noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 150

۱۰۱۶
پ

سپاس

895
با عرض سلام مجدد خدمت استاد عزیز و ارجمند ... واقعا و واقعا و واقعا از صحبت ها و جواب شما لذت بردم ... از اینکه وقتی را صرف پاسخ به سوال حقیر کردید نهایت تشکر را دارم ... بی صبرانه منتظر دیدار شما هستم اگر جناب عالی این افتخار را نصیب بنده فرمایید به حضور جناب عالی شرف یاب شوم. باز هم تشکر می کنم از حرکت زیبایی که جناب عالی شروع کرده اید و در راهنمایی و رفع ابهامات جوانان کوشش های جناب عالی بسیار زیباست خدا شما را عمری طولانی و پر برکت دهد. یا حق
سیامک فرهادی
تاریخ : ۱۰ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ دی ۱۳۸۵
دیدار، فعلاً بماند تا مقتضی موجود گردد.
پ

درک خدا

896
متشکرم از اینکه به سوال من پاسخ فرمودید. از محضر گرامی شما شما سوال دیگری دارم. طبق فرمایش حضرت علی (علیه السلام) که فرمودند: من خدایم را با این چشم نمی بینم چگونه اشخاص با ذهن مختص خود می توانند درک مشترکی از خداوند باریتعالی داشته باشند؟ 2-چطور می توان آنچه را که در دل وجود دارد حفظش کرد و به تماشای دل رفت؟
بهاره میرگلوی بیات
تاریخ : ۰۸ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ دی ۱۳۸۵
همانگونه که گفته شد، شما در هر ماهی یک سوال می توانید بکنید و این موضوع چندین نوبت جواب داده شده است.
پ

خواندن نماز به فارسی و ...

897
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند. در مورد سوال خانمی که از جانب بنده و در مورد بنده از شما سوال کرده بودند(خواندن نماز به فارسی )...
سیامک فرهادی
تاریخ : ۰۷ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۹ دی ۱۳۸۵
آقای سیامک فرهادی 1) اما بار دگر، پیرامون کانت و دکارت: رنه دکارت، او در قرن، پانزدهم میلادی، یعنی در 1596 میلادی، از مادر متولد شد، و او تفکرات خویش را پیرامون، روح آغاز کرد و مدتها به شک افتاد، و در پایان عمرش بیانش این بود که هیچ اصلی را نپذیرد جز آنچه برای اثبات وجود خدا و نفس بکار برده بودند، و هیچ امری را حقیقت نپندارند جز آنکه از ارباب هندسه روشن تر باشد. وی انسانی محقق بود، آنگونه هم نمی توان او را در توحید، و خداشناسی قوی دانست. به جستجوی حق رفت، بیش از آن کاری انجام نداد. و کانت، نیز در 1724 میلادی، از مادر متولد شد. او بیشترین تفکراتش را در باره آتش به دست آورد، و نیز پیرامون، اصول اولیه متافیزیک نکته هایی را دارد. و او در 80 سالگی درگذشت. و مرگ او عزای عمومی بود و جسدش در زیر رواقهای کلیسای خاص دفن شد و بالای سنگ قبرش این عبارت از کتاب نقادی، عقل عملی او حک شد: «این آسمان پرستاره برفراز من، و قانون اخلاقی در قلب من جای دارد» و این ربطی به ایمان آنگونه ندارد. اینکه شما، تفسیری که صاحب آن تفسیر راضی نیست، پیرامون دکارت و شکش گفته اید ، بروید پیش استاد نه از خود. 2) اما جواب از کلمه «متن اسلام...» نه؛ این متن نیست. این صلوﺓ فرمان اله است، هم برای پگاهان، و هم برای ظهر و عصر و هم برای مغرب و عشاء. و این هم باید گفته شود، عموم فرمانهای عبادی مانند صلوﺓ، مانند غسل، مانند حج، و امثال آن، اینها را باید به فرمان بپذیرند نه به برهان و استدلال و اگر استدلال شود آیا استدلال «لم» یا استدلال «اِن»؟ در صورتی که به فلسفه حاج ملاهادی سبزواری آگاهی از طریق استاد و درس، نه دید مطالعه آگاه باشید، لم و ان را درخواهید یافت، یعنی چه. پس جان مطلب: فرمان عبادات نیاز به برهان ندارد، و اگر کسی به برهان رفت کار نازیبایی انجام نداده. 3) اینکه کلمه وحی را در درون تجربه قرار دادید، تجربه یک جهان است، وحی جهانی زیباتر و بالاتر. تجربه را هر انسان می تواند به او برود، ولی وحی را باید پیامبران عالی مقام، از آن جمله رسول ا... (ص) باید دریابند و دریابیدند. پس: توجه داشته باشید، وحی با تجربه ربطی ندارد. 4) عبارتی که تعبیر کردید، طفل خردسال را با نبی معظم، این مقیاس غلط. و جای چنین مقیاسی نیست. اما اگر شق دوم را انتخاب کنید ، اشتباه کردید به طفل هم لذت را تفهیم. فیلسوف ری محمد زکریای رازی مثالی دارد که لذت مانند خاریدن بز گر، به عضو مخصوصی است و این معنی را طفل چند ساله هم می یابد. 5) اینکه گفته شد «پیامبر به هنگام نزول وحی احتیاج داشتند تا آنچه را شنیده اند به مردم انتقال دهند...» معنی اش روشن نیست، حضرت رسول مرکز وحی اله بودند و هرآنگاه که آیات را می گرفتند به 7 تن از کتاب وحی منتقل می نمودند. تا کی زمانش برسد، امر دگر بود. «و اینکه به سرعت نیاز داشتند، بدهند» اصلا قابل پذیرش نیست. آری باید منتقل می فرمودند ولی در زمانهایی که دستور داده می شد. 6) این را باید جهان بداند، زبان عربیت، زبان بود، ولی تثبیت این زبان، از نزول قرآن شد. و اگر قرآنی به زبان عربیت، نازل نمی گشت، آن هم زبانی خاص بود. پس نزول قرآن، نه برای یک زبان خاص بوده، یا برای فرهنگی خاص بوده، برای مغز بشریت، یعنی هم اکنون که قریب 6 میلیارد بشریت، در جهان زنده اند، اشراق قرآن بر دل آنها، بر دوران عمر آنها، نه فرهنگ آنها، ریزش دارد، لذاست عرب، عجم زن مرد شرق غرب خاوری ها، غربی ها، آسیایی ها، آنچه هستند، این فرمان ابدیت قرآن با همان واژه عربی باید به دلهایشان فرو ریزد، که اگر هر زبان، نماز را با واژه خود بخواند، روح وحدت و روح یگانگی در صلوﺓ حاکم نیست. باید در این گفته هایتان تجدید نظر نمایید. 7) آری، صلوﺓ یک دستور است، دریافت صلوﺓ و فهمیدن صلوﺓ دستوری دگر. مسائلِ ساده و دینی که مراجع عالی مقام، از چهار کانال، عقل و نقل و اجماع و سنت، استفاده برای استنباط احکام فرموده اند، و خواهند فرمود، اینها زبان ساده است. هر انسان متدین باید از این احکامی که مراجع عالی مقام، به عنوان رساله دارند، بهره ور شوند. پس موضوع قرائت صلوﺓ را با فهمیدن احکام هم ترازو قرار ندهند. در گفته های، تجدید نظر شود. 8) آری؛ شأن پیامبر این است که باید ساده ترین راه را در اختیار مردم بنهد، ولی صلوﺓ از آنِ پیامبر نیست، صلوﺓ فرمان خداست با این واژه های عربی، که بوسیله قرآن و پیامبر اعلام شد. و این را هم بدانند که قرب به جوار حضرت باریتعالی طرق مختلف دارد، یکی از آنها ذِکر و ذُکر است، یکی از آنها دعاست، یکی از آنها حالت روحانی است، یکی از آنها کمک به بینوایان است، یکی از آنها یافتن فلسفه تأله است، یکی از آنها حکمت الهی است، یکی از آنها عرفان الهی است، یکی هم انجام نماز است. کدامیک از این طرق را افراد زیباتر بیابند، آن امر دیگری هست، نه اختصاصی در یک مورد باشد. 9) نه اصلاً هیچ گونه تناقضی بین عرفان وفقه نیست. فقه یعنی دانستن احکام عبادی، اعم از قانون عبادات که شامل همه عبادتها و قانون اقتصاد، همانند سهم الارث و رضاع و نکاح و دیات و امثال آن است، نام این فقه استدلالی است. و معنی عرفان چون درختی که میوه می دهد. میوه هر درختِ فلسفه و حکمت، عرفان است. پس عرفان با فقه اصلاً تناقض ندارند. این کلمه به هیچ وجهی نباید بیان گردد و نباید به فکر کسی درآید. آری، عباداتی که با عرفان باشد در حد اعلی است، پس هر دو مکمل هم اند، نه مبین هم. 10) اینکه عرفان مشکل است، باید هم مشکل باشد. چون عرفان، نهایتِ دینامیک فکریِ انسان است. یعنی هر دینامیک، مقدمه اش استاتیک است. و چون به مرحله عالی باید برسد، حقائق را در عالم به زیبایی بیابند و به حق و باریتعالی نسبت بدهند، دریافت اش با مطالعه ی چند کتاب، یا هیایو بعضی گفته ها امکان پذیر نیست. آن می تواند به عرفان برود که حداقل 15 سال فلسفه و حکمت را یا فلسفه صدرایی و اسفار اربعه و عقلیه ملاصدرا و ده ها متن دگر همانند گفته های بزرگان از فلاسفه را، در حلقه تدریس، از استادی نحریر فرا گیرد، آری. نام این عرفان است. بلی عرفان مشکل است، و حضرت حق در نمازش از کسی عرفان را نخواسته، عمل را خواسته، چرا بی توجه اند در گفته ها!!! پس جای مقیاس نیست که از تعریفِ عرفان، تعریفِ نماز پیدا گردد، ابداً. نماز را برای عموم صادر کرده اند، حتی برای کسی که یک جمله هم از علم را، به همراه ندارد، ولی در فضیلتِ عبادت شریک است. اگر عارفِ وارسته، آن نماز را بخواند، فضائل و مناقبش در حد اعلی است و اگر انسانی عامی و عاری از هر علم هم بخواند، باز هم در فضیلت مشترک است. 11) توجه توجه: کلمه «اعتقاد؟؟» توجه داشته باشند، کسی می تواند پیرامون امر عبادی صاحب عقیده باشد، که به این علوم آگاهی عالی داشته باشد: الف) علم نحو را با تمام ابعادش، یعنی صرف و نحو و «جامع المقدمات» و کتاب سیوطی و «الفیه» «ابن مالک» و «مغنی اللبیب» و «مطولِ تفتازانی» که در تشبیهات، و کنایات، و استعارات، و مغنی که در جمله بندی ها و در شناخت حروف عربی و اسپل عربی که به چند صورت در می آیند و «منطق ارسطویی» و «شمسیة المنتطق» که مجموع اینها ربطش به زبان عربی است، در حوزه های علمیه حداقل 10 سال درس است، همه روزه بخواند، و از استاد فراگیرد. ب) در فقه: کتابِ «لمعتینِ شهیدین»، «مکاسبِ شیخ انصاری» و «صلوﺓِ حاج آقا رضا همدانی»، و «عروﺓ الوثقی» و دهها کتاب فقه دگر که تمامی اینها در قالب زبان عربی هستند، از استاد درسش را فرا بگیرد و سپس به سوی علم اصول، «معالم الاصول» و «قوانین میرزای قمی»، و «فصول صاحب الفصول»، از همه مهمتر «فرائدالاصولِ شیخ انصاری (اعلی ا... مقامهم)» و «جلدین کفایه الاصولِ ملامحمدکاظم خراسانی» را که در لباس عربی و مشکل اند، از استادی نحریر فرا گیرد و دهها کتاب دگر در اصول و نیز حداقل به چندین تفسیر مبانی قرآن کریم، مانند «تفسیر صافی ملامحسن فیض کاشانی» و دیگر از تفاسیر از استاد، درس گرفته باشد، بعد از همه اینها می تواند ادعا کند مقداری صاحب نظرم و عقیده خودش را در علم ابراز کند. نه اینکه چند کتاب فارسی، و چند کتابی که ترجمه شده بردارد و مطالعه کند و ادعای نظر کند!! و این ادعا به احتمال قوی جهل باشد . و اگر هم چنین نظری داشته باشد، هیچگاه به ساحت مقدس بیان قرآن و صلوﺓ بی توجه نیست. 12) آیا هر فکر کردن، برای امر عبادی درست است؟ خیر. فکری درست است که همانگونه که گفته شد، پس از پانزده یا بیست سال، در متون فقه و اصول اشتغال به درسِ استاد نماید، صحیح خواهد بود. والا هر فکری در اینباره مثاب نیست. 13) جواب شما، در سراسر قرآن است که متن نماز باید با عربی باشد: «اقم الصلوﺓ لدلوک الشمس الی غسق اللیل» (سوره مبارکه اسراء-آیه 78) «یا ایها الذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلوﺓ» (سوره مبارکه بقره- آیه 153) و دهها آیه دگر... و اما از نظر روایات و کتب اربع: «اصول کافی» باب «صلوﺓ» اش، مفصلاً از قول معصوم فرموده است، نماز را با عربیت بخوانید. «من لا یحضر فقیه» «شیخ صدوق»، در کتاب «صلوة» اش مفصلاً فرموده اند، نماز را با عربیت بخوانید. «استبصار و تهذیب» «محقق طوسی» یا «شیخ طوسی محمد بن حسن» در باب صلوﺓ فرموده اند: با عربیت بخوانید. از همه مهمتر این بیان گرانبهای رسول ا...(ص) که فرمودند: «صلوا کما رأیتموتی اصلی» چون لغت صلوﺓ برای دعاست، بدانگونه که من نماز را می خوانم همه عالم بخوانند. و رسول اکرم هم با زبان عربی نه با زبان دگر قرائت نماز فرمودند و عمل نماز را اینگونه انجام دادند. همین نمازی که من و شما اگر بخوانیم، و درست بخوانیم، از عمل رسول ا.. پیروی و تقلید می کنیم. پس این مطالعه و فکر در اینباره در حد نهایت ناتمام است و بهتر آن است که باردگر این کلمات با قلم زبان تقریر و بیان نشود. 14) باید بدانند که نماز، با زبان عربیت، به ظاهر تکرار است، آنهایی صلوﺓ را تکرار می شمارند که ذوق رحمت الهی را نچشیده اند. و اگر کسی اندک چشیدنی، از رحمت های الهی را بیابید، مانند نعمت سلامتی، نعمت سخن گفتن، و نعمت شنیدن و رفتن و ده ها چیز دگر که عموم از مردم، اینها را می یابند، آنگاه که می گوید «ایاک نعبد» این معنی اش و حالش و شورش با نماز دگر و زمان دگر تفاوت دارد، صددردصد. هر چند او از نظر معنی بیگانه باشد، فرمول بیان او، او را به جوش درونی وا می دارد. مگر اویس قرن عالم بود؟ آنگاه که نماز را ادا می کرد، از عشق خدا بیهوش می گشت. مگر ابیذر غفاری دانشمند بود؟ هرگاه که نماز صبحش را به انجام می رسانید، تمام بدن او به لرزه می آمد، از اینکه با چنان رحمتی در ارتباط است. و دهها دگر انسان در زمان فعلی خودمان. اگر گوینده و بیننده با ارباب دل در ارتباط باشد می فهمد به ظاهر الفاظ نماز در تکرارند، ولی در باطن دهها منزل با هم متفاوتند. مگر آن بنده خدایی که در نیمه های شب بر می خیزد از بستر خوابش برای ذکر و ذُکر حضرت حق، (که ذکر با زبان است، ذُکر در درون اتم های تن غوطه ورند) با خدای خویش به راز و نیاز می پردازد و «الهی العفو» می گوید، درست است این العفوها تکرارند، ولی طوفانی در درون این گوینده به پا می کند، رفتار او را عوض می کند، دید او را عوض می کند. اینها چه حرفی است، الفاظ تکراری!!! الفاظ تکراری برای شکم پرستان است نه برای واقع گرایان. بلی، اگر کسی به غیر نماز بخواهد با خدای خویش به راز آید به هر زبان عیبی ندارد، چون او در راز است نه در صلوﺓ. صلوﺓ یک دستور اونیفورم است که در وقتی خاص، به لباسی خاص، روبه قبله بودن خاص، با جمله هایی که دستور فرموده اند خاص، قیام کنند.. توجه: در حدود دو ساعت و نیم وقتمان را صرف سوالات شما نمودیم، صرفاً به خاطر اینکه شما را به ذره ای به دریای بی نهایت توحید و قرآنی و عصمتی و ولایتی تذکر داده باشیم. این خود هستید و داور خود باشید و خود!! و بدانید راه نجات آن است که بیان نمودیم، دگر خود دانید!!! و اولین مرتبه ای است که این همه اوقات طولانی برای یک تن، وقتمان را به ارمغان نهادیم.
پ

