<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی

سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی

                      سر دانش در اسرار جهان- 15 تیر  1387 ه.ش

«بسمه‌تعالي»

سر دانش در اسرار جهان

به لؤلؤ و مرجان ارمغانی از جهان علم رسمی و عرفانی گوش جان را پر نمایید:

توجه داشته باشید خیزش نوک قلم پیرامون دو پدیده معظم جهان بر سطح کاغذ به لرزه درآمد:

بخشی از آن پدید  آورندگان دانش زمان اند، و بخشی از آن پدیدآورندگان دانش جان واقعیات و حقائق اند.

توضیحاً: گروهی علم را برای شأن و عظمت و غایت فکری خود جستند، مثلا آنچه انیشتن داد، هیروشیما را منقلب کرد و ده ها و صدها سر و تن در لحظه به هوا شدند، هگل آنچه را گفت شک مهمی به دل ها فرو ریخت،  کانت آنچه گفت خواست ریشه بسیاری از حقائق را نادیده بگیرد، این کالای علمی این ها و امثال!!

و اما دانشمندانی مانند سید مهدی بحر العلوم، سید محمد باقر میرداماد، صدر الدین شیرازی، محمد بن یعقوب کلینی، شیخ مفید، شیخ مرتضی انصاری آنچنان از امیال و جاه طلبی ها رها شدند که در معضلات علمی خویش از آستان اکسیر علوم و غیب الغیوب حجت بن الحسن (عج) بهره می گرفتند، و به دگران ایثار می نمودند!!

 آیا علم این دو گروه یکسان است؟!!

آیا بشریت پیش از سفر به وادی علم به این اندیشه نمودی که هر چقدر مظروف(علم) عالی باشد، اما در ظرفی نجس یا کثیف(صاحب علم) ریخته شود، عفن خواهد شد؟

دانشمند معظم فیلسوف متاله حضرت استاد دکتر سید علی موسوی: آنچه را به جرأت فریاد داریم این است:

آیا در پرتو علمی که اساس آن در تعین و تشخص صاحبش طی شود، جرثومه های ناپاک و پر عیب و خلل پاک می شوند؟ اضطرابهای جهل آرام می شوند؟ یعنی کاوش علومی که حد آن در امیال شخصی صاحب آن علم به پایان رود، می تواند جهان تاریک و ظلمانی وحشت جهل را به روشنایی ببرد؟؟!!! یا علومی که از جان حقائق و نیروهای سماوی و علوی و روحانی و الهی پدید می آیند؟!

بسیاری می گویند جهان علم آنچنان با سرعت در پیش است که نه خود علم نیاز به مبیّن و مفسری معصوم دارد و نه صاحبان علم!!

ولی ما پاسخ می دهیم هر چه علم قوی تر شود، این نیاز هم برای نفس علم و هم برای صاحبش بیشتر می شود. (یعنی نیاز به مفسری معصوم و وارسته خواهد داشت).

در عصر حاضر که به اصطلاح عصر علم و دانش است، به وضوح می یابیم: میل حیوانی، غضب، حس جاه طلبی، حس برتری طلبی، افزون طلبی و خودپرستی و ستمگری بشر بیداد می کند، آیا علم در چنین ظرفی حقیقتش آشکار خواهد شد؟

آیا علم امروز توانسته روح عدالت و تقوا و عفاف و راستی و درستی را جایگزین زشتی ها نماید؟  یا کاملا برعکس!! غرائز بشری دیوانه تر از سابق گشته و فرشته علم در خدمت دیو شهوت قرار گرفته و بشر را به جای خضوع و عرفان و معرفت مغرورتر و درنده تر و افروخته تر به بار آورده؟!!  و بدین جهت علمی که باید همواره انیس درونی انسان باشد به چهره مخوف و به صورت بزرگترین دشمن انسان در آمده!!

آنچه مسلم است علم محض نتوانسته ماهیت چنگیزها و نادرها و سزارها را عوض کند، تیغ یک زرعی آنها را تبدیل به موشکها و بمب اتمها و هیدروژن ها نمود. آیا این علم نیاز به مبیّنی معصوم ندارد؟

لذاست "توماس" گوید: علم کدامست؟ سرگردانم کرده اند. هر علمی را معرف شدند، پس از مدتی که می روم  چیزی مرا حاصل نمی شود.

او علم را عبارت از قرار دادهای طبیعی برگرفته از حواس جسمانی داند ولی گوید این علم به غایت محدود است. بنابراین اگر انسان بخواهد از سرگردانی ها و حیرانی های وحشت زای چهره های پرخطر آرام گردد، به جایی راه نمی یابد جز از طریق الهام و مکاشفه غیبی و باید بشر از جهان دگر و عین دگر مدد گیرد!

ویلیام جیمز گوید:  دین همیشه نشانه هایی از گوهری است  که علم و عقل بشر به آن جا راه نداشته جز با امداد غیبی!

آری، برای راهیابی به حقیقت علم، نیاز بشر برای اتصال به انوار ملکوتی امام معصوم و غیب الغیوب حق مولانا حجت بن الحسن(عج) بعنوان یک اصل است.

اگر سر این خواهی کودک وار به زانوی تعلیم در برابر استادی حکیم بنشین و این داستان فراگیر که هر کس به وادی عرفان نفس رود می یابد هزار قدم کوشاگر به گرد یک قدم عارف و شاهد نرسد!

لذاست مفتخریم، به همه جهان و جهانیان که در حریم حرم استادی هستیم که چون در برابر اشراق نگاهش خود را عرضه می‌داریم چون تابش نور بر بلور آنچه در درون نهفته داریم منشور می شود و خطابش را شنواییم که:
تا کی غرق در امیال؟!!

تا کی غرق در خود محوری و خود خواهی؟!!

و ...

هزار هزار نکته ناگفتنی که باش و بیاب!

 

منبع:

نظرات بازدیدکنندگان:

نام:
ایمیل:
نظر: