noor ostad
besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ

۶
۱۰۱۶
پ

آموزش مجازی

1
سلام خسته نباشید، می خواستم در مورد اموزش مجازی مقدماتی فلسفه راهنمایی بفرمایید.
مهدیه بختیاری
تاریخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

با سلام

پاسخ شما از طریق ایمیل و تلگرام داده شده است.

اگر در زمینه خرید دروس راهنمای لازم دارید در تلگرام پیام بگذارید جوابگو هستند. 

پ

جستجوی حقیقت(مقابله با نفس اماره)

2
با عرض سلام و سپاس فراوان از محضر محترم استاد گرامی جناب اقای موسوی.استاد من دانشجوی خانم گرمابدری هستم و از طریق ایشان با سایت پربار و علمی شما اشنا شدم ک مطالب موجود در سایت شما کمک بسیاری در انتخاب راه درست زندگی ب بنده کرده و میخواستم در همین جا کمال تشکر را از شما داشته باشم و سوالی را که برایم پیش امده از شما بپرسم.
سوالم این است که انسان زمانی ک در زندگی در جستجوی راه حقیقت و درست است برای تحمل سختی های راه چگونه باید با نفس اماره ی خود مقابله کند؟
کیمیا ظفری
تاریخ : ۰۹ دی ۱۳۹۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۷ بهمن ۱۳۹۵
با سلام، در پاسخ به این سؤال ابتدا باید بدانیم، اگر انسان درخانواده ای مرفه زندگی کند و پی کمال نرود، در دائره زندگی بدون هیچ رنج و حادثه ای زندگی را طی می کند. چنین فردی به ظاهر در خیر است.
اما در عمل وغایت بی مصرف است واثر و فایده ای از او در عالم به جا نمی ماند. اما اگرهمین انسان فرضی به سوی کمال و رسیدن به حقیقت تلاش کند، در این حال هر گامی که برمی دارد در دائره حادثه است. پس همیشه از سختی ها فرارنکنید، گاهی حادثه ها مقدسند و کمال آور. اما باید دانست هر اندازه که طلبش قدیس باشد او باید مصمم قدم بردارد و موانع وحادثه ها را ازجلوی سیر خود بردارد. هر چه راه را بهتر بشناسد و جلوه حقیقت را بیشتر ببیند نفس اماره آرام تر و شوق او به وصل بیشترمی شود. اما این که پرسیدید، میل اماره را چگونه می توان کنترل کرد؟ 
موثرترین موضوع درقوی شدن امیال انسان هم نشین است. انسان هر چقدرهم که قوی باشد، اگر با یک هم نشین سوئی هم نفس باشد او را متزلزل می کند. (این یک مطلب) 
دوم: مکان و سوم: غذا. اگر مکان غصبی باشد یا هرگونه حق غیری در آن باشد، یا غذا حرام باشد، آن چنان نفس اماره را قوی می کند که فرسنگها با حقیقت فاصله می گیرد و برای مبارزه با امیال، اول منزل درسیروسلوک عرفان و مراقبه است. مراقبه در جلیس و هم نشین در گفتار و شیوه زندگی.

پ

پیدایش فلسفه در اسلام

3
با سلام فلسفه از چه زمانی وارد اسلام شده و چه نیازی به آن داریم و آیا در روایات توصیه به یادگیری فلسفه شده است یا خیر؟
محمد حسین جواهری
تاریخ : ۲۲ دی ۱۳۸۹
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۲ فروردین ۱۳۸۹
هر چند شرط پاسخ گویی به این گونه سؤال ها عضویت در سایت و ارائة مشخصات است، پاسخی مجمل برای آگاهی شما و بازدید کنندگان سایت ارائه می کنیم: اولاً خوب است بدانید ریشة فلسفه را از زمان شیث و ادریس نبی دانسته اند و در بعضی روایات و احادیث می بینیم هرگاه مقام معصوم کسانی را شایستة فلسفه می دیدند به آن ها سفارش فلسفه و حکمت می نمودند. اوج اصلی فلسفه از زمان تالس(در حدود 580 سال قبل از میلاد مسیح) تا سقراط (حدود 333 سال مانده به میلاد مسیح) در یونان بوده است. و اما خوب است به بخشی از تحقیقات فیلسوف مـتأله حضرت استاد موسوی در ذیل کتاب تاریخ الحکمای فاضل شهرزوری، در خلاصة الحیوان ابوالجود تتوی توجه بفرمایید: نوبتی که عمرو و عاص از اسکندریة مصر به خدمت پیامبر آمد، آن سرور پرسید: ای عمرو در اسکندریه چه دیدی؟ یا رسول ا... جماعتی را دیدم که تیلسان ها پوشیده، حلقه حلقه نشسته و از ارسطو و تالس نام بردی و از وی کفریات سخن نقل می کردند! چون حضرت رسالت پناه این سخن را شنیدند از روی خشم فرمودند: "یا عمرو اسکت"! تو حرف های آن ها را نمی فهمی چون نمی فهمی، تعبیر به کفریات می کنی. ان ارسطاطالیس کان نبیاً جهله قومه! و اما سیر علم در اسلام بحث مفصلی است که مجمل آن را خدمت شما تقدیم نموده ایم: کارادوو دانشمند و نویسنده‌ای است که می‌گوید: «دستگاه خلافت عباسی در مقابل سؤالات، خویش را صفرالکف یافت و نتوانستند با ندای حسبنا کتاب ا... کار کنند». ناچاراً باید از نظر علمی به جایی پناه ببرند و سنگ تکفیر هم به کار نمی‌آید؛ یعنی هر کس سؤالی ریشه ای و علمی می پرسد، نمی‌توانستند بگویند: تو کافری! نه از قرآن می‌توانستند عالی بهره بگیرند و نه می‌توانستند مردم را تکفیرشان کنند. لذا برای نحات از فقر علمی به نشر و ترجمة کتب علمی با کوشش هر چه تمام‌تر اقدام نمودند و منابع قوی فلسفه را از مناطق مختلف به خصوص یونان دریافت نمودند. از مصر و اجتماعش و از هند پندها و مثال‌هایش را گرفتند... یعنی عباسی‌ها مخصوصاً از زمان هارون (نه مأمون)، از سه کشور اقدام کردند تا به ترجمة کتبی که پرمحتوا هستند بپردازند و هارون عباسی خیلی در این باب اقدام کرد... (این بحث از رسالة واجب الوجود (17) فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی استنساخ شده، برای دریافت پاسخ دقیق تر، عضویت در سایت الزامی است.)
پ

اسفار اربعه

4
اسفار اربعه را نام برده توضیح دهید؟
سارینا
تاریخ : ۰۶ آذر ۱۳۸۷
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۹ دی ۱۳۸۷
پاسخ های زیر از مجموعه رسائل معظم له ارائه می گردد: پاسخ سوال اول: پرسش شما ما را به آغازین روزهای تلمذمان در برابر فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی سفری داد. عظمت و شکوهی لایوصف در اولین دل سپردن به وادی حق نهفته است! (که امید است روزیتان شود!) با عبارتی که در مقدمه جلد اول اسفار صدرایی است برایتان آغاز می¬نماییم آن زمان که به ما آموختند: فالواجب علی العاقل ان یتوجه بشراشره الی الاشتغال بالاهم ... آری، بر هر عاقل واجب است که با تمام شراشرش به آنچه برای او اهم است توجه نماید... و اما از "اسفار اربعه" پرسیدید، اگر به صفحات آغازین جلد(1) اسفار ملاصدرا اعلی ا... مقامه، رجوع نمایید خواهید یافت که ایشان کتاب خود را بر پایه 4 سفر آغاز نموده اند: واعلم ان للسلاک من العرفا و الاولیاء اسفار اربعه: 1) احدها السفر من الخلق الی الحق 2) الثانی السفر بالحق فی الحق 3) الثالث من الحق الی الخق 4) الرابع بالحق فی الخلق ولی خطاب به شما پرسش کننده می گوییم که : در این وادی "سخن" را جایی نیست، افتادن به میدان عمل و لحظه به لحظه آزمون شدن تحت اشراقات ربانی اصل است، اما مقدمتا این را بدانید: چون سالک قصد خانه یار کند، ابتدا باید ممتاز از خلق شود، تا فیض برتر از حق بیابد، عیب ها را فرو ریزد، اندک اندک شایستگی و نابیت یابد تا به حق برسد، آنگاه تا یک اشاره نمود، نزد یار است، او یک گزیده خدا می شود در بین خلق!! او یکی از اولیاء الله و اصفیاء الله می شود. اما طی این مراحل امکان پذیر نیست جز با تلمذ در برابر استادی فیلسوف و حکیمی متأله! شما را رجوع می دهیم به سیر علمی و عرفانی میرزا جهانگیرخان، چون به نزد استادش میرزا رضای حکیم تلمذ یافت. یا سیر عرفانی حضرت آیت الله بروجردی اعلی ا... مقامه، سیر عرفانی سید ابوالحسن اصفهانی اعلی الله مقامهم و ... که با سفر اول (من الخلق الی الحق) آغاز شد تا سفر چهارم (بالحق فی الخلق) و غرق جلوه یار شدن و بی حجاب یار را ملاقات نمودن! و رسالت داشتن در بین خلق!
پ

جهان درون اتم

5
أتم ها هم دارای روح مخصوص به خود هستند؟
پریسا از تهران
تاریخ : ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ خرداد ۱۳۸۶
و اما در درون اتم، آری دانشمندان اتم شکاف بر حرکت دوریه یا حرکت غیر دوریه (یعنی حرکت موجی) قائل اند که در درون اتم ها این حرکات حاکم اند. تا همین جا این دانشمندان نظر داده اند، ولی دانشمندان عرفان شناس که از طریق قرآن و روایات اهل بیت و بیان فلاسفه متاله استفاده نموده اند، برآنند که هر موجی و هر اوجی و هر حرکتی که در درون اتم هاست، هم ذکرِ ا... را دارد، هم ذکرِ رسول ا... را دارد و هم ذکرِ علی(ع) و حضرت فاطمه و یازده فرزندان قدیس شان. پس با این مقدمه در درون اتم ها این اذکار حق نهفته اند.
پ

تفاوت فلسفه و عرفان

6
تفاوت فلسفه و عرفان در چیست؟
حسین یزدانی
تاریخ : ۰۴ مهر ۱۳۸۵
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۸ مهر ۱۳۸۵
از نظر لغت، عرفان به معنی چشیدن است و فلسفه به معنی یابیدن است. ولی این نیست معنی واقعی اش. اگر بخواهید به مبنای اصلی آن آگاه گردید، باید با مکتب فلسفه ما در تماس مثبت باشید.

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.