی . در این سحرگاهان پس از شنیدن متن اولین نوار از سری نوارهای تدریس شده شما در بحث واجب الوجود با خود به سخن آمده که این دور از انصاف است که از شما استاد والا و گرانقدر فیلسوف معظم حضرت استاد دکتر سید علی موسوی به تشکر نیایم آری آنقدر ظرف وجودیم اندک است که شاید نتوانم به واقع مطلب عالی تدریس شده شما با آن تطمانیه ها و آن لطافت ها و ظراف های در تدریستان را بفهمم فقط این را صادقانه بگویم شما بودید که ما را با این وادی آَشنا کردید شاید هنوز هم به اندازه تری سر انگشتمان از این مطالب بهره نگرفته باشیم که دریایش بس عظیم و سینه دریایی شما بس بزرگ ولی همین قدر از خداوند منان سپاس گذارم که توانستم ذره ای از آن لطافت ها و زیبایی های یک حکیم وارسته چون شما حضرت استاد را استماع کنم می دانم که تا به جان نشستن راه بس طولانی است ولی از حضرتش خواهانیم که شما هر چه زودتر بهبود یافته و بار دگر به ما این توفیق را بدهند که بتوانیم بار دگر در برابر شما زانو زده و از حقایق حقه الهی بهره مند شویم با امید سلامتی حضرت استاد
مریم بابایی از تهران
تاریخ : ۲۰ مهر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ مهر ۱۳۸۷
با سپاس از شما. مطلب شما برای محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی خوانده شد. (از طرف گردانندگان سایت)
پ

سپاس

521
خدمت علامۀ محترم و والامقام حضرت استاد موسوی سلام با تبریکات صمیمانه عید فطر و قبولی طاعات شما آرزوی سلامتی و طول عمر حضرتعالی را از درگاه ایزد منان طلب می نماییم . استاد ارجمند از زحمات بی دریغ شما سپاس گذاریم ما خانمهایی که در ایوانکی از راه دور از وجود حضرتتان بهره می بریم نمی دانیم چگونه این همه الطاف شما را سپاس بنهیم که زبان قادر به بیان نبوده و نیست. خداوند را همیشه شکرگذاریم که عنایت وافرش را به ما چشانده هر چند لایق نبودیم تا در راستای دروس استادی بر و بزرگ قرارمان دهد که حتی این راه دور و فاصله را با محبت صحابه های درسی خویش برایمان نزدیک نموده اند و ما را لایق دانسته تا صدای دلنشین و پر عشق و عطوفت شما را در فضای این شهر و قلبهای عاشقان راه برای ابد باقی بدارد و آسمان و فضای این شهر برخود می بالد که صدای حق را از حلقوم بندۀ خوب و خاص درگاه خدا شما استاد والامقام در خود چون گنجی بسیار گرانمایه حفظ می نماید در این عصر و این زمان تا ابد. ممنون و متشکریم از محبت شما که به ما ارج نهادید و به صحابه های خود فرمودید دوران نقاهت خانم رضی زاده که انشاءالله حالشان خوب باشد برایمان پر نمایند و چه بسیار دلسوزانه و بیدریغ ما را شرمنده خود نمودند باشد که ما در راه بکار گیری آموخته های کلاس بتوانیم قدر شناس زحمات این عزیزان و حضرت عالی باشیم باز هم ممنون و سپاس گذاریم . سلامتی شما استاد گرامی را از مولایمان علی(ع) و آلش و فاطمه(س) و آلش تمنا داریم . خداوند سایه پر مهر شما را همیشه مستدام بدارد آمین . شهربانو شعیری از طرف تمام خانمهای ایوانکی.
شهربانو شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۱۷ مهر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ مهر ۱۳۸۷
سخن شما از دل بود. گفته های شما را شنیدیم. با سپاس از شما و صحابه درسی فلسفه در ایوانکی.
پ

