besmelah
کاربرمهمان خوش آمدید عضویت
English

پرسش و پاسخ

۱۰۰۶
پ

تبعیض

1
با سلام خدمت آقای سید علی موسوی استاد فلسفه، حکمت و عرفان
می دانم که اکنون باید از شما سوالات علمی بپرسم ولی آنچه ذهن مرا به خود درگیر کرده است چیز دیگری است که استدعا دارم پاسخ بدهید.
استاد محترم چرا هر چقدر در هر اجتماعی که می روی دلسوزتر باشی برای آن فضا بی اهمیت تری!
و می بینی برای فردی که بیشتر مواظب خود و زندگی خودش است حتی در محیط کار حواسش به ایده آلها و چیدمان زندگی شخصی اش است که زیادی کم نشود، او را بیشتر از تو در کارها و امور می خوانند در حالی که تو هم آن قدر جنم داری که آن کار را انجام بدهی؟
مگر نه این است که باید وقتی وارد هر محیطی می شوی فضای خارج را پشت در بنهی و وارد شوی، زن و فرزند و آینده و ...
انگار فقط به آن محیط کاری و خواسته های آن تعلق داری حداقل تا پایان ساعت کاری که در آن فضا هستی.....
چرا کسانی که خودخواه ترند و خودپسندتر، کمتر برای کارهای محیط کار دلسوزی می کنند، چه حیف و میل ها که از هزینه ها و ابزارهای آن محل می کنند، ولی ...بله می دانم عالم محضر حق است ولی من در آن اجتماع کوچک مشغول کار هستم... به گونه ای خانه اول من، فکر اول من در زمانی حدود 9 ساعت از روز آنجا طی می شود
حتی بزرگی که در آن محیط کاری است هنگام انتخاب تو که داری این همه مراقبت و مواظبت می کنی را به راحتی کنار می گذارد و موقع اسم دادنها که می شود دیگری را می گزیند.
مدتی به مسئول بخش اعتراض کردم...
اولش گفت تو خیلی متوقع هستی ... واقعا چه توقعی؟
ولی آخرین بار گفت دلسوزانه بهت بگم .... سرتو بنداز پایین و آسته برو آسته بیا که همین را هم از دست می دهی.... هی حق حق نکن و زیادی هارت و پورت کنی این یه لقمه نان را هم از دست می دهی!
و الان من خفه شده ای هستم که با چشمان باز می بینم پاچه خواری، لبخند زدن به رئیس داشته باش ولی زیر کار قضیه هر چه هستی و هر که هستی...
واقعا چرا؟
رضا اوحدی
تاریخ : ۰۳ شهريور ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶
آری، وقتی انسان تجربة تلخی دربرخورد با اطرافیان داشته و دارد و ناکامی‌هایی در این مسیر برایش حاصل شده و می شود، ناخودآگاه روانی آزرده از اجتماع را برای او به ارمغان می آورد. در مرحلة دوم این تجربة تلخ فرضی را به عموم افراد اجتماع تعمیم می دهد و دنیا را تاریکی مطلق می بیند و به تبع آن اثرات سوء دیگر...
اما این را بدانید از آغاز خلقت بشر اولین سخن ملائک به حق همین بوده که: أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء؟! نوع بشر قبل از آنکه انسان باشد حیوانی ناطق است و خودنگر؛ موجودی که گویا همراه تپش قلب و گردش خون در پیکرش، میل و هوی او هم در تمامی افعالش سرک می کشد مگر آنکه از حیوانیت قدمی فراتر گذارد و بویی از انسانیت از او استشمام شود... این واقعیتی است که در این عالم حاکم است. اما چه باید کرد و چگونه باید زیست که تار و پود هستی انسان زخمی نشود؟
فلسفه و حکمت متعالیه که در محضر استاد آموخته ایم به ما می گوید: اولین و مهمترین موضوع در برخورد به بی عدالتی ها این است که انسان خود غنی باشد. چون هر چه خلأ درونی او بیشتر باشد، در برخورد به بی عدالتی ها و ناملایمات و کاستی های دیگران ضربة بیشتری خواهد خورد. اما اگر خود مملو از حکمت متعالیه باشد و علت و ریشة افعال مردم و انعکاس آن را به خوبی بداند، دیگر افراد را به اندازه ای که هستند می پذیرد نه بیشتر و تمام انتظارها را می بُرد... راهی نیست جز اینکه اگر احتمال تأثیر هست تذکر بدهیم ولی خویش را آلودة جدال نکنیم و بدانیم چنین بی عدالتی هایی حتی در همة زمان ها بوده و خواهد بود.
و چه خوب است در برابر ساعت هایی که انسان در برابر این بی عدالتی هاست حداقل ساعتی را برای علم و حکمت بگذارد تا اندک اندک آنقدر آگاه و مسلط شود که بتواند با افرادی این چنین مانند یک بیمار برخورد کند که نیاز به کمک دارند تا حداقل خود کمتر ضربه ببیند؛ و این دیدگاه برای یک انسان میسر نمی شود مگر اینکه زندگی خود را در جهت کمال و استغنای درون سوق دهد.
ان شاء الله موفق و موید باشید. باتشکر
منبع: سلسله تدریس های معظم له از جلد اول اسفار، بحث وجود و ماهیت

پ

امور نابسامان در اجتماع امروز

2
با سلام خدمت استاد موسوی

خدمت شما پرسشی ارسال کرده بودم که منتظر پاسخ آن هستم.

با توجه به اینکه در همین صفحه مسائل فقهی را ارجاع به دفتر مرجع تقلید داده اید شاید فکر کنید پرسش من سیاسی است و آن را پاسخ ندهید

پس ساده تر می پرسم و قصد من یافتن حقیقت است نه چیز دیگر.

از دیدگاه فلسفه، حکمت و عرفان حضور و دخالت در امور اجتماعی که در آن زندگی می کنیم تا چه حد باید باشد؟

مختصر نوشتم و واقعا نیازمند پاسخ شما هستم.

با تشکر
فاطمه ابهری
تاریخ : ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۷ مرداد ۱۳۹۶

 با سلام

در پاسخ به پرسش شما باید بگوییم اینکه انسان باید آگاه و با بصیرت زندگی کند و از وقایع روزگار بی خبر نباشد جای تردید نیست. اما برای روشن شدن مطلب نکته ای را از محاورات استاد سید علی موسوی خدمتتان ارائه می دهیم:

روزی خدمت استاد گفتیم علم و دانستن به چه درد می خورد اینهمه انسان را مسئول می کند و پر از درد! فرمودند: «یا بدان و درست عمل کن یا برو بزغاله باش.»

پ

سحروجادو

3
باعرض سلام خدمت استادموسوی،من به تازگی باهمسرم همش به مشکل میخورم ودچاربیماری روحی روانی و جسمی شدم وتوروابط زناشویی باهمسرم به مشکل خوردم چطوربفهمم ایادچارسحرشدم یانه؟ایاسحرازلحاظشرعی حقیقت داره یانه؟
سیماگرجی
تاریخ : ۰۹ مرداد ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ مرداد ۱۳۹۶
با سلام خدمت شما. این سایت یک سایت فلسفی و تفسیری است در صورتی که سوال علمی در این حوزه دارید پاسخگو هستیم. اما توصیه ما به شما این است که با توکل بر خدا و نظارت درست بر امور زندگیتان علت بروز این پدیده ها را بیابید و تلاش در رفع ان داشته باشید. در صورتیکه خود و خانواده محترمتان مقید به واجبات و احکام دین خود باشید انشاالله عوارض شر غالب بر زندگی شما نخواهد شد.
پ

روانشناسی

4
سلام استاد نازنین از محضرتون سوالی داشتم مدتی ست که دنیا رو بسیار هولناک میبینم و بسیارخوب میفهمم که انسانها چطور میخواهند تو یا هر کس دیگه ای رو پل پیشرفت خودشون بکنند شاید از دید روانشناس ها بدبینی است اما این که در دینمان آمده که اگر ذات انسان ها هویدا شود و پرده ها برداشته شود هیچ دو انسانی نمیتواند همدیگر را تحمل کنند استاد من این مساله رو واقع بینی می بینم شاید بعد مثبت این ماجرا اینه که ادم از خلق میبره و به خداروی میاره اما بدیش اینجاست که وقتی ذات کثیف بشر رو میبینی دیگر نمیتونی شاید مثل گذشته خوب باشی قدیم ها میگفتم نه من به خاطر خدا کار میکنم اما وقتی دنیا رو جنگل میبینی میفهمی نخوری خورده میشی من ناتوان شدم نمیتونم مثل گذشته بعضی توصیه های دینو رعایت کنم نمیدونم مشکلم رو خوب انتقال دادم یا نه من نمیتونم نسبت به کسی که اگر من نوعی فلان محسناتو نداشتم که (قطعا هر کسی نسبت به پایین تر از خودش امتیازاتی دارد) در مقابل اون تعیناتمو از سر بر فرض فروتنی نادیده بگیرم در حالی که محور توجه اون فرد همون تعیناته استاد با خودم گفتم شاید چهار سفر ملاصدرا دوای دردمه تا بشر رویه جور دیگه ببینم تا شاید در آن صورت بتونم تحملشون کنم و اون طوری که خدا خواسته با اونها رفتار کنند و لطفا توضیح مختصری در مورد این که در چهار سفر ملاصدرا بعد از طی هر مرحله بشر چطوربه نظر میاد و اگر بهبود حال من در گروی رسیدن به اون مقاماته الان به عنوان مسکن موقتی چه چیز من رو تسکین میده
مهدیه ش
تاریخ : ۱۲ خرداد ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶
آری، فردی که تجربة تلخی دربرخورد با آشنایی داشته و دارد و ناکامی‌هایی در این مسیر برایش حاصل شده و می شود، ناخودآگاه روانی آزرده از اجتماع را برای او به ارمغان می آورد. در مرحلة دوم این تجربة تلخ فرضی را به عموم افراد اجتماع تعمیم می دهد و دنیا را تاریکی مطلق می بیند و به تبع آن اثرات سوء دیگر...
اما این را بدانید از آغاز خلقت این بشر اولین سخن ملائک به حق همین بوده که: أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء؟! نوع بشر قبل از آنکه انسان باشد حیوانی ناطق است و خودنگر؛ موجودی که گویا همراه تپش قلب و گردش خون در پیکرش، میل و هوی او هم در تمامی افعالش سرک می کشد مگر آنکه از حیوانیت قدمی فراتر گذارد و بویی از انسانیت از او استشمام شود... این واقعیتی است که در این عالم حاکم است. اما چه باید کرد و چگونه باید زیست که تار و پود هستی انسان زخمی نشود؟
فلسفه و حکمت متعالیه می گوید: اولین و مهمترین موضوع این است که انسان خود غنی باشد. هر چه خلأ درونی او بیشتر باشد، در برخورد به حوادث و ناملایمات و کاستی های دیگران ضربة بیشتری خواهد خورد. اما اگر خود مملو از حکمت متعالیه باشد و علت و ریشة افعال مردم و انعکاس آن را به خوبی بداند، دیگر افراد را به اندازه ای که هستند می پذیرد نه بیشتر... نه آنقدر نادانسته دل می بندد و نه آنقدر بدبین می شود که عالم را وحشتبار و هولناک ببیند... 
فلسفه ای که در مکتب استاد آموخته ایم به ما می گوید پس از اینکه خودت غنی و محکم به بارآمدی بدان، که نوع انسان، هرچند خطا داشته باشد، آن خطا عارضه ای است بر ذات پاک و فطرت الهی او! نوع انسان صاحب نفس قدسی الهی است؛ هر که باشد و هر چه در نقص باشد. لذا در هنگام رخ به رخ شدن به افرادی که ناقص عمل می کنند دین به ما توصیه می کند به نفس قدسی مخاطب نگاه کنید نه به عمل نازیبای او. چه خوب است انسان خود آنقدر آگاه و مسلط شود که بتواند با افرادی این چنین مانند یک بیمار برخورد کند که نیاز به کمک دارند و خود طبیبی دلسوز شود... و این دیدگاه برای یک انسان میسر نمی شود مگر اینکه زندگی خود را در جهت کمال و استغنای درون سوق دهد.
نمونة بارز آن در احوالات معصومین علیهما السلام است که حتی وقتی مردم توهین به مقام عصمت می‌کردند با اخلاق نیکو با آنان رفتار می‌کردند یا در عفو عمومی رسول ا... که در فتح مکه صورت گرفت حضرت رسول پس از اینکه خطا و نادانی آن مردم را به آن ها گوشزد کردند، با وجودی که می‌توانست آن ها را مجازات کند ولی فرمود: هر کس به خانة کعبه پناهنده شود در امان است و بدین ترتیب با اخلاق و گذشت دل ها را نرم کرده و اسلام را گسترش دادند. 
این را بدانید که نقش فلسفه و حکمت الهی برای کمال نفس انسان است. وقتی که نفس شما نورانی شد، نورانیتش به غیر خودش هم اثر می‌گذارد. به مرور درون شما آرام می‌شود و وسوسه‌ها نابود... 
پیشنهاد ما به شما این است که حداقل یک روز در هفته برای غنای درون خود زمان بگذارید. هرچند پس از چند سال تأثیر آن را خواهید دید که اصول و مبنای تفکر شما به گونه ای دیگر خواهد شد. 
اما از اسفار چهارگانه ملاصدرا پرسیدید؛ به طوراجمال می گوییم:
بله، سفر اول: «سفر از خلق به حق» است. مرحله ای است که انسان اندک اندک چشم و نگاه و انتظارش را از دست مردم به سمت حق میل می دهد؛ و در سفر دوم که «سفر به حق در حق» است اندک اندک چشمش به جمال ها و جلوه های الهی باز می شود. این را هم بدانید که این ها قصه و افسانه نیست فقط اندکی همت لازم دارد تا به سفر سوم برسد که «سفر از حق به خلق» است. نکتة مهم اینکه پس از این مرحله، رسالت پیدا می کند دوباره به مردم نگاه کند و آنجا که لازم است بی آنکه از نواقص آن ها آزرده شود در بین خلق باشد و دردی را درمان کند؛ و سفر چهارم: «سفر به حق در خلق» است که چون رسالت خود را به خوبی انجام داده است، باوجودیکه در بین خلق است لحظه به لحظه اسرار موجودات عالم و پدیده های آن برایش روشن می شود و همیشه آرام و راضی است...
باور بفرمایید حقیقت زندگی و انسانیت این است...
ان شاء الله موفق و موید باشید. باتشکر
منبع: سلسله تدریس های معظم له از جلد اول اسفار، بحث وجود و ماهیت

پ

تحقیق پیرامون زندگی افلاطون

5
افلاطون فقط از دانش هایی که از سقراط گرفته بود به اون جملات حکیمانه رسیده بود ویا نه از جهانگردی که پس از مرگ سقراط پیش روی خود گرفته بود رسیده بود به اون جملات حکیمانه
سارا کرمی مرصع
تاریخ : ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۱۱ مهر ۱۳۹۶

با عرض سلام و پوزش جهت تاخیر در پاسخگویی به سوال شما

در پاسخ به این سوال که کلمات حکیمانه افلاطون از اثرات علم سقراط بود یا نتیجه جهانگردی وی؟ باید بدانیم افلاطون قبل از آشنائی با سقراط در مسیر سفر و موسیقی ... بود ولی با آشنائی با سقراط و مکتب فلسفی وی هر آنچه شعر داشت همه را سوزاند و به سوی علم فلسفه رفت. از اینجا معلوم می شود استاد درون او را متحول کرده بود و تا زمانی که سقراط زنده بود شاگردی وی را می‌کرد. ولی پس از مرگ سقراط به جهانگردی پرداخت و سپس به آتن بازگشت و از آموخته هایی که استاد درون او ریخته بود در باغی که به نام اکدمه بود به پرورش شاگردانی پرداخت و علم خود را به سینه آنها انتقال داد. اما از همه مهم تر این است که بدانیم علم و اخلاق یک استاد عالی، جوششی در اوایل تلمذ وی بروز می کند اما بعد از مدتی منش و علم استاد وقتی در رگ و خون وی شاگرد اثر گذاشت قدم های بعدی را شاگرد را متلاله تر می سازد و مصداق این جمله که نسل دوم علمی(شاگرد) قوی تر از نسل اول(استاد) باشد حاصل می شود و اگر چنین نباشد عالم علم در رکود طی می شود. 

پ

6
با سلام خدمت شما استاد گرامی. در بخشی از مقاله مقدمات ولادت حضرت محمد مصطفی ص در سایت شما خواندم که علت اینکه خداوند بهشت و جهنم و این دنیا و آخرت را خلق کرد پیامبر اکرم ص هستند پس علت تداوم و ماندگاری این دنیا پس از رحلت پیامبر اکرم ص چیست ؟؟؟؟ با تشکر از سایت مفید شما ...
یگانه سادات حسینی
تاریخ : ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
ج
نام پاسخگو: فیلسوف متاله استاد موسوی
تاریخ پاسخ: ۲۲ شهريور ۱۳۹۶
با سلام و با عرض پوزش از تاخیر در پاسخ به پرسش شما.
رسول اول ما خلق ا... هستند و جهان و جهانیان طفیل وجود اویند. این یک واقعیت است و جای تردید نیست. اما این را هم بدانیم که تا ظرف درون از معارف و علوم الهیه پر نگردد فهم و درک این حقائق مشکل است. 
این قدر بگوییم که انسان دو بعد ماده و مجرد دارد. ماده همان اندازة جسمانی است که قابل دیدن و لمس است. اما بعد مجرد لا اندازه و غیرقابل لمس است و در محدودة مکان و زمان نیست.
در اینجا بحث در آن بعد مجرد و وجود مبارک حضرت رسول(ص) هست که نابود نشده و نخواهد شد. آن عینیت ازلیه و جلوة حق که معنای نون و القلم است که با رحلت ظاهری و جسمانی حضرت از بین نمی رود. 
در صورتی که چند صباحی به درس فلسفه و حکمت متعالیه بنشینید و حقیقت تفسیر آیات قرآن را بیابید بسیاری از این حقائق بیش از پیش بر شما برملا خواهند شد. موفق باشید. 
منبع سراج منیر

[1]  2  3  4  5  6  ... > >> >>|

سوالات خود را بپرسید

سایت اینترنتی فیلسوف متاله استاد سید علی موسوی پاسخگوی پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما می باشد.

توجه: در مورد سوالهای احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید.