noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 121

۱۰۱۶
پ

تأثیر اراده بر سرنوشت

721
آیا اراده به طور کامل در اختیار انسان است یا عوامل خارجی بر روی اراده تاثیر دارد؟ تاثیر اراده بر سرنوشت تا چه حد است؟
مهشید
تاریخ : ۲۵ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ آبان ۱۳۸۶
اراده یکی از اساس درون هر انسان است که بوسیله آن هم به خیزش و هم به کمال و هم به حبیب می روند و یکی از موهبتهای حضرت حق بر انسان موضوع اراده است. این اراده اقسامی در او پوشیده است. یکی از قسمتهای اراده، میل بر واقعیتها است، این جبری نیست و جبری در او حاکم نیست. زیرا اراده حق است، غایت هم حق هست. و گاهی ممکن است این اراده زیر پوشش عوالمی جای گیرد. در حال عصبانیت این نوعی اراده است، در حال ترس نوعی اراده است، در حال تعادل اقتصاد نوعی اراده است، و در زمان فقر اقتصاد نوعی اراده است. پس در اراده جبر نیست، اما رویدادهای زندگی در پیدایش و بروز اراده موثرند، همانگونه که مثال زده شد. اینکه در بیان معصوم است که فرمودند، به هنگام خشم نه تنبیه نه تصمیم، در حقیقت مادر این دو موضوع از اراده پیدا می شود. یعنی اگر کسی در حال خشم باشد، اراده اش ثابت نخواهد بود و اگر در حال جبر هم باشد، اراده اش محکم نخواهد بود. باید اراده ها در دوران آرامش حاصل بشود.
پ

مقام محمود

722
با عرض سلام و با تشکر آرزوی خوشی برای شما می خواهم بپرسم مقام محمود که در قرآن آمده چیست که کنار نماز شب آمده چگونه بدست می آید؟
پریسا
تاریخ : ۲۵ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ آبان ۱۳۸۶
کلمه محمود: «پسندیده شده» و اسم مفعول است. در تفاسیری که مقام محمود را تعریف نموده اند، معانی مختلف هست. و خود مقام محمود وابسته به یک سلسله از مطالب پیشین است یعنی در متن قرآن کریم، وقتی که می خواهند از عظمتها، از قدرتها، از عنایتهای حضرت باری صحبت نمایند، پایان کار را به مقام محمود می برند. چون موضوع در پساوند مطالب گوناگون جای گرفته، معنی آن هم مشکل پیدا می شود. از این جهت بعضی از مفسرین مقام محمود را ایمان عالی دانند، بعضی مقام محمود را تقوا دانند، بعضی جایگاه پسندیده را علم دانند، بعضی جایگاه پیسندیده را ربط به توحید دانند، بعضی ربطش را به نبوت. اما آنکه از همه بیشتر درباره اش نظر داده شده هدف از مقام محمودی که برای هر انسان شایسته است «عظمت ولایت» است. آنکه در حقیقت به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت مومن و مقر باشد این به مقام محمود یعنی جایگاه پسندیده واصل شده.
پ

ارتباط

723
با عرض سلام و خسته نباشید و سوالی داشتم از شما آیا انسانها از طریق حسی می توانند با کسی ارتباط برقرار کنند بدون این که آن شخص او را بشناسد؟
ناشناس
تاریخ : ۲۰ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ مهر ۱۳۸۶
ارتباطها از چند گذر میسر است، 1) از گذر حس یعنی چهره به چهره شدن. در صورتی که این دیدار حسی تناسب با فکرِ وی داشته باشد، ارتباط را برقرار می‌سازند. این حالت متعارف است. و گاهی ارتباطها از طریق مکتبی است که در آن مکتب به تکامل علمی سرگرم‌اند، افرادی که در آن مکتب مشغول‌اند، خواهی نخواهی ارتباط برقرار می‌شود. اما آنچه از همه مهمتر است، ارتباط علم است که انسانی در علم یا به تدریس آن یا به تحقیق آن مشغول است، هر چند، چهره او را در نیابند ولی چهره علمی او را، یا تحقیقی او را دریافت می‌کنند و به سوی آن تحقیق می‌روند. چنانیکه بزرگان علمی را نتوانستند و نبودند چهره‌های آنان را بیابند، ولی دیدگاه آنها را در اختیار دارند. این خود نشانه ارتباط علم است. و آنچه ما بیشتر می‌پذیریم و عزیزترند، برنامه علمی است. که هرآنگاه این ارتباط قوی و محکم شد، قابل انفصال نیست. پس ارتباط از گذر تحقیق یا علم از هر ارتباطی محکمتر و قوی تر خواهد بود.
پ