عجز مکاتیب بشری از حل مشکلات انسان

522
با عرض سلام و خسته نباشی خدمت شما امیدوارم توسط اطلاعاتی که از شما می گیرم بتوانم به سوالاتی که در ذهنم وجود دارد جواب بدهم؛ لذا از شما استاد گرامی خواهش دارم در صورت امکان مرا از دادن پاسخ مقرون نفرمایید. 1-دلایل ضرورت خود شناسی چیست؟ 2-چرا مکاتب بشری از حل مشکلات انسان ناتوانند؟
مهدی خدادادی از مازندران
تاریخ : ۱۶ مهر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۹ مهر ۱۳۸۷
پاسخ سوال دوم: برای پاسخ به پرسش شما، ابتدا باید از شما پرسید: هدف شما کدام مکاتیب است؟ از کدام مکتب سخن می گوئید؟ آیا مکتب ماتریالیسم ها؟ یا مکتب ایده آلیسم ها؟! هدف از لفظ "مکاتیب بشری" مکاتیبی است که بوسیله بشر بنیان گذاشته شده؛ آری، بشر گاهی از فکر کوتاه خود مکتبی وضع می کند و در آن موضوعی را بعنوان "اصل" پایه می گذارد، و آن را، هم خود قبول می کند هم گروهی را به طرفداری از آن وا می دارد! اما در پرسش شما دو مطلب باید مورد تحقیق قرار گیرد: 1) مکاتیب بشری 2) مشکلات انسان؛ که پرداختن به نقائص مکاتیب بشری در حوصله این سایت نیست ولی جهت آگاهی شما بیان می شود این موضوع از موضوعات مهمی است که در بحث "مقدمات فلسفه" پیش از ورود به تدریس اسفار اربعه عقلیه صدرایی، مکاتیب مختلف و دیدگاه های آن ها توسط دانشمند معظم مورد تحقیق قرار می گیرد. و اما "مشکلات انسان"؟! در یک تحقیق برجسته از بین مکاتیب: راسیونالیسم، ایده آلیسم، ماهیت گرایان، رئالیسم، مانورالیسم، یعنی قائلین به اصالت عقل، اصالت تصور، اصالت ماهیت، اصالت واقعیت، اصالت عمل، اصالت طبیعت و نیز اصالت "سِرّ" هر کدام از زاویه ای به "انسان" و شیوه های او پرداخته اند که هر آنچه به عنوان "اصل" پذیرفته اند ضعیف¬تر باشد، مشکلات طرفداران آن مکتب بیشتر است. اما مهم تر از همه فرهنگ های قراردادی بشر در بین جوامع مختلف است، و مقید بودن جزء جزء آن جامعه به آن فرهنگ! که هر چند مکتب غنی¬ای در بطن آن باشد، پایبند بودن به فرهنگی غلط، مانع پایبند شدن افراد به آن مکتب می شود!! یک مثال ساده برای مجسم نمودن این مطلب: مثلاً در بعضی جوامع وقتی دو نفر به هم می رسند، بعنوان آغازین در برخورد به هم "سلام" می کنند و غیر آن را خست و پستی می¬دانند، بعضی کلاه از سر برمی دارند و غیر این شیوه را پست دانند، بعضی بینی به هم می مالند و غیر آن را غلط! از طرفی آنچه به شیوه های مختلف و جذابیت های مختلف برای نوع "بشر" تبلیغ می شود، چیزی جز پرداختن به شهوت و تحریک آن نیست؛ پس نظر بر این است بجای این سؤال که «چرا مکاتیب بشری ناتوان اند؟» باید گفت: «چرا خود "بشر" ناتوان شده؟!! 1) در انتخاب مکتب صحیح 2) در پایبند بودن به آن مکتب!! » و راز این ناتوانی، نیست جز اسیر امیال و شهوات بودن!! (البته مهم است بدانیم لغت "شهوت" در فلسفه تنها در امور جنسی پیاده نمی¬شود. "شهوت" "میل مفرطی است که حق در آن جریان نداشته باشد"! شهوت مقام، شهوت ریاست، حتی شهوت علم، شهوت شغل... ) منابع: برگرفته از سلسله رسائل مقامات و منازل انسان (در 16 رساله!) -------------------------------------------------------------
|<< << < ... 82  83  84  85  86  [87]  88  89  90  91  92  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.