متفرقه

898
بسم الله الرحمان الرحیم باسلام خدمت حضرت استاد گرامی دکترموسوی از اینکه این بنده سراپا تقصیر را خداوند لطف و عنایت فرموده تا از محضر جنابعالی بقدر تواناییم دریچه ای بسوی حداقل خودم بازنمایم تا از معرفتی که سالهاست با نام انسان در کوله بار خود حمل می کردم ولی غافل بوده ام اگر چه نتوانم بخوبی حق تدریس را ادا نمایم اما نوری که برجانم اشعه افروخته و درونم حتی با کور سویی بسیار اندک ولی دیگر از سرمای درونی کمتر رنج می برم و این چیزی نیست جز هدایت جنابعالی و زحمت صحابه محترم، حضرت عالی. ازاینکه شیره جان خویش را یعنی سالها درس و فراگیری خوش را در اختیارمان قرارداده اید و حقیقتاً با برنامه جدید بسیار سپاس گذارم سعی مینمایم کلیه دروسی که از این سایت ازجناب عالی دریافت نمایم به مشتاقان رسالات حضرت عالی هم برسانم و درخواسته های ایشان هم خدمتتان بعرض برسانم تا بانوان همکلاسیهایم در ایوانکی بتوانند از فیض وجود حضرتتان بهره مند گردند.بار دیگر ازخانم نورانی که زحمت می کشند و همکارانشان قدردانی می نمایم و ازمحبتی که نمودید و مرا مورد لطف قراردادی ممنون هستم و مطالبی را که برای بهره گیری برایمان جالب و شیرین می نمود خدمتتان ارسال کردم هر چند نمی توان از این همه گوهر ها انتخاب نمود ولی باید چنین شود. با آرزوی شادکامی و طول عمر و سلامتی برای شما و صحابه محترمتان. از آنجا که تمام دروس استاد زیبا و بسیار دلنشین و مهم است و هم نمی دانم چند درس را اجازه دارم برگزینم لذا اگر دراین خصوص بسیارخواسته ام از کویریست که در آن مملو ازبیراه رفتنهاست و تشنه ای هستم که سیراب نمی شوم لطفاً با بزرگواری خود مرا عفو بفرمایید. فلسفه رحمت چیست؟ رحمت ابداء و ایجاد، رحمت ابداء و ایجاد مرکزخیر است یا دلجویی مطلق؟ فریاد رب ارنی موسی و تجلی نو ولایت الهی را چگونه باید جستجو نمود ؟ تمام تقصیرات فکری بشر ازشیارهای سرانگشتان اوست، تمام کینه ها از زشتی نگاه کردن است . نعمت یعنی آلاء دنیا انسان را خسته می کند اما نعمت درعرفان زنده کننده است آیا درالفاظ نماز باید تأمل نمود یا به سادگی رهایش کرد؟ دیگر از نکات ازجان قران بهره گرفته آن است با بروز و نمایان شدن چهره خواب حسها در فراقند یا شبه ها درقرارند؟ انسان اعجوبه اسراراللهی است و بهانه بروز الاء و نعم حق است فریاد رب ارنی موسی و تجلی نور ولایت الهی را چگونه باید جستجو نمود ؟ امانت درعمل یا اینگونه بگوییم زیباترین امانتها درعمل امانت عصمت انسان است. 11رمز حروف ابجد را از کجای جان قرآن کریم باید جستجو کرد؟ نورشعاع و تجلی و ظهورنموده و اشراق ذات قدوسی اوست این را چگونه بدانیم؟ حضرت صدرا حکمت و فلسفه وعرفان را خیر کثیر و نعمت جان انسان داند از کجایش باید آغاز نمود؟ انسان با تیزی دندانش... نقش بدن مثالی درعالم روحیات یا خواب. از حریم حرم او توحید را یابید.
شهربانو شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۰۴ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۹ دی ۱۳۸۵
خانم شهربانو شعیری موضوعاتی که ذکر نمودید، تمامی آنها در صفحه سایت مشکل ساز است. یعنی نمی توان در این سینه کوچک سایت، این همه مطالب را فرو ریخت. این موضوعات برای آنهایی است که، عضو مشترک سایت هستند. که یک یا دو عنوان، را در صورت انتخاب، با شرائط برایشان ارسال خواهد شد. نه اینکه ما استقلالاً و بداهتاً اینهای گفته شده را به سایت، وارد نماییم. از آن همه احساسات شما، نسبت به ارگانیزم این سایت در نهایت، سپاس داریم.
پ

انکار روح

899
چرا برخی روح را انکار می کنند؟
یاسمین پیشوایی
تاریخ : ۰۳ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۹ دی ۱۳۸۵
بیننده، اینکه گفتید: «انکار روح می کند» مطلب تان پر واضح نیست، و عموم از محققان، به خیزش روح و عنایت روح در تن، متوجه اند، عبارتها مختلف است و بیانها. احیاناً اگر هم بعضی به انکار روح روند، همان آگزیستها ناسیونالیسمی، به احتمالی باشند، یعنی ماده گرایان. و الا عموم الهیون و محققان جهان، به عظمت و شکوه روح معتقدند.
پ

سپاس

900
با تشکر از زحمات فراوان شما در راه ترویج اسلام واقعی.
شهربانو میرزایی
تاریخ : ۰۲ دی ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۹ دی ۱۳۸۵
خانم شهربانو میرزایی اگر به خوبی دریافت نمودید که مباحث ما، به حق نزدیکتان می سازد، بکوشید که از بهترین لحظه و زیباترین شیوه آن بهره ها ببرید، ممنون و سپاس از عنایتتان

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.