سحر و جادو

724
با سلام خدمت استاد محترم جناب آقای موسوی بنده سوالی راجع به سحر و جادو داشتم که عده ای می گویند قطعا وجود دارد و عده ای می گویند در زمان های قدیم وجود داشته و در حال حاضر وجود ندارد می خواستم در این مورد مرا راهنمایی کنید.
ف.ب.
تاریخ : ۱۸ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ مهر ۱۳۸۶
راجع به سحر و جادو من اطلاع کافی ندارم، از شما متشکرم. گو اینکه در مبنای زندگی بعضی از شخصیتها و بزرگان معظم دین گفته شده که ایشان را سحر و جادو نموده اند، چون اصل موضوع را پذیرا نشده، در تحقیق آن هم کوشا نشدم.
پ

انقلاب دل

725
سلام استاد من تازه با سایت شما آشنا شدم مطالبی خوندم از جمله مقاله شما در مورد رابطه ها شما معتقد هستید پنبه انقلاب داشته تا تبدیل به نخ و جامه شده ولی این سوال تو ذهن من پیش اومد که آیا یک انقلاب بدون رابطه و ربط ایجاد میشه یا نه مثلا پیوند دلها با یک ربطی مثل محبت ایجاد میشه آیا نمیشه گفت پنبه نیز از رابطه با انسان به نخ تبدیل شده؟یا مثل ایجاد ابر که با رابط گرما با اب به وجود اومده آیا میشه گفت آب نیز انقلاب پیدا کرده و آیا انقلاب هم با ارتباطات به وجود می آید؟
سیده از بروجن
تاریخ : ۱۷ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ مهر ۱۳۸۶
از اینکه جدیدا شما به این کانون علمی و مذهبی و پدیده های روحانی در اتصال قرار گرفتید، به حضرت حق سپاس نهید. اما بحث انقلاب دل نه انقلاب محیط، زیرا بحث ما در انقلاب محیط نیست، انقلاب محیط یقینا مقدمه دارد، ذی المقدمه دارد، تا جوری در عالم پیدا نشود انقلابی به یقین حاصل نخواهد شد. جورهای محیط باعث می شوند که کسانی که زیر بار این جور تن خم نموده اند و غل و زنجیر به دست و پای آنها سخت فشرده شده، غل و زنجیر را بدرند و جبر را از دوش خویش برهانند، و به نوای آرام جسم و جان درنهند، نام این انقلاب محیط است. اما انقلاب دل آنگونه نیست که سوابقی در او باشد، بلکه انقلاب دل مقدمه از خود لازم دارد نه خارج از خود. یعنی ریشه اولش پر از درستی، ریشه دومش پر از شوق، ریشه سومش پر از عاطفه ها، ولی مامنی را نمی یابد که این شور و شوق و عاطفه ها را بر آن مامن بپاشد و فرو بریزد بلکه در خود حفظ کرده به انتظار فرصت است نه به انتظار علت. به انتظار فرصت است که کی زمینه ای فراهم شود تا این کالای عالی را به دلی عالی فرو ریزد. هرآنگاه که شامه عاطفه، هرآنگاه که شامه مهر از مهروزی دریافت نماید بلافاصله این دل به آن دل منتقل می گردد نام این تغییر دل است نام این تغییر ذات و عین است. لذاست در عبارات مذهب دارد که انسانی که کار او برای خدا باشد، انسانی که عمل او برای رضای حق باشد، انسانی که نفس کشیدنش و رفتارش برای مرضی حقیقت و الوهیت دور بزند، مهر او را، قدرتهای عنایی الهیت به سرچشمه های آب دنیا می ریزد و هر کس از آن آب بنوشد مهر او ندیده در دل او جای می گیرد. اگر گهگهایی به هر وضعی نشانی از این گمشده پیدا نمود، انقلاب دل به دل می گردد. آیا یافتید یا نه؟ اگر نیافتید بار دگر به جزئیاتش اشاره نمایید تا جواب لازم داده شود.
پ

حوریه - ملک کریم

726
با عرض سلام خدمت استاد موسوی:در ابتدا می خواستم از زحمات شما سپاسگزاری کنم. سپاسگزاری نه در خور زحمات شما بلکه در توان خودم. 2 سوال از محضر شما داشتم:1-حوریه به چه معناست؟ یعنی حوریه چه ویژگی هایی دارد که اگر کسی بخواهد در این دنیا حوریه باشد باید آنها را پیاده کند؟ 2-در سوره مبارکه یوسف آیه 31 آنجا که زنان در مجلسی که زلیخا ترتیب داده بود گفتند:"ما هذا بشرا ان هذا الا ملک کریم" می خواستم بدانم "ملک کریم" کیست؟
ناشناس
تاریخ : ۱۴ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ مهر ۱۳۸۶
از اینکه از برنامه سپاس نهادید ما هم از شما سپاس داریم. اما راجع به کلمه حوریه: کلمه حوریه: چهره سفید و درشت چشم و حلقه ها مشکی، نام این حور است. اینکه می گویند حورالعین، آنکه این صفات در چهره او موجود است. و این حور به این جهان ارتباط ندارد، مکانش و محیطش جای دگر است و وضعی دگر است. و در منطق قرآن کریم هم چندین مورد بالکنایه و بالصراحه از او نام برده شده است. بنابراین حوریه جایش در این جهان ناسوتی نیست. آنگاه که موضوع در این جهان بودنش ممنوع باشد، تشبیه بر او هم دیگر جایز نیست. پس اینکه کسی اگر به عقیده خویش بخواهد چون حوریه شود این کلمه بی معنی است آری صفات حوریه: 1- پر از مهر 2- پر از محبت 3- پر از شور و شوق 4- پر از جاذبیت 5- پر از عشق و شور اینها را اگر کسی در این جهان بخواهد دارا باشد، بلامانع است و عین سعادت اوست. خوشا بحال آن حوریه ای که این صفات در او باشد و سعادتمند آنکه با این حوریه زندگی کند. و اما موضوع دوم: باید پاره ای از این جمله آیه بیان گردد تا معنی این ملک کریم روشن شود. پاره ای قبل از این جمله آیه این است: واعتدت لهن متکا و اتت کل واحده منهن سکینا و قالت اخرح علیهن فلما راینه اکبرنه (اکبرنه: نیروی ممسکه را از دست دادن) و قطعن ایدیهن و قلن حاش لله ما هدا بشر ان هذا الا ملک کریم بیان شما لازمه اش مطلبی را به همراه دارد و آن یابیدن معنی آیه است از آغازینش . چون زنان مصر به سخن نازیبا درباره زلیخا آمدند و زلیخا سخنان نازیبا را از آن زنان شنید یعنی زنان مصر بیانشان آن بود زلیخا با آنکه در دودمانش است روابط نازیبا دارد برای اینکه آن زنان را خاموش سازد، دعوتی نمود از آنان، به قصر زلیخا آمدند، بدیهی است آنان زنان عادی نبودند، زنان درباریان عزیز مصر بودند. پس از اینکه هر کس در جایگاه خویش قرار گرفت، در جلوی هر یک از آنان سیبی، ترنجی یا دیگر از مرکبات اعلی قیم که آن روز رایج بود، قرار داد و به دست هر یک از آن زنان کاردی داد، با کمک خودش و تایید خودش و دستور زلیخا آن بود هرگاه اینکه مرا با او متهم نمودید وارد شد، بی مقدمه، ترنجی یا به زبان ساده پرتقالی که بدست دارید پاره نمایید «فلما راینه اکبرنه» چون او را دیدند حال عجیبی زنان مصر یافتند، نیروی امساکیه خویش را از دست دادند. و آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتند که به جای پاره نمودن ترنج، بند انگشت خویش را بریدند و نفهمیدند. در آن حال است که یک زبان گفتند این بشر نیست، این فرشته ای است کریم، فرشته کریم، یکی از فرشتگان عزیز باریتعالی است، که بعضی برآنند مامن او در عرش یا در جای دگر است، و هرگاه بخواهد چهره‌ای از حد تعادل در جهان بشریت ملیح گردد، نه خوش چهره گردد، چهره ای در جهان بشریت ظریف گردد، چهره ای در جهان بشریت محبوب گردد، از اشراق آن ملک کریم پخش می شود و بهره در بطن آن مادر قرار می گیرد. معنی ملک کریم این است و نمی دانیم شما سوال کننده چرا در بین این همه نکته های قرآن این مطلب را از ما جویا شدید؟

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.