noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 120

۱۰۱۶
پ

متفرقه

715
با عرض سلام وخسته نباشید از شما سوالی داشتم در جایی که می گویند دل به دل راه دارد ایا این ارتباط حسی صحیح است یا خیر؟
ناشناس
تاریخ : ۰۳ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ آبان ۱۳۸۶
این مطالب را بهتر آن است که از ما نپرسید. از ما مطالبی بالاتر و علمی تر بپرسید.
پ

متفرقه

716
سلام استاد امروز بالاخره موفق شدم از سایت شما دیدن کنم. از موقعی که اومدم ایتالیا اینترنت بلد نبودم که بتونم از سایت استفاده کنم. الان خیلی دلم می خواهد که دوباره در جریان کلاس و درسها بیفتم ولی نمیدونم که اول اینکه اجازه دارم و دوم اینکه اگه اجازه دارم از کجا باید شروع کنم؟ منتظر جوابتون هستم.خدا نگهدار.
شیوا
تاریخ : ۰۲ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ آبان ۱۳۸۶
دوشیزه شیوای باوفا انسان! شما که می‌دانید، ما دروسمان به سایت وارد نمی‌گردد، و جایی برای دروس در سایت نیست. در صورتی که متنِ سایت را مایل باشید مشاهده نمایید، بلامانع است.
پ

دعا

717
با سلام می خواستم لطف کنید و یک کم در مورد دعا و کلا فلسفه دعا برایم توضیح دهید.
شیرین
تاریخ : ۰۲ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ آبان ۱۳۸۶
موضوع دعا در این سایت زیاد بحث شده، یا به رساله دعا طیِ مقدماتی مراجعه نمایید.
پ

ارتباط اراده انسان و آزمایش الهی

718
باعرض سلام و احترامات استاد بزرگوار اینجانب به تازگی توفیق آشنایی با شما و مقالات نفیستان را داشتم. ضمن مطالعه مقاله ای تحت عنوان"سفری به سرزمین ناشناخته اراده"سوالی برایم مطرح شدکه درخواست پاسخگویی آن را از شما دارم: اگرباور کنیم که هرچه هست ازاوست و خداوند از آغاز خلقت پایان آن را رقم زده است پس تکلیف اراده آدمی چیست؟مگر نه اینکه سرنوشت انسان و اعمالی که از او سر خواهد زد از ابتدای تولد او بر خدا مشخص است؟ پس چه نیازی به آزمایش الهی؟ با تشکرو التماس دعا
مهسا کریم زاده
تاریخ : ۰۱ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ آبان ۱۳۸۶
با تشکر از شما، این بیان شما، حکایت از گفته های چند تن از بزرگان ادب در ایران دارد. از آنجمله ایرانشهری که می گوید، حضرت حق که به همه چیز آگاه است، چرا آزمون می‌نماید؟ این خدشه یا این وهم قابل بیان نیست، او که نمی خواهد برای خودش شما را آزمون کند، می‌خواهد به خودتان تفهیم کند که هیچ نیستید، یا هستید. آن است. یعنی گله از کسی در منفی‌ها نکنید و تشکر بیخود از مثبتها ننمایید. آری همه اراده ها، همه رویدادها را او آگاه است ولی آزمون هم جزء رکن یافتن مثبتها و منفی‌های انسان است. مثال بسیار ساده، معلم در کلاسش با تعدادی از محصلین روبروست، در جلسه اول که آنها را به پرسش اندک و جواب دادن‌شان وا می‌دارد، درمی‌یابد، شماره 1 چگونه خواهد بود و شماره 9 چگونه خواهد بود. یافتن معلم هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهد. باید او درسش را به واقع بدهد، آزمون هم به واقع بنماید ولی نمره‌ای که می‌گیرد، 9 از آنِ خودش است، 1 هم از آن خودش است. امید است مطلب را یافته باشید.
پ

ابن الزمان

719
با عرض سلام و خسته نباشید. سوالی از محضر جنابعالی دارم. وقتی گفته می شود «ابن زمان» و «اب زمان» هدف چیست؟ با تشکر از مطالب عالی شما استاد گرامی.
ناشناس
تاریخ : ۰۱ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ آبان ۱۳۸۶
با تشکر از شما این عبارت بین انسان و بعضی از فرهنگها شایع است که آنکه در پوشش جامه مقلد است، دیروز جامه اش بلند بود و امروز کوتاه است! چرا؟ دیروز عموماً جامه شان بلند بوده و امروز همان جامه کوتاه است، این هم استقلال ندارد، تابع فرهنگ دگران می‌شود!! چنین کسی را «ابن زمان» یا «ابن الوقت » نامند. این مثال را در جامه بیان نمودیم، خوی و اخلاق همان، رفتن به سوی کمال هم همان، و دهها چیز دیگر. پس انسانی که از خود استقلال در رفتار، یا شیوه ندارد این را «ابن زمان» اش نامند. آیا این عمل از دید مذهب درست است یا نه؟ جواب: دوم است. مذهب انسان «ابن زمان» را پذیرا نیست، با دلایل و براهین. که جای دلائلش نیست.
پ

امور ذهنی

720
اگر گرما لازمه وجود آتش است چرا وقتی آتش را تصور می کنیم احساس گرما نمی کنیم؟
فرزانه از ایلام
تاریخ : ۲۹ مهر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ آبان ۱۳۸۶
از اینکه از ایلام با ما در تماس اید، متشکریم. اما قانونی است در فلسفه، نامش «امور ذهنی» است، یعنی کسانی که قائل به امور ذهن انند، رویدادهای عالم را در ذهن دانند. یعنی گویند هر چهره در ذهن یا در خاطره انسان یا در ویترین ذهن موجودند، و هرگاه لازم باشد، آن چهره را از ذهن خارج می کنند، به جهان تخیل جایش می دهند. یعنی یک سوخته دلِ عاشق، معشوقش را در ذهن پنهانش دارد ولی هرگاه که زیاد مشتاق گشت، از ویترین ذهن به خزانه خیالش منتقل می سازد. این دیدگاه کسانی است که معتقدند که چهره ها در ذهن انند. اگر این قانون درست باشد، مثالی که شما زدید که آتش تصورش و حضورش در ذهن حاصل شود، طبق قانون نظر پسندیدگان ذهنی باید بسوزاند. ولی بسیاری برآنند که امور ذهنی آنگونه نیست که در خاطره باشد، وجودش در خاطره نیست، ذکر و نامش در نیروهای مفکره انسان رد و بدل می شود. مثلا هرآنگاه از دریا سخن گوید، «دال ر و ی» منظور است، نه هیئت دریا. هرآنگاه از درخت حرف بزند «دال ر خ ت» منظور است نه شاخه های درخت و دلیلشان آن است که چیزی در ذهن وجود ندارد. و اگر در ذهن وجودش باشد، هرگاه تصور آتش را بنماید، تصور حرارت هم خواهد شد. یعنی قلبش خواهد سوخت. و چون تصور آتش می شود، و نمی سوزد، پس امور ذهنی صادق نیست بلکه الفاظ و نامها صادق اند، مانند نام آتش نه خود آتش. امید است مطلب را دریافت نموده باشید. آری اگر هر عینی که در خارج هست، در ذهن هم باشد، اثر عینی را می گذارد، مانند تصور دریا، رطوبتش. و تصور آتش حرارتش. و چون در تصورها نه رطوبت می آید و نه حرارت از این جهت برهان گرفته شده امور ذهنی نیست. و این بحث شما ارتباط به امور ذهنی دارد و اگر به واقع مطلب را نیافتید باید به امور ذهنی که در جلد اول اسفار ملاصدرا وجود دارد، از استادی فرابگیرید.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.