noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 125

۱۰۱۶
پ

سپاس

745
با عرض سلام خسته نباشید خدمت حضرت استادموسوی بسیار سپاسگزار و ممنونم از حضرت تعالی و صحابه های محترمتان اینکه وقت گران مایه خویش را برای پاسخگویی به اینجانب صرف نموده اید فرا رسیدن ماه مبارک رجب و میلاد با سعادت حضرت علی (ع) را پیشاپیش تبریک عرض می کنیم و امید از درگاه مولا دارم که شما را سلامت بدارد زیرا شما منبع نورید صحابه های محترمتان مانند خانم رضی زاده شعاعی برگرفته از حضرت عالی و این تعبیری است که ایشان در حق حضرت عالی دارند و بسیار زیبا است بدینوسیله از زحمات خانم رضی زاده سپاسگزاری می نمایم و از پیشگاه مولای موحدین آرزوی سلامتی برای ایشان وخانواده ایشان را دارم توفیق بجای آوردن حق زحمات ایشان که نتیجتاَ حق نوریست که حضرت عالی بی دریغ در کام تاریک ما به جان می نشیند را دارم.
شهربانو شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۲۵ تیر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۳۱ تیر ۱۳۸۶
اینکه از فاضل گرامی، خانم رضی زاده در سپاس اید حقی است که شما به او دادید و هر انسان که حق را به حقدار می دهد این انسان از نظر من(محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) والاست و پربها. و اینکه تذکر دادید که ایشان را آماده برای ارسال مبانی علمی نمودید، این خود می توان به این بار تعبیرش کرد که تا انسان خود نکوشد نخواد گرفت و نخواهد داد. پس شخص ایشان خودشان هم شایستگی برای گرفتن و آمادگی برای انتقال دارند. و اینکه ایام رجبیه و ظروف زمانش را که هم میلاد مولانا باقرالعلوم و میلاد مولانا جوادالائمه و شهادت فرزندش امام هادی و احیاناً میلادش، نیز از همه عزیزتر سیزدهمین این ماده میلاد مولانا قطب دائره جهان نور و رأفت و گذشت و حکمت هست، اشاره فرمودید، از این بیانتان و از این تذکرتان سپاسگذار هستیم. انشاءا… موید و موفق باشید.
پ

ریشه اعتقادات

746
با سلام خدمت شما و تشکر اگر امکان دارد به این پرسش پاسخ دهید. ریشه اعتقاد انسان چیست؟ آیا اعتقاد از طریق علم حاصل می شود؟ یا این اعتقاد از پاک بودن درون است؟ اینکه کسی به امامان اعتقاد واقعی دارد نه لفظی، اینکه کسی به فرمان امام معصوم به درون آتش می رود، و امثال این ریشه این اعتقاد از کجاست؟ با تشکر فراوان از زحمات شما.
ناشناس
تاریخ : ۲۳ تیر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۳۱ تیر ۱۳۸۶
موضوع عقیده یک معنی علمی و معنی فوق علم در او هست، معنی علمی اش، یعنی پیوستگی انسان به یک اصل مسلم. وقتی که پیوستگی به اصل مسلم یافت، لازمه اش پذیرفتن ارزش و بهایی آن را به همراه دارد. انسان به توحید، انسان به مقام عالی نبوت، انسان به مقام عالی ولایت و عصمت و انسان به مبانی قرآن یا از طریق والدین یا از طریق معلم، یا از طریق کتاب، یا از طریق یک محقق دریافته است که اصلهایی هستند. اصلی مانند توحید ونبوت و ولایت و عصمت. اینکه این اصول را پذیرا شده، این اسمش اعتقادات است و اسمش عقیده است. که گاهاً در مسیر ابتدایی است، و گاهاً در مسیر بالاتر از ابتدایی است و گاهی به ریشه ها و اصل های آن آشنایی یافته. برای اینکه مطلب را به خوبی بیابید، این شیوۀ اعتقاد اگر از والدین به کسی برسد، ابتدایی است. و اگر از معلمی که در این مسیر تا حدی آگاه است بیابند، بالاتر از ابتدایی است. اما اگراین مسیر را از طریق محققی با منابعی محکم یافته باشد، این اعتقاد ریشه ای است و قابل توجه. کدامیک از این 3مسیر، علمی اند؟ مرحلۀ اول علمی نیست، القایی است. مرحله دوم: کمی تعصبی است، و کمی علمی است. اما مرحله سوم، که توحید را، با منابع عالی فلسفی، چه از مبنای یک هزار آیه که در متن قرآن راجع به توحید هست، بررسی کرده باشند، یا از طریق فلاسفه الهیه، یا از طریق بیان حکمای الهی و دینی در این مورد 3 بها دارد: بهای اولش محکم است، هیچ متزلزل نمی گردد. بهای دومش علم است. بهای سومش به یقین به عمل هم خواهد رسید. اگر اعتقادات او ابتدایی باشند و همانگونه که ابتدایی است به فوریت از او فرار کنند. و اگر متوسط باشند، در صورتی که نفعی را در آن عمل بیابد، پی اش می رود اما اگر به نفع مادی اش نباشد نیز فرار است. اما اگر به مرحله سوم که ریشه آن از علم و اخلاق و مبنای قرآن و حکمت الهی پیدا شده دیگر با او همراه است و بهای او هم در اینجاست. پس ریشه های اعتقادی آغازش هیچ، توسطش یک ذره احتمالاً علمی ولی پایانش تماماً علمی و حکمی است. شما می بینید اجتماع به اعتقاد خود پایبند نیست. او این نوعاً همان ابتدایی ها هستند. اینکه که گاهاً پیمان، چون پیمان جز اعتقادات است، وفاداری انسان در پیمان اش جز معتقدات است، درستی انسان در رفتارش جزء اعتقادات است، پا برجا ماندن انسان در پیمانش جزء عقیده هاست به هر نسبتی که ریشه های علمی و حکمی در درون آن انسان محکم تر باشند بهادادن به این عقیده ها بیشتر است. شما پرسش کننده بکوشید از آن مرحله سوم باشید. تا هم در وفا وفادار، و هم در عمل زیبا، پرکردار باشید.
پ

حکمت و عرفان

747
با تشکر از مطالب عالی. سوالات زیادی در مورد حکمت و عرفان دارم
نبی
تاریخ : ۱۵ تیر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۳۱ تیر ۱۳۸۶
آرزو بردل هر انسان عیب نیست. بکوشید که انشاءا… به آرزوهای مقدس و عالی و علمی خود نائل بشوید.
پ

سپاس

748
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی و تبریک میلاد با سعادت حضرت فاطمه(س)خدمت شما و صحابه درسیتان.خواستم اینگونه از زحمات و درسهای شما و جمعی از صحابه بزرگوارتان همچون خانم رنگین کمان تشکر کنم امروز با درسهای عالی و دلنشین شما شایدذره ای توانسته باشم عظمت و مظلومیت حضرت فاطمه (س)را درک کرده باشم. از شما خواستارم برای بودن و ماندن در این مسیر و یکی شدن درسها با وجودم دعا کنید. با سپاس و تشکر فراوان از شما
ن
تاریخ : ۱۳ تیر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ تیر ۱۳۸۶
«موقتاً از سفر به حضر شدیم» با نهایت سپاس از ابراز مهر و صفایتان در محور میلاد عصمت الکبری، از اینجانب و صحابه درسی باز هم ممنونیم و متشکر. اما اینکه فرمودید برای بقای این مسیر دعا کنید، عمل خودتان و شوق و شور خودتان باید موید و کوله باری دراین طریق باشد. یعنی خود، خودید نه غیر خود. خود باید به سوی یار روید نه انتظارها. باید خویش بروید تا عشق یار شما را ببرد. در صورتیکه بروید و به منهای عشق و شور هر چند به قرب هم شدید، در بُعدید. این را یقین بدانید و بفهمید و تأمل بنمایید.
پ

سپاس

749
با عرض سلام خدمت استاد و محقق فرزانه جناب آقای دکتر موسوی امیدوارم در سایه پروردگار متعال سلامت باشید. بدین وسیله خواستم میلاد با سعادت بانوی هر دو عالم حضرت زهرای بتول سلام الله علیها را خدمت شما فیلسوف گرامی و صحابه محترمتان تبریک بگوییم و از بانوی بزرگوار خانم فاطمه زهرا (س) برای شما و صحابه عزیزتان بخصوص خانم رضی زاده آرزوی طول عمر و سلامتی داشته باشم.ممنون از زحمات شما بزرگواران خدا نگهدار
ش
تاریخ : ۱۲ تیر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ تیر ۱۳۸۶
از اینکه ایام میلاد امه ا... و قطب دائره هستی ها و شاهنگ ترازوی نبوت و ولایت عصمت الکبری فاطمه الزهرا(علیها السلام) عنایتی به ما و صحابه فرمودید نیز سپاس فراوان داریم.
پ

کدام پیامبران به حضرت فاطمه(س) محرم هستند؟

750
مریم: با عرض سلام خدمت استاد موسوی من از صحابه شنبه شب هستم و از مطالب بسیار عالی و دلنشین حضرتعالی بسیار ممنونم در جلسه 26/3/86 شما فرمودید همهء پیامبران به حضرت فاطمه زهرا(س)نامحرمند به جز پدربزرگوارشان و حضرت ابراهیم(ع) که جد اعلای ایشان بودند و این سؤال پیش آمد که در اجداد حضرت محمد(ص)که بازگو شد جمعی دیگر از پیامبران از جمله حضرت آدم(ع)در زمره اجداد پیامبر بودند،چگونه به حضرت فاطمه(س)محرم نیستند؟ با سپاس و تشکر فراوان از شما
مریم از تهران
تاریخ : ۰۴ تیر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۰ تیر ۱۳۸۶
با تشکر از شما، اینکه گفته می شود پیامبران نامحرمند، چون بعضی از پیامبران از دیگر سلسله نژادند. یعنی از یک تیره نیستند که اب و اب و اب و اب باشند. یعنی پدر اول، پدر دوم، پدر سوم و پدر چهارم. مثلاً موسی از تیره دیگری است، عیسی از تیره دیگری است، صالح از تیره دیگری است، داود از تیره دیگری است. پس اینها نبی هستند اما از یک سلسله نیستند. اما اینکه پیامبر اسلام را و فاطمه(س) را منتسب به ابراهیم خلیل می دهند، اینها از یک تیره اند، از یک رده به طول زمان ایجاد کرده است تا ابراهیم. باز از ابراهیم ببینیم آیا نژادهای فاطمه(س) یا رسول ا...(ص) به چه کسانی منتهی می شوند، اینجا دیگر به بحث تاریخی نیازمند است. بعضی تاریخ ها مویدند که از ابراهیم خلیل تا آدم صفی ا... در یک وتیره اند. یعنی در یک رده اند ، بعضی برآنند خیر، در نژادهای مختلف اند و این اختلاف است که محرمیت و عدم محرمیت را اثبات می نماید. آنکه در آنجا بیان شده، پیامبران عموماً نامحرمند به حضرت فاطمه، این رده های گوناگون انند. این یک بحث. بحث دگر، اصلاً خود محرمیت یعنی چه؟ آیا محرمیت از خون است؟ آیا محرمیت از قبول است؟ آیا محرمیت از پذیرا شدن است؟ چون این قیل و قالها فراوان است، به طور کلی این بحث مطرح شده و اگر شما بخواهید به واقعیت این مطالب برسید حداقل ده جلسه تحقیق در این زمینه لازم است. با این سایت امکان پذیر نیست.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.