noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 123

۱۰۱۶
پ

ارتباط با حضرت حجت

733
با عرض سلام و احترام خدمت استاد موسوی: استاد می خواستم بدانم چگونه می توانیم یک رابطه عینی قوی و همیشگی با امام زمانمان داشته باشیم؟ با تشکر
نرگس
تاریخ : ۰۹ شهریور ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ شهریور ۱۳۸۶
مولانا حجه ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) دستورهایی، یا فرمانهایی از سوی خودشان و آبادشان و اجدادشان راجع به ارتباط با آن حضرت صادر شده است که هر کس به هر نحوی حق دارد با آن وجود نازنین اعمال مقدس خویش را عرضه بدارد. گاهی از نظر توسل، یعنی نمازهایی که در کتب ادعیه تعیین نموده اند، با انجام آن نمازها، به حضرتش نزدیک می‌شوند. گاهی دستور داده شده، در بعضی اماکن بروند، آن حضرت را فرا بخوانند. این هم یک روش است. و گاهی دستور داده شده که استغاثه کنند. در همان ادعیه های مخصوص مانند استغاثه به حضرت حجت و استغاثه به سایر امامان نیز می تواند از این گذر و گاهی هم از طریق تحقیق و شناخت واقعی آن حضرت. اینها روشی است که تعیین شده، با حضرت حجت می توانند مرتبط گردند ولی واقع امر آن است که انسان تقوای کامل را در درون خود بجوید و از طریق تقوای کامل، یعنی درونش نورانی شود و پس از نورانی شدن با آن حضرت ارتباط برقرار سازد. و اما راجع به اماکن: مثلاً یکی از جاهایی که حضرت حاضر می شوند در عرفات است. یکی از جاهایی مسجدالحرام است. یکی از جاهایی که حضرت هستند مسجد سهله است. اماکن دیگری هم گفته شده است. کی در این اماکن ارتباطها قوی می شوند؟ آنگاهی که از فسادهای واقعی دور گردد، به خضوع و خشوع اشتغال بورزد. اینها وسیله های ارتباطی با امام زمانند. یعنی امام زمان را از دل بجویند نه از زبان.
پ

شرکت در کلاس های عمومی

734
سلام خدمت استاد موسوی چطور می تونم در کلاس های شما شرکت کنم سوالات زیادی دارم که باید جواب آن ها را بدونم
آتوسا شیروانی
تاریخ : ۱۶ مرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ مرداد ۱۳۸۶
اینکه فرمودید: «پرسشهای فراوان دارم، باید بپرسم» آن پرسش ها، ارتباط به موضوع درس ندارد. هرآنگاه پرسشها در حدِ بیان ما باشد، در صورت امکان پاسخ داده خواهد شد. و اما شرکت در درس ما، مقداری آگاهی به امور فلسفه و مقداری آگاهی به امور علمی و مقداری آگاهی به امور عقلی و عربی لازم است. از همه مهمتر تحمل در مسیر این درس، الزم. و شرائط درسهای ما را اگر بخواهید جویا شوید، می توانید از کسی که در این امور راهنمایی می نماید، جویا شوید. در کارهای علمی و مذهبی موفق باشید.
پ

لطیف

735
باعرض سلام و احترام خدمت استاد موسوی:مبعث حضرت رسول (ص) را به شما و صحابه درسیتان تبریک می گویم . دو سوال از حضور شما داشتم: 1-لطیف که یکی از اسامی خداوند است به چه معناست؟
نرگس
تاریخ : ۱۶ مرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ مرداد ۱۳۸۶
از اینکه شما پرسشهایی را که مجموعاً پربهاست، بیان نمودید، در سپاس. جواب از سوال اول: کلمه یا صفت «لطیف»، شریف، کریم، اینها صفت مشبهه از دید ادبند. و این صفت با هر ذاتی سازگار است، یعنی هم برای انسان معمولی و هم برای انسان عالم، تعیین می شود و عیبی ندارد. صفت «لطیف»: یعنی هم گفته‌هایش، مبتدا و خبرش درست است و هم در هر موضوعی که بحثی می کند، شایسته بحث می‌نماید. هر انسانی که در سخنش، اینگونه بحثی را داشته باشد، عنوان لطیف به او می‌دهند و این معانی را ادبا در این صفت لحاظ می‌نمایند. و اما حضرت حق، موضوع «و هو لطیف» این غیر بشر است که این معنی در او باشد. معنی بالاتر و پربهاتر است. و اما اینکه درباره حضرت حق، این موضوع اهم است: • هرگاه که گذشت او در عالم، اثرگذار است، عنوان لطیف دارد. • و هرگاه نعمت فراوان است، عنوان لطیف دارد. • هرگاه غفران عصیانگران را در بعضی از مبانیِ آیات قرآن، اعلام می‌شود، یا معنی اعلام را فراگیر دارد، عنوان لطیف اطلاق می‌شود. • و هرگاه که کثرتِ علم را در جهان عنایت بر صاحبانش، یعنی توفیقِ فراگرفتنِ علم را عنایت می‌فرماید، عنوان لطیف بر او صادق است. • و هرآنگاه در معاد، گذشت مطلق از گنهکاران را صادر فرماید، عنوان لطیف به حضرت باری داده می شود. تصور می رود این معانی که بیان شد، دیگر اشکالی برایش باقی نماند.
پ

معاد

736
در بحث معاد داریم که ذرات انسانها پس از مرگ مقوم گیاهان و درختان و...می شوند. در اینجا سوالی برایم پیش آمد و آن اینکه اگر این سلسله تکرار شود مثلاً من همه ذراتم مقوم است به این معنی که سلول اول وجود من از ذرات وجود پدر و مادرم و گوشت و گیاهانی است که آنها تغذیه کرده اند پس ذرات وجود من مال پدر و مادر است مال آن گیاه است، مال آن حیوان است پس در‍ روز بعث ذرات من چه هستند که برمی گردند؟ در پایان یک خواهشی هم داشتم خیلی عالی است که در آستانه رسیدن ماه مبارک رمضان از رساله های تفسیر نیز روی سایت قرا دهید تا امسال با تامل بیشتری قرآن بخوانیم. با تشکر از لطف و زحمات شما و صحابه تان
نرگس
تاریخ : ۱۶ مرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۱ مرداد ۱۳۸۶
اما راجع به معاد که از بیان خودمان(محقق وفیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) شاید این نکته را استفاده نمودید که اتمهای هر جسم، در هر حالی که تحول پیدا می‌کنند، مقوم آن شیء اند. یعنی همان شعر معروف عمر خیام، که این سبزهها تماشگر ذرات بدن انسانند. یعنی انسانی بدرود گفت، ذراتش به این شکل تجسم یافتند. این اتمها که مقوم بدنند، بلی مقومند و در روز قیامت برمی گردند به هسته مرکزی شان. آیا آنها که مبدلند، بدل می شوند یا نمی شوند؟ بله بدل می شوند ولی امانت خودشان را حفظ می کنند. موجودی در عالم بها دارد که در امانت، امانتدار باشد، نه خیانت گر باشد. اگر اتمهای اول از امانت داری به خیانت روند، عدالت عالم به هم می خورد و چون حضرت باری عادل مطلق است و مایری و مالایری زیر پوشش عدالت اویند، حجمها باید به حال اول باشند، یعنی هر عضو از بدن انسان را اگر نااهلی حرام، لمسش کند، دیگر اتمها در امانت نخواهند بود. نیروها به حال اول باشند، امانتداری ها به حال اول باشند. پس هرآنگاه که عناصر اولیه هر بدن به سویی پر بکشد، به همان حالت و امانت می ماند، هر چند چهره اش عوض گردد. یعنی اگر ماده حجمی به صورت بخار درآید و بخار به صورت قطره درآید، همان بخار قطره شده، و همان قطره بخار شده، هر کدام از اینها که رجعت کنند، امانت را نگهبان بوده اند. یعنی مخلوط و ممزوج به اتم دیگر نشده که در روز معاد بخواهند برگردد. قطره باشد یا بخار باشد یا ماده باشد، به هسته مرکزی که به نام آن هسته است، برخواهد گشت. نه اینکه منزلش را گم کند و نفهمد کجا می رود. هم رفتنش، یعنی پرشش از جسم حساب دارد و هم رجعتش به جسم حساب دارد. اما اینکه عناصر یک بدن، از عناصر بابا و مادر است، که این حرفها را گفته؟ از بابا یک اسپرم است و از مادر یک اوول. اینها در قرار مکین مادر اتمهای خود را می سازند، نه اتم از بابا و مادرش به او برسد. دوباره چنین مطلبی را ابراز نفرمایید که از نظر تحقیق به مرحله ضعف معرفی خواهید گشت. و اینکه اشاره نمودید راجع به ماه رمضان، در صورتی که در تهران هستید، در تماس باشید، و خویش را معرفی و مکانی که هستید معرفی بنمایید، تا برنامه هایی که در شبهای رمضان، انجام خواهد شد، به شما معرفی بشود.
پ

یافتن حقیقت اشیا

737
با عرض سلام خدمت حضرت استاد موسوی و با تشکر فراوان از زحمات بی دریغ حضرتعالی و صحابه درسیتان، پیشاپیش عید سعید مبعث را به محضر مولا حجة ابن الحسن(عج) و حضرتعالی تبریک عرض می کنم از محضرتان سؤالاتی داشتم که اگر ممکن است پاسخ دهید:1.آیا مراد از یافتن حقیقت اشیا دیدن قدرت الهی و اراده حضرت حق در موجود یا شیء است؟
هاجر تاج از تهران
تاریخ : ۱۶ مرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ شهریور ۱۳۸۶
توجه داشته باشید که هیچ کس نمی‌تواند، به درون ذراتِ عالم، به درستی راه یابد. ادیب از دید ادبش به ذره‌ها می‌نگرد، و در همان ذره و سازمان ادبش، جلوه حق را می‌بیند، و با یک جمله خویش را آرام می‌سازد که در ذره‌ها، شور حق، نور حق، جلوه حق نهفته است. طبیعی‌دان، اگر از طبیعت‌اش بگذرد، یعنی جدال با طبیعت نداشته باشد، بلکه هدف از جدال یافتن صاحب طبیعت است. و با همان جدال طبیعت را با حق در ارتباط می‌یابد. چنانیکه حضرت صدرایی گویند، طبیعت هر موجود، راز آن موجود است و راز آن موجود، ذکر آن موجود است با حق. و در منطق قرآن هم هست، آنچه در طبیعت آسمان و زمین‌انند، به ذکر تکوینی سرگرمند «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض». و دیگر از دانشمندان اتم شکاف هم جلوه حق را هم در طبیعت بینند، و هم در درون طبیعت. پس راز و ذکر و انتقالِ رشد طبیعتهای عالم، خود نشانه‌ای از ارتباط با اوست. پس اینجا جواب شما آن است، هر شیءای و هر چیزی، با عین تکوینی‌اش در راز با حق‌اند و انسان هم اگر بخواهد راز با حق را داشته باشد، از تک تک قلبش و از خیزش پایش،‌ و از انتقال پنجه‌هایش،‌ می‌تواند حق را و واقعیت را و ضرورت جلوه او را بیابد. همه اینها را از کجا می‌یابد؟ از مخزن ادراکش. که این مخزن ادراک در انسان هست، ولی در غیر انسان نیست.
پ

ارتباط از گذر نماز

738
وقتی که نماز می خوانیم یا وقتی قرآن می خوانیم با وجودی که به واقع درک نمی کنیم و شاید عملمان فقط ظاهری است باز هم ربطی بین ما و حضرت حق حاصل می شود؟ آیا این ربط به درون ما بر می گردد یا این فیض و رحمتی از جانب حضرت حق است؟
هاجر تاج از تهران
تاریخ : ۱۶ مرداد ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۵ شهریور ۱۳۸۶
 آری موضوع دوم شما، این فرمانهای لزومی است نه فرمانهای توجیهی. چون فرمان لزومی، تعبداً و بی کاووش، باید به مرحله عمل برساند. او حق ندارد بپرسد که من چرا معنی صلاه را نمی‌فهمم. او از صاحب صلاه حق پرسش ندارد. او لزوماً باید به انجام برساند. اگر نفهمد لزومی است، یا تعبدی است، و اگر بفهمد تحقیقی است. به یقین فضائل محقق انسان، از لزومی انسان، بالاتر و برتر است. اما حق ترک گفتن، صلاه که واجب است، تلاوت قرآن کریم یا ادعیه که غیر واجب اند، حق اینکه متروک کند چون نمی‌داند، ندارد.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.