noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ | صفحه 117

۱۰۱۶
پ

حوادث زندگی

697
با سلام و تشکر حضور شما آیا این درست است که اتفاقات بدی که در زندگی برای انسان رخ می دهد یا بلایایی که به او می رسد نتیجه کارهای بد اوست که انجام داده؟ ممنون
سروناز نعیمی از تهران
تاریخ : ۰۶ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ دی ۱۳۸۶
باید توجه داشت که در متن قرآن کریم اینگونه است، «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» هر زیبایی از او زیبایی آید. و هر زشتی که نامش سیئه است، از او زشتی آید. این بحث کلی است در منطق قرآن کریم. اما از دید حکمت، یک انسانی که کار زشتی را اعم از رفتار، یا اساس به انجام می رساند، یا آگاه است که این روش نازیباست یا ناآگاه است. اگر آگاهی بر این عمل داشته باشد که نوعاً همین گونه اند، پس از انجام زشت کاری، درون او ناامن است. درون او اضطراب دارد و چه رفتاری و چه تبهکاری و چه زشت عملی برتر از اضطراب نامطلوب در درون انسان است؟ پس با این مقدمات می توان دریافت که اثر زیبایی ها، زیبایی است و اثر زشتی ها زشتی است.
پ

کلمه الله

698
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند...سوالی داشتم در مورد مبحثی از تفسیر سوره ی مبارکه ی لقمان..که در مورد کلمه ی الله می باشد....اگر امکان دارد توضیح بدهید....با تشکر
شایلی از تهران
تاریخ : ۰۵ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ آذر ۱۳۸۶
ما الله را در رساله هامان مفصلا بحث کردیم از آن جمله در رساله سوره حمد موجود است. در صورتی که مایل باشید مراجعه شود تا به شما طی شرائطش داده بشود.
پ

اسامی خداوند

699
من می خواهم نام های خدا را بدانم
ابراهیم
تاریخ : ۰۵ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ آذر ۱۳۸۶
دعایی است به نام جوشن کبیر، بر آن دعا مراجعه شود. که آن دعا در کتاب مفاتیح الجنان موجود است.
پ

طهارت خیال

700
با عرض سلام خدمت استاد ممکن است راجع به طهارت خیال و مفهومش برایم توضیح بدهید؟
ناشناس
تاریخ : ۰۵ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ دی ۱۳۸۶
با تشکر از شما. امور خیالیه مربوط به ضمائر و پوشیده هاست. امور خیالیه ثبات ندارند، نشات گرفته از تصورات و تصدیقها را می کنند. یعنی اول هر انسان تصور دریایی را یا دشتی را یا مکانی را یا شخصی را می نماید،‌ سپس نوبت به زینت کاری یا غیر زینت کاری در آن موضوع می کند. و این چهره هایی که به این موضوع فرضی می دهد، نامش تخیل است. دریافتیم که تخیل خود قابلیت نه برای طهارت دارد، نه برای قذرات (یعنی نجس بودن). اما مخزن تصور و تخیل که ادراکات اولیه هر انسان است، می توان آن را به صورتی پاک و به صورتی ناپاک درآورد. یعنی اگر دریافتهای درون او که همان ادراک کلیه باشد، از جهان علمی، از جهان حکمتی، از جهان مبانی اساس قرآن کریم،‌نشأت گرفته باشد، ریشه و اصل این ادراک طهارت و پاکیزگی است. و اگر این ادراکات از وساوس حیوانی یا وسوسه های خلاف واقع پر گشته باشد، این مدرکات ناپاک است و لاطهارت. پس تبعاً، خیال پاک و خیال ناپاک به این مدرکات اولیه ارتباط دارد. زیبا آن است که هر انسان بکوشد که مایه ها و ادراک اولیه او نشات گرفته از منابع عالیه علمی و مذهبی پر گردد. لذاست یک حکیم هم مدرکاتش طاهر است و هم خیالش. یک فیلسوف هم مدرکاتش در روانی و زیبایی است و هم تخیلاتش. در غیر اینها امکان تخیل یا مدرکات ناقص هست. به این نتیجه رسیدیم، ریشه هر تصور و تصدیق و توهم و تخیل اگر از مایه های حقیقی و عالیه پرباشد، تبعات او هم طهارتشان مسلم است و در غیر اینصورت خیر. توجه داشته باشید که اینها ربطی با علم و دانش ندارد، خود برای خود اصلند.
پ

ذکر « قوی و عزیز »

701
با عرض سلام و ادب خدمت استاد موسوی: از لطف شما سپاسگزارم که با حوصله و حلم سؤالهایم را جواب می دهید هر چند که گاه غیر علمی و کم بها باشد.سایت شما مامنی شده است که سردر گمی ها و حیرانی هایم را با کسی در میان بگذارم که در کلامش موج آرامش و امید را حس می کنم. استاد روزی از خانه بیرون می رفتم به مکانی می خواستم بروم اما در خود نگرانی و اضطراب حس کردم. با خودم فکر کردم که چه ذکری بگویم تا آرام شوم و قلبم مطمئن گردد راستش فکرم به جایی نرسید. اما بعد از مدتی به خودم آمدم دیدم در حال گفتن "یا قوی و یا عزیز" هستم. خواستم حکمت این ماجرا و سری از اسرار این نام مبارک را بدانم.
ناشناس
تاریخ : ۰۲ آذر ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۶ آذر ۱۳۸۶
با تشکر موضوع قوی و عزیز، این یک بحث فلسفی است. چون قوی ترکیب اجسام را ارائه می دهد که لرزش در ترکیبها نیست. یعنی هرآنگاه تعدادی از رشته های ضعیف را به صورت یک واحد درآورند، هم ایجاد قدرت و هم ایجاد استحکام در آن ترکیبها موجود است. این در کلمه قوی نهفته است. عزیز عبارت است از نفس قدسی انسان است که در درون این قدرت اشراق او حاکم است، یعنی این دو کلمه هم حکایت از یگانگی و هم حکایت از عزت و عنایت حق را به همراه دارد. اینکه ناخودآگاه این ذکر به زبان آید، در حقیقت اسرار توحید در او نهفته است و پیداست شما ارتباط توحیدی تان با حضرت اله محکم است.
پ

بروز اصوات در عالم

702
باعرض سلام خدمت استادبزرگوار. روی پروژه ای تحت عنوان "تشخیص بیماری های صوتی از طریق صوت حاصل شده و فرکانس "کار می کنم و آن چه که در دنیا مطرح است پیدا کردن یک ارتباط با معنا بین انسان و اصوات موجود در طبیعت است. آن چیزی که در لابلای مقالات معتبر پزشکی می شود پیدا کرد این که هر صوت حاصل از آدمی (حتی بی ارزش ترین آن ها، مثل صدای معده) یک ارتباطی با نظم دقیق بدن انسان دارد، و من در آن جا به این پی بردم که چه عظمتی پشت این خلقت آدمی خوابیده است!! با دیدن مقاله ای تحت عنوان" رقص اصوات در عالم"در سایت شما و خواندن این جمله که "مهمترین ربط خالق و مخلوق یا انسان با انسان از طریق صوت است"به شگفت آمدم، من هم به این امر اعتقاد دارم ولی از بعد دیگری و این منت بزرگی خواهد بود اگر ارتباط این دو دید را برایم بیشتر باز کنید، آیا اصلا ارتباطی بین این زمینه ها هست؟! اجرکم عند الله سمانه باغبانی
سمانه باغبانی از تهران
تاریخ : ۲۶ آبان ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۳ آذر ۱۳۸۶
با تشکر از شما موضوع ارتباط اصوات در ضمیر انسان، یک بحثی است که ما برایمان مورد توجه نیست. و این موضوع باید از جای دگر و وضع دگر بررسی گردد و جزء ابزار کار ما نیست( همانکه اشاره کردید ارتباطش به جهان پزشکی یا پزشکی است) اما ربط هر موجود از دید صوت، این به جهان فلسفه و حکمت و عرفان ارتباط دارد. یعنی آنچه در جهان موجودند در درون شان صوت است. اعم از جماد، نبات، گیاه، انواع گیاه، حیوان و انواع حیوان و ماهیات و انواع ماهیات، یعنی هر موجود یک صوتی در درونش نهفته است. به این معنی که یک برگ درخت صوتی دارد، شاخه درخت صوت دگر، و تنه درخت صوتی دگر و ریشه درخت صوتی دگر و خاکی که این ریشه را می پروراند، صوتی خاص و آبی که این خاک و ریشه را به هم مرتبط می سازد، صوتی بخصوص. آیا این اصوات از ماهیت آن شیءاند، یعنی از ترکیب ماهیت اند؟ یا از خارج(دیواره ماهیت) ماهیت اند؟ در این مورد بین محققان اختلاف است ولی نظر خودمان آن است که آری این اصوات هم از دیواره موجودند و هم از درون موجودند و هم از اشراق قدرتند. یعنی قانون سه ضلعی در اینجا حاکم است: 1) دیوار 2) ترکیب درون 3) اشراق یا نیرو یا قدرتی که به خارج بستگی دارد. ارتباط اصوات موجودات یعنی برگ با تنه درخت چگونه ارتباط صوتی دارد؟ از کدامیک این موارد سه گانه است؟ (این مهم است). آنچه ما خودمان (محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) پیدا نمودیم، از دیواره نیست. چون دیواره عوض می شود. ولی یک صوت در او وجود دارد (منظور از ماهیت هیات خارجی تنه). پس از دیواره نیست، از ترکیب هم نیست، زیرا این ترکیب گاهی صوتش ضعیف باشد و گاهی صوتش قوی باشد. چون ترکیب ها از استاتیک به دینامیک مبدل می شود. ترکیب ها از سکون به حرکت مبدل می شود. پس این دو نیست. تنها ارتباط اصوات از اشراق قدرت است. و آن اشراق قدرت است که در این فضای ممکنات یعنی در جهان ناسوت لاینقطع در لمعان است. لاینقطع در جهش است. پس اگر از اشراق قدرت ربط اصوات برگ و تنه درخت و خاک و آب و حرارت و نور باشد، باید یک نوع باشد!! چرا برگ دارد ظریف جواب می دهد؟ ولی تنه با عربده جواب می دهد؟ ریشه به ناله جواب می دهد؟ و خاک به نوازش؟ چرا اینها با هم مغابرند؟ این مغایرتها از دیواره نیست، از ترکیب نیست، از جوهر آنها و آنچیزی که آنها را جلوه می دهد، از آنهاست. پس به این نتیجه می رسیم آنچه در عالمند دارای صوتند و این اصوات با هم در ارتباطند و در عینی که در ارتباطند، در نظم کلی جهان هم همراه اند. این ارتباط به جان جوهریت، جوهر آنان فرو می ریزد. و آنچه در جوهر نهفته است، منعکس می شود. این است که بعضی صوتشان ظریف، بعضی صوتشان خشن، و بعضی صوتشان غیر این و آن، نوعی دگرند. نمی دانم یافتید یا نه؟ پس جهان دارای اصوات و این اصوات از یک مخزن در مایری و مالایری در خیزش اند و نام آن مخزن یا قدرت اله یا عنایت اله یا اشراق اله یا فیض اله یا مشیت اله و دهها عنایت دگر. و این اصوات که در جهان به خیزش اند، جوهرها یا جواهر، ماهیات گوناگون عالم کامشان را باز می کنند تا از اشراق این صوت علی الاطلاق باریتعالی بهره ور گردند. و هرآنگاه که بهره گرفتند، بهره را در خود حفظ نمی کنند. به غیر خود مرتبط می سازند. یعنی به نوعش، به مثلش، به دوستش اعلام می کند که من از این فیض بهره گرفتم، تو هم بهره گرفتی؟ این ربط اصوات در عالم از یک سوی قدرت لایزال. و اگر این پدیده اصوات را به خوبی دریابند ارگانیزم بدن انسان هم جزء همین ماهیات است. آن است که اصوات درون این ماهیتها، یعنی صوتی که از خون خیزد یک صدا دارد، صوتی که از استخوان آید یک صدا دارد، صوتی که از معده و ترتیبها آیند نوعی صداست ولی مجموع اینها پیوست می شوند به نفس قدسی عالی انسان که فیض را از قدرت صوتی می گیرد به ذره ذره های تن منتقل می سازد. با این عبارت ‹فیض الاقدس الی الاشرف› مطلب روشن می گردد. چون شما پرسشتان عالی بود ما هم کوشیدیم اندازه ای به همان عنایتی که داشتید، به کاسه آن عنایت قطراتی فرو ریزیم.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.