|
«بسمهتعالي»
دریافت جلوه ولایت_ مرحله دوم
خلیل جبران یکی از ارکان صنعت ادب عربی بود. او از مؤسسان
انجمن رابط القلمیه
بود. او
در بشرای لبنان در سال 1883 میلادی به دنیا آمد. و در سال 1931 مرد.
او هم نویسنده بود، هم شاعر و هم نقاش متجددی بود. یعنی تمام صفات
عالی علمی در او جمع بود. او کتابهایی به زبانهای انگلیسی و عربی نوشته
است.
از هر جهت او
که میخواهد حضرت علی(ع) را در دانشگاه نیویورک به نسل دانشگاهی معرفی کند،
با همان زبان انگلیسی بگوید:
علیای که من تحقیق کردم کیست؟
این عبارت را بیان کرده: «بعقیدتی جاوره روح
الکلیه» به عقیده من علی(ع)
یک آدم معمولی نبوده، او روح کلی عالم است.
«بعقیدتی هو جار ا...» به عقیده من
خدا یک همسایه دارد و آن علی است!
او می گوید: علی(ع) همسایه خداست، او مردی بود که تنها با روح کلی
عالم سیر کردی.
چنانی که مقام معصوم میفرمود:
اللهم لا تخل الارض من قائم : بار خدایا زمین را از حجت خود خالی
مگردان!
(حسن(ع) هم عین علی(ع) است، حسین(ع) هم عین علی(ع) است، تا مولانا
حجت بن الحسن(عج) همه عین علیاند).
چون اگر زمین خالی از علی(ع) باشد هر چه دارد به خودش فرو می کشد!!
علی(ع) است که باید زمین و زمینیان را حفظشان کند.
عبارت دیگری دارد می گوید: زمان با علی(ع)
در ارزش است.
یعنی اگر علی(ع) نبود نه شب ارزش داشت و نه روز ارزش داشت. نه خورشید
بها داشت و نه ماه!!
او گفت: علی(ع) با روح یقین به خدا متصل بود!
فرمود: لو کشف الغطاء مازددت یقینا اگر
همه پردههای آسمان و زمین و کوهها و دریاها و گیاهان و همه و همه برچیده
شوند بر یقین علی(ع) افزوده نمیگردد!
این عظمت و شکوه سیدنا امیرالمؤمنین علی(ع) است که ممتازترین قلههای
رفیع ولایت را به همراه دارد.
"ولایت"
چیست؟
"ولایت" به معنی سلب اختیار از خود، انتخاب فرمان از یار است. (اگر
کسی اینگونه بود، میشود ولایت دار). اما اگر غیر این بود هر چه میگوید
قصه است.
در ولایت یک چیز اصل است: آن هم تسلیم
در برابر فرمان یار! آنچه در ولایت اهمیت دارد "جذبه" است.
"جذبه" همان سلب
اختیار از خود است!
اگر کسی در جذبه علی(ع) قرار بگیرد، هر جا علی(ع) برود او هم میرود،
اما اگر در جذبه قرار نگیرد خود را خسته نموده بر خود جفا کرده!
چنانی که اگر سیارات عین خورشید شوند، جذب خورشید میشوند. هر جا
خورشید باشد سیارات هم همان جا هستند. هر جا علی(ع) باشد مجذوبهای علی(ع)
هم همان جا خواهند بود!
پس قرب مکان اصل است، اگر در جاذبه نباشد قرب مکان در او اثر
نمینهد!
طبق قانون دوم کپلر هر چه به مرکز
نزدیک تر گردد، سرعت و شوق قویتر می شود.
همه بدانند هر چه به مرکز و هدف نزدیکتر
شوند، سرعت آنها باید بیشتر شود؛ منظور از سرعت نه هیئت
فیزیکی اوست بلکه روان شوق اوست.
و اما طبق
قانون سوم کپلر
همیشه اصلها در مقیاسها اصلند نه در نامها. یعنی آنکه باید مقیاس شود به
سویش روند. اصل، آن محور است، دگران بها ندارند...
ادامه مقاله دريافت جلوه ولایت در مراحل بعد تقدیم خواهد شد. |