noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 33

۱۰۱۶
پ

تبریک روز معلم

193
با سلام سلامت گفتم پیامم دادی، پیامت چراغ راه زندگیم شد و مرا به سرزمین نور و آگاهی هدایت کردی ای آینیه تمام نمای عشق و محبت و ایثار هر روزت مبارک باد . . . روز معلم بر شما استاد گرامی مبارک و میمون باد
تقوی مقدم از تهران
تاریخ : ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ خرداد ۱۳۹۰
با سلام مطلب ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد، متشکریم.
پ

عذاب شب اول قبر

194
اگر می گویند خداوند از مادر هم برای ما مهربان تر است پس چرا خداوند برای ما عذاب شب اول قرار داده است؟
کفایتی از تهران
تاریخ : ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ خرداد ۱۳۹۰
با عرض سلام خدمت شما خانم کفایتی پرسشی را در این سایت مطرح نمودید که بارها و بارها نیز آن را تکرار نمودید اما پاسخی به آن داده نشد. و اکنون چند سطری برای شما داریم که ... بسیاری از سؤال هایی که در این سایت خصوصاَ از سوی دانشجویان مطرح می شود، نشان دهندة آن است که متأسفانه بر بسیاری از مبانی و مقدمات فلسفی مسلط نیستند. برای این که پاسخی برای پرسشتان بیابید به چند سطر پاسخ اینترنتی قناعت نکنید. بدانید، اگر یک دوره جلد ششم اسفار ملاصدرا را از استادی متخصص درس بگیرید، خواهید یافت که در ذات واجب الوجود هیچ شری نیست. لذا شری نیز از او بروز نمی کند. ایمان خواهید آورد که آن چه از اوست، خیر محض است. اگر معتقد باشی «او عذاب می کند» یعنی درون او را خیر محض ندانسته ای و این کفر است. و اگر یک دوره جلد نهم اسفار ملاصدرا را درس بگیری، با تمام وجود ایمان خواهی آورد که بروز عذاب ها در عالم متافیزیک (چه شب اول قبر، چه در عالم برزخ و یا قیامت) اثر وضعی اعمال خود انسان است. (هدف از اثر وضعی: اثر وضعی یخ برودت است. اگر دست بر یخ بگذاری، برودت آن به تو منتقل می شود.) آری، آن چه در شب اول قبر و در منازل مختلف در متافیزیک رخ می دهد، بروز حالات، انجام ها، کنش‌ها و واکنش های این عالم ناسوت ما و شماست.... و هزار هزار سخن دیگر که در جان فلسفة متألهه نهفته است.
پ

سپاس

195
بسمه تعالی می توان در سایه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن اول از استاد، یاد آموختیم پس، سویدای سواد آموختیم از پدر گر قالب تن یافتیم از معلم جان روشن یافتیم ای معلم چون کنم توصیف تو چون خدا مشکل توان تعریف تو ای تو کشتی نجات روح ما ای به طوفان جهالت نوح ما یک پدر بخشنده آب و گل است یک پدر روشنگر جان و دل است لیک اگر پرسی کدامین برترین آنکه دین آموزد و علم یقین شهریار با عرض سلام خدمت حضرت استاد موسوی ، نمی دانم چگونه با ترکیب این 32 حرف می توانم عظمت مقام شما را بیان کنم،تنها می توانم بگویم الحمدلله برای هر آنی که شما در کنار ما هستید. روزتان را به شما تبریک عرض می نمایم ،از خداوند برای شما سلامتی را خواستارم و امیدوارم روزی فرا برسد که لیاقت و شایستگی شاگردی در محضر شما را داشته باشیم.
میم. الهی زاده از یزد
تاریخ : ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ خرداد ۱۳۹۰
با سلام مطلب ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد. موفق باشید.
پ

تفکر

196
با عرض سلام خدمت استاد گرامی. از شما خواهشمندم مرا در راه دست یابی به تفکر برتر راهنمایی فرمایید.
کلهر
تاریخ : ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ خرداد ۱۳۹۰
تفکر چند رکن دارد که اول آن خود "متفکر" است و دوم "موضوع تفکر" است که در تاریکی است و باید به روشنی بدل شود. پس تفکری اصل است که اول اول متفکر خود روشن باشد و تفکر خود را بر پایه های علمی استوار نموده باشد نه بر پایه های وهم و ظن و گمان! تا حاصل تفکر روشنایی باشد. پس در مرحلة اول خود متفکر و پرش نفسانی او موجب تفکری برتر خواهد شد. اجازه بدهید از یکی از نوشته‌های ملای رومی اقتباس کنیم که: یوسف مصری دوست دیرینه‌ای داشت. به سفر رفت و برگشت به خدمت یوسف صدیق آمد. یوسف فرمود: ای دوست من، چه چیز برای من هدیه و ارمغان آوردی؟ دوست تاملی کرد و در جواب گفت: هرچه نگاه کردم دیدم همه زیبایی‌ها، همه کمال‌ها و همه صداقت‌ها هم در توست. یعنی هر چه فکر کردم چیزی کسر در تو ندیدم. اما یک چیز ارمغان آوردم و آن آینه‌ای است که جمال خود را در آن بینی و بس. زیرا آن که زیبایی‌اش را بیند و در زیبایی‌ها و جمال‌ها که جلوه یارند به تفکر رود، به او نزدیک تر می‌شود. دقیقا تفکر هم مانند آینه است چون متفکر درونی روشن و نفسی متکامل داشته باشد، تفکری عالی خواهد یافت.
پ

عذاب شب اول قبر

197
اگر خداوند ما را دوست دارد پس چرا عذاب شب اول قبر داریم؟
کفایتی از تهران
تاریخ : ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۰ آذر ۱۳۹۰
نعوذاً با... اگر کسی این کلمه را بگوید که خدا عذاب می دهد، باید توبه کند. زیرا خدا مرکز رحمت است. مرکز فیض و عنایت است، عینش رحمت، گذشت و مهر است. لذا اصلاً محال است که از او عذاب، زجر، شکنجه یا آزار بروز کند، غیر ممکن است. به عبارت دیگر حضرت اله خیر محض است و هیچ گاه از خیر محض شر بروز نمی‌کند؛ پس سالبه به انتفاء موضوع است. از سوی دیگر خود عذاب برای انتقام گرفتن است و او اهل انتقام نیست. پس تمام آن‌هایی که عذاب را به خدا نسبت می‌دهند، باید بدانندعذاب حاصل عمل خود انسان است. جهنم هم از عمل مردم است که به این صورت در می‌آید. چنان که شما می‌توانید در درونتان هم آرامش و هم اضطراب به وجود بیاورید مثلا اگر به کسی نازیبا بگویید اضطراب در شما به وجود می‌آید. این عذاب است ولی بر عکس اگر یکی نازیبا بود و شما زیبا عمل کردید، آرامش حاصل می‌شود. پس بشر خودش موجب عذاب است، نه خدای متعال. تمام آیاتی که در قرآن کریم با عنوان «عذابٌ الیم» یا «عذابٌ عظیم» یا «عذاب مهین» آمده است، انسان خودش موجب عذاب می شود. حضرت ملاصدرا نیز مفصلا به تحقیق علمی این موضوع پرداخته اند. از آن جمله در فصل(4)، صفحه 218، جلد نهم اسفار حاشیه(3) می فرمایند: «القبر الحقیقی روضة من ریاض الجنة أو حفرة من حفر النیران!»بهشت و جهنم هر انسان نیز از همان سرازیری قبرش شروع می‌شود. اما «قبر حقیقی» نیز از خارج نمی‌آید، از درون خود انسان شروع می‌شود.چرا؟ صفحه 219، جلد نهم اسفار در حاشیه «والظلمة ظلمة المعاصی و الجهالات» دو عاملند که موجب فشار قبر می‌شوند: 1ـ عصیان 2ـ نادانی؛ «فان العلم هو النور» و عاملی که موجب گستردگی در شب اول قبر می‌شود، نور علم است. برگرفته از رساله انعام 4 و معاد 18
پ

بازگشت انسان

198
علت اینکه خدا وجود دنیایی ما را هنگام مرگ کاملا نابود می کند و در هنگام معاد باز از نو بنا می کند چیست؟ آیا وجودی که در آن هنگامه شکل می گیرد اساسا مادی است؟ با تشکر
مدنی از تهران
تاریخ : ۲۸ فروردین ۱۳۹۰
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ خرداد ۱۳۹۰
شما پرسش کننده اگر به واقع می خواهی بیابی و یافتن این حقیقت برای تو عزیز است، باید به جلد نهم اسفار صدرایی مراجعه نمایی، و پس از طی مقدمات از استادی والا درس بگیری تا حقیقت جسمانی بودن معاد را بیابی. پاسخ پرسش شما دو سال درس معاد است و دانستن این حقائق که: 1.«و کل شئ فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» که در سورة الرحمان فرموده اند، هدف از "فان" که ترجمه به "نابودی" نموده اند، چیست؟ باختن چهره است یا نابودی مطلق؟ 2.باید بدانی "المعدوم لایعاد" چیست؟ آیا آنچه معدوم می شود باز می گردد؟ بحث «اعادة المعدوم بعینه مما امتنعا» (آن چه که معدوم می شود عینش باز نمی گردد) که حاج ملاهادی سبزواری بیان نموده است آیا ضد معاد است؟ 3.و اصلاً این بازگشت بر چه اساسی است؟ آیا انسان به صورت و چهرة طفولیت خود باز می گردد؟ به صورت آغاز جوانی خویش باز می گردد؟ یا به صورت کمالی خود؟ یا به صورت لحظة مرگ؟ جسم که لحظه به لحظه در حال تغییر است، کدام جسم بر می گردد؟ 4.اگر معاد، تنها روحانی باشد و جسمانی نباشد، چه اشکالی ایجاد می شود؟ و هزارها هزارها موضوع مهم دیگر که روزی جهان در برابرش زانو خواهد زد و تمام کنگره های عالم بر این اساس خواهد بود. با تشکر موفق باشید.
|<< << < ... 28  29  30  31  32  [33]  34  35  36  37  38  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.