noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ

۳
۱۰۱۶
پ

قضا و قدر

1
انسان پاکی که فقط زحمت کشیده و با ایمان و راستی زندگی کرده به بیماری سختی مبتلا می شود و پس از رنج بی انتها در تنهایی و گوشه بیمارستان دنیا را ترک می کند. یک جای دیگر آدم بدی که جز خوشگذرانی و بدی کار دیگری ندارد عمر طولانی می کند و بدون حتی یک سر درد با لذت بعد از یک عمر طولانی می میرد. اینجا چه بر سر عدالت می آید؟ آیا بر انسان اولی ظلم نشده؟ خواهش می کنم پاسخ دهید.
مونایی
تاریخ : ۱۷ فروردین ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
در صورتی که چند سالی درس فلسفه، حکمت و عرفان را جویا شوید، خواهید یافت: 1)از حضرت اله هیچ گاه شری بروز نمی‌کند. 2)آیا ما و شما که بیننده این صحنه ها هستیم، شر را از خیر تمییز می دهیم یا بظاهر قضاوت می‌کنیم؟ و از حقیقت بی خبریم؟! پاسخ سوال شما مفصلا از سری رسائل معظم له تنظیم شده است، در صورت درخواست پاسخ مفصل عضویت در سایت الزامی است.
پ

توجیه شرور از نظر اصل عدل

2
ضمن عرض سلام و تشکر از مطالب مفید و ارزشمند شما اینجانب مهدیه بشارتی دانشجوی رشته ی علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران پزشکی در مورد موضوع خیر وشر دو سؤال برایم پیش آمد: 1-مبنای فلسفی تضاد چیست؟ 2-تبیین و توجیه شرور از نظر اصل عدل در این دنیا چگونه است؟
مهدیه بشارتی از تهران
تاریخ : ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۴ خرداد ۱۳۸۶
با سپاس از شما؛ باید بدانید که جهان، جهان خیر است نه جهان شر. زیرا هستی نامش وجود است، وجود هم خیر است. این جواب کلی. آنچه چهره تحرکی یا چهره زینتی یا چهره کمالیه دارند، همه اینها چهره ها، نشانی از خیر اوست. کوه چهره اش زینتی است، دریا چهره اش فیضی است، پرندگان و خزندگان و انسان چهره شان کمالی است، تمام اینها خیرند نه شر. اضداد همین جاست، یعنی در نظام آفرین باید یا ضد باشد و یا قوت و ضعف. اگر همه در یک مسیر باشند، کمالها حاصل نمی شوند. و اضداد است که باید فیض های ممکن را پخش کند. تاریکی شب با روشنیِ روز ضدند، اما فیضی که از تاریک حاصل می شود، غیر از فیضی است که از روشنایی به دست می آید. و هر دوی اینها خیرند، در عین اینکه ضدند. و فیضی که از حرارت حاصل می شود، با فیضی که از برودت و انجماد حاصل می شوند هر دو فیض اند ولی در عینی که فیض اند، از ضدند. این اضداد موجب کمالهای عینیِ جهانِ ممکن انند، یا جهانِ ناسوت اند. این جواب از دریافتِ ضدیت شما. و اما شر: هیچ چیزی که چهره دارد، در قالب شر نیست. در تَعیّن شر قرار می گیرند نه در قالب. به این معنی که گاهی ممکن است که هر انسان در عینی که چیزی را خیر داند، در حقیقت تعینّش شر باشد و گاهی چیزی را شر می داند، تعیّنش خیر باشد. انسانی برآن است که در یک شهرستانی به مرحله درسی خویش ادامه دهد، و با خویش تعیین کراهت می کند، تعیین شر می نماید: «اگر من به آنجا رفتم آن می شود و این می شود» تعیینِ این شر است. خود تعیین شر می نماید. ای بسا که در همان سامان خیرهای مطلق سهمِ این شخص بشود. پس جان مطلب آن است که شرها تعیینی می شود، نه شر مطلق داشته باشد. زیرا همه از عنایت اویند یعنی خدا و هر چیزی که عنایت حق در او باشد خیر است.
پ

منشا خیر از خداست و شر از انسان؟

3
با سلام حضور فیلسوف و عارف بزرگ معاصر سؤالاتی از خدمت جنابعالی داشتم چرا هر اتفاق خوب و نیک را می گویم خواست و عنایت خداوند است و هر اتفاق بد را جزءخطاهای خود می دانیم؟ چرا گاهی مواقع به جایی که تا به حال نرفته ایم گویا سالها آنجا را بخوبی می شناسیم حتی شخصی را که ندیده ایم برای اولین بار می بینیم چنین احساسی را داریم که گویا سالها اورا می شناسیم؟ و همسرم نیز این سؤال را دارد که چرا دعاهایم کمتر اجابت می شود و از آنجا که کاسب می باشد در نوع خاص خود رونق آنچنانی که بتوانم غرض هایم را بپردازم و برای کسب از سرمایه خویش بهر برگیرم موفق نیستم در حالی که انفاق را تا حد توان خویش شاید هم کمی بیشتر به خصوص در خویشاوندان خویش و دیگران رعایت فراوانی می نمایم زیرا معتقد هستم الرحم ،ترحم از حضور عارف بزرگی چون شما تقاضای دعای خیر جهت همسر خویش وفرزندانم را دارم زیرا معتقدم گناه کاران را خداوند بزرگ بخصوص ائمه اطهار با دعای بزرگان دین و واسته ایشان می بخشد با آرزوی طول عمر جهت جنابعالی وکلیه همکاران شما که این عنایت را شامل حال ما گردانده که از محضر استادی چون شما بهره معنوی و مادی ببریم سپاس گذارم ضمنا از زمانی که این بنده گناهکار خدا مقاله های جناب عالی را می خوانم در زندگی آرام تر وراحت تر هستم از خدا تقاضای توفیق را برای شما و همکارانتان دارم با تشکر و سپاس فراوان.
شعیری از ایوانکی
تاریخ : ۰۱ فروردین ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ فروردین ۱۳۸۵
سپاس فراوان از مهر و عنایت و کمال شما، اما جواب از سوال اول: آنگونه که شما فرمودید نیست. حضرت حق نماینده هایی به انسان غیر از معصومین عنایت فرموده، و همچنین وجود مبارک رسول ا... (ص) و امامان معصوم(علیهم الصلوات ا...) نماینده های حضرت حق به هر انسان مجردات اوست. از آن جمله عقل و مدرکات و نیروی تفکر، بوسیله اینها از مسیر درست برود، و از مسیر نادرست بپرهیزد. هر آنکس که از مسیر درست راهش را طی نمود، یا به مطلوب می رسد یا نمی رسد. اگر به مطلوب رسید نام این هم نیک است و هم خیر است. اگر به مطلوب نرسید نام آن زشت است. اگر دقت کنید هر دوی اینها از مدرکات انسان پیدا می شوند، پس چیزی نیست که بگوییم این از آن خداست، آن از آن دیگری است. پیدایش این دو حالت یا این دو صفت از خود انسان است ولی با عنایت اله. یعنی عنایت او هست که ما به راه نیک می رویم، عنایت او هست که ما نیروی یابیدن را داریم ولی هوای ما، ولی این میل ما، ولی خواسته ما از طریق درست نرفت. به این نتیجه می رسیم هر دو حالت فعلیت آن از خود انسانند ولی با تایید و عنایت حضرت اله. جواب از سوال دوم: پیش از اینکه مطلب را بیان کنیم تذکرمان به شما آن است که این شیوه را با دقت بنگرید. چون یکی از براهین کسانی که قائل به تناسخند همین است که شما گویید. ولی اینکه شما کسانی را که ندیدید گاهی می شناسید یا مکانی را که نرفتید گاهی برای شما آشنا است، این حکایت از نیروی بنطاسیه یا حس مشترک هر انسان است. که تمام چهره ها و تمام اندامهای عالم در نیروی بنطاسیه هر انسان جمع اند. به دیگر عبارت طفلی که از مادر متولد می شود چهره های درختها، چهره های دریاها، چهره های کوهها و نیز چهره های بعضی از ساختمانهای صنایع و همچنین چهره های مطلق انسان را در آن نیروی یا حس مشترک یا بنطاسیه قرار داده است. هر انسان که شوقش به هر کدام بیشتر باشد در جهان تخیل یا جهان تصور یا جهان حس به او نزدیکتر است و بس. این جزء فیضهای حضرت حق است و متن این موضوع هم در اسفار ملاصدرا و بعضی از گفته های حکیمان موجودند. جواب از سوال سوم: که در حقیقت محتوای آن بر 7 قسم است: الف) دعاها چرا به اجابت نمی رسند؟ به این سادگی نیست که شما دارید داوری می کنید. اولا از کجا معلوم به اجابت نرسیده باشد و شما ندانید. دانسته های شما از حس شماست، نه از واقعیات. اجابت دعا گاهی در حس است چون بیماری که بر اثر دعا خوب می شود. و گاهی در فوق حس است؛ درخواست رسیدن به فلان موضوع را دارد. اگر او به آن موضوع برسد هلاکت او در همان است. به ظاهر فکر می کند به اجابت نرسیده ولی در حقیقت رسیده است. و دیگر موانع دعا غذای حرام است، غذای نجس است و دهها چیز دیگر. ولی به نظر ما جواب شما در آغاز حرف (الف) داده شد. ب) آری هر انسان باید طبق وجدانیات به نیکی ها و برها بخصوص به خویشاوندان یا همسایگان اقدام ورزد. این یک وظیفه است نه یک علت. او به انتظار نتیجه نباشد کارش را درست انجام بدهد. توفیق او در همان است که به فرق او ریخته است. ج) جواب را در (ب) دادیم. د) اینکه فرمودید همسر من انفاق گر است، انفاق علت است. یعنی هر آنکس که انفاق کند معلولش را باید منتظر باشد، طبق متن قرآن کریم. هر آنکس یک عمل زیبا انجام دهد حداقل ده برابر به او خواهد رسید ولی شرط دارد، این انفاق تنها رضای حق باشد نه رضای خلق. کی به نتیجه می رسد آنگاه که رضای حق در او باشد. اگر برای رضای خلق باشد می بیند ولی آنگونه نخواهد یافت. ه) هر انسان بخوهد از دعایش به نتیجه برسد نحوه دعا این است که اول برای دگران و سپس برای خود باشد. دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد. پس خود برای خود باید درخواست دعا کرد. طبق بیان رسول ا...(ص) به فاطمه (علیها السلام) فرمود خود برای خودت کار کن وگرنه دیگری برای تو کاری انجام نخواهد داد. و) بله؛ تشکیلات حضرت حق گسترده است. هر کس توبه و بازگشت به حقیقت به سوی او نماید مورد عفو و غفران قرار می گیرد، طبق مفاد این آیه: :از رحمت خدا مایوس و ناامید مباش" ز) ارزش خود را بدانید که توفیق یافتید لحظه هایی از زمان خویش را سرگرم عنوان فلسفه و حکمت و عرفان متاله باشید و از این گذر به آرامش دل روید. اینکه توفیق یافتید به این وادی عرفان گامی نهید خود حکایت از تقوا و پاکیزگی شما را اعلام می کند. در هر حال موفق و موید باشید.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.