<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی انسان ملكوتي بارقه‌ اي است در گرداب ظلمات-25بهمن 1386

 بسمه‌تعالي

انسان ملكوتي بارقه‌اي است در گرداب ظلمات

گروهي از فلاسفه در تعريف انسان گفته‌اند: الانسان حيوان ناطق
گروهي از فلاسفه در
تعريف انسان گفته‌اند: مجموع النفس و البدن

آري، تو هم در يك نگاه مي‌تواني هيئاتي را تحت عنوان "آدم" ببيني! حضرت صدرايي نام اين‌ها را "بشر طبيعي" گذاشته‌اند. يعني آن كه چشم او دنياي او، پاي او دنياي او، فكر او دنياي او، ميل او دنياي اوست. آن كه چهره‌اش با رخ به رخ شدن دنيا سرخ و زرد مي‌شود و رگ‌هاي گردنش از شدت توجه به آن متورم!

همان كه دياژونس گفت:

        آن يكي با  شمع برمي‌گشت روز                          گرد هر بازار دل پر عشق و سوز

       بوالفـضـولـي گـفـت او را اي فلان                          هين چه جويي تو هر سو با چراغ

       گفت من جوياي انسان گشته ام                          مي نيابم هيچ  حيران  گشته ام                 

       گفت  مردي  هست  اين  بازار  پر                          مردمانند   آخر   اي   داناي   حر

آري، در بعضي از مغازه‌ها را كه بگشايند در نعلبند آن آدمي است، وسط آن آدمي دگر، آخر مغازه ديگري به طمع دنيا گرد آمده‌اند. آري، اين‌ها آدم متعارف زندگي‌اند. اما هدف ما آن "آدم" نيست.
ما از انسان ملكوتي سخن داريم آن كه از دائره بشر طبيعي رها شده، آن كه از بزنگاه سبعيت و حيوانيت و شيطانيت رميده، نفس ناطقه‌اش را در وادي علم فلسفه، حكمت و عرفان به سير واداشته.

آري، با تو سخن مي‌گويم: اي مخاطب ما!

هر كه هستي هر جا هستي و غرق هر چه هستي بدان!

در گوشه گوشه اين عالم هستند، آري، اندك‌اند اما هستند، شايد از ده ميليون يك نفر!! اما هستند آن فيلسوفان و محققاني كه گمنام و ناشناخته مصداق انسان ملكوتي هستند و بقول حضرت صدرايي:

كلما كملت النفس صار البدن اصفي و الطف!

يعني هرآنگاه كه نفس قدسي آنان به مبدأ خيرات پيوست شود، جسم و جان و شكل و روان و هيئت آنان روحاني و نوراني و مصفا مي‌شود به نحوي كه اتصال نفس قدسي به حق قوي شده تن او را هم روشن ساخته،‌ اصفي و الطف نموده.
آري، او ظاهرش خون است، ظاهرش پي است، ظاهرش رگ است، ولي واقعش عين نفس است. چشم او عين نفسش شده! چشم او الهي شده! گوش او الهي شده! تفكر او الهي شده! اراده او نيز الهي!

تنسلخ عن بدنها و تصير كعريان يطرح ثوبه!

او جسم ناسوتي را به جسم ملكوتي تبديل نموده؛ از بشر ناسوتي رها شده و به انسان ملكوتي بدل گشته. و اين‌ها گوهرهاي تابان جهان امروز‌ اند كه اشعه روحاني آنان بسياري از ظلمات جهل و بي‌ساماني را با بارقه‌هاي خويش افاضه مي‌نمايند.

و تو اي انسان!

هر آنگاه او را يابيدي به حريمش بمان تا از اكسير كمال او بهره‌ها يابي!!

 

منبع:صفحه 98جلد(9) اسفار حضرت ملاصدرا(اعلي‌ا...مقامه)

رساله مقامات و منازل انسان(مرحله4) صفحه481 (حاصل تدريس و تحقيقات محقق و فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي)

نظرات بازدیدکنندگان:

نام:
ایمیل:
نظر: