noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 129

۱۰۱۶
پ

اهدا جوارح بدن

769
با عرض سلام خدمت استاد گرامی اهدا جوارح بدن بعد از فوت چه حکمی دارد؟ با تشکر
مهسان
تاریخ : ۰۶ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ خرداد ۱۳۸۶
از هر شخصیت مجتهدی که تقلید می فرمایید، از آستان مقدس آن بزرگوار سوال بفرمایید به یقین به شما جواب خواهند داد. با کمال تشکر.
پ

فلسفه روح

770
فلسفه وجود روح در کنار انسان چیست؟
مهسان
تاریخ : ۰۵ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ خرداد ۱۳۸۶
بحث روح را مفصلاً در جای خودش در همین سایت مطرح شده، اگر مایلید مراجعه بفرمایید.
پ

خلقت انسان از خاک یا خون بسته؟

771
با سلام.در قرآن کریم یک جا انسان از خاک آفریده شده و جای دیگر از خون بسته لطفا توضیح دهید.
خانم سمیرا واهبی
تاریخ : ۰۴ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ خرداد ۱۳۸۶
باید این را پذیرفت که آیه گاهی مقید است و گاهی مطلق است. آنجایی که مقید است، این است که آفرینش و پیدایش آدم صفی ا... از خاک است «خلقتنی من نار و خلقته من طین» یعنی وقتیکه حضرت حق به شیطان و ابلیس فرمان داد، آدم را سجده نما؛ او گفت: که پیدایش آدم از خاک است و پیدایش من از آتش. چون آتش بهایش از خاک بیشتر است، من نمی توانم و نباید آدم را سجده کنم. که در این مقوله تفاسیر قرآن فوق العاده مهم اند و عزیز و محترم. این است که فرمودند انسان از خاک یا تراب آفریده شده. و اما اینکه فرمودند، انسان از علقه «و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین» خدا نفرموده که گاهی از خاک و گاهی از علقه!! خدا فرموده او را اول از خاک آفریدم و بعد از خاک به علقه شد، و بعد از علقه به مضغه(یعنی گوشت کوبیده) و بعد از آن روح در تن او حاصل شد، اینها سلسله مراتب ند، نه سلسله تباین. این هم در متن سوره مومنون آیه 11 است. برای توضیح: اول گیاهی که بشر را ایجاد می کند از خاک است. یعنی تمام مواد نشاسته ای که درآنهاست. و از مواد نشاسته ای اسپرم ها تولید می شود، از خاک بود. آن در یک جهان بود، آن در یک رقص بود، آن در یک حرکت بود که در جایی بیقرار بود و گاهی هم به صلب انسانی آمد. اما ”علقه“ نه، همینکه در مرکز خودش که جایگاه پرورش انسان است ریخته شد، صورتهای مختلف گرفت. این نیست که گاهی از آن و گاهی از این!! اینها حالت تکاملی دارند، ازخاک کمال به علقه، از علقه کمال به مضغه، از مضغه کمال به استخوانبندی و استخوانبندی کمال به ورود روح و مجردات و سپس عنوان انسان را یافت.
پ

اراده

772
با عرض سلام و تشکر از سایت بسیار عالی شما. من با مطالعه ی مقاله ی سفری به سرزمین ناشناخته ی اراده دو سئوال برایم مطرح شد:1-در عبارت ‌می توان گفت اراده خود خود نیست خاسته از یک مخزن است منظور از مخزنی که اراده از آن برمی خیزد چیست؟ 2-در عبارت اراده ابتدا میل به سوی مطلوب است و سپس اشتداد دل بر آن آنگاه صنم را در حریم امن شغف جای دهد و اراده به انجام بدل گردد منظور از جملات اشتداد دل بر آن و آنگاه صنم را در حریم امن شغف جای دهد چیست؟‌‌
بهاره
تاریخ : ۰۳ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
بلی، چون نیروی اراده از یک شوقی یا از یک وحشتی به خیزش می آید، از این جهت خود، خود نیست. زیرا تمام اراده های هر انسان و آفریده های الهی از همین دو سند حاصل می شوند: • یا مخزن اش وحشت و ترس و عذاب و خوف است. • یا مخزن و منبع اش شور و حال و شوق است. بدیهی است اراده ای که برای دفع ناامنی ها باشد از یک گذر شروع می شود و اراده ای که خیزش آن از شوق و شور باشد، نوعی دگر. پس اراده خود، خود نیست. جواب از سوال دوم: قانونی است که مرحوم حاج ملاهادی سبزواری آن فیلسوف می فرمایند: «والفکر حرکه من المبادی» انسان برای پیدایش اراده اش یک صنمی را می گزیند، این صنم نه یک صنم است، بلکه به تعداد درون هر انسان صنمی از آن انسان حاصل می گردد. چنانیکه چهره های هر انسان هیاتی دارد، و وضعی. آن صنم را که یافت، به سوی آن صنم اراده اش می رود. در مسیر از هیچ چیزی و غیر آن چیزی دیگر را نه پیدا کرده و نه پیدا می نماید. منظور از این عبارت این مبانی ایی است که ساده تر برایتان گفتیم. متشکر از عنایتتان.
پ

عالم جبروت و ملکوت

773
با سلام من دانشجوی رشته علوم آزمایشگاهی زیر نظر استاد مربوطه خانم گرمابدری. 1-تفاوت عالم ملکوت با عالم جبروت چیست؟ 2-لازمه پیدا کردن معرفت عرفان چیست؟
ملیحه از تهران
تاریخ : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
با سپاس از شما، به جواب دومتان مبادرت می شود که پیرامون معرفت و عرفان و چگونگی اش در همین سایت چندین نوبت سوال شده و جوابهای وافی داده شده، به آن مراجعه بفرمایید. اما پرسش اولتان: فرمودید عالم ملکوت و جبروت: ”جهان جبروت“: همان پیدایش جبری است. از این جهت آن جهان را جبروت نامند، یعنی پیش از آنکه همه آفریده ها در قالب مادی و جسمی قرار گیرند، و محدود بشوند، حضرت باری تعالی عینیت اولیه آنها را در یک بی نهایتی به موج آورد، و خویش را به آنها معرفی فرمود (همان قانون «الست»). این ”بی نهایت“ را (که نمی توان ”جهان“ گفت، نمی توان ”عالم“ گفت، نمی توان ”اندازه“ برایش تعیین نمود، همان ”بی نهایت“ مقداری حق اش را ادا می کند) همانگونه که گفتیم نامش ”جبروت“ است. و اما ”ملکوت“: ماقبلِ عالم ناسوت است. یعنی هرآنگاه که انسان طبقِ نظر عرفای من ا... می خواهد عینیت اش، مجرداتش، یعنی عقول او، یعنی نفوس او، یعنی ارواح او، یعنی ذوقیات و مدرکات و علومِ او در قالب قرار گیرد، آخرین جهانی که به عالم ناسوت (که همین جهان باشد) پیوست می گردد، نامش را عالم ملکوت نهاده اند. با یک جمله ”جهان ملکوت“ قبل از جهان ناسوت است. و زمان رجعت یعنی در جهان متافیزیک، انسان که مجرداتش از تن اش رها می شوند، اول منزلگاه آنان عالم ملکوت است. و از عالم ملکوت به جاهای دگر تقسیم خواهند گشت. بلاتشبیه، بلاتشبیه، بلاتشبیه، ده ها کوه فاصله، مانند دوره کارآموزی انسان که می خواهد به ماموریتی متصل بشود، تشبیه اش که در این جهان است، به ملکوت نموده اند. یعنی قبل از آمدن به این نظام زندگی، عبورش از ملکوت باشد، اول منزلی که ارواح و انفسش باید به عالم تجرد رود، نیز عالم ملکوت است.
پ

عرفان

774
با عرض سلام و عرض تبریک به مناسبت ولادت بانوی بزرگوار حضرت زینب سلام الله علیها خدمت استاد بزرگوار از شاگردان خانم گرمابدری از شاگردان با سعادت شما هستم و از طریق ایشان با شما آشنا شدم سؤالی که از حضورتان داشتم در رابطه با عرفان مولانا است. چرا در مکتب رشد و سلوک در راه حق افراد بزرگ و سالکان راه خدا از مطالعه ی این عرفان منع شده اند؟ تفاوت این عرفان با عرفان حقیقی و متکامل خدایی و معنوی در چیست ؟ نظر شما در رابطه با مطالعه ی این عرفان چیست؟ آیا این مطالعه برای من که در آغاز راه هستم می تواند گمراه کننده باشد ؟
فرزانه حسین مردی از تهران
تاریخ : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
آری، من نمی توانم به شما جواب وافی در این وادی بدهم. شما بهتر آن است که این سوالی که فرمودید، «چرا و چرا و...» این را از من جویا نشوید. از شخصیت مجتهدی که از آن شخصیت تقلید می فرمایید بپرسید. و زیباتر جواب را آن شخصیت مُقَلَد (یعنی مجتهد شما) خواهند فرمود. هر پرسشی که از ما دارید یک پهلو بپرسید تا ما جوابتان را به واقع بدهیم.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.