|
بسمهتعالي
گزيدن نابهاي
درون
تابحال انديشيدهايد سير
حياتتان طبق چه اصالتي است؟!
يعني اساس و ستون تفكر شما و عقيده
شما بر كدام پايه استوار است؟!
آيا در زندگي، در انتخابها و در
رفتارها "عقل" براي شما اصل است؟ "تصور" اصل است؟ "ماهيت"
اصل است؟ "واقعيت"؟
يا "عمل"؟ و يا "احساس"؟
چگونه بايد در اين باره به كاوش
پرداخت؟
براي اين كه زيباتر و روشنتر از
اين نظرات بهره گرفته شود اشارهاي به بعضي مكاتيب ميشود:
مثلا مكتب
راسيوناليسم قائل به اصالت عقلاند. كه اين موضوع اصالت عقل از
مشكلترين، پربارترين و مهم ترين مباحث علمي در جهان است. اينان مي گويند
نظر خودمان براي خودمان اصل است.
از آنجمله توماس گويد: بشر بايد دل
را رها كند آنچه عقل اش ميگويد پذيرا باشد. آنان كه اين نظر را پذيرا شوند
چه جوابي خواهند داد؟
در برابر مكتب
پراكماتيسم قائلين به اصالت عمل و مادهاند ميگويند آنچه در عالم اصل
است كار است و كار و كار
و ماده. جز اين بهايي در عالم نيست و به
احتمالي راسل و طرفداران او هم با اين نظر همراه باشند.
ناگفته نماند
طرفداران اين مكتب سرانجام كارشان به پوچي و نااميدي ميرسد.
ديگر از مكاتيبي
كه از ديدگاه ما قابل وصف و تعريف است، مكتب رئاليسم است يعني
واقعيتگراها. اين مكتب مربوط به عرفاست بيشتر از عرفا رئاليسماند. يعني
واقعيت ها را در عالم اصل دانستهاند. كه متن قرآن كريم و عقل و مذهب اين
را به خوبي پذيرفته است. يعني بودنها نه شدنها .
|