noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 122

۱۰۱۶
پ

تفاوتهای میان مرد و زن از دیدگاه علی علیه السلام

727
با سلام و خسته نباشید و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات از محضر جنابعالی درخواستی دارم: در رابطه با تفاوتهای میان مرد و زن از دیدگاه علی علیه السلام مطالبی می خواستم دریافت کنم
حسینی از کرج
تاریخ : ۱۴ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ مهر ۱۳۸۶
ما نیافتیم هدف شما از این سوال، کدام یک از اختلافهای مردان و زنان است؟ 1- اختلاف در اسپرم اول است؟ که x و y باشد؟ یا 2x تنها باشد که ربطش به ‍ژنتیک هاست؟ 2- یا اختلاف از دید قدرت جسمی است که کدام یک از این دو قوی ترند و کدامیک ضعیف ترند؟ 3- یا هدف از این دو وزنه مغزی آنهاست که کدامیک بیشتر، کدامیک کمتر؟ 4- یا هدف از این پرسش چهره و هیات آنهاست؟ 5- یا هدف از این تفاوت نیروهای خشم و نیروهای عاطفی است؟ که بهتر آن است ما(محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) به شما و بجای شما، این جواب رابدهیم و به این موضوع بپردازیم که یک زن و یک مرد را اگر از دید ارگانیزم جسمش یعنی پدیده های هیات جسمی این دو را دریابند، یکی ظرف مهر است، یکی ظرف خشم است. یعنی هیات جسمی زن مهر و عاطفه اش فراوان است، و هیات جسمی مرد، خشم و جدالش فراوان است. اما ارزشهای انسان در اینجا نمودار می شود، مرد در عینی که ظرف جدال و خشم و پرخاشگری است، در برابر زن نرم است و زن در عینی که در نهادش مهر و عاطفه است، بر عکس آن در برابر مردش در خشم و احیانا پرخاشگری است! این را باید در جهان رویش کار کرد که چه باید بشود که این تعادلها در حقیقت جسمی و عینی خود نمودار شوند؟ و هنوز جامعه شناسان نتوانسته اند راه درست را بیابند که چه آمپولی به نوع زن تزریق کنند که از آن پرخاشگری به تعدیل آید؟ و چه شربتی به مرد بدهند که آن جدالگری اش در برابر زن قوی گردد؟ یعنی کار مردانگی را آن زن از آن مرد نستاند!! یعنی مرد را به لباس شویی، مرد را به ظرفشویی، مرد را به تعویض کهنه از فرزندش وا ندارند، که اینها کسر شئون مرد است چنانیکه پرخاشگری کسر شئون زن است. اگر دنیای بشریت به این دو موضوع عالی آگاه گردد، درِ تمام دادسراهای خانواده باید بسته شود. زیرا عموم افتراقهای زندگی زنان و مردان مادرش این پرخاشگری معکوس است، یعنی زن که باید نرم باشد، به خشم می رود، مرد که باید درخشم باشد به نرمی می گراید. الا اینکه بعضی از جامعه شناسان مانند «الدان» و «آدم اسمیت» که دانشمندان جامعه شناسی هستند، معتقدند که طرز جمجمه زن نوعی ساخته شده که اگر پرخاشها را انجام ندهد، نورونهای مغزی او خمود می ماند. یعنی هرآنگاه که نورونهای مغزی اش در حال سکون می ماند کنتاکی باید این در این نورونهای مغزی حاصل شود، یعنی شارژ گردد تا به تفکر عالی برود. این نظر را اصلا ما (محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) از نظر مبانی فلسفه نمی پذیریم. چون پرهای بینی زن برای عاطفه است، ربط بین دو ابروی زن برای عاطفه است، زیر گلوی زن مویرگهایی حاکمند، برای عاطفه است. پس آن زنی که پرخاشگر است این همه موهبت های الهی را بی ثمر یا کم ثمر یا منفی در ثمر قرار می دهد. از همه مهمتر اگر زنی پرخاشگر باشد محال است فرزند او در اوج علمی قرار گیرد!! غیرممکن است که فرزند وی یک مقام عالی انسان و عرفانی را طی نماید و دهها عارضه نازیبای بد. امیدواریم این نکات را به خوبی بیابید و به خوبی به مرحله عمل بنهند.
پ

عالم ذر

728
عالم ذر چیست؟
ناشناس
تاریخ : ۱۴ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ مهر ۱۳۸۶
از اینکه پرسش پیرامون عالم جبروت یا عالم ذر نمودید، به همین سایت مراجعه شود. جوابهای وافی داده شده است. پاسخ حضرت استاد به سوال شماره 6در بخش مذهبی پیرامون عالم ذر: آری حتما عالم ذر که جهان داد و گرفت است، که نام اول آن جهان لاهوت ربطش به خداست و جهان جبروت ربطش به همان جهان بروز عینیت ارواح و عالم ملکوت قبل ازپیدایش انسان و عالم ناسوت همین جهانی است که بشر زندگی دارد. دومین جهان: همان نامش عالم ذر است، و در منطق قرآن هم از عالم ذر نام برده شده است. ولی آنچه که آنجا پذیرفته به عنوان تثبیت نیست که کپیه آن در عالم ناسوت باشد، نه، هر عینیت انسان که حضرت باری فرمود هستم من خدایتان؟ گفتند آری. پس از این آری میلها هم چهرشان پیدا شد. یعنی یک مشتاق عرفان و دیگر به شوق کشاورزی، و دیگر پی هنر و دیگر پی آرامش، اینها نمود بوده اند نه اینکه عین آنها در جهان ناسوت به عمل برسد. از این شیوه ها خوششان آمد. یا از این شیوه ها ناراضی بودند، هر دوی اینها با عوامل و دفع مانع ها قابل بروز بوده اند نه مستقیما. امید است که مطلب رابیابید.
پ

استجابت دعا

729
عرض سلام و احترام خدمت استادموسوی: استاد سوالی برای من پیش آمده از شما درخواست می کنم کمکم کنید تا بتوانم در مورد آن صحیح فکر کنم. استاد می خواستم بدانم که چگونه می توان در دعا کردن مجد بود و به یقین رسید؟ چنانیکه آن مرد اعرابی دعا کرد و در لحظه اجابت شد در حالیکه علامه امینی 40 شب به حرم امیرالمؤمنین علی (ع) می رفت و دعا می خواند تا حاجتش را بگیرد و بعد امیرالمؤمنین(ع) به علامه فرمودند تو در دعای خود مجد نبودی در حالیکه آن مرد اعرابی در دعای خود مجد بود. از شما التماس دعا دارم و بسیار سپاسگزارم.
ناشناس
تاریخ : ۰۳ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ مهر ۱۳۸۶
از اینکه پیرامون دعا مطلبی را گفتید، خود مبین ارتباط روحانی شما با حضرت باریتعالی است. آری فلسفه دعا یکی از مبانی مهم مذهب است یعنی بدانگونه که هر انسان به اصل فطرت توحیدی باید عنایت مبرم و به احکام شریعت نبوی نیز توجه وافی، به دعا هم، همانگونه توجه لانهایت داشته باشد. لذاست، از نظر معصومین، دستور اکید صادر شده که هر عبادت باید یا قبلش یا بعدش به ذکر دعا هر چند اندک باشد، بپردازد، تا تکامل در عمل دینی و اخلاقی او حاصل بشود. این جان دعاست و ارزش دعاست. پس نباید دعا را برای حصولِ مطلوب بجویند، بلکه دعا را برای راز در طلب انجام دهند. تا شهد دعا منقطع نشود. زیرا اگر ادعیه را برای برآوردن طلبها تنها خواستارش باشند، تا به طلب رسید، رها می‌شود. و این رها ناقص. آری برای انجام طلبهای ضروری که از عهده بشر امکانش لایمکن، باب دیگری در مذهب تعیین شده است. و آن باب استغاثه و نذر است. شما اگر بخواهید به فوریت به هدف برسید، در صورتی که هدفتان مرضی اله باشد، یا به باب استغاثه بروید، یا به سوی نیت‌های نذورات. والا دعا برای راز حال و مقالِ مخلوق با خالق است، بنده با ا... است. و این را هیجگاه هر چند کم باشد جملاتش، طرد ننمایید تا درونتان روشن و شفاف گردد. اینکه آن عرب به محضر علی(ع) آمد و با حضرت آنگونه سخن گفت، به نتیجه فوری رسید، نه این است که علامه امینی در نزد حق و مولا علی (علیه السلام) بهایی نداشتند و آن عرب بدوی بهایش بیشتر! نه. این به آن معنی است که امامان حکیم‌اند. دوست دارند که حبیب آنها لاینقطع در راز و ذکر با آنان باشند، اما بعضی هم در خانه‌شان را با شدت می‌کوبند، به فوری چیزی به او اعطا می‌فرمایند. دیگر مطلب را بیابید.
پ

خودباوری

730
با سلام خدمت استاد موسوی. سوالی داشتم که در صورت امکان خواهش می کنم به آن پاسخ بفرمایید. اینکه انسانی خود و توانایی های خود را باور ندارد و همیشه با اینکه نسبتا موفق است خود را مغبون و عقب از مسیر زندگی می داند از کجاست؟ چون فکر می کنم یکی از معصومین فرمودند: بترسید از آنکه برای خود شخصیتی قائل نیست. (البته اگر اشتباه می کنم لطفا آن را تصحیح نمایید) چگونه می توان به خود اعتماد داشت و دائما در فکر این را نپرورانید که ای وای از فلان موضوع عقب ماندم. و چگونه می توان شخصیت خود را تقویت نمود و اعتماد به نفس درست پیدا نمود. باز هم تشکر فراوان از شما استاد گرانقدر.
ناشناس
تاریخ : ۲۹ شهریور ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۱ مهر ۱۳۸۶
با سلام و تشکر از عنایتتان. خودباوری، از چند جهت فراهم می‌گردد: 1) ایمان قوی به حضرت اله. یعنی هر انسان چون با حضرت حق در ارتباط خالص است، این ارتباط را بالاترین رمز سعادت خویش می‌بیند و می‌داند. پس این خودباوری اصل است. 2) آنکه کارهایش در مسیر زندگی زیباست، یعنی جایی که لازم است سخن گوید و جایی که لازم است در سکوت، جایی که لازم است کمک کند، و جایی که لازم است نیت اش خیر باشد و امثال اینها. این هم خودباور است. مرحله سوم، از همه مهمتر آنکه در مسیر دانش به اوج رسد، یعنی لازمه‌اش این نیست که در علم الوهیت به اوج رسد، در هر علم و هنری که قدرت تسلط اش را یابد، خود باور است. هر کدام از این سه مرحله که برای انسان نبود، کارهایی که انجام می‌دهد، به وسوسه می‌رسد، یعنی تفکرش آن است که این کار من شایسته و مطلوب نیست. اما نظر خودمان برای خودباوری آن است که هر انسان که اول چیزی که بر او ضرور است، امید است و امیدوار به اله باشد. هرکس که کارهایش در جدول امید شروع می‌شود، او خودباور است و باید خودباور باشد. مثالی از نظر عرفان دارد، و آن مثال آن است که کسی که خدا را قبول نداشت، ارزن برای پرندگان روزهای برفی می‌ریخت، عارفی که در تعصب بود، بر او خرده گرفت و گفت تو که با خدا فاصله داری، چرا ارزن برای پرندگان می‌ریزی؟ یا آماده می‌سازی؟ چون تو دوست حق نیستی، خدا تو را نمی‌بیند. در جواب گفت: اگر مرا نمی بیند ارزنهای من را که می بیند!! و این کلمه نامش خودباوری و اتکا به خود و خداست. پس جان مطلب این است که هر انسان در هر مسیر و کاری که دارد به زیبایی پیش برود و خود باور هم باشد و بیان معصوم هم همین است است که در کارهاتان با یقین پیش بروید تا خود را به خوبی پذیرا باشید. امید است با این بیان، قانع شده باشید.
پ

فلسفه ولایت

731
از فلسفه ولایت چیزی می دانید؟
عبداللهی
تاریخ : ۱۷ شهریور ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ شهریور ۱۳۸۶
این پرسش، ما نیافتیم که هدف شما، از فلسفه ولایت چیست؟ اصل ولایت آیا آنچه از مقامِ امام معصوم رسیده است، می‌باشد؟ یا معنی ولایت؟ ما نفهمیدیم پرسش‌تان کدام یک از این دو هست؟ الا اینکه قسمت اول را انتخاب می‌کنیم، و برایتان ارائه می‌دهیم. و آن آن است که امامان معصوم، هر کدام که زمانِ رحلت یا شهادتشان، فرا می‌رسید، آنچه لازم بود از انتقالِ فرمانها به امام بعد از خود منتقل می‌نمودند. یا ابزاری مانند، عصا و دیگر ابزار که خود استوانه‌ای برای امام بعد از خود بوده، به وی تسلیم می‌نمودند. این روش از مولا علی(علیه الصلوه و السلام) تا مولانا حجة ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) رایج بود و در کتب علمی و تاریخی و مذهبی موجود است. اما بعد از حضرت حجت که هم غیبت صغری و هم غیبت کبری را برعهده قدیس ایشان قرار داده‌اند، چه باید می‌فرمودند؟ و چه باید انجام می‌دادند؟ آری، حضرت چون بعد از او امام معصوم نبوده، ولی علمای بحق و علمای زاهد، علمای شجاع، علمای عادل را و علمای فقیه را مخاطب قرار دادند و توقیع صادر فرمودند. هدف از توقیع یعنی نامه‌ای، با خط مقدس خود یعنی امام زمان(عج الله تعالی فرجه شریف) به عالمی که مورد نظر بود، صادر می‌کردند. از آن جمله، در آغاز غیبت کبرای آن حضرت که آخرین نمایندة خاص‌شان، ابولقاسم روح یا دیگری از محمدبن علی صیمری بوده‌اند، توقیعی به این مضمون صادر. که ای فلانی شما حق ندارید نماینده‌ای را خود انتخاب کنید، امر ولایت بینی را بنهید بر عهده عالمی که فقیه باشد، زاهد (زهدش خیلی مهم) باشد، عالم باشد، از گناه دوری کرده باشد، و سیانت در عمل داشته باشد، یعنی سیانت: حفظ دین، حفظ قرآن، حفظ مبانی دین، حفظ مبانی دین، حفظ درستی، و امثال آن را و این مزایای عالیه در عنوان و معنون و در ذات و صفاتِ آن عالم جمع باشد، او حکم ما را، او فرمان خدا و ما را، او فرمان حق و دینِ ما را باید برعهده بگیرد و انجامش بدهد. این فرمان منابع و رویدادهای گوناگون در او وجود دارد. به احتمالی پرسش شما را مقداری جواب داده باشیم. و اگر در این مقوله دیگر مطلبی هست، می‌توانید به سایت مراجعه کنید، جواب لازم را شفاهاً خواهید گرفت.
پ

متفرقه

732
دوست دارم با همسرم مثل روز عقدمان مهربان باشم مرا راهنمایی کنید.
مجید
تاریخ : ۱۴ شهریور ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۷ شهریور ۱۳۸۶
چون ما تخصص در این مورد نداریم بهتر آن است به متخصص رجوع کنید.